|
![]() |
|
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن; (1) ماه رمضان [همان ماه] كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است.
انا انزلناه فى ليلة مباركة; (2) ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم.
انا انزلناه فى ليلة القدر; (3) ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.
مىدانيم كه پيامبر در چهل سالگى (610 يا 611 م.) در شهر مكه به رسالت مبعوث گرديد. نيز مىدانيم كه آغاز بعثت در غار حرا با نزول آياتى از سوره مباركه علق همراه بوده است و ميان مسلمانان در اين مساله اتفاق نظر وجود دارد. اما در اين كه بعثت در چه زمانى رخ داده است، نظرها مختلف است و همين، باعث اختلاف در زمان نزول قرآن نيز گرديده است.
1. بيست و هفتم رجب.
2. هفدهم رمضان.
3. هيجدهم رمضان.
4. بيست و چهارم رمضان.
5. دوازدهم ربيع الاول. (4)
(5)
7. هشتم ربيع الاول.
8. سوم ربيع الاول. (6)
شيعه معتقد است كه بعثت در 27 رجب اتفاق افتاده است; به دليل روايات متعددى كه از عترت طاهره در اين زمينه وجود دارد. آنان كه خود اهل بيت نبوتند بهتر از هركس از زمان نبوت باخبرند و در تعيين زمان و مكان آن از همه شايستهتر. روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1. شيخ طوسى در امالى خود روايتى را از امام صادق(ع) نقل مىكند كه فرمود:
در روز بيست و هفتم رجب، نبوت بر رسول خدا نازل گشت. هر كه اين روز را روزه بگيرد، ثواب كسى را دارد كه شصت ماه روزه گرفته باشد. (7)
2. از امام كاظم(ع) نقل است كه فرمود:
خداوند محمد(ص) را، كه رحمت براى جهانيان است، در بيست و هفتم رجب به پيامبرى برگزيد. هركه اين روز را روزه بگيرد، خداوند ثواب روزه شصت ماه را برايش ثبت مىكند. (8)
3. امام صادق(ع):
روزه روز بيست و هفتم رجب را ترك نكن; زيرا روزى است كه پيامبرى بر محمد(ص) نازل گشته و ثواب آن، مانند شصت ماه است. (9)
(10)
دانشمندان اهل سنت براى اثبات بعثت در ماه رمضان به آيات سوره بقره، دخان و قدر استناد نمودهاند. آنان مىگويند در تمام قرآن نامى از رجب و بعثت در آن وجود ندارد. آنچه هست، دلالت صريح و روشن آيات استبر اين كه: قرآن در ماه رمضان (شهر رمضان الذى...) در شب مباركى (ليلة مباركة...) كه همان شب قدر است (انزلناه فى ليلة القدر) نازل گشتهاست، و چون بعثت هم، همراه با نزول قرآن بوده، بنابراين بعثت در ماه رمضان به وقوع پيوسته است.
در پاسخ به اين استدلال بايد گفت، اولا: آيات سهگانه فقط به زمان نزول قرآن دلالت دارند; اما محل نزول در اين آيات مشخص نگرديده است و اين مساله كه مراد از اين نزول، همان نزول در غار حرا باشد، از هيچ يك از آيات فوق به دست نمىآيد.
ثانيا: ظاهرا آيات 185 بقره و اول سوره قدر، دلالت بر نزول همه قرآن در ماه رمضان و شب قدر دارند. دلالت آيه سوم سوره دخان، بر نزول يكپارچه قرآن صريحتر و روشنتر است: حم × والكتاب المبين × انا انزلناه فى ليلة مباركة. (11) در اين آيه، مرجع ضمير «انزلناه» «كتاب» است كه قرآن به آن سوگند خورده است و به روشنى دلالت دارد كه مجموعه آيات قرآن و كتاب الهى مورد نظر است; در حالى كه در آغاز بعثت تنها پنج آيه از سوره علق نازل گشته است. بنابراين نمىتوان گفت اين آيات، ناظر به مساله بعثت پيامبرند.
نويسنده كتاب ارزشمند التمهيد مشكل را به گونهاى ديگر حل نموده است. وى مىگويد:
براساس روايات اهل بيت بعثت در ماه رجب اتفاق افتاده، ولى نزول قرآن به عنوان كتاب آسمانى و قانون جاودانه الهى پس از سه سال فاصله بر پيامبر نازل گشته است. در اين سالها پيامبر دعوت مخفيانه داشته كه روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد. پس از گذشتسه سال از بعثت، آيات 94 و95 سوره حجر، نازل گرديد: فاصدع بما تؤمر واعرض عن المشركين × انا كفيناك المستهزئين; پس آنچه را بدان مامورى آشكار كن و از مشركان روى برتاب كه ما [شر] ريشخندگران را از تو برطرف خواهيمكرد.
از اين زمان به بعد، نزول پيوسته قرآن آغاز گرديد.
از طرف ديگر رواياتى وجود دارد كه مدت نزول قرآن را بيستسال ذكر نموده است. نتيجه مىگيريم كه آغاز نزول قرآن از آغاز بعثت، سه سال فاصله داشته و در شب قدر ماه رمضان بوده است. (12)
آنچه از بيان فوق و ديگر مطالب التمهيد به دست مىآيد نكات زير است:
1. هيچ ارتباطى ميان مساله بعثت و نزول قرآن وجود ندارد.
2. آيات اوليه سوره علق در آغاز بعثت، جنبه بشارت داشته به عنوان نزول به حساب نمىآيد.
3. آغاز نزول پيوسته قرآن به عنوان كتاب آسمانى از ماه رمضان و پس از سه سال از بعثت پيامبر بوده است.
4. مدت نزول قرآن بيستسال بوده است و روايات آن را تاييد مىكند.
5. مراد از نزول قرآن در ماه رمضان، آغاز نزول است; چرا كه مبدا تاريخ در وقايع مهمى كه امتداد زمانى دارند از همان آغاز، ثبت مىشود.
آنچه پايه و اساس استدلال نويسنده محترم است دو گروه از رواياتند:
1. روايات تاريخى كه مدت دعوت مخفيانه پيامبر را در مكه سه سال اول بعثت ذكر مىكنند، تا آن كه آيه «فاصدع بما تؤمر...» نازل مىشود.
2. رواياتى كه مدت نزول قرآن بر پيامبر را بيستسال گفتهاند، نه 23 سال.
اما به نظريه التمهيد چند اشكال وارد است:
اولا: آنچه از على بن ابراهيم قمى، يعقوبى و محمد بن اسحاق(در ص81) نقلگرديده و نيز فرمايش امام صادق(ع)، كه همگى بر دعوت مخفيانه در طول سه سال اول بعثت دلالت دارند، تنها به مساله دعوت مخفيانه اشاره مىكنند و در هيچيك از آنها، به عدم نزول آيات در طول اين سه سال اشاره نشده است; به عبارت ديگر منافات ندارد كه سه سال، دعوت مخفيانه باشد و قرآن نيز نازل شده باشد - كه البته چنين نيز بوده است - و اين ادعا كه در طول اين سه سال فقط همان پنج آيه اول سورهعلق نازل گشته، به نظر شگفت مىرسد; زيرا نه با واقعيت تاريخى سازگارى دارد و نه روايات فترت دعوت مخفيانه بر آن صحه مىگذارد.
ثانيا: گفته شده نزول پيوسته قرآن به عنوان كتاب آسمانى، پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر. ..» بوده است; در حالى كه اين آيه از آيات سوره مباركه حجر است، كه از سورههاى مكى مىباشد و براساس جدول ترتيب نزول سورهها، كه التمهيد، خود از روايت ابن عباس و جابر بن زيد و ديگران نقل كرده، سوره حجر، پنجاه و چهارمين سوره قرآن است. (13)
اگر چنين ترتيبى كه التمهيد بر صحت آن اصرار دارد، صحيح باشد، بايد قبول نمود كه قبل از آيه «فاصدع بما تؤمر...» پنجاه و سه سوره نازل شده و اين تاييدى است بر اين كه دعوت مخفيانه منافاتى با نزول قرآن نداشته است.
ثالثا: چه بسا، نياز پيامبر به نزول آيات قرآن، در آغاز بعثت، بيش از هر زمان ديگر بوده است; اين امر را كثرت سورههاى مكى در مقايسه با سورههاى مدنى، و همين طور فراوانى نزول در فترت سه ساله (53 سوره) در مقايسه با بقيه سورههايى كه پس از آن در دوران دعوت علنى در مكه نازل گرديدهاند، تاييد مىكنند.
رابعا: روايات ديگرى داريم كه مدت نزول قرآن را 23 سال ذكر كردهاند.
خامسا: رواياتى كه التمهيد از كتاب كافى و تفسير عياشى براى اثبات نزول بيستساله قرآن ذكر نموده دقيقا خلاف مدعا را ثابت مىكنند.
در تمام اين روايات، نزول قرآن در ماه رمضان به معناى نزول در بيت المعمور تفسير گشته است. البته در التمهيد تنها قسمتى از روايت مورد استناد قرار گرفته ولى ما متن كامل آن را ذكر مىكنيم:
حفص بن غياث مىگويد: از امام صادق پرسيدم: قرآن چگونه مىگويد: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن» در حالى كه در طول بيستسال از اول تا آخر آن نازل شده است؟
امام فرمود:
نزل القرآن جملة واحدة الى البيت المعمور ثم نزل في طول عشرين سنة; (14) قرآن يكمرتبه به بيت المعمور نازل شده، سپس نزولش در طول بيستسال بوده است.
نزول قرآن در بيت المعمور در روايت عياشى، كه مورد استناد التمهيد قرار گرفته، نيز وجود دارد. در اين روايات بر خلاف استفادهاى كه از آنها شده، تاكيد بر نزول قرآن در بيت المعمور است; آن هم به صورت يكپارچه، نه آن كه آغاز نزول از ماهرمضان بوده است.
سادسا: التمهيد در پايان بحث براى تاييد سخن خود و رد نزول قرآن در بيتالمعمور، كه صدوق به آن معتقد است، به گفتارى از شيخ مفيد استناد مىكند كه وى گفته است:
آنچه را صدوق - رحمه الله - در اين باب آورده (همان روايت) اصل آن، حديث واحدى است كه نه موجب علم است و نه عمل.... (15)
جالب اينجاست كه وقتى اثبات نزول قرآن در بيستسال مورد نياز است به ذيل همين حديث استناد مىشود! اما زمانى كه ابطال قول به نزول قرآن در بيت المعمور (صدر حديث) مورد نظر است، گفتار شيخ مفيد مورد استناد قرار مىگيرد و حديث، خبر واحدى مىشود كه هيچ ارزش و اعتبارى ندارد!
سابعا: برداشت از آيات سهگانه نزول قرآن به اين صورت، كه مراد آن آغاز نزول قرآن است و نه نزول كل قرآن، برداشتى خلاف ظاهر است و همان گونه كه گفتيم هرسه آيه و بهويژه آيه سوم بر نزول جميع قرآن دلالت دارند.
در اين زمينه مطالب ديگرى وجود دارد كه در فصل آينده از آنها سخن خواهيم گفت.
1. بعثت پيامبر اكرم(ص) همراه با نزول آياتى چند از سوره علق و در 27 رجب اتفاق افتادهاست، و به اين امر در روايات فراوانى از ائمه: تصريح شده است.
2. آيات سهگانه نزول قرآن در شب قدر ماه رمضان دلالت ندارند كه محل نزول، غار حرا بوده است. بنابراين براى تعيين زمان بعثت نمىتوان به اين آيات استناد نمود.
3. براساس روايات بسيارى، اين آيات به نزول ديگرى و در محلى متفاوت با نزولى كه در آن بعثت رخ داده است، اشاره مىكنند.
4. از ظاهر آيات مورد اشاره، نزول همه قرآن استفاده مىگردد كه اين امر نيز بيگانگى اين آيات با مساله بعثت و تاريخ آن را اثبات مىكند.
1. بقره (2) آيه 185.
2. دخان (44) آيه 3.
3. قدر (97) آيه 1.
4. ر.ك: بحار الانوار، ج18، ص190; التمهيد، ج1، ص78.
5. پژوهشى در تاريخ قرآن، ص 38.
6. التمهيد فى علوم القرآن، ج1، ص78.
7. وسائل الشيعه، ج7، ص330.
8. همان.
9. همان، ص357. لاتدع صوم يوم سبعة و عشرين من رجب، فانه اليوم الذي انزل فيه النبوة على محمد(ص) و ثوابه مثل ستين شهرا لكم.
10. ر.ك: وسائل الشيعه، ج7، ابواب 15 و 19 از ابواب صوم مندوب و ج5، باب استحباب صلوة ليلة المبعث و يوم المبعث.
11. دخان (44) آيه 1 - 3.
12. ر.ك: التمهيد فى علوم القرآن، ج1، ص81 و 82.
13. همان، ج1، ص105.
14. اصول كافى، ج2، ص269; الميزان، ج2، ص29.
15. التمهيد، ج1، ص92.
|
![]() |
|