|
![]() |
|
و انه لتنزيل رب العالمين × نزل به الروح الامين × على قلبك لتكون من المنذرين; (1) و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است. روح الامين آن را بر دلت نازل كرد، تا از [جمله] هشداردهندگان باشى.
علامه طباطبائى گويد:
منظور از «قلب» در فرهنگ قرآن كريم، عضو صنوبرى شكلى كه سمت چپ بدن قرار دارد نيست; بلكه نفس انسانى است كه داراى ادراك است و همه احساسات و اراده انسان بدان وابسته است. بسا چنين تعبيرى (نزول بر قلب پيامبر) اشاره به اين باشد كه نفس شريف آن حضرت بدون مشاركتحواس ظاهرى وحى را تلقى مىنموده است. (2)
به سخن ديگر پيامبر با تمام روح و روان خويش وحى را دريافت مىنموده است و چشم و گوش ظاهرى در اين امر دخالتى نداشتهاند. اگر جز اين بود، مردم ديگر نيز مىتوانستند همه آنچه را پيامبر مىبيند و مىشنود، ببينند و بشنوند.
از روايات نزول غيرمستقيم وحى چنين برمىآيد كه در اين مرحله امر بر پيامبر دشوار نبوده است. گاه جبرئيل به صورت بشرى متمثل مىشد و به حضور پيامبر مىرسيد. در نقلى از امام صادق(ع) آمده است:
(3)
جبرائيل هنگامى كه به حضور پيامبر مىرسيد، مانند بندگان مىنشست و بدون اجازه وارد نمىشد.
اين روايت عظمت و جلالت پيامبر اكرم(ص) را در مقابل جبرئيل، كه قرآن از او به «شديد القوى» تعبير مىكند، نشان مىدهد. بنابراين دريافت وحى از طريق جبرئيل كار دشوارى نبوده است. گفتهاند كه جبرئيل به صورت دحية بن خليفه كلبى در برابر پيامبر ظاهر مىشدهاست; چرا كه دحيه، زيباترين انسان در مدينه بوده است. (4)
گرچه جبرئيل، امين و حامل وحى الهى بوده، اما آيات قرآن با تشريفاتى خاص و به صورت كاملا حفاظتشده توسط گروهى از فرشتگان الهى همراهى مىشده است:
كلا انها تذكرة × فمن شاء ذكره × فى صحف مكرمة × مرفوعة مطهرة × بايدى سفرة × كرام بررة; (5) زنهار، اين آيات پندى است. تا هر كه خواهد از آن پند گيرد. در صحيفههايى ارجمند، والا و پاك شده، به دست فرشتگانى، ارجمند و نيكوكار.
اين احتمال وجود دارد كه ترتيب چنين تشريفاتى به دليل مصونيت وحى الهى از هرگونه دستبردى از جانب شياطين و جنيان بوده است و به همين جهت گروهى از فرشتگان به همراهى امين وحى، آيات قرآن را همراهى مىكردند.
1. وحى غيرمستقيم، شدت و سنگينى وحى مستقيم را نداشته است.
2. براساس آيات 192 تا 194 شعراء، پيامبر هنگام نزول آيات بر قلبش توسط جبرئيل، با تمام وجود وحى را دريافت مىنموده است و چشم و گوش ظاهرى در تلقى وحى دخالتى نداشتهاند.
3. گاه جبرئيل به صورت انسانى متمثل شده و به حضور پيامبر مىرسيده است. (6)
1. وحى را تعريف كنيد.
2. چرا نمىتوانيم به حقيقت وحى پيامبران پى ببريم؟
3. چهار مورد از استعمالات وحى را در قرآن كريم با بيان مفهوم آن ذكر كنيد.
4. آيهاى از قرآن را كه در آن اقسام وحى پيامبران ذكر شده همراه با توضيح مختصر بيان كنيد.
5. درباره كيفيت وحى مستقيم، چه مىدانيد؟ توضيح دهيد.
1. به عقيده برخى، پديده وحى ناشى از نبوغ پيامبران بوده است. آيا اين نظريه صحيح است؟ چرا؟
2. آيا «عقل» و «وحى» باهم موافقند؟ مخالفند؟ و يا اساسا از هم بيگانهاند؟ تحقيق كنيد.
3. بعضى با توجه به آيه شريفه «و اوحى فى كل سماء امرها»، (7) وحى به آسمان را نيز در شمار استعمالات وحى در قرآن قرار دادهاند. نظر شما چيست؟
4. گروهى از مفسران با نظر به آيات اوليه سوره نجم، گفتهاند: جبرئيل در دو مورد به چهره اصلى خويش بر پيامبر نازل گشت. آيا چنين سخنى صحيح است؟
5. دحية بن خليفه كلبى كيست؟
1. شعراء(26) آيه 192 - 194.
2. الميزان، ج15، ص317.
3. بحار الانوار، ج18، ص256; الميزان، ج18، ص79.
4. التمهيد فى علوم القرآن، ج1، ص36.
5. عبس (80) آيه 11-16.
6. جهت توضيح معناى تمثل ر.ك: الميزان، ج14، ص36.
7. فصلت (41) آيه 12.
|
![]() |
|