next page

fehrest page

back page


از نظريه تا عمل

تمرينات زير بدين منظور طرحريزى شده تا به دانشجويان كمك كند. آنچه را در سه فصل گذشته يادگرفتهاند به كاربرند ونيز به آنان كمك كند تا مطالب بيشترى در مورد سالهاى نخستين مدرسه فراگيرند. براى تكميل اين تمرينات، دو مشاهده دو ساعته بايد برنامهريزى شود. برخى راههاى ممكن براى ترتيب دادن مشاهدات عبارتند از: اجازه گرفتن براى ديدار از يك مدرسه يا تسهيلات مراقبت از كودك يا ديدار از يك مكان عمومى مورد علاقه كودكان.

1. نقل رفتارهاى مورد مشاهده تمام آنچه را كودك در عرض ده دقيقه انجام مىدهد روى كاغذ بنويسيد. (بخاطر آوريد كه زبان توصيفى و غير قضاوتآميز به كاربريد.) چه سؤالاتى را در باره رشد روانى ـ اجتماعى ، جسمى، يا شناختى، با اين مشاهده مىتوان پاسخ داد؟
2. قطعات كوتاه توصيفى قطعه كوتاه توصيفى را شامل تعامل پسر و دختر يادداشت كنيد. توضيح دهيد كه چرا اين رفتار ممكن است با اطلاعات فصول 11 و 13 ارتباط داشته باشد.

3. يادداشتهاى روزانه كودك آنچه را از مشاهده و خواندن آموختهايد به منظور تهيه مداخل دفتر يادداشت روزانه به مدت يك هفته در باره كودكى واقعى يا خيالى به كار بريد. سن كودك را معين كنيد و اطلاعات مربوط به رشد روانى ـ اجتماعى، جسمى، و شناختى را يادداشت كنيد.

4. فهرستهاى كنترل فهرست كنترلى از اطلاعات مربوط به رشد ماهيچههاى بزرگ يا كوچك كه در فصل 12 آمده است تهيه كنيد. از فهرست استفاده كنيد و سپس در مورد تأثير آن در كمك به يادگيرى رشد بحث كنيد.

5. مصاحبهها سه مصاحبه را در ارتباط با نگهدارى ذهنى، طبقهبندى، و يا رديفبندى يك كودك اجرا كنيد. (ر.ك. فصل 13 براى نمونههاى مصاحبه.) در مورد سطح احتمالى رشد فكرى كودك بر طبق نظر پياژه قضاوت كنيد واين قضاوت را توضيح دهيد.

6. نمونهگيرى زمانى از نمونه فرم يادداشت ارائه شده در فصل 2 اقتباس كنيد، اصطلاحاتتان را بروشنى تعريف كنيد و يك مطالعه نمونهگيرى زمانى از رفتارهاى خارج از هنگام تكليف در طول اوقات كارى كلاس انجام دهيد.

7. نمونهگيرى وقايعى يك مطالعه نمونهگيرى وقايعى از پرخاشگرى طرحريزى و هدايت كنيد. (ر.ك. فصل 2 براى نمونهاى از فرم يادداشت.) اصطلاحات را دقيقاً تعريف و يافتهها را گزارش كنيد.

8. مطالعه موردى از خواندنيهاى فصول 11 تا 13 و نيز مشاهدات استفاده كنيد تا رئوس مطالعه موردى را براى كودكانى در سالهاى نخستين مدرسه طرحريزى كنيد. خصوصيات مهم اين سطح سنى را در اين مطالعه بگنجانيد.

9. خواندن در باره تحقيقات مقالهاى بخوانيد كه به كودكان در سالهاى نخستين مدرسه در يكى از مجلات زير ارتباط دارد: رشد كودك، روان شناسى رشد، و روان شناسى تجربى كودك.
براى اطلاع كامل، به شكلى كه در كتابنامه اين كتاب به كار رفته مراجعه كنيد. چه سؤالاتى را پژوهشگران مطرح مىكردند؟ چگونه آنان درصدد يافتن پاسخها برآمدند؟ نتايج به دست آمده آنان كدامند؟ و پژوهشگران كدام يك از ديدگاههاى نظرى مطروحه در فصل 1 را دارا بودند؟

مؤخره


دوره ميانه كودكى

با نگاهى به كودكان هشت ساله، كودكانى كه مىروند از خط نامريى ميان دوره كودكى اوليه و ميانه عبور كنند، انسان شگفت زده مىشود كه از وقتى زندگى آنان آغاز شده است چه راه درازى را پيمودهاند. اين كتاب زمان رشد روانى ـ اجتماعى، جسمى، و شناختى آنان را نشان داده است. همچنين نگاهى كوتاه به دوره كودكى ميانه دارد.
زمانى باور براين بود كه دوره كودكى ميانه از ورود به مدرسه آغاز مىشود و تا زمان بلوغ پايان مىيابد. با استفاده از اين چارچوب، بسيارى از متون مرزهاى سنّى را شش و دوازده سال معرفى مىكردند. لكن، اكنون قلمرو سنّتى دوره كودكى ميانه براثر تغييرات اجتماعى و جسمى ازميان رفته است. تغييرات اجتماعى نظيرتعداد فزاينده مادران در نيروى انسانى وتأكيد بيشتر براهميت تجربيات آموزش نخستين، درمجموع تضمين كننده آن است كه كودكان بسياراندكى براى اولين بار در ششسالگى وارد مدرسه مىشوند. تغييرات جسمى، كه باور براين است براثر تغذيه و شرايط زندگى بهتر فراهم مىگردد گستره سنى را براى آغاز بلوغ در دختران به هشت تا چهارده سال وبراى پسران به نه تاپانزدهسال كاهش دادهاند (شونكافShnkff ، 1984). چون شش سالگى سن ورود به مدرسه و دوازده سالگى نيز سن آغاز بلوغ نيست، مرزهاى جديدى براى سطوح رشد به وجود آمدهاند. مرزهاى رشد دردوره اوليه كودكى تا بدانجا است كه تداوم زمان تولد تاهشتسالگى در زمينههاى رشد روانى ـ اجتماعى، جسمى،و شناختى شناخته شود. واصطلاحات پيش از سيزده سالگى و پيش از نوجوانى بدين منظور ساخته شده است تا معلوم شود كه چقدر كودكان زير دوازده سال با نوجوان وجوه مشترك دارند. آنچه به عنوان دوره كودكى ميانه براى ملاحظه آمده است، ممكن است تنها سالهاى دهم و يازدهم زندگى كودك را تشكيل دهد.
با تعريفى كه ارائه شد، دوره ميانه كودكى يك دوره تحكيم است. در زمينه رشد روانى ـ اجتماعى، كودكان به منظور ايجاد حسّ صنعتگرى همچنان تلاش مىكنند (اريكسون، 1982). آنان استانداردها وانتظارات را براى رفتار خود درونى مى سازند و از توصيف خود برحسب ويژگيها واعمال عينى گرفته تا ارجاع به خود به صورت صفات انتزاعى خلقى تغيير ايجاد مىكنند (ماركوس Markus و نوريوس Nurius ، 1984). پس خوراند مربوط به محيط مدرسه، در اين باره كه كودكان در مورد خويش چه احساسى دارند همچنان اهميت دارد، بدان حد كه همبستگيهاى ميان توانش خودادراكى و نمرات آزمونهاى پيشرفت تحصيلى از كلاس سوم تا كلاس ششم افزايش مىيابد (كالينز، 1984). فرصتهايى او اداره كردن خود فراوان است: فعاليتهاى گروه همسال كمتر تحت نظر قرار مىگيرد وانتظار مىرود كه كودكان در انجام وظايف مدرسه و خانه مستقلترند. در زمينه رشد جسمى، ميزان افزايش قد مطابق معمول انجام مىشود تا شروع بلوغ كه در آن دختران به ميزان تقريباً بيست درصد سريعتر از پسران رشد مىيابند. (شونكاف، 1984). كودكان بتدريج مسؤوليت بزرگترى در قبال سلامتى و برازندگى به عهده مىگيرند. در زمينه رشد شناختى، كودكان همچنان ظرفيت تفكر عمليات عينى را تقويت مى كنند و قادرند كه مهارتهاى استدلال منطقى خود را در جهت مسايلى با پيچيدگى فزاينده به كار گيرند. مدرسه فرصتهاى رسمى را جهت كسب و كاربرد دانشى در ارتباط با محتواى تحصيلى و ارزشهاى اجتماعى فراهم مىسازد (اپس و اسميت، 1984). تعداد كمترى از منابع رسمى دانش اهميت خود را در زندگى كودكان حفظ مىكنند; در واقع، ميزان تماشاى تلويزيزن توسط كودكان در دوره كودكى ميانه بالاتر از ميزان تماشاى تلويزيون توسط كودكان كوچكتر يا بزرگتراز آنان است (كالينز، 1984). در زمينه رشد روانى ـ اجتماعى، جسمى، و شناختى، دوره ميانه كودكى دورهاى است كه بر پايه بنيادهايى كه در سالهاى دوره اوليه كودكى نهاده شده است قرار دارد.

واژه نامه
آسان گير permissive شيوهاى از والدين بودن، كه با مريند آن را شامل كنترل يا انتظارات اندك توصيف كرده است. (فصل 11)
آگاهى از پهلوها laterality آگاهى درونى شدهاى از دو پهلوى بدن و تفاوتهاى آن (فصل 9)
آگاهى فرا زبانى metalinguistic توانايى تفكر در مورد كاربرد زبانى ; جدا سازى محتوا و ساختار زبان.

آمينوسنتز amnicentesis استخراج و تحليل مايع مربوط به مشيمه جنين د رزهدان به منظور بررسى اختلالات كروموزمى در پيش از تولد. (فصل 3)
آموزش چند فرهنگى multicultural educatin ياد گرفتن تجربياتى كه براى تاكيد بر تجربيات جهانى انسان و نيز غناى گوناگون فرهنگى طرح ريزى شده است. (فصل 11)
ابتكار در مقابل گناه initiative versus guilt سومين مرحله از هشت مرحله رشد روانى ـ اجتماعى مربوط به اريك اريكسون. در اين مرحله، كودكان چهار و پنج ساله اعمال شجاعت جسمى و كلامى خود را با احساس گناهى كه بيش از حد داشتهاند متعادل مىسازند.

اختلال عاطفى emtinal disturbance مسائلى در رفتار شخصى يا اجتماعى كه به طور نامطلوبى بر عملكرد آموزشى اثر مىگذارد، و اين كه با عوامل فكرى، حسى، يا بهداشتى توجيه نمىشوند. (فصل 12)
اختلال كمبود توجه attentin deficit disrder ر. ك. فزونكار
اخلاقيات علم ethics f science مجموعهاى از استاندارهاست كه مسؤوليت پژوهشگران را مشخص مىسازند. در رشد دوره اوليه كودكى، اين اخلاقيات نشان مىدهند كه حقوق كودكان بر حقوق پژوهشگران ارجحيت دارد و لازم است كه پيش از انجام هر پژوهشى موافقت آگاهانه والدين يا مراقبان كودك جلب شود. (فصل 2)
استدلال بينابينى transductive reasning استدلال غير دقيق گاه به گاهى كودكان پيش عملياتى از جزء به جزء . (فصل 10)
اسيد دى اوكسى ريبونوكلئيك DNA مادهاى است كه ژنها از آن تركيب يافتهاند. دى. ان. ا. شامل اطلاعاتى است كه به تشكيل زنجيرههاى پروتئين امكان مىدهد و به بافت و اندامهاى جديد، مهار ساختن ژنهاى ديگر، و تنظيم فرايندهاى بدنى مىانجامد. (فصل 3)
اشياى انتقالى transitinal bjects اشيايى نظير پتو و خرس عروسكى پشمالو، كه كودكان دلبستگى خاصى بدان پيدا مىكنند. روان شناسان اين اشياء را تسهيل كننده انتقال از والدين و خانه به جهانى بزرگتر مىدانند. (فصل 8)
اشياى عينى cncrete bjects چيزهاى ملموس كه كودكان مىتوانند با بيش از يك حس يتجربه كنند. كودكان خردسال معمو از تجربه با اشياى عينى نظير سيب بهتر از مجرداتى نظير تصوير سيب يا واژه نوشتارى سيب چيز ياد مىگيرند. (فصل 13)
اعتراض، نوميدى، وارستگى prtest, despair, detachment توالى واكنشهايى است كه در رفتار كودكانى كه از بزرگسالان جدا مىشوند و به افراد ديگر دلبستگى پيدا مىكنند مشاهده مىشود. (فصل 5)
اعتماد در مقابل عدم اعتماد trust versus mistrust اولين مرحله از هشت مرحله اريك اريكسون در زمينه رشد روانى ـ اجتماعى. در اين مرحله، كودكان درجهاى را احساس خواهند كرد تا طبق آن در دنياهايى آسوده و قابل اعتماد به سر برند. (فصل 1،5)
اعمال ناهمخوان در برابر اشيا Incngruus actins tward bjects اولين مرحله در رشد شوخ طبعى، كه در طول بازى وانمود سازانه در سال دوم زندگى روى مىدهد. (فصل 13)
الگوى تفاوت فرهنگى cultural difference mdel نظرى است مبنى براين كه تنوعات قابل قبولى در شيوههاى پرورش كودك وجود دارد. اين نظر مشخصاً در مقابل الگوى نقص فرهنگى قرار دارد. (فصل 8).

الگوى نقص فرهنگى cultural deficit mdel نظرى است كه اكنون مورد حمايت نيست و مبتنى براين است كه خانوادههايى كه داراى الگوهاى منحصر به فرد پر ورش كودكند در مقايسه با خانوادههاى فرهنگ اكثريت نقص داشتهاند. رايجترين نظريه عبارت است از الگوى تفاوت فرهنگى. (فصل 8)
انسانگرا humanist اشاره به نظريهاى مربوط به رشد دارد كه تأكيد آن بر ارزشها، اختيارات انسانى، روابط، و خودشكوفايى است. (فصل 1).

انگليسى سياه پوستان black English گويشى از انگليسى استاندارد كه دستور، واژگان، ونظام آوايى آن داراى همسانى درونى است. (فصل 10).

انگيزش درونى intrinsic mtivatin ميل به شركت كردن كه از درون كودك سرچشمه مىگيرد. ميلى درونى براى مؤثر واقع شدن. (فصل10،13)
اولين حركات قابل تشخيص جنين quickening حركات جنين كه غالباً زن باردار در هفدهمين هفته بعد از بارورى خود آن را احساس مىكند.(فصل3)
بارور سازى fertilizatin تماس اسپرم با تخمك كه آغاز حيات تازهاى است. در زمان بارور سازى، كروموزومهاى پدرى و مادرى درهم مىآميزند. (فصل 3)
بازتابها reflexes اعمالى كه تحت كنترل ارادى نيستند. بازتابها را مىتوان بخشى از توانش نوزادان در نظر گرفت. (فصل 6)
بازگشت پذيرى reversibility خصوصيت تفكر منطقى كه در آن چيزى از لحاظ ذهنى به جايگاه يا حالت اوليه خود بر مىگردد. (فصل13)
بازى play فعاليتى است با انگيزش درونى، توجه به وسايل به جاى اهداف، رفتار غير واقعى، رهايى از قواعد بيرونى، كاوشگرى، و مشغوليت فعالانه مشخص مىشود. (فصل 10)
بازى انفرداى slitary play نوعى بازى كه كودكان در آن با يك شىء يا بزرگسالى آشنا به تعامل مىپردازند ونه با همسالان خود. (فصل 8)
بازى با همنشين assciative play نوعى بازى كه كودكان در كنار هم قرار دارند ولى مشاركت و همكارى آنان محدود است. (فصل 8)
بازى توام با همكارى cperative play نوعى بازى كه كودكان در آن عقايد و نقشهاى خود را در تعاملى پيچيده نيز شركت مىدهند. (فصل 8)
بازى موازى parallel play نوعى بازى كه در آن كودكان در كنار يكديگر جاى دارند ولى به فعاليت مستقلانه خود مىپردازند. (فصل 8)
بازى نمادين انفرادى slitary symblic play يك مرحله از دو مرحله بازى وانمودسازى اوليه كه در فاصله دوازده تا هيجده ماهگى آغاز مىشود و بر وانمودسازى كودك متمركز است. (فصل10)
برنامه آموزش فردى individualized educatin prgram(IEP) مادهاى از قانون همگانى 94 ـ 142 كه خواستار تهيه برنامهاى به صورت شخصى براى هر فرد معلول است. اين برنامه توسط يك دسته از جمله والدين، تهيه مىشود و بايد همگى آن را امضا كنند. (فصل 12)
برنامههاى آموزش نخستين early educatin prgrams تجربيات آموزشى گروهى پيش از سن حضور اجبارى در مدارس. (فصل 13)
برنامههاى مداخله اوليه early interventin prgrams برنامههايى كه كودكان استثنايى و خانوادهايشان را از حمايت، آموزش، و كمك برخوردار مىسازد. (فصل 7)
برون سازى accmmdatin نوعى پردازش اطلاعات كه در آن اطلاعات جديد سبب بازسازى تفكر مىشود. برون سازى در نظريه پياژه يك اصل به شمار مىرود. (فصل 1)
بهبود پذيرى resilience توانايى سازگارى با سطوح بالا و مستمر فشار روانى يا رهايى از آن. (فصل 11)
پاسخدهى وابسته به معنا semantically cntingent respnding ارتباط دادن گفتار والدين با علايم پيشين كودك (فصل 13)
پاسخ شرطى cnditined respnse نوعى پاسخ نظير ترشح بزاق كه از طريق شرطى شدن فراهم مىآيد. محرك شرطى (زنگ) با واقعهاى (تغذيه) ارتباط يابد تا پاسخى شرطى (ترشح بزاق ) راحتى در صورت نبودن غذا توليد كند. (فصل 1)
پايايى reliability همسانى در اين مورد كه مشاهده گران گوناگون رفتارهاى مشابهى را ثبت مىكنند. (يا در سطحى وسيعتر، اصطلاحى كه براى مشخص ساختن خصوصيتى از آزمونها به كار مىرود كه تحت شرايط گوناگون نتايج مشابهى به دست مىدهند.) (فصل 2)
پايدارى شىء bject permanence درك اين امر كه چيزها و اشخاص ولو ديده نشوند همچنان وجود دارند. پايدارى شىء در طول مرحله جسمى ـ حركتى رشد، از تولد تا دو سالگى برقرار مىشود. (فصل 7)
پژوهش طولى lngitudinal research تحقيقاتى كه در آن دادهها در طى چندين سال جمعآورى مىشوند. (فصل 11)
پيام من I-message شيوهاى براى ارتباط كه آن را گوردون پيشنهاد كرده، است. پيامهاى من شامل سه بخش است: چگونه پدر يا مادر احساس مىكند، كودك چه كرده كه پدر يا مادرش را واداشته است بدان گونه احساس كنند، و چرا اين رفتار خشمگينانه است. (فصل 8)
پيشرس preterm نوزادى كه پيش از دوره عادى باردارى متولد شده است. (فصل 3)
پيوستگى Bnding پيوند روانى پيچيده از سوى مادر نسبت به كودك (فصل 4)
تاربينى amblypia يك مشكل بينايى كه در آن يك چشم به طور كامل مىبيند و ديگرى ديد ضعيف دارد. اگر درمان نشود، مىتواند منجر به نابينايى گردد. (فصل 12)
تصورات قالبى مربوط به نقش جنسى gender rle steretyping مشخص كردن رفتارهاى معين برحسب مناسبتى كه با جنس مذكر و مونث دارند. (فصل 8)
تعال جويى equilibratin مفهومى است كه ژان پياژه پيشنهاد كرده و مشابه مفهوم زيستى تعادل حياتى است. تعادل جويى به فرايند ذهنى درونى برقرارى تعادل (تعادل جويى) در تفكر اشاره دارد. طبق نظريه پياژه، حس عدم تعادل پيش از رشد ذهنى پديد مىآيد. (فصل1)
تعميم generalizatin گسترش مفهوم يا رفتار به موقعيتهايى غير از موقعيتى كه در آن يادگيرى مفهوم يا رفتار براى نخستين بار صورت گرفته است. (فصل 1)
تقليد با تأخير deferred imitatin باقى ماندن تصورى ذهنى از چيزى وتقليد از آن در زمانى بعد. توانايى انجام چنين كارى بنا به گفته پياژه در پايان مرحله حسى ـ حركتى صورت مىگيرد. (فصل 10)
تقويت كردن reinfrce افزايش اين احتمال كه پاسخ معينى تكرار خواهد شد. (فصل 1)
تمايز شنيدارى auditry discriminatin توانايى در شنيدن تفاوتهاى آوايى كلمات (فصل 13)
تناسب بدنى fitness سلامت جسمى كه شامل نيرو، توان، استقامت عضلانى، استقامت قلبى ـ عروقى، انعطاف پذيرى، و چاقى بدن مىگردد. (فصل 12)
توجه به جهات directinality فرافكنى كه دروراى آگاهى از پهلوها در بدن احساس مىشود. توجه به جهات امكان تمايز ميان p و q را فراهم مىسازد. (فصل 9)
توليد صداهاى نامفهوم babbling توليد دو نوع صدا يعنى مصوتها وصامتها با هم (نظير ما، دا، پا) كه بيشتر در اواخر شش ماهه اول زندگى آغاز مىشود. (فصل 7)
جامعه پسند prscial رفتارى كه به منظور افزايش رفاه شخص ديگر بروز مى كند. (فصل 8،11)
جبران cmpensatin خصوصيتى از تفكر منطقى كه در آن مشاهده مىشود تغيير يك متغير با تغيير متغير ديگر توازن مىيابد. (فصل 13)
جذب كامل engrssment اصطلاحى كه در مورد مجذوبيت پدران و علاقهمندى آنان به كودكانشان به كار مىرود. (فصل4)
جفت placenta اندامى در داخل زهدان كه امكان تبادل مواد موجود در جريان خون زن باردار و جنين در حال رشد را فراهم مىسازد. (فصل 3)
جمله تكواژهاى hlphrasis گفتههاى يكواژهاى كه معنى موجود در جملات كامل بزرگسالان را دربردارد (براى مثال، «شير!» به معنىِ «من شير مىخوام» است. (فصل 10)
جنس gender توسط نوعى اسپرم (حامل X يا Y ) تعيين مىشود كه تخمك را بارور مى سازد. اگر تخمك توسط اسپرمى حامل X بارور شود، يك ( XX ) رشد خواهد كرد. اگر تخمك توسط اسپرمى حامل Y بارور شود، ( XY ) رشد خواهد كرد. (فصل 3)
جنين fetus اصطلاحى كه براى رشد حيات از هفته نهم بعد از بارور سازى تا تولد به كار مىرود. جنين مشتقى است از كلمهاى لاتينى به معنى فرزند. (فصل 3)
چند ژنى plygenic در اثر تعامل ژنهاى فراوان و نه فقط يك جفت ژن پديد آمده است. خصوصيات انسانى پيچيدهاى نظير هوش چند ژنى به شمار مىآيند. (فصل 3)

next page

fehrest page

back page