back page fehrest page next page

اخير، ايشان تعمير فرمود و براى سكونت طلاّب آماده كردهاند.
در مسجد امام اقامه جماعت مىفرمود و پس از نماز درسى داشتند، عدهاى از فضلاء فعلى شاگردان آن مرحومند، از فرزندان ايشان آقا ميرزا عباس و آقا مهدى(1) و آقا على(2) ]عليرضا ظ[ اهل فضل و دانشند.
در اسفند 1329 شمسى وفات يافته و در ايوان طلا به خاك سپرده شد(3).

محمد قوانينى «حاج آقا محمد»:

فرزند مرحوم شيخ زينالدين بروجردى و از احفاد مرحوم آخوند ملا على بروجردى داماد محقق قمى صاحب قوانين بوده است، و به همين مناسبت، لقب «قوانينى» را اختيار كرده، تولّد ايشان در بروجرد بوده و تحصيلاتش در نجف اشرف در خدمت مرحوم نائينى و آقا ضياء عراقى و سپس در قم و از شاگردان مرحوم حاج شيخ عبدالكريم يزدى به شمار مىرفته است. مردى فاضل و پارسا بوده در سال 1360 قمرى در سن چهل و دو سالگى در شهر قم وفات يافت.

محمد كبير قمى «مرحوم آيت الله حاج آقا محمد كبير، بيگدلى»:

فرزند آقا حسين قمى از دانشمندان و علماء بزرگوار اخير بودند.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ در ترجمه ايشان ر.ك به: مجله نور علم دوره دوم ش6 مقاله «نجوم امت» ش15 ص108.
2ـ دكتر عليرضا فيض استاد دانشگاه تهران، دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران و رئيس گروه فقه و مبانى حقوق اسلامى دانشگاه تهران و نويسنده كتب بسيارند. ر.ك: مجله نور علم مقاله اينجانب تحت عنوان «نجوم امت» (ش 15).
3ـ از مرحوم فيض كتب و رسائل زير به جاى مانده كه برخى از آنها به طبع رسيده است: 1ـكتاب الفيض ]در طهارت آب قليل و عدم تنجيس متنجس[ 2 ـ حاشيه بر وسيلة النجاة 3ـ حاشيه بر عروة الوثقى 4 ـ شرحى بر منظومه مرحوم سيد بحر العلوم در فقه 5 ـ ذخيرة العباد 6 ـ مناسك حج و...
در سال 1288(1) در قم تولد يافته، تحصيلات ابتدائى را در قم و تهران(2)فرا گرفته است و سپس در سال 1319 قمرى به نجف اشرف عزيمت كرده و در آن سامان از محضر حاج ميرزا حسين ]و[ حاج ميرزا خليل و علامه طباطبائى يزدى و مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى، كسب دانش كرده است. در سال 1330 قمرى به شهر قم مراجعت و با تدريس فقه و اصول و افادات ديگر مانند موعظه و خطابه طلاب علوم دينى و مردم را مستفيد و مستفيض مىفرمود، در فقه و اصول تأليفاتى دارند كه از آنها نام مىبريم:
1 ـ حاشيه بر صلوة جواهر.
2 ـ مطالع الشموس در اصول.
3 ـ منتخب الاحكام رساله در فقه به فارسى.
4 ـ جامع الفروع، به فارسى.
5 ـ حاشيه بر عروة الوثقى(3).
فرزندان ايشان آقا حسين كبير(4) و آقا جواد و حاج آقا احمد(5)، اهل علم و دانشند.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ تولد ايشان 1290 است.
2ـ اساتيد ايشان در اين دو شهر عبارتند از: مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين قمى (م1327)، مرحوم حاج شيخ على اكبر يزدى مدرس معروف به حكيم الهى (م1354) مرحوم آيت الله شهيد حاج شيخ فضل الله نورى، مرحوم آقا سيد عبدالكريم جيلانى، معظم له در سال 1369 هجرى قمرى در قم از دنيا رخت به عقبى كشيد و در قبرستان شيخان جنب مقبره زكريا بن آدم، در مقبره خصوصى خود به خاك سپرده شد. در تفصيل شرح زندگانى ايشان ر.ك: به تاريخ قم 282; مختار البلاد: 276; معجم رجال الفكر والادب فى النجف خلال الف عام: 358; آئينه دانشوران: 353; گنجينه دانشمندان 1/342; آثار الحجة 1/216; مؤلفين كتب چاپى 1/690; علماى بزرگ شيعه از كلينى تا خمينى: 394; نجوم امّت; ديوان انصارى.
3ـ وى فتاواى خود را بر ذخيرة العباد نگاشته و منتشر ساخته است.
4ـ وى از شاگردان مرحوم آيت الله بروجردى بود كه پس از پدر در مسجد امام حسن عسكرى(عليه السلام)اقامه جماعت مىكرد و در سال 1384 قمرى درگذشت ر.ك: آثار الحجه: 217; گنجينه دانشمندان 1/343.
5ـ وى در 7 شعبان 1404 قمرى مطابق با 19/2/1363 از دنيا رفت و در شيخان دفن شد.

محمد مسعود:

از نويسندگان بنام معاصر است، مسعود در كودكى به تهران مهاجرت و در روزنامههاى تهران مشغول نويسندگى گرديد تا اين كه پس از انتشار چند كتاب از طرف مرحوم داور به اروپا فرستاده شد و در آنجا ديپلم روزنامهنگارى را كسب نمود و از شهريور 1320 روزنامه مرد امروز را با سبك مخصوص به خود منتشر كرد تا اين كه در شب 23 بهمن 1326 در خيابان اكباتان هدف گلوله قرار گرفت و وفات يافت(1).

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ چگونگى ترور مسعود در اطلاعات مورخه 20 بهمن ماه 1326 و نيز اطلاعات ش18398، يكشنبه دهم، و نيز ببينيد تاريخ سياسى معاصر ايران 1/168، صورت مذاكرات مجلس در جلسه مورخه 30/1/28 و روزنامه جمهورى اسلامى ش282 مورخ اول خرداد 59. آقاى ناصر ايرانى در «نشر دانش» سال 6، ش3 ص28 مقالهاى تحت عنوان زندگى و مبارزات محمد مسعود نوشته و گويد: محمد مسعود نويسنده و روزنامهنگار برجسته و شهير ايران چهار ويژگى عمده داشت: اول اين كه از اعماق جامعه مفلوك، فقر زده، مظلوم مملكت ما برخاسته بود و طعم فقر و ظلم و رنج را با چنان شدتى چشيده بود كه تلخى آن را تا آخرين دم حيات فراموش نكرد... دوم اين كه نه مجذوب غرب بود، نه شرقپرست. حقيقتاً دوستدار مملكت خود بود و خادم ملّت خود... سوم اين كه شجاعت اخلاقى بىنظيرى داشت و در بيان حقيقت، در ستيز با ظلم و ناروايى و استبداد و خفقان، نه باكى از دشمن داشت و نه ملاحظه دوست را مىكرد... چهارم اين كه قلمى روان، توانا، نيشدار، و حتّى هتّاك داشت كه گرچه نبايد و نمىتوان عيب آن را حسن جلوه داد، مصائب صدها ساله ستمديدگان و محرومان مملكت ما را چنان ملموس و رسا بيان مىكرد كه ارواح شريف را برمىانگيخت و پرده خيانت و فساد و ريا و ظلم را چنان جر مىداد كه ارواح خبيث را دچار وحشت مىكرد. جمع اين ويژگيها، به علاوه دانش روزنامهنگارى كه محمد مسعود نخستين تحصيلكرده ايرانى آن بود، از او روشنفكر ممتازى ساخت، رماننويس و روزنامهنگار بسيار موفّقى ساخت، كه از يك سو با روس و انگليس (دو قطب استكبارى در جغرافياى سياسى آن روز ايران)، و هرگاه كه لازم بود با امريكا و بيگانگان ديگر، و با ظالمان و خائنان و بيگانهپرستان و چپاولگران، از احزاب چپ و راست وابسته به مسكو و لندن گرفته تا درباريان و دولتيان و ارتشيان وبازاريان فاسد، به مبارزه بىامان مىپرداخت و از سوى ديگر زبان دل دردمندان و مدافع رجال و سياستمداران آزاديخواه و وطندوست بود.

محمد مهدى «مير محمدمهدى بن السيد محسن الرضوى...»:

ترجمه سيد محسن پدرش را در جاى خود نگاشتيم، مير محمد مهدى از دانشمندان و فقهاء قرن دهم هجرى است، محقق شيخ على كركى در سال نهصد و سى و شش «936 هجرى» در سفرى كه به كاشان مىرفته است او را اجازه داد، قبر آن مرحوم در تكيه كوچه حرم كه به محمديه معروف است واقع شده و اكنون در حاشيه خيابان ارم است.

محمد وجدانى:

از فضلا و دانشمندان معاصر است، پس از تحصيلات مقدماتى به تهران مهاجرت وارد تشكيلات دادگسترى شد. مرحوم وجدانى از قضات كمنظير كشور بشمار مىرفت و مدتى دادستان كل ديوان كشور بود، وفات او در سال 1325 شمسى اتفاق افتاده است.

محمود(1) تندرى «صمصام السلطان»:

شاعرى لطيفه پرداز، و فاضل و هنر او در قصيده سرائى است مدّتى رياست نظيمه قم و كاشان را عهدهدار بود، تولدش در سال 1260 شمسى، و وفاتش در

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ وى فرزند احمد خان و از طايفه حاجى حسينى قم بوده كه در فن نقاشى نيز مهارت داشته است.
سال 1320(1) اتفاق افتاده، تخلص او «شيوا» بوده و تأليفاتى نيز در مسائل مختلف دارد كه همه آنها منتشر نشده، ما در زير آثار چاپ شده او را ذكر مىكنيم.
1 ـ خردنامه تندرى.
2 ـ جنگ تبريز.
3 ـ كتاب سياه.
اخيراً كسانى از خانواده او در صدد چاپ و انتشار ديوان اشعارش هستند(2). شعر زير از او است:
به باغزال چشمى سرمست آرميدن***زينگرگ خوى مردم چون آهوان رميدن
از محفلاميران دست ار دهد بكش پاى***در كوى دلفريبان زيبد بسر دويدن
دانى چرا رواج است بازار خودفروشى***چندانكه ابلهان راست سرمايه خريدن
اى پنجه طبيعت با كلك سير و روشن***نقش دو رنك تا چند مىبايدت كشيدن
با اين روش كه دارى اى كاش با زمانى***هم شب زپردهدارى هم روز از دميدن
گر چشم و گوش بستى «شيوا» بدانكه رستى***از ناصواب ديدن، از ناسزا شنيدن

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ در صحن اتابك قم، نزديك ايوان آئينه مدفونست.
2ـ ديوان شعرش در 1337 ش در 231 ص در تهران چاپ شد. ترجمه او در اين كتابها آمده است: سخنوران نامى معاصر 1/44; مؤلفين كتب چاپى 6/20; منتخب الرجال (خطى); تاريخ سير پليس در قم 79.

محمود روحانى «حجة الاسلام حاج ميرزا محمود روحانى»:

فرزند مرحوم حاج سيد صادق مجتهد قمى است كه شرح حالش به جاى خود نوشته شد. ايشان از علماء جليل فعلى قم مىباشند، در سال 1307 هجرى قمرى در شهر قم متولد شده نخست در اين شهر علوم ادبى و فقه و اصول را نزد اساتيد وقت مانند مرحوم آقا شيخ حسن فاضل و حاج غلامرضا(1) فرا گرفته و سپس در سال 1330 قمرى به نجف عزيمت كردهاند و پس از اين كه از خرمن دانش آية الله اصفهانى و مرحوم نائينى و اساتيد آن ديار بهره گرفته(2) به قم مراجعت فرمودهاند.
اكنون از بزرگان دانشمندان اين شهر هستند و در مسجدى كه به نام والدشان معروف است اقامه جماعت مىنمايند(3).
فرزندان ايشان حجة الاسلام آقاى آقا محمد در نجف و آقا سيد صادق و آقا سيد مهدى در قم از فضلاء و اهل دانشند.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ و مرحوم شيخ حسين علامه و مرحوم حاج آقا احمد طباطبائى.
2ـ معظم له مدت زمانى هم در مشهد مقدس از محضر مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمى (م1366) استفاده كرد و معقول را از حكيم فرزانه مرحوم ميرزا على اكبر مدرس يزدى حكمى (م1345) فرا گرفت و در قم از محضر مرحوم آيت الله حائرى استفاده نمود (ناگفته نماند كه معظم له در تأسيس حوزه مقدسه قم سهيم بوده زيرا به اتفاق بعض علماء قم به اراك سفر كرد و مدت 9 ماه در آنجا توقف كرد و با پافشارى از مرحوم حاج شيخ مىخواست كه به قم آمده و اقدام به تأسيس حوزه در دار الايمان قم بنمايد و عاقبة الامر موفق گرديد).
3ـ ترجمه او در منابع زير آمده است: آثار الحجة 2/71 ـ 72; گنجينه دانشمندان 1/339 ـ 337; هدية الرازى الى المجدد الشيرازى; دايرة المعارف تشيع 1/174; مقدمه سرّالسعادة; آينه دانشوران با تحقيق و تعليق اينجانب: 205.

محمود طباطبائى:

فرزند مرحوم حاج آقا جعفر، از فضلا و دانشمندان اهل منبر و از سادات جليل شهر قم و از شاگردان مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى است، مدتى در كرمانشاه اقامت داشته و فعلاً به قم زادگاه خود مراجعت كرده و مردم را با بيان شيواى خود ارشاد مىفرمايند.

محمود مدير (سيد محمود مدير قمى):

فرزند مرحوم سيد عبدالله مقدس در سال 1305 قمرى متولد شده است پس از تحصيل در حوزه علميه قم در سال 1329 قمرى به تأسيس مدرسه محموديه همّت گماشت و تا سال 1336 اين مدرسه دائر بود و به همين جهت در پايهگذارى فرهنگ قم سهم بسزائى دارد، در سال 1338 به تهران مهاجرت و از سال 1330 قمرى روزنامه «ناهيد»(1) را در تهران منتشر نمود و مورد توجه خوانندگان قرار گرفت. فعلاً مدّتى است از جريانات سياسى كنارهگيرى كرده در انزوا به رياضت روحانى و تزكيه نفس پرداخته است.

محيط قمى(2):

از شعراء اخير اين شهر است كه در غزلسرائى پيرو حافظ و در شيوائى سخن ولطف مضامين، در شعراء اخير بىمانند است، اغلب غزليات او باتغزّل و

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ نك: شناسنامه مطبوعات ايران: 393.
2ـ نامش ميرزا محمد متخلص به محيط، پدرش اهل علم و دانش و مروّج شريعت، محيط نيز تحصيل علوم نقليه و عقليه نموده اواخر عمر در تهران ساكن بسيار فصيح، مقدار پنج هزار بيت از او ديده شده و ديوانش به طبع رسيده، در سنه 1307 وفات او بوده است ر.ك: منتخب الرجال و احمدى بيرجندى وفات او را صفر سال 1317 دانسته.
تشبيب شروع مىشود و به مدح و يا مرثيه يكى از امامان(عليهم السلام) خاتمه مىيابد(1)، به اين نكته كه از مختصات او است، مىتوان اضافه كرد كه «محيط» به علّت علاقه وافرى كه به حافظ شيرازى داشته غزليات او را نمونه و سرمشقى براى غزلسرائى خود قرار داده و شيوه او را تقليد و اقتفاء كرده است به آنگونه كه هر غزلى را محيط سروده همان وزن و همان قافيه را در حافظ مىيابيم حتى، مضمون مطالب نيز، گاهى بسيار شبيه به هم و نزديك است.
مطالعهكنندگان آشنا به ادبيات فارسى در غزل ذيل كه از محيط قمى آورده مىشود تأثير غزليات حافظ را درمىيابند.
كجاست زنده دلى كاملى مسيح دمى***كه فيض صحبتش از دل برد غبار غمى
خليل بتشكنى كو؟ كه نفس دون شكند***كه نيست در حرم دل بغير او صنمى
قسم(2) به جان عزيزان بوصل دوست رسى***اگر از اين تن خاكى برون نهى قدمى
خلاف گوشهنشينان دل شكسته مجو***كه نيست جز دل اين قوم دوست را حرمى
زبينوائى و دولت غمين و شاد مباش***كه در زمانه نماند گدا و محتشمى
زاشتياق بلند آستان شده هر شب***فراز عرش فراز از آن خود علمى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ وى هميشه فخر به مداحى ممدوحين خدا داشت نه غير ايشان.
2ـ محيط اين غزل را در مدح حضرت امام محمد تقى جواد(عليه السلام) سروده و تمام آن در ديوان او ص20 و 21 مذكور است.
به خلق آنچه رسد فيض زآشكار و نهان***زبحر جود شه دين «جواد» هست نمى
محمد بن على تاسع الائمه تقى(عليه السلام)***كه بحر همّت او هست بيكرانه يمى
بدان خداى كه باشد زكلك قدرت او***نقوش دفتر هستى ماسوى رقمى
كه باولاى شفيعان حشر، احمد وآل***عباد را نبود از گناه خويش غمى
نمونه و سرمشق او در غزل بالا، از غزليات حافظ اين غزل است كه در ذيل مطالعه مىكنيد.
زدلبرم كه رساند نوازش قلمى***كجاست پيك صبا گر همى كند كرمى
قياس كردم و تدبير عقل در ره عشق***چوشبنمى است كه بر بحر مىكشد رقمى
بيا كه خرقه منگرچه رهن ميكدههاست***زمال وقف نبينى به نام من درمى
حديث چون و چرا درد سر دهد اى دل***پياله گير و بياسا، زعمر خويش دمى
طبيب راه نشين درد عشق نشناسد***برو بدست كن اى مرده دل، مسيح دمى
دلم گرفت زسالوس و طبل، زير گليم***به آنكه بر در ميخانه بركشم علمى
بيا كه وقت شناسان، دو كون بفروشند***به يك پياله مى صاف و صحبت صنمى(1)
دوام عيش و تنعم نه شيوه عشقست***اگر معاشر مائى بنوش، نيش غمى
نمىكنم گلهاى ليك ابر رحمت دوست***بكشته زار جگر تشنگان نداد نمى
چرا بيك نى قندش نمىخرند آن كس***كه كرد صد شكرافشانى از نى قلمى
سزاى قدر تو شاها بدست حافظ نيست***جز از دعاى شبى و نياز صبحدمى(2)

مرتضى انصارى «حاج شيخ مرتضى انصارى واعظ»:

از فضلا و دانشمندان اهل منبر و از واعظان مشهور شهر قم و فرزند مرحوم شيخ محمد حسين قمى(3) است، در سال 1323 هجرى قمرى تولد يافته علوم ادبى و فقه و اصول را در حوزه علميه قم نزد اساتيد وقت مانند ميرزا محمد على

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ ديوان حافظ.
2ـ شمس الفصحاء ميرزا محمد محيط قمى در سال 1317 ق درگذشت و در قبرستان شيخان قم به خاك رفت. ديوان او با مقدمه ميرزا حيدر على مجد الادباء ضياء لشگر به چاپ رسيد. و نيز بنگريد: نوبهار عالم جان 52.
3ـ سلسله نسب وى به سعد بن عبدالله بن خلف الاشعرى مىپيوندد. ايشان با برادر خود شيخ على تمام عمر در يك خانه با هم زندگى مىكردند و ماه رجب و شعبان و رمضان را صائم بودند، مرحوم شيخ محمد حسين پنج فرزند داشت كه مهمتر آنها فخر المحدثين، برهان المتكلمين مرحوم حاج شيخ مرتضى انصارى بود، فرزندان ديگر آن مرحوم حجة الاسلام حاج شيخ احمد و حجة الاسلام حاج شيخ محمود (كه توأمان بدنيا آمدهاند) و مرحوم حاج محمد على انصارى و ميرزا ابوالقاسم انصارى (نجار).
اديب تهرانى، آقا ميرزا محمد همدانى و آيت الله خونسارى و مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى فرا گرفته است. چندين سال به توصيه مرحوم حائرى در گرگان اقامت كرد، و مردم آن سامان را با مواعظ و خطابههاى خود، ارشاد مىفرمودند و سپس به قم بازگشته و اكنون از واعظان مشهور كشور بشمارند.
برادران ايشان اغلب اهل فضل و دانشند، يكى از آنان كه به نام حاج محمد على انصارى خوانده مىشود در بازار قم به تجارت اشتغال دارد، از شعراى خوش قريحه است نهج البلاغه را در سلك نظم كشيده و در شش مجلد منتشر ساخته است(1).

مرتضى برقعى «واعظ»:

از واعظان و ذاكران مشهور و خوش سخن شهر قم و فرزند مرحوم صدرالواعظين آقاى سيد عيسى است در سال 1332 قمرى در قم متولد شده

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ معظم له كه خطيبى رشيد و سخنورى فصيح و بليغ و واعظى دلسوز به حال جامعه بود، مودت و محبت و اخلاص وى به خانواده و اهل بيت اطهار ـ صلوات الله وسلامه عليهم اجمعين ـ به حد كمال، رواى روايات و محدث احاديث آنان بود. اين واعظ شهير در 25 شهريور مطابق با جمادى الثانى 1394 در سن 67 سالگى از دنيا رفت و در قبرستان شيخان دفن گرديد. از وى 11 جلد كتاب و دفتر كه جلد اول آن تفسير سوره مباركه والعصر و مجلدات ديگر آن ناتمام است باقى مانده. در شرح حال او ر.ك: ديوان اشعار انصارى 138 ـ 146; خطباء المنبر الحسينى ج4; آثار الحجة 2/144. ترجمه احوال ايشان به قلم خودش در مقدمه ديوان انصارى آمده است. فهرست مؤلفات آن مرحوم به شرح ذيل است: 1ـ آئينه دل 2ج در اخلاق 2 ـ اختران ادب 2ج 3 ـ نهج البلاغه منظوم 4 ـ ترجمه غرر الحكم 5ـمحمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) پيغمبر شناخته شده ـ رد بر كتاب پيغمبرى كه از نو بايد شناخت 6 ـ پاسخ به بد انديشان يا حمايت از اسلام ـ رد بر مردوخ كردستان و رد بر كتاب پيامبر تأليف زينالعابدين راهنما 7 ـ دفاع از حسين شهيد(عليه السلام) ـ رد بر كتاب شهيد جاويد آقاى صالحى نجف آبادى 8 ـ درج گهر ـ وصاياى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به ابى ذر 9 ـ آئين جهاندارى ـ عهدنامه على(عليه السلام)به مالك اشتر 10 ـ تفسير اسئلة القرآن المجيد 11 ـ دفاع از اسلام و روحانيت 12ـترجمه نهج البلاغه 13 ـ ديوان اشعار.
است علوم ادبى و فقه و اصول را در حوزه علمى و نزد اساتيد وقت فرا گرفته و سپس به ارشاد و وعظ پرداخته است و از فضلا و دانشمندان اهل منبر بشمار مىرود و در تمام كشور مشهور و معروف است(1).

مرتضى حائرى:

فرزند مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى و به حقيقت خلف صدق اوست. در سال 1334 قمرى در اراك متولد شده است، علوم ادبى را نزد مرحوم حاج ميرزا محمد على اديب تهرانى و آقاى آقا شيخ ابوالقاسم نحوى(2)فقه و اصول را خدمت مرحوم والد خود و همچنين آيت الله حجت و مرحوم خونسارى فرا گرفته است.
اكنون از مدرسين عالى حوزه(3) و در شمار دانشمندان و فضلاء مورد توجه و علاقه حوزه علمى قم و شهرهاى ديگر است.
ايشان يادداشتهائى در بعضى مسائل اصولى دارند كه به موقع خود از كتب

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ آثار قلمى ايشان طبق نقل صاحب گنجينه دانشمندان به شرح زير مىباشد: 1 ـ اسرار الصلوة 2ـ تفسير سوره يس 3 ـ تفسير سوره والنجم 4 ـ تفسير سوره والضحى و معوذتين 5ـ گنجينه اسرار 6 ـ معدن الابرار 7 ـ مخزن المصائب 8 ـ صحيفة الابرار و... در مجله ياد ش7 ـ سال 2 ص31 ضمن گفتار حجة الاسلام دكتر ضيائى آمده كه ايشان براى اولين بار شعار «دين از سياست جداست» را در حوزه قم سر داده است!!! وفات او در 23/9/1366 ش در قم اتفاق افتاد. و نيز نك: خطباء المنبر الحسينى 4/87.
2ـ و سطوح را نزد حضرت آيت الله مرعشى نجفى و حضرت آيت الله گلپايگانى و مرحوم آيتالله حاج شيخ على اصغر صالحى كرمانى و مرحوم آيت الله محقق داماد خواند. و اساتيد خارج ايشان علاوهبر آنان كه در متن ذكر شده عبارتست از مرحوم آيت الله بروجردى (م 1380 هجرى).
3ـ مرحوم آيت الله حائرى از سال 1326 شمسى به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشت و شاگردان بسيارى از انوار علوم ربانى و از بركات انفاس قدسيهاش توشهها برگرفته و به مدارج عاليه كمال نائل آمدند. معظم له متجاوز از سى سال بر كرسى تدريس خارج تكيه زد و تا آخر عمر پربركت خود بر انجام اين وظيفه مقدس پا مىفشرد.
سودمند بشمار مىرود(1).
برادر كهتر ايشان آقا مهدى حائرى(2) نيز از فضلاء و دانشمندان خوش فكر محسوب است و اكنون مدّتى است كه در تهران اقامت گزيده و عضو شوراى عالى فرهنگ مىباشند، ايشان كتابى در پيرامون مسائل تاريخى اسلام در اندلس به نام «غروب آفتاب در اندلس» نگاشتهاند.

مرتضى دادبان:

در سال 1307 قمرى متولد و پس از تحصيلات مقدماتى به تهران مهاجرت نمود و در تشكيلات عدليه وارد و به قضاوت اشتغال يافت.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ فهرست آثار علمى آن مرحوم: 1 ـ كتاب ابتغاء الفضيلة فى شرح الوسيله (به طبع رسيده است و فقه استدلالى پيرامون مكاسب محرمه و احكام و خيارات است) 2 ـ حاشيه بر كفاية الاصول 3 ـ حاشيه بر مكاسب 4 ـ شرح بر عروة الوثقى 5 ـ رسالهاى در صلوة جمعه و مسافر 6 ـ رسالهاى در حديث رفع 7 ـ رسالهاى در مسأله تعاقب ايادى 8 ـ مبانى الأحكام فى اصول شرايع الاسلام 3ج 9 ـ اصول عقايد 10 ـ علوم قرآن يا تفسير موضوعى 1 جلد (از سلسله انتشارات مؤسسه دين و دانش). اين بزرگوار در فعاليتهاى اجتماعى و انقلاب اسلامى ايران نقش مؤثرى داشت كه تبيين آن از حوصله اين پاورقى خارج است و نگارنده اين سطور در «نجوم امّت» در اين خصوص و نيز در زمينه سجاياى اخلاقى ايشان بحث كرده است علاقمندان مراجعه فرمايند. از يادگارهاى معظم له صندوق ذخيره علوى، «انجمن تكفل و سرپرستى ايتام» و «انجمن مبارزه با فقر» و دبيرستان دين و دانش است كه حسب الامر ايشان تأسيس شد. وى نماينده مردم شهر جهاد و اجتهاد قم در مجلس خبرگان قانون اساسى بود و در آن مجلس عضوى مؤثر و فعّال محسوب مىشد. معظم له داراى طبعى سرشار و قريحه عرفانى بود و از خود اشعارى در توحيد و مناقب ائمه اطهار(عليهم السلام) به يادگار گذاشت كه نمونه اشعارش در نجوم امت و گنجينه دانشمندان 2/125 و... آمده است. اين فقيه پاكيزه خصال در 24 جمادى الثانى 1406 مطابق با 15 اسفند 1364 بر اثر سكته قلبى دار فانى را وداع گفت و در مسجد بالاسر كنار قبر والد خود به خاك رفت. ر.ك: آثار الحجة ج1/71 و 2/75; گنجينه دانشمندان 2/127 ـ 125; مجله درسهائى از مكتب اسلام سال 26 ش2 ودست پروردگان آيت الله مؤسس.
2ـ ر.ك: آثار الحجة 2/271; مؤلفين كتب چاپى 6/388، آينه دانشوران.
آقاى دادبان مشاغل حساس قضائى را يكى پس از ديگرى پيموده تا اين كه به رياست دادگاه انتظامى منصوب و اكنون در همين پست مشغول خدمات قضائى خود مىباشند(1).

مرتضى فقيه «حاج مرتضى فقيه معروف به حاج داداش»:

فرزند آسيد عباس(2) فقيه قمى است در سال 1281 هجرى شمسى متولد شده نزد اساتيد وقت علوم ادبى و فقه و اصول را فرا گرفته است، استادان او مرحوم ميرزا محمد همدانى و مرحوم حائرى و مرحوم حجت و خونسارى بودهاند(3)، و هم اكنون هم در محضر درس آيت الله بروجردى حضور مىيابد از حاج سيد ابوالحسن حكمى قزوينى(4) علوم معقول را فرا گرفته است، تقريرات درس اصول و فقه مرحوم حجت را يادداشت و تحرير كرده است فعلاً از فضلا و دانشمندان بنام حوزه علميه مىباشد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ وى در 18 ارديبهشت 1337 از دنيا رفت و در يكى از مقبرههاى صحن طلا دفن شد.
2ـ معظم له از علماء محترم قم بوده كه نسبش به علامه جليل سيد رشيد الاسلام رضوى قمى ـ توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه(عليها السلام) در زمان شاه طهماسب اول ـ منتهى مىشود. ايشان در محضر مرحوم حاج غلامرضا ـ معروف به حاج آخوند ـ و مرحوم آقا سيد عبدالله برقعى درس خوانده و خود در مدرسه مهدى قليخان تدريس داشته و در سال 1335 ق رحلت كرده و در ايوان آئينه (اتابكى) مدفون گرديده، ايشان داراى چهار دختر و يك پسر بوده و دامادهاى ايشان عبارتند از: آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى، مرحوم آيت الله فاضل لنكرانى، آيت الله حاج شيخ محمد كرمى اهوازى، آيت الله آقاى سيد ابوالفضل لاجوردى. گنجينه دانشمندان 2/218.
back page fehrest page next page