back page fehrest page next page

حسين بن على ابو محمد الحجّال(1):

از دانشمندان بزرگ قم و از فحول فقهاء خود بوده است، كتابى مشروح و مفصل در فروع فقه به نام كتاب «الجامع فى ابواب الشرايع» دارد علامه و نجاشى او را توثيق كردهاند(2).

حسن بن مالك القمى(3):

عدهاى او را حسين بن مالك ياد كردهاند علامه در كتاب خلاصه در شمار اصحاب امام ابوالحسن على بن محمد(عليه السلام) و از ثقات شمرده است. عبارات كتاب مشتركات نيز بر موثق بودن ]او[ دلالت مىكند.

حسن بن محمد بن بندار:

از مشايخ معتمد و فقهاء قم بوده است نجاشى او را توثيق كرده است، در كتاب مجمع الرجال(4) از او به صحت و ثقه بودن ياد مىكند به اين دليل كه ابن غضائرى از او قدحى نكرده.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ درباره او نك: رجال نجاشى 49، 34، (ضمن ترجمه حسن بن على فضال) خلاصه 1/42.
2ـ وى از دودمان سائب بن مالك اشعرى است ر.ك: منتقلةالطالبية 255، 256 ـ 257 و كتابشناسى مربوط به آثار قم 11.
3ـ درباره او نك: خلاصه 1/39، المعجم الموحد: 223.
4ـ مجمع الرجال 2/147.

حسن بن محمد بن حسن قمى(1):

قرن چهارم از دانشمندان و مورخين بزرگ ومعاصر شيخ صدوق(2) است از نزديكان و مقربان صاحب بن عباد وزير فخرالدوله ديلمى بوده و بخواهش و دستور او تاريخ قم را به عربى نوشته است. اين كتاب در شيوه نگارش بىنظير و بسيار پرارزش است چنين تاريخ مستند و دقيق كمتر نوشته شده است تنها ممكن است كتاب تاريخ مسعودى «بيهقى» را از لحاظ دقّت و ثبت مدارك با آن مقايسه كرد، نه تنها اين كتاب در بين كتب متقدمين بىنظير است بلكه امروزه نيز كه تاريخ نويسى شيوه خاصى يافته و به تأثير سبك مورخين عصر جديد اروپا وضع شايستهاى به خود گرفته، مانند و نظيرى ندارد و هنوز تاريخى به اين جامعيّت نوشته نشده است، كسى كه اين كتاب را مطالعه مىكند كتب تاريخى ديگر را كه به جاى حقيقت و سادگى با عبارات تملّقآميز وجملات بى معنى وقالبى ـ صفحات را پر كردهاند ـ آنقدر بىارزش مىيابد كه از صرف وقت ومال براى مطالعه آنها شرمنده مىشود، اين كتاب بر بيست باب كه هر يك از ابواب آن مشتمل بر فصولى است در سال 378 (3) هجرى تدوين شده است ما شرح فصول آن را در ذيل ترجمه حسن بن على بن حسن بن عبدالملك القمى مترجم كتاب مزبور به فارسى بيان كرديم.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ وى با محمد بن الحسن الوليد در تجارت شريك بوده است.
2ـ وى از شيخ حسين بن على بن بابويه برادر شيخ صدوق، بلكه از خود صدوق(رحمه الله) روايت مىكرده است. گرچه ترجمه حسن بن محمد بن حسن قمى در مآخذ اوليه رجال و تراجم نيامده ولى در ترجمه او از كتب زير مىتوان بهره گرفت: رياض العلماء; تكملة امل الآمل; مفاخر اسلام 2/153 ـ 166; تاريخ قم (از ناصر الشريعه); تاريخ مذهبى قم 21; گنجينه دانشوران; كتابشناسى قم از اينجانب.
3ـ نويسنده در اين اثر وقايع را تا پايان سال 378 گرد آورده (ترجمه كتاب قم، ص17، سطر13 و 23) و لذا نمىتوان گفت كه سال فوق سال پايان تأليف است و بايد تأليف آن را در سال 379 دانست.

حسن بن محمد بن عمران(1):

قرن سوّم ـ از فقهاى قم است. حسين بن محمد بن عمران، برادر او و موسى بن الحسن بن محمد بن عمران فرزند او هر دو از ثقات محدثين بودهاند زكريا بن آدم، كه ترجمهاش خواهد آمد او را وصى خود قرار داده است، اين وصايت دليل توثيق او است زيرا زكريا بن آدم با توجه به اين كه در بعض امور از امام(عليه السلام)وكالت داشته استجز شخص موثّق و مورد اعتمادى را طبعاً به وصايت انتخاب نمىكرده است.

حسن بن مَتّيل(2):

از وجوه فقهاء اماميه قم و از ثقات محدثين است، شيوه او ممدوح و مورد توثيق واقع شده است، نجاشى او را از مشايخ محدثين قم ذكر كرده است.

حسن بن ميرزا سيد عزيز (حاج ميرزا سيد حسن)(3):

از فقها و دانشمندان اخير قم و از خدّام حرم فاطمه معصومه ـ سلام الله عليهاـ بوده است. تحصيلات او در قم و نجف اشرف، و از شاگردان آخوند ملا محمد كاظم خراسانى است، كتاب كفاية الاصول را شرح كرده و يك جلد آن را به چاپ رسانيده است در اواخر عمر به تهران مهاجرت و در همانجا سكونت گزيد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ تاريخ قم: 86. اشعريان قم چاپ شده در ميراث اسلامى 7/446.
2ـ درباره ايشان مراجعه كنيد: رجال نجاشى 49; فهرست شيخ طوسى 53; رجال شيخ طوسى 469; خلاصه 1/42.
3ـ و نيز نك: گنجينه دانشمندان 1/136.

حسن رشديه (حاج ميرزا حسن...):

از پيشقدمان فرهنگ و اهل تبريز است(1). در سال 1313 شمسى به قم آمد و در اين شهر مدرسهاى با وضع و شيوه نو به نام «رشديه» تأسيس كرد. پس از يك سال اين مدرسه به علّت مسافرت مؤسس و مديرش مرحوم رشديه تعطيل و ضميمه دبستان محمديّه گشت سال بعد چون به قم بازگشت دوباره مدرسه را

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مؤلف كتاب «رجال آذربايجان در عصر مشروطيت» مىنويسد: حاج ميرزا حسن رشديه در بين خادمين معارف ايران در مقام اول قرار دارد... (و) دو خدمت مهم به معارف ايران كرده است اول اين كه دبستان به طرز جديد اروپائى را وى در ايران تأسيس نموده، دوّم اين كه تدريس الفبا را به تقليد از اروپائيها (كه امروز در مدارس ابتدائى مرسوم است) به طرز جديد او رواج داده است... وى در سال 1305 قمرى مسجدى را در ششكلان مكتب خانه خود ساخت. به شاگردان خود الفباء را به شيوه امروز ياد داد و سپس از كتابهاى آسان به آنها درس آموخت و تابلوئى به نام مدرسه رشديه به بالاى در مسجد زد... كار رشديه رونق گرفت چنان كه حياطى اجاره كرد چند اطاق درس فراهم نمود و سفرى به قفقاز و مصر كرد و مطالعات خود را درباره تعليم الفباء تكميل نمود برحسب تقاضاى والى آذربايجان (امين الدوله) دو مرتبه به تبريز آمد مدرسهاى مكملتر و مجللتر از سابق تأسيس نمود. در اواخر سال 1314 امين الدوله او را با خود به طهران برد و وى اداره مدرسه تبريز را به برادر خود سپرد و در طهران مدرسهاى جديد ساخت. وى در ايام صدارت اتابك ميرزا على اصغر خان به اتهام نشر شب نامه مورد تعقيب قرار گرفت به منزل آقا شيخ هادى نجم آبادى پناه برد. قبل از مشروطيت عين الدوله براى ترسانيدن آزاديخواهان او و رفقايش را به عنوان بابىگرى به كلات تبعيد نمود. وى در نهضت مشروطيت شركت كرد... در تهران ميدانى را به نام رشديه نام نهادند. دمكراتها مىخواستند مجسمهاى از او تهيّه كرده، در مقابل اونيورسيته تبريز قرار دهند. از آثار رشديه كتابيست به نام «وطن ديلى» كه در تبريز چاپ شده است در آن كتاب با استفاده از افكار ميرزا فتحعلى آخوندوف اصول بهترى براى تعليم اطفال وضع كرده كه فعلا با كمى تفاوت در مدارس آذربايجان متداول است. تأليفات ديگر او عبارتند از: اصول عقايد يا اتحاد بشر، كناية التعليم، نهاية التعليم كه هر سه در طهران به چاپ رسيدهاند و المشتقات كه در رشت چاپ شده است. زندگينامه پير معارف، رشديه بنيانگذار فرهنگ نوين ايران; سوانح عمر ص77 و 78 و نيز ر.ك: مجله يادگار سال 3 ش10; مؤلفين كتب چاپى 2/556.
دائر نمود و از سال 1315 شمسى با شهريه محصلين و مبلغ پانصد ريال كمك كه از اداره فرهنگ دريافت مىكرد مدرسه مزبور را اداره مىنمود، ايشان قبل از تأسيس اين مدرسه در قم مدرسهاى به همين نام در تبريز دائر نموده بود وفات او در سال 1323 شمسى در قم اتفاق و در همانجا دفن شد.

حسن رضائى (سيد حسن...):

فرزند سيد عزيز الله رضائى هر دو از فرهنگيان قم و مؤسسين و مديران مدارس جديد قم بودهاند. سيد حسن در سال 1331 قمرى مدرسهاى با شركت عدهاى از نيكوكاران با وجوه خيريه تأسيس كرد و پس از شش سال اين مدرسه در سال 1340 قمرى مطابق 1300 شمسى، دولتى گرديد. اين مدرسه ابتدا به نام احمديه موسوم بود و پس از اينكه فرهنگ قم آن را تحت اداره خود درآورد به نام «حكمت» نامگذارى شد، سيد عزيز الله رضائى پدر او نيز در سال 1332 قمرى مطابق 1292 شمسى با كمك عدهاى از دوستداران فرهنگ، مدرسهاى براى تربيت و سرپرستى اطفال يتيم تشكيل دادند. در بدو تأسيس بيست طفل يتيم را براى تربيت پذيرفته و مخارج لباس و كتاب آنها را نيز تكفّل كردند دو سال بعد در سال 1298 شمسى مدرسه دو كلاسهاى نيز تأسيس كرد كه پس از چند سال به مدرسه احمديه كه تحت نظر فرزندش اداره مىشد ضميمه گرديد.

حسن فاضل(1):

از دانشمندان زاهد و مدرسين اخير حوزه علميه بودند. نزد حاج سيد(2)حسن نادى و مرحوم حجة الاسلام حاج سيد صادق تحصيل كرده است، عدهاى

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ و نيز نك: گنجينه دانشمندان 1/137.
2ـ شيخ است نه سيّد.
از فضلاء فعلى از شاگردان او هستند. در سال 1326 شمسى وفات يافت و در شيخان مدفون گرديد.

حسن نديم (شيخ حسن...)(1):

از اساتيد ادب حوزه علميه در علوم صرف و نحو و معانى و بيان و علوم هيئت و رياضى وارد بوده است. به مناسبت اين كه استاد و نديم حاج مير سيد حسين متولى باشى بزرگ بوده است به شيخ استاد و شيخ نديم مشهور شده است.

حسن نويسى (حاج شيخ...)(2):

فرزند ملا نصير، از مجتهدين بزرگ و مدرسين با ارج حوزه علميه قم بودند در سال 1291 قمرى در دهكده «نويس» كه از روستاهاى قم است متولّد شده و سپس براى تحصيل به حوزه علمى آمده و در خدمت حاج ميرزا محمد ارباب به كسب فضائل مشغول شده است، در سال 1322 هجرى قمرى به نجف اشرف تشرّف يافته و در آن سامان از محضر آيت الله خراسانى و علامه طباطبائى يزدى مستفيض گشته است و پس از چهار سال اقامت در اعتاب مقدسه به قم مراجعت و در اين شهر توطّن كردند، ايشان را تأليفات و يادداشتهائى در فقه و اصول است كه طبع نشده، وفات او در سال 1371 قمرى واقع شد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ و نيز نك: گنجينه دانشمندان، 1/136.
2ـ از حضرت آيت الله سيد مصطفى خوانسارى(رحمه الله) شنيدم كه مىفرمود: من ايشان را اعلم از معاصرانش مىدانستم.

حسين (ميرزا سيد...):

از دانشمندان بزرگ اخير قم فرزند ميرزا سيد حسين(1) صدر الحفاظ پس از فوت پدرش شغل او را عهدهدار شد ولى علاقه او به تحصيل معارف و علوم باعث شد كه شغل پدر را از دست گذاشت و به تهران رفت و خدمت ميرزا ابوالحسن جلوه و آقا محمدرضا قمشهاى به تحصيل فلسفه و حكمت پرداخت، پس از وفات دو استاد خود به اعتاب مقدسه رهسپار و در آنجا به خدمت مرحوم ميرزا حسن شيرازى مشرّف شد و پس از ده سال كوشش و اجتهاد به تهران مراجعت و در همانجا متوطن گرديد و در سال 1334(2) در همان شهر به رحمت ايزدى پيوست.

حسين بدلاء(3):

فرزند سيد محمد قمى در خانواده علم و ادب پرورش يافته(4) و از احفاد

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ حاج سيد اسماعيل صدر الحفاظ كه از بزرگان خدام آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) بود و منصب صدر الحفاظى را داشت.
2ـ تاريخ وفات او در تاريخ قم ص262 و گنجينه دانشمندان 1/139 سال 1322 قمرى و مدفنش قم ذكر گرديده است.
3ـ بدلاء مرادف ابدال و اوتاد است.
4ـ ايشان متصدى مسجد آغا بهرام (آية الله كاشانى) در پامنار بود و مترجم سالها در تهران سكونت داشته و در سال 1342 به قم آمده و پس از گذراندن سطح با شروع خارج بحث صلوةجمعه مرحوم آيت الله حائرى در آن شركت مىكند و پس از فوت ايشان از درس مرحوم آيت الله حجت و عمدتاً از بحث مرحوم آية الله سيد محمد تقى خونسارى استفاده مىكند و پس از ورود مرحوم آيت الله بروجردى در بحثهاى ايشان شركت مىكند و يكى از اعضاء حوزه استفتاء معظم له مىگردد. وى در حال حاضر از اعضاء شوراى مركزى ائمه جماعت قم و عضو هيئت ارشاد و تزكيه حوزه و امام جماعت مسجد امام حسن(عليه السلام) است، دعا و شرايط و موانع آن; رسالهاى در اقتصاد اسلامى; فهرست اصول و فروع كافى از جمله تأليفات اوست. ر.ك: كيهان انديشه ش29 ص162; مجله حوزه شماره 44 ـ 43.
«شاه بدلاء» مىباشد(1)، ايشان از فضلا و ادباى قم محسوب مىشوند(2) و مدّتى در دبيرستان سنائى به تعليم علوم مذهبى و ادبى اشتغال داشتند.

حسين بن ابراهيم القمى ـ معروف به ابن خياط ـ :

مردى فاضل و دانشمند است و از مشايخ شيخ طوسى مىباشد.

حسين بن احمد بن ادريس القمى الاشعرى (ابو عبدالله)(3):

از مشايخ اجازه و از محدثين موثق قم بوده است شيخ صدوق او را در كتب خود تكريم و تجليل كرده(4) «تلعكبرى» كه يكى از محدثين است از او اجازه روايت دارد.

حسين الاشعرى القمى (ابو عبدالله)(5):

از روات موثق و علامه در خلاصه او را توثيق كرده است.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ اين امامزاده در بلوك و بخش جاپلق مدفون و داراى مزار و قبه و مورد توجه مردم آن ناحيه مىباشد.
2ـ تولد معظم له در چهارم جمادى الاولى 1326 قمرى در قم واقع شده و اساتيدش عبارتند از مرحوم اديب تهرانى و ميرزا على يزدى و مرحوم سيد محمد حجت و مرحوم خونسارى و مرحوم بروجردى (قدس الله اسرارهم). وى داراى تأليفاتى است از جمله: كتابى در دعا و شرائط آن و اماكن دعا و منتخبى از ادعيه مأثور.
3ـ نك: رجال طوسى 470.
4ـ مرحوم شيخ صدوق پس از نام وى ـ كه حدود هزار مرتبه در جاهاى مختلف كتب او آمده ـ كلمه «رحمه الله» آورده و نسبت به وى استرحام مىكند. ر.ك: تعليقه وحيد بهبهانى 6; تاريخ قم 188; گنجينه دانشمندان 1/76.
5ـ خلاصه 1/52.

حسين بن بهاء الدين(1):

مردى دانشمند و حاشيهاى به كتاب قوانين به نام «توضيح القوانين» نگاشته است. وى از شاگردان علامه بزرگ مرحوم ميرزاى قمى بوده است.

حسين بن الحسن بن ابان(2):

از محدثين و فقهاى قم، از حسين بن سعيد روايت مىكند، ابن داود در ذيل ترجمه محمد بن اورمه از او ذكرى به ميان آورده و او را توثيق كرده است، ابن قولويه او را از خويشان الصفار و سعد بن عبدالله و متقدم بر آنها داشته است(3).

حسين بن حسن بندار(4):

از فقها و محدثين قم است، از سعد بن عبدالله روايت مىكند.

حسين بن حسن بن الفارسى(5):

از فقها و محدثين قم مطابق آنچه كه از ابى المفضل نقل شده كتابى در جمع روايات دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ نك: گنجينه دانشمندان 1/138.
2ـ نك: رجال طوسى: 420، 469.
3ـ شايد ابن قولويه بدين علّت وى را متقدم بر آن دو دانسته كه ايشان از حسين بن سعيد روايت كرده در حالى كه اين دو از حسين بن سعيد روايت نكردهاند.
4ـ نك: رجال طوسى 470.
5ـ نك: فهرست طوسى 55.

حسين بن سعيد بن حماد بن مهران الاهوازى:

از اصحاب امام على بن موسى الرضا و امام محمد بن على و امام الهادى(1)بوده، از دوستان على بن حسين اهوازى، اصلاً اهل كوفه است. با برادرش حسن بن سعيد به اهواز رفتند و سپس به قم آمد و بر حسن بن ]حسين ظ[ ابان كه ترجمهاش گذشت، فرود آمد با برادرش مشتركاً كتاب تأليف و تصنيف كردهاند(2)، نجاشى به تفصيل تمام آن را در كتاب رجال خود ياد مىكند. ابن داود و صاحب كتاب مشتركات و نجاشى او را توثيق كردهاند، سعد بن عبدالله و محمد بن الحسن الوليد از او روايت مىكنند.

حسين بن سهل بن مهارب القمى:

از حكماء و دانشمندان اواخر قرن چهارم است، خلاصه افكار حكماء يونان را در مسائل اجتماعى و سياست مدرن و همچنين سفارشهاى ارسطو را به

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ رجال شيخ طوسى 372 ـ 399 و 412.
2ـ فهرست شيخ 58. و فهرست سى كتاب مشهور اين دو برادر عبارتند از: كتاب وضوء; كتاب صلوة; كتاب زكات; كتاب صوم; كتاب حج; كتاب نكاح; كتاب طلاق; كتاب عتق و تدبير و مكاتبه; كتاب ايمان و نذور; كتاب تجارات و اجارات; كتاب خمس; كتاب شهادات; كتاب صيد و ذبائح; كتاب مكاسب; كتاب اشربه; كتاب زيارات; كتاب تقيه; كتاب رد بر غلات; كتاب مناقب; كتاب مثالب; كتاب زهد; كتاب مردة; كتاب حقوق مؤمنين و فضيلت آنها; كتاب تفسير قرآن; كتاب وصايا; كتاب فرايض; كتاب حدود; كتاب ديات; كتاب ملاحم و كتاب دعا; كتاب زهد كه با تحقيق و تخريج و مقدمه علامه جليل ميرزا غلامرضا عرفانيان به چاپ رسيده است و ترجمه او در مقدمه كتاب آمده است; و كتاب مؤمن ايشان كه شامل 201 حديث است و در 8 باب دستهبندى و تنظيم گرديده توسط آقاى محمد فقيه ايمانى به فارسى ترجمه شده و به چاپ رسيده است. از اين محدّث بزرگوار جمعاً تعداد 5206 حديث در مجاميع روائى شيعه نقل گرديده است. حضرت آيت الله خوئى(رحمه الله) در اثر گرانسنگ خود «معجم رجال الحديث» جلد 5/248 ـ 270 حدود 23 صفحه درباره او بحث كرده است.
اسكندر مقدونى در باب اداره و سياست ممالك، از حفظ داشته و مىگفته است كه اين مسائل از همه چيز ارزندهتر است، ابن العميد قمى وزير ديلميان درباره او گفته است كه اگر از شهر ما همين يك نفر، فقط مىبود براى ما كافى بود، جزئى از شرح حال او را در ذيل (ابو المحارب) نگاشتهايم.

حسين بن شاذويه(1) (ابو عبدالله الصحاف):

از ثقات محدثين قم است، روايتهائى كه او در سلسله اسناد آن واقع است اندك مىباشد، ابن غضائرى. او را قمى دانسته و نوشته است، كه قميين او را از غلات گمان كردهاند. كتابى در صلوة دارد و شيوه او مقبول، و در كتاب حاوى از ثقات شمرده شده است.
از شرح حال او در كتب رجال برمىآيد كه شغل او صحافى بوده است.

حسين بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى:

به ابو عبد الله الحسين مراجعه شود.

حسين بن الخراز القمى (ابو عبدالله):

نجاشى كنيه وى را چنين ذكر كرده است: از دانشمندان و محدثين قم و كتابى بنام الزيارات دارد.

حسين(2) بن مالك القمى:

به نظر مىرسد كه همان حسن بن مالك القمى كه ذكرش گذشت باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ رجال نجاشى: 65; فهرست طوسى: 56; خلاصه 1/52.
2ـ رجال شيخ طوسى: 413; خلاصه 1/39;

حسين بن محمد بن عمران بن ابى بكر الاشعرى القمى ـابوعبدالله ـ(1):

از مشايخ شيخ بزرگوار محمد بن يعقوب الكلينى است. درباره نام او سخن مختلف است آن چه كه نجاشى گفته است، همين ترتيب است كه ما در نام او و سلسله نسبش مراعات كرديم وليكن در كتاب (منلايحضره الفقيه) در سلسله اسناد حسن بن محمد بن عامر ياد شده است، بارى از ثقات محدثين و فقهاى قم است، جعفربنمحمدبنقولويه از او روايت مىكند ودر جمع روايات كتابى دارد.

حسين ـ حاج آخوند (آقا حسين...):

فرزند مرحوم حاج ملا غلامرضا معروف به حاج آخوند مجتهد بزرگ قم است. ايشان و اخوان گرامشان همگى اهل فضل و دانش و فضيلتند، تحصيلات او در قم و از شاگردان آيت الله حائرى(2) بوده و اكنون از محضر آيت الله بروجردى مستفيد مىشود.

حسين حسينى:

شاعريست خوش قريحه و فاضل، اشعار او بسيار است و تاكنون دو مجموعه منتشر ساخته است، اشعار فكاهى او در روزنامه توفيق(3) به امضاى «خروس اخته» منتشر مىشده است. مابه ذكر چند بيت از اشعارش اكتفا مىكنيم:

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ درباره او نك: رجال نجاشى 66; رجال طوسى 469; خلاصه1/52.
2ـ و آيت الله حجت و آيت الله خونسارى و آيت الله فيض.
3ـ و نسيم شمال و كانون شعرا. روزنامه توفيق در بيوگرافى وى مىنويسد: «حسينى كه به امضاى (خروس اخته) مطلب مىنويسد نه خروس است و نه اخته بلكه شاعرى است ملّى و در سرودن همه نوع شعر مهارت دارد. آب شور قم را مىخورد و شعر شيرين مىسرايد امّا اين شاعر ملى بىاندازه از اوضاع ناراضى است و هميشه از عدم تعادل اجتماع مىنالد و در عين حال به اميد آينده خوش است» دو اثر به نام «المك ملّت» و «سياست روز» منتشر كرده است; سخنوران نامى معاصر 3/87; فرهنگ شاعران زبان پارسى: 171.
اى دل ار خدمت بشر نكنى***خويش را پاك و مفتخر نكنى
در همان سينه خود بسوز اى آه***بدل سنگ اگر اثر نكنى
خشك شو اى نهال عمر عزيز***خويش را گر كه باور نكنى

حسين طباطبائى (آيت الله بروجردى):

از دانشمندان بزرگ و فقهاى جامع عصر كنونى است، شرح فضائل ايشان در خور قلمى تواناتر و كتابى مشروحتر از كتاب ما است. ايشان در سال 1292 هجرى قمرى در بروجرد متولد شده مقدمات علوم را نزد اساتيد آن شهر منجمله مرحوم آخوند ملا عبدالله بروجردى كه از علماى بزرگ آن شهرستان بودهاند فرا گرفته، و در سن 18 سالگى در سال 1310 قمرى به اصفهان عزيمت كردند. اساتيد ايشان در آن ديار مرحوم ميرزا جهانگير خان قشقائى و ملا محمد كاشانى در علوم معقول و فلسفه و هيئت و رياضيات، و مرحوم كلباسى و مرحوم سيد محمد باقر درچهاى در علوم منقول بودهاند.
توقف معظم له در اصفهان هشت سال طول كشيده است و سپس به اعتاب مقدسه مسافرت كرده و از محضر استاد بزرگ آخوند ملا محمد كاظم خراسانى(1) بهرهمند گشته و در سال 1318 قمرى به بروجرد مراجعت فرمودند و در همانجا رحل اقامت افكندند در سال 1344 قمرى به مكّه معظمه مشرف شده و پس از بازگشت(2) از طرف حكومت وقت مدّت چند روزى محدود

ــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ و نيز مرحوم آيت الله سيد محمد كاظم يزدى (م1337) و مرحوم آيت الله شيخ الشريعه اصفهانى (م1339).
back page fehrest page next page