back page fehrest page next page

361 گ، 19 س، 11×18 سم.

ذريعه 22/239 (مناجات) و 7/34 و فهرست كتب مشايخ 417 (علاج).

* * *

ملتقى الأبحر

(فقه ـ عربى)

از : شيخ ابراهيم بن محمد بن ابراهيم حلبى (956)

متن معروف مهمى است در فقه حنفى مشتمل بر مسائلى كه در چند كتاب فقهى اين مذهب آمده به اضافه مسائل مورد نياز اجماعى، با تذكر مورد خلاف و پيش انداختن آنچه برترى دارد. بنا به گفته آقاى حسينى 20/145 روز سه‌شنبه 13 رجب 923 به پايان رسيده است.

اين كتاب نزد فقهاى حنفيه اهميت بسزائى دارد، و بر آن شروح و گزارشهاى فراوانى نگاشته‌اند.

آغاز : «الحمدللّه الذى وفقنا للتفقه فى الدّين الذى هو حبله المتين... كتاب الطهارة: قال اللّه تعالى يا ايها الّذين آمنوا اذا قمتم الى الصّلواة... ففرض الوضوء غسل الاعضاء الثلاثه».

انجام : «فاطرح نصيبه من التصحيح او الديون و اقسم الباقى على سهام من بقى او ديونهم».

نستعليق، نام كاتب و تاريخ كتابت ندارد، حاشيه‌نويسى دارد.

جلد تيماج حنائى سير، با لب‌گردان، فرسوده.

148 گ، 19 س، 5/10×17 سم.

معجم المطبوعات 1/13.

حجّة اليقين (ترجمه حديث قدسى)

(حديث ـ فارسى)

از : محمد كاظم بن محمد شفيع بن محمد رضاى هزار جريب مازندرانى

ترجمه حديث قدسى يا چهل سوره از تورات است. اصل آن منسوب است به حضرت على بن ابيطالب

(عليه السلام)

كه از تورات انتخاب و به عربى ترجمه فرموده در پند و اندرزهائى كه خداوند متعال با پيامبر خود موسى

(عليه السلام)

سخن گفته است. به گفته مترجم در بين راه زيارت حضرت صاحب‌الأمر(عج)، به جمع‌آورى وترجمه اين احاديث ملهم شده است.

آغاز : «الحمدللّه ربّ العالمين... امّا بعد چنين گويد بنده خاطى محمد كاظم ... كه به زيارت صاحب‌الامر

(عليه السلام)

مى‌رفتم».

انجام : «و حمد براى اوست كه بهترين عالم و عالميان است، و خالق عالم و عالميان است و الحمدللّه اولا و آخرا و ظاهراً و باطنا».

متن سورها نسخ معرّب، ترجمه نستعليق، محمد حسن طبيب گيلانى 1310، جلد تيماج مشگى، عنوان و نشان شنگرف پيش از كتاب 1ـ «اخبار الأسرار فى مراحل الأبرار تأليف حاج ملا محمّد بن احمد آملى مازندرانى (ق 13) 2ـ رساله تحفة الخواص از: ميرزا هدايت اللّه بن ميرزا حسين وزير دفتر آشتيانى، با حاشيه صدرالاشراف ميرزا جلال‌الدّين بن ميرزا ابوالقاسم ذهبى شيرازى. و پس از كتاب: «اعتماديه» از محمد بن احمد آملى كه هر سه كتاب چاپ سنگى است، صحافى شده است.

52 گ، 12 س، 11×16 سم.

مواهب عليه

(تفسير ـ فارسى)

از : ملاّ حسين بن على كاشفى (910)

چون مؤلف به دستور على شيرنوائى (907) وزير سلطان حسين بايقرا شروع به نگارش تفسير چهار جلدى «جواهر التفسير» خود نمود و جلد اول آن را به اتمام رسانيد، و باقى مجلّدات آن به تأخير افتاد، اين تفسير مختصر را براى وى نوشت تا در فرصت تمام مجلّدات ديگر. جواهر را بنويسد، در اوّل محرم 897 در اين كتاب شروع و 902 به پايان برده است. نسخه حاضر تفسير كامل و هر دو جلد را دارد.

آغاز : «بعد از تمهيد قواعد محامد الهى، و تأسيس مبانى ثنا خوانى حضرت رسالت پناهى».

انجام : «حسبك من الكونين انه اعطيناك بين الحرفين.

اوّل و آخر قرآن ز چه با آمد و سين؟ ----- يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس».

(كه بر خلاف حديث ثقلين است).

نسخ، جلد تيماج حنائى، داراى دو سر صفحه رنگين در آغاز فاتحة الكتاب و اول سوره كهف، صفحه اول و دوم دندان موشى طلائى صفحات مجدول بمشكى و طلا و شنگرف و لاجورد، داراى سر سوره‌هاى زيبا، كلمات قرآنى شنگرف، بر روى برگ اول ملكيت حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله و محمد على بن ملكان (سلطان) بن خاقان مغفور و فرهاد بن وليعهد، و حسن وثوق الدوله، و مهر بيضوى «معتمدالدولة» ديده مى‌شود.

618 گ، 24 س، 21×5/32 سم.

ذريعه 23/241. آقا نجفى 4/71.

منتهى المقال فى احوال الرّجال

(رجال ـ عربى)

از : ابوعلى محمد بن اسماعيل حائرى (1216)

در اين كتاب گفته‌هاى «منهج المقال» ميرزا محمد استرابادى و سپس حاشيه وحيد بهبهانى تنظيم شده و پس از آن مطالبى از مصادر ديگر بر وى افزوده گرديده، مؤلف روات مجهول را نياورده و گاهى به عنوان «اقول» يا «قلت» تحقيقاتى از خود آورده است.

در آغاز كتاب پنج مقدمه است در مواليد معصومين

(عليهم السلام)

و كسانى كه حضرت حجة

(عليه السلام)

را ديده‌اند، و كنيه و القاب ائمه

(عليهم السلام)

و نام كسانى كه در نام آنها اشتباه مى‌شود، و فوائد متفرقه رجالى راجع به اسانيد كتابها و جز اين.

آغاز : «نحمدك يا من رفع منازل الرواة بقدر ما يحسنون من الروايه عن الأئمّة الهداة، و نشكرك يا من عرفنا مراتبهم و درجاتهم على نحو ضبطهم من أئمتهم».

انجام : «و منهم المفيد محمد بن محمد و الحسين بن عبيداللّه الغضائرى، فالطريق صحيح».

نسخ، صفرعلى بن اسماعيل صباغ نجف‌آبادى، اول صفر، 1234 عناوين و نام راويان شنگرف، جلد تيماج مشگى، روغنى، ضربى ترنجدار، مهر بيضوى «عبده محمد ابراهيم و مهر ديگرى ناخوانا پشت آخرين برگ ديده مى‌شود.

283 گ، 27 س، 21×30 سم.

ذريعه 23/13. آقا نجفى 3/268.

حقّ‌اليقين

(عقائد ـ فارسى)

از : ملاّ محمد باقر بن محمد تقى مجلسى (1111)

بشماره (125) مراجعه شود.

نسخ، نام كاتب و تاريخ كتابت ندارد، جلد تيماج مشگى، عنوان و نشان شنگرف.

227 گ، 22 س، 5/20×30 سم.

روضة الشهداء

(تاريخ ـ فارسى)

از : ملاّ حسين بن على كاشفى بيهقى (حدود 910)

در وقايع و داستان كربلا و شهادت امام حسين

(عليه السلام)

با مختصرى از حالات حضرت پيامبر اكرم

(صلى الله عليه وآله وسلم)

و حضرت زهرا

(عليها السلام)

و اميرمؤمنان و امام حسن و امام حسين، به نثرى شيوا و اشعارى مناسب موضوعها; و بنام مرشد الدّين عبداللّه مشهور به «سيد ميرزا» تأليف شده، و داراى ده باب و يك خاتمه مى‌باشد.

آغاز :

«اى شربت درد تو دواى دل ما ----- آشوب بلاى تو عطاى دل ما

از نامه حمد تو شفاى دل ما ----- وز نام حبيب تو صفاى دل ما».

انجام افتاده : «فصل پنجم متوسطان در عقب زيدالنار است، و عبداللّه و عبيداللّه و حمزه. امّا حمزه را ابوالقاسم».

نستعليق، برخوردار بن فضل اللّه، 16 ذيقعده سال 1076 عناوين و نشانها شنگرف، جلد تيماج حنائى، ضربى و مهر به خط: نستعليق «مختار الموسوى» ضربى بر چند جاى جلد ديده مى‌شود. صفحات مجدول بشنگرف، عربى معرّب.

400 گ، 14 س، 19×30 سم.

ذريعة 11/294. آقا نجفى 10/148.

جلاءالعيون

(تاريخ ـ فارسى)

از : ملا محمد باقر بن محمد تقى مجلسى (1111)

بشماره (133) مراجعه شود.

شكسته نستعليق نام كاتب و تاريخ كتابت ندارد، جلد تيماج مشگى، صفحه‌ها مجدول بشنگرف و مشگى.

393 گ، 17 س، 20×30 سم.

* * *

كامل التعبير

(تعبير خواب ـ فارسى)

از : حبيش بن ابراهيم بن محمد تفليسى (629)

خواب گزارى مهم مشهورى است به ترتيب حروف كه مؤلف پس از كتابت «صحة الأبدان» آن را از كتب مشهور در اين علم براى سلطان ابوالفتح قليچ ارسلان فرزند مسعود ساخته است بيشتر گفته‌هاى حكيم دانيال و امام صادق

(عليه السلام)

و ابن سيرين و كرمانى و مغربى و اسماعيل اشعث را نقل مى‌كند. در آغاز كتاب پانزده فصل مربوط به معنى خواب و اقسام آن، و پاره‌اى از دستوراتى كه خواب‌گزار را لازم مى‌باشد آورده است. و نام مصادرى كه مؤلف از آنها استفاده كرده در مقدمه آمده است.

آغاز : «سپاس خداى را كه واحد و صمد و قادر است، مالك ذوالجلال وحى فاطر است، رازق خلق و عالم ضماير است».

انجام : «و اگر بيند كه يوز در خانه يا محلّه يا شهرى درآمد، و بانگ همى كرد، دليل بود كه اهل آن موضع را از دشمنانِ بيم و رنج و اندوه و مضرّت رسد».

نستعليق خوش، محمد تقى جوكانى، چهارشنبه 29 شوال 1235، جلد گالينگور مشگى، عطف و گوشه‌ها تيماج، داراى سرصفحه رنگين، حاشيه صفحه اول و دوّم نقاشى و تذهيب، صفحه‌ها مجدول بشنگرف و نقره‌يى و آبى، عنوان ونشان شنگرف مالكيت ميرزا على تفريشى بر روى برگ اول ديده مى‌شود.

257 گ، 21 س، 5/19×30 سم.

ذريعه 17/254. آقانجفى 5/272.

* * *

الكافى

(حديث ـ عربى)

از : ثقة‌الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى (328)

بشماره (141) مراجعه شود.

نسخه حاضر از اول اصول كافى است تا اواخر كتاب الجنائز.

نسخ، سال 1075، جلد تيماج حنائى ضربى، عناوين و نشانها شنگرف، چند جاى كتاب بلاغ دارد، حاشيه‌نويسى دارد.

384 گ، 25 س، 19×5/30 سم.

القاموس المحيط، و القابوس الوسيط

(لغت ـ عربى)

از : مجدالدّين محمد بن يعقوب فيروزآبادى (817)

فرهنگ لغت بسيار مشهورى است در بيست و هشت باب به ترتيب حروف اواخر كلمه، و هر باب در چند فصل به ترتيب حروف اوّل كلمه.

فيروزآبادى كتابى گرد مى‌آورد به نام «اللامع» و چون آن كتاب بسيار مفصل و در حدود شصت جلد مى‌شد، بر آن شد كه كتابى مختصر در لغت تأليف نمايد كه امتيازات كتابهاى لغت دگر را داشته باشد، لذا اين كتاب را ساخت، و از جهت اختصار براى پاره‌يى اصطلاحات اشارات مخصوصى وضع نمود. نسخه حاضر جلد اوّل تا اواخر باب الظاء فصل العين مى‌باشد.

آغاز : «الحمدللّه منطق البلغاء باللغى فى البوادى، ومودع اللسان السن اللّسن الهوادى».

انجام نسخه : «و العنظيان بالكسر البذى الفاحش الجافى، و اوّل الشّباب، و عنظى به اسمعه كلاماً قبيحا، و حق التركيب ان يذكر فى المعتل، لتصريح سيبوبه بزيادة النون فى عنظوان».

انجام اصل: «و غرر السبق، و فتحة‌الغرب و الشرق و يسلّم تسليما كثيراً و حسبنا اللّه و نعم الوكيل».

نسخ، نام كاتب و تاريخ كتابت ندارد، جلد تيماج مشكى، داراى ترنج، عناوين و لغات شنگرف يا مشگى درشت. مالكيّت و مهر بيضوى «عبدالوهّاب الحسينى» بر روى برگ اول ديده مى‌شود.

268 گ، 29 س، 19×5/29 سم.

كشف الظنون 2/1307 آقانجفى 3/34.

بحارالأنوار

(حديث ـ عربى)

از : ملا محمّد باقر بن محمد تقى مجلسى (1111)

بزرگترين كتابى است كه احاديث شيعه را در بيست و پنج جلد (بحسب تصميم اوّليه مؤلف) گردآورى كرده است،و هر جا نيازى به تحقيق و توضيح بوده به عنوان «بيان» آن را شرح داده، و خدمت بسيار بزرگ و پرارجى به دين و فرهنگ تشيع نموده است.

نسخه حاضر جلد اول; فتن و محن از جلد هشتم مى‌باشد.

آغاز : «الحمدللّه الّذى اوضح لنا مسالك‌الدّين باعلامه، و نور لنا بمصابيح اليقين لياليه كايّامه».

انجام : «لو كان لى ما على الأرض من صفراء و بيضاء لافتديت به من هول المطّلع».

نسخ، محمد قاسم بن حاج امير بيگ، روز چهارشنبه پنجم صفر 1234 در قصبه خوانسار. عناوين ونشانها شنگرف، جلد تيماج قهوه‌يى روشن، ضربى، داراى ترنج، بر پشت برگ اول وقف «ظل السلطان على شاه، شاهزاده اعظم، و مهر مستطيل «از شاه ملقب شد على بظل سلطان» و مهر مربع «انا مدينة العلم و على بابها» ديده مى‌شود.

130 گ، 31 س، 20×5/29 سم.

ذريعه 3/16. آقانجفى 1/107.

منهج الصّادقين

(تفسير ـ فارسى)

از : ملا فتح اللّه بن شكر اللّه كاشانى (988)

تفسير فارسى نسبتاً مفصلى است كه باقوال مفسّرين و نكته‌هاى ادبى نيز اشاره دارد روايات عامه را براى استدلال، فراوان آورده است. نسخه حاضر از آغاز سوره يس تا اوائل آيه 8 از سوره حديد مى‌باشد.

آغاز : «ابى بن كعب از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله روايت كرده كه هر كه اين سوره را بخواند ـ قربة الى اللّه ـ از همه گناهان آمرزيده شود».

انجام ناتمام : «لاتدينون باللّه، كه نمى‌گرويد بخدا و بوحدانيت او معترف نمى‌شويد، و الرّسول و حال آنكه پيغمبر

(صلى الله عليه وآله وسلم)

كه».

نستعليق، آيات معرّب، جلد قهوه‌يى سير، بى‌مقوّا.

202 گ، 19 س، 5/18×5/29 سم.

ذريعه 23/193. آقانجفى 3/48.

مجموعه

1ـ شرح مختصر وقايع نعمت خان عالى (1 ر ـ 18 ر)

(لغت ـ فارسى)

از : سيد حسين على مشهدى موسوى (ق 13)

توضيح بسيار مختصرى است بر بعضى لغات و عبارتهاى مشكل كتاب: «وقايع نعمت خان عالى (1120) يا «روزنامه محاصره حيدرآباد».

آغاز : «حمد قادر بيچون كه از يك كن خلايق را از عدم بوجود آورده، و نعت خاتم النبيّين سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله كه ازنور هدايت خويش».

انجام : «... للّه كه شرح مختصر نعمت خان عالى بفرصت قليل صورت اختتام يافت».

2ـ وقايع اول ايام محاصره ... حيدرآباد (19 ر ـ 82 پ)

(تاريخ ـ فارسى)

از : ميرزا محمد نصيرآبادى شيرازى (1120)

مؤلف ـ كه نعمت خان عالى، و دانشمند خان نيز خوانده مى‌شود ـ رويدادهاى محاصره حيدرآباد (گلكنده) در سى‌اُمين سال پاشاهى اورنگ زيب (1118) و گشودن آن به دست پسر اورنگ: محمد بهادر شاه (1120) را كه در سال 1098 هجرى واقع شده روزانه با نثرى دشوار آميخته به نظم نگاشته است.

عنوانى كه گفتيم بر فراز صفحه آغازين آمده است، گاهى به آن «وقايع نعمت خان» و «روزنامه محاصره حيدرآباد» نيز گفته مى‌شود.

آغاز : «دمى كه مدرّس كشاف صبح در صفحه صدق و صفا، چون قاضى بيضا، تفسير و الشمس و الضحى بخط شعاعى آفتاب».

انجام:

«كنون عرض دعايم بر زبان است ----- زبانم در دعاى دوستان است».

3ـ ضمير المعنى (83 ر ـ 121 پ)

(لغت ـ فارسى)

از : سيد فضل على (ساكن دارانگر)؟

توضيح لغتها و ترجمه آيات و رواياتى است كه در كتاب «وقايع نعمت خان عالى» آمده است، بعضاً به جهات ادبى نيز پرداخته است.

آغاز : «بعد حمد و سپاس، ربّ الجانّ والناس، و نعت حضرت سرور كاينات مفخر موجودات احمد مجتبى و محمد مصطفى

(صلى الله عليه وآله وسلم)

».

انجام :

«غلام همت آن عارفان باكرمم ----- كه يك صواب ببينند و صد خطا بخشند».

4ـ رقعات (122 ر ـ 160 پ)

(نامه نگارى ـ فارسى)

از : سيد جعفر على خان رضوى؟

نامه‌ها و فرمانهائى را كه به اشخاص مختلف با عبارات اديبانه نثر آميخته به نظم نگاشته در اين كتاب گرد آورده است.

آغاز : «حديقه كمال بى‌زوال خالق منانست بى‌مثال ... كه چون پاى چشم صورت بين درو گذارند».

انجام : «و رواج دادن شريعت نبوى، و نيروى طريقت مرتضوى معمور ساخته، بر ... وحشمته بحرمة النبى و آله الأمجاد».

كتابها: شكسته نستعليق، كتاب اول روز سه‌شنبه 28 ذيحجه 1263 سه كتاب ديگر به خط سيد حسين على موسوى دوّم در روز سه‌شنبه هفتم ذيحجه 1223، سوم 27 شوال 1206 ؟ (1260 ظ) عناوين و نشان جز چهارم، شنگرف، جلد (عارية) جلدِ روز شمار 1352. موريانه آسيب سختى رسانده است.

160 گ، سطور مختلف، 5/14×5/21 سم.

ذريعه 11/270 و گنج بخش 4/2043 (روزنامه محاصره حيدرآباد).

مجمع‌البحرين

(كيميا ـ فارسى)

از : شاه خيراللّه حقانى مهابنى؟

سى و يك باب است در عمل اكسير و كيمياگرى كه هر باب داراى چندين فصل، كه نسخه حاضر باب اول و دوم را ندارد. فهرست بابهاى نخستين بدين قرار است.

باب سوم: صاف و تصعيد كردن اوپدهات و غيره بيست فصل

باب چهارم: در تدابير دهات و سيماب و... هفت فصل

باب پنجم: در عمل كند هك و تسقيه وتشويه دوازده فصل.

باب ششم: در تدابير نوشا در 9 فصل.

باب هفتم: در تدبير آبهاى تند و تيز 25 فصل.

باب هشتم: در تدابير حل دهاتها به آبهاى حادتند 29 فصل.

باب نهم: در تدابير اوزان و مزاج 19 فصل.

باب دهم: در بيان ارواح.

باب يازدهم: نمك‌ها و بودها.

باب دوازدهم: طريق برآوردن از اشجار.

باب سيزدهم: در تصعيد ارواح و انفاس.

باب چهاردهم: در حل و تقطير نمكها و زرجها.

باب پانزدهم: در تقطير نمك جريش.

آغاز نسخه : «باب سيم در بيان صاف كردن و تصعيد كردن اوپدهات و غيره يعنى سيماب و كندهك و هژتال و نمك و سنگ».

انجام : «ته او آتش ملايم مى‌داده باشد تا گندهك گداخته شده بماند چون نمكها سياه شود ديگر داده به دستور عمل تكرار نمايد».

پس ازاين سه برگ به عنوان «نوع ديگر، نوع ديگر» ادامه دارد.

نستعليق، سيد ولى فرزند سيد على قادرى 29 محرم 1320 ؟ سه برگ اخير 29 صفر 1219 در بلده حيدرآباد، در پايان: غلام على گويد حسب فرمايش ... محمد على خان بهادر قلمى، كتابت حواله محمد حنيف داروغه كتابخانه شد، جلد گالينگور، عناوين و نشانها شنگرف.

132 گ، 15 س، 14×25 سم.

ذريعه 20/22.

حاشية حاشية تهذيب المنطق

(منطق ـ عربى)

از : مولوى محمد حسن (؟)

حاشيه‌اى است ظاهراً بر «حاشيه تهذيب المنطق» جلال‌الدّين محمد بن اسعد دوانى (907) به عنوان: «قوله، قوله» بيشتر به نقد پرداخته است.

آغاز نسخه: «قوله المعنى المصدرى الخ قيل المعنى المصدرى من مقولة الفعل او الانفعال فهو امر غير قارّ الذّات».

انجام : «و لا يفى لدفعه الفطرة و ان بقى، فلا يمكن رعايتها ايضا فمن هذه الجهة عين الطّرق و هو المراد للمحشى فتأمل».

شكسته نستعليق، نام كاتب ندارد، 5 رمضان المبارك، سال 1182. جلد گالينگور، پيش از كتاب و بعد از آن همان حاشيه در كاغذ گاهى آمده است.

39 گ، 25 س، 16×5/23 سم.

جزوه منبر؟

(تاريخ ـ فارسى)

از : سيد مهدى (ق 13)

مطالب متفرقه منبرى است در مناقب امامان

(عليهم السلام)

و اخلاق و تاريخ پيامبران

(عليهم السلام)

و سوگوارى شهيدان كربلا به نثر آميخته با نظم، در برخى مجالس منقبتى ازهفتاد منقبت حضرت على را ازخصال ابن بابويه قمى (صدوق 381) آورده است.

آغاز : «يازدهم از آن هفتاد منقبتى كه ابن بابويه عليه الرّحمه در كتاب خصال از حضرت اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه روايت كرده ... و امّا الحاديعشر».

انجام : «دست در گردن يكديگر درآورده مصيبتهاى خود را يك يك شرح مى‌دادند و گريه زارى مى‌كردند».

نسخ، جلد تيماج سرخ بى‌مقوا، در تاريخ ذيحجه 1299 سيد مهدى اين جزوه را بعد از خود وقف كرد براى هر كه سزاوار است كه احتمالاً واقف و كاتب و گردآورنده يك شخص است.

243 گ، 15 ـ 14 س، 18×22 سم.

مجموعه

1ـ الوسائل الى معرفة الأوائل (1 پ ـ 37 پ)

(تاريخ ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى (911)

رساله‌ايست در اوليات: (شاخه‌اى است از تاريخ). مؤلّف كتاب «الأوائل» ابى‌هلال حسن بن عبداللّه عسكرى (395) را تلخيص و چند برابر ازخود بر آن افزوده به ترتيب كتابهاى فقهى (كه به كتاب طهارة آغاز مى‌شود) نگاشت، امثال را نيز آورده است.

آغاز : «الحمدللّه الأول فليس له آخر، و اشهد ان لا اله الاّ اللّه وحده لا شريك له».

انجام : «قال استنشد ابوبكر معد يكرب و قال: اما انّك اول من استنشدته فى الاسلام، آخر الكتاب الحمدلله...».

2ـ رسالة فى بيان حيواة النبى(صلى الله عليه وآله وسلم)

فى قبره (37 پ ـ 42 پ)

(حديث ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى

آيا پيامبر

(صلى الله عليه وآله وسلم)

در قبرش زنده است؟ چون در حديث از رسول خدا

(صلى الله عليه وآله وسلم)

آمده است: هر كس برمن سلام كند خدا روح مرا باز گرداند تا جواب سلام وى گويم، بر آن شد در اين موضوع تحقيق كند اين رساله را نگاشت.

آغاز : «الحمدللّه و سلام على عباده الذين اصطفى. وقع السؤال قد اشتهر ان النبى

(صلى الله عليه وآله وسلم)

حى فى قبره».

انجام : «فيتبين بالطرق المزيدة ما خفى فى الطريق الناقصه، ... و الحمدللّه وحده و صلّى اللّه على من لا نبى بعده».

3ـ طلوع الثريا باظهار ما كان خفيّاً (42 پ ـ 54 ر)

(حديث ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى

درباره حديثى كه مى‌گويد: مردگان در قبر تا هفت روز آزمايش مى‌شوند.

آغاز : «الحمدللّه و سلام على عباده الذين اصطفى. و بعد فهذا تأليف يسمى طلوع الثريا باظهار ما كان خفيا. مسئلة فتنة الموتى».

انجام : «قال سفيان بن عيينه يقول ... لا حرم جلسائى الحديث ... لموضع رجل واحد ... و الحمدللّه وحده و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله ...».

4ـ شقايق الأترنج فى رقايق الغنج (54 ر ـ 60 ر)

(ادب ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى

ازمؤلف معنى و حكم غنج «ناز وكرشمه» را پرسيده‌اند اين رساله را به نثر آميخته با نظم، و اشعار ادبى در جواب نگاشته است.

آغاز : «الحمدللّه ... الفته جوابا للسائل عن حكمه شرعا و اوردت فيه من الفوائد ما لا مزيد عليه جمعاً».

انجام : «و قال فى الحماسه لرجل يهجوبه امرأته: حديث كقلع الضرّس اونتف شارب * و غنج كخطم الأنف عيل به ضيرى...».

5ـ الحجج المبينة فى التفضيل بين مكّه و المدينه (60 ر ـ 66 پ)

(حديث ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى

سخن در اين بوده كه مكه افضل است يا مدينه مؤلف برترى مدينه را ترجيح داده و اين رساله را نگاشته است.

آغاز : «الحمدللّه الذى فضّل بعض خلقه على بعض حتى فى البلاد و الامكنة و بقاع الأرض».

انجام : «فرأيت يأخذ الحجر حتى ... الحجر حتى اسسه، و يقول: انّ جبرئيل

(عليه السلام)

هو... قالت فكان يقال: انه اقوم مسجد...».

6ـ نشر العلمين المنيفين فى احياء الابوين الشريفين للنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)

(66 پ ـ 72 ر)

(كلام ـ عربى)

از : جلال‌الدّين عبدالرحمن بن ابى‌بكر سيوطى

در اينكه پدر و مادر و اجداد گرامى رسول خدا

(صلى الله عليه وآله وسلم)

مؤمن و اهل بهشتند.

آغاز : «الحمدللّه ... قال اللّه تعالى حكاية عن نبيّنا محمد صلى اللّه عليه (و آله) و سلّم : و يا قوم مالى ادعوكم الى النجاة و تدعوننى الى النار».

back page fehrest page next page