مساله 47 - اگر دو نماز جمعه در يك زمان و با فاصله كمتر از حد معين (يك فرسخ ) تشكيل شود هـر دو بـاطـل اسـت .
ولى اگر يكى از آنها قبلا شروع شده ولو فقط تكبيرة الاحرام را گفته باشد, ديگرى باطل است .
چه نمازگزاران بدانند كه قبل از آنان نماز جمعه ديگرى در فاصله كمتر برقرار شده و چه ندانند.
مگر آنكه نمازگزاران بعدى فحص و بحث لازم را نسبت به شرط فاصله نموده و مطمئن شدند كه نماز جمعه در كمتر از فرسخ وجود ندارد كه صحت نمازبعدى هم خالى از وجه نـمـى باشد, گرچه احتياط در حكم بطلان است و اين حكم در متقارنين هم جارى است يعنى هر دو دسته اگر بعد از فحص لازم و اعتقاد به نبودن نماز جمعه در كمتراز حد نماز بخوانند صحت هـر دو نـمـاز نـيـز خـالى از وجه نمى باشد و ميزان در صحت , تقدم درنماز است نه در خطبه ها.
بـنابراين اگر يكى از دو نماز جمعه در خطبه ها مقدم بوده اما نماز دوم در شروع نماز تقدم داشته نماز دوم صحيح و اولى باطل خواهد بود.
مساله 48 - اگر يقين دارند كه در فاصله كمتر از حد لازم (يك فرسخ ) نماز جمعه اى برپاشده ولى شـك دارنـد كـه آن نـماز قبلا برگزار شده يا نه , و يا شك دارند كه آن نماز مقارن با آنان برگزار مـى شـود يـا نـه , در هر دو صورت مى توانند خود نماز جمعه اى تشكيل دهند و همچنين است در صورتى كه نسبت به اصل انعقاد نماز جمعه ديگر اطمينان نداشته باشند.
مـساله 49 - اگر پس از پايان نماز جمعه متوجه شوند كه نماز جمعه ديگرى در كمتر از حدمقرر تـشكيل شده و هر يك از دو گروه احتمال دهد كه قبل از ديگرى به اقامه جمعه پرداخته ,بر هيچ يـك اعـاده جمعه و نيز نماز ظهر واجب نيست .
گرچه قول به وجوب اعاده , مطابق احتياط است ولـى اگـر گـروه سـومـى خواسته باشد در همان محدوده اقامه جمعه ديگرى بنمايد,بايد يقين داشـتـه بـاشـد كـه آن دو نـمـاز جـمعه باطل است و اگر احتمال صحت يكى از آن دو رابدهند نمى توانند اقامه جمعه ديگرى بنمايند.
مـسـالـه 50 - در زمان غيبت ولى عصر (عج ) كه نماز جمعه واجب تعيينى نيست خريد و فروش و ساير معاملات پس از اذان جمعه حرام نيست .
س 1 - نرسيدن به خطبه هاى نماز جمعه آيا اشكال دارد يا خير؟ ج - بايد سعى كنند به خطبه ها برسند و اگر نرسيدند و به نماز برسند نماز صحيح است .
س 2 - اگـر كـسـى تـمـامـى خـطـبه هاى عيدين و نماز جمعه را گوش نكند يعنى مثلا وس ط خـطبه برسد يا اينكه صحبت كند به طورى كه مفاهيم خطبه را آن طورى كه بايد بفهمد متوجه نشود,آيا نماز جمعه كفايت نماز ظهر را مى كند؟ و نماز عيدين وى صحيح است يا خير؟ ج - نماز جمعه و عيد صحيح هستند و نماز جمعه كفايت از ظهر را مى كند.

استفتائات

تقليد

س 1 - تقليد ابتدايى از ميت جايز است يا خير؟ ج - تقليد ابتدايى از ميت جايز نيست و حتما در مسئله بقاء هم بايد به حى مراجعه شود.
س 2 - آيا بقاء بر تقليد ميت را مطلقا جايز مى دانيد؟ ج - بقاء بر تقليد ميت مطلقا جايز است حتى در مسائلى كه مورد عمل هم نبوده .
س 3 - شـخـصـى كـه وقـتـى بالغ نبوده اما مميز بوده و اعمال خود را با تقليد از مرجع تقليدش مـنطبق مى نموده و اعتمادا به فتواى او اعمالش را انجام مى داده اگر در زمان بلوغ , آن مرجع از دنيا برود مى تواند باقى بر تقليد ميت باشد يا خير؟ ج - مانعى ندارد و بقاء برايش جايز است چون آنچه متيقن است عدم جواز تقليد ابتدايى مى باشد كه در مورد سؤال تحقق ندارد و اعمال صبى هم كه صحيح مى باشد.
س 4 - شـخـصى متوجه عنوان تقليد نبوده اما مساله اى كه برايش پيش مى آمده ازرساله مجتهد وقت اخذ مى نموده و عمل مى كرده آيا اين مقدار براى تحقق تقليد وبقاء پس از فوت او كافى است .
ج - بله كافى است .
س 5 - دخـتـر بچه اى 11 ساله از مرحوم آيت اللّه اراكى قدس سره تقليد مى نموده ودر آن زمان بـدليل ضعف و بيمارى تعدادى از روزه هاى خود را نگرفته , حال پس ازرحلت ايشان از حضرتعالى تقليد مى نمايد, با توجه به فتواى حضرتعالى در مورد بلوغ دختران , (كه شرط سن بلوغ را 13 سال قمرى تمام مى دانيد) آيا بايد قضاى روزه هاى نگرفته را بگيرد يا از او ساقط است ؟ ج - ساقط است , به شرط آنكه بيمارى و ضعف تا سال ديگر ادامه داشته باشد.
س 6 - شخصى پدرش فوت نموده فرزندش مى خواهد تكاليف او را انجام دهد ولى اطلاع ندارد كه پدرش از چه كسى تقليد مى كرده در اين صورت تكليف اوچيست ؟ ج - پسر بايد مطابق فتواى مرجع تقليد خود عمل كند.

طهارت

س 7 - آيا زنها مى توانند براى جلوگيرى از عادت زنانه قرص بخورند يا خير؟ ج - جايز است .
س 8 - زنى كه سزارين مى كند و بچه را از پهلوى او خارج مى كنند خونى كه از رحم مى بيند نفاس است يا استحاضه .
ج - خـونى كه از مجراى طبيعى به سبب ولادت بيرون مى آيد محكوم به نفاس است هرچندطفل را با جراحى از پهلو خارج كرده باشند و اما خونى كه از محل عمل به واسطه جراحى خارج مى شود نفاس نيست .
س 9 - رحـم زنـى را طى يك عمل جراحى خارج نموده اند, خونى كه از مجراى عادى خون خارج مى شود محكوم به حيض است يا استحاضه يا قروح و جروح ؟ ج - حيض و استحاضه نمى باشد و خون قروح و جروح است .
س 10 - زنى كه ايام عادت خون مى بيند, بعد از پاك شدن رنگ زردى مى بيند.
شك دارد كه خون است يا نه , و نمى داند تا ده روز ادامه دارد يا نه , تكليف چيست ؟ ج - اگر مطمئن است كه قبل از ده روز قطع مى شود محكوم به حيض است و اگر مطمئن است كه از ده روز تجاوز مى كند آنچه بعد از عادت است محكوم به استحاضه و اگر شك دارددر تجاوز از ده روز, ايام مشكوكه ايام استظهار است .
س 11 - آيا زن حائض مى تواند سر خود را حنا يا رنگ كند و يا آرايش كند؟ ج - اشكالى ندارد منتهى كراهت دارد.
س 12 - آيا عرق بدن زن حائض نجس است ؟ ج - خير.
س 13 - خـونى را كه دختر پس از شب عروسى بمدت يك يا دو روز مشاهده مى كندغسل دارد يا خير؟ ج - خـيـر, اين خون غسل ندارد, و بايد پس از آنكه غسل جنابت خود را انجام داد براى نمازخود را تطهير كند.
س 14 - پـوسـت دست كنده شده و از بدن جدا نشده ولى به آن چسبيده است , آيا درموقع وضو و غسل بايد زير آن را شست ؟ ج - شـسـتن زير پوست در صورتى كه پوست روى آن را به طور متعارف پوشانده هرچند گاهى با بلند شدن يا برداشتن پوست , زير پوست ظاهر مى شود شستن زير آن لازم نمى باشد وشستن ظاهر كافى است و الا اگر شستن زير پوست حرجى نباشد بايد آن را شست و اگر داراى حرج است روى آن را بشويد كفايت مى كند.
س 15 - شستن بار سوم در وضو حرام است , آيا مبطل وضو هم هست ؟ پس اگر دست راست را سه دفعه شست و دست چپ را دو دفعه كه در مسح اشكال پيدا نشود, وضوصحيح است يا نه ؟ ج - وضو صحيح است و مبطليت بار سوم فقط به خاطر مسح با آب خارج از وضو است كه درسؤال فرض عدم آن شده .
س 16 - آب لـولـه , گـاهى اوقات بر اثر مواد شيميايى كه به آب مى زنند, مثل شير سفيدمى شود وپس ازمدتى صاف مى گردد, وضووتطهير باآن چطوراست , آيااين آب مضاف است ؟ ج - اينگونه آبها آب مطلق مى باشند چون اگر براى كسى ببرند يا كسى ببيند مى گويند آب آورده و يـا آب است و آب بودن از آنها عرفا صحت سلب ندارد يعنى نمى گويند آب نداريم آب نيست .
به علاوه با شك در صدق آب مطلق چون قبلا مطلق بوده آثار اطلاق آب به حكم استصحاب مترتب و با آبهاى ديگر فرقى ندارد.
س 17 - قبل از غسل مانعى در بدن بوده و پس از غسل مانعى نيست .
حكم غسل اوچيست ؟ ج - حكم به صحت خالى از وجه نيست و مشمول قاعده فراغ است هرچند احتياط در اعاده است به خـاطـر عـدم توجه هنگام غسل كه برخى از فقها - قدس اللّه اسرارهم - آن را فتوا يااحتياطا شرط جريان قاعده دانسته اند.

نماز

س 18 - شـخـصى در حال نماز اگر نماز را ايستاده بخواند در حال ركوع و سجود ازقبله منحرف مى شود و اگر نشسته بخواند منحرف نمى شود كدام يك مقدمند؟ ج - غير از ركوع و سجود بقيه اعمال را در حال قيام و آن دو را در حال جلوس و نشسته انجام دهد چـون قـدرت بـر انـجام آن دو در حال قيام به خاطر عدم تمكن از شرط صحت كه استقبال است نـدارد و مـورد مـانـند كسى است كه قدرت بر ركوع و سجود قائما ندارد ولى قدرت قيام دربقيه اعمال نماز را دارد.
س 19 - آيا در حال نماز مى شود با دست اشاره كرد تا چيزى را به كسى بفهماند؟ ج - اشكال ندارد.
س 20 - آيا در حال نماز مادر مى تواند بچه خود را كه شديدا گريه مى كند بغل كند تاآرام شود؟ ج - اشكالى ندارد, مى تواند او را بغل كند تا آرام شود لكن بايد از حالت نمازگزار خارج نشود.
س 21 - در حال نماز اگر براى انسان عمدا تبسم پيش آيد آيا نماز باطل مى شود؟ ج - خير, خنده بدون صدا ولو عمدى باشد, نماز را باطل نمى كند.
س 22 - چنانچه در مسجد مشغول نماز باشيم و بترسيم بچه مسجد را نجس كند آيامى شود نماز را رها كرد براى آنكه بچه را به بيرون ببريم ؟ ج - مى شود نماز را رها كرد.
س 23 - كراهت در عبادت به معناى اقل ثوابا است هميشه , يا معناى ديگرى هم دارد؟ ج - اگر عبادت داراى بدل است مثلا صلوة فى الحمام , در اينگونه موارد به معناى اقل ثوابااست و اما اگر بدون بدل است مانند روزه روز عاشورا يا قرائت قرآن در حال حيض به معناى رجحان ترك اسـت و اينكه عنوان ارجحى مانند عدم تشبه به بنى الاميه بر ترك آن مثلامنطبق است و نياوردن بهتر از انجام است .
س 24 - كسى كه به حسب قرائن و اخبار منجمين يقين دارد كه امشب مثلا ماه مى گيرد و تمام قرص هم مى گيرد آيا واجب است بيدار بماند تا نماز آيات قضا نشود يامى تواند بخوابد؟ ج - نـبـايـد بخوابد و همچنين است حكم در ساير واجبات موقته , لكن اگر خوابيد ظاهرامعصيت ننموده است .
س 25 - نظر حضرتعالى در مساله طلوع فجر در ليالى مقمره چيست , آيا طلوع فجردر اين شبها با شبهاى ديگر تفاوت دارد؟ ج - تفاوت ندارد.
س 26 - نماز ظهر را مى شود به نماز جمعه اقتدا كرد يا نه ؟ ج - بله جايز است چون واجب تخييرى است .
س 27 - نماز و روزه قضاى پدر كه بر پسر بزرگ واجب است آيا منظور موقع فوت پدر است يا اولين پسر متولد شده ؟ ج - ملاك ولد اكبر موقع فوت پدر است .
س 28 - اگر بعد از دفن ميت متوجه شوند كه نماز برميت خوانده نشده تكليف چيست ؟ ج - بايد بر قبر ميت خوانده شود.

نماز جماعت

س 29 - اگـر ماموم در بين نماز فهميد كه نمازش باطل است مثلا وضو ندارد و خجالت مى كشد نماز را رها كند و بدون نيت نماز, آيا متابعت جايز است يا خير؟ ج - جايز است لكن بايد دوباره نماز بخواند.
س 30 - هنگامى كه نماز جماعت منعقد است كسانى كه فراداى نماز مى خوانند آيانماز آنان صحيح است يا نه ؟ ج - اگـر نماز فرادا, تفسيق عملى امام باشد نماز باطل است على الاحوط, و بهرحال با بودن نماز جماعت نبايد انسان خود را از فيض بزرگ آن محروم كند.
س 31 - امـام جـماعت مقلد مجتهدى است كه غسل جمعه را از جنابت مجزى مى داندآيا ديگران كه مجزى نمى دانند.
اجتهادا يا تقليدا مى توانند به او اقتدا كنند؟ ج - جـايـز اسـت , چـون نماز امام به عقيده خودش صحيح مى باشد و صحت در نظر او براى اقتدا كافى است هرچند مقلد حجت بر خلاف آن داشته باشد.
س 32 - اشـخاصى كه نقص عضوى در يكى از اعضا (دست يا پا) دارند به نحوى كه قادرند ايستاده نماز بخوانند آيا مى توانند امام جماعت شوند يا خير؟ ج - ظـاهـرا جـايز مى باشد و اقتداء به آنها مانند اقتداء به بقيه افراديست كه واجد شرايط امامت در نماز مى باشند چون نماز امام حسب وظيفه خودش صحيح مى باشد و صحت براى او دراقتدا كافى است .
س 33 - امامت امامى كه يكى از انگشتهاى دست او قطع شده يا بيشتر جايز است يانه ؟ ج - جايز است .

نماز مسافر

س 34 - آيا تهران را از بلاد كبيره مى دانيد؟ ج - فرقى بين تهران و ساير بلاد ايران نمى باشد.
س 35 - آيا معيار در تماميت نماز وصحيح بودن روزه كثرت سفراست يا شغل بودن سفر؟ ج - مـعـيار همانطرز كه معروف است كثرت سفر است بنابر اين هر كه زياد مسافرت مى كند(حد اقـل قبل از هر ده روز يك مسافرت دارد) و بناء بر زياد سفر كردن دارد نمازش از سفر دوم تمام و روزه را بايد بگيرد و فرقى در اين جهت بين اغراض و خصوصيات كار در سفرنيست .
س 36 - آيـا قصد رفتن به اطراف مادون مسافت (كمتر از چهار فرسخ ) مضر به قصداقامه ده روز مى باشد يا خير؟ ج - مـضر نمى باشد و قصد اقامه تحققش به قصد ماندن و محل توقف قرار دادن يك محل ويا يك شـهر مى باشد.
آرى بنا بر احتياط واجب ماندن شبها در غير محل اقامه مضر به قصداقامه مى باشد ولى رفت و آمد به مادون مسافت به هرنحوى كه باشد موجب شكسته شدن نماز نمى گردد, بنابر ايـن كـسـانى كه بنا است در ماه رمضان جايى بمانند و مى دانند كه به اطراف هم بايد بروند براى تبليغ و يا كار ديگر, به شرط آنكه آنجا كمتر از مسافت باشد سبب بطلان روزه و شكسته شدن نماز نمى گردد.
س 37 - مـحـصلين حوزه هاى علميه و دانشجويان كه براى تحصيل مدتى بناست در قم و يا محل دانشگاه و تحصيل بمانند و خانه و زندگى در آنجا تهيه مى كنند و امثال آنها.
آيا آن محل در حكم وطن براى آنان مى باشد يا مسافر محسوب مى شوند؟ ج - در حـكـم وطـن اسـت بـنـابـر ايـن اگـر در موقعى به آن محل آمدند و مى دانند كه ده روز هم نمى مانند نماز و روزه آنها تمام است .
س 38 - تـابـعـيت زن نسبت به شوهر در توطن و اعراض از وطن آيا غيراختيارى وقهرى است يا مربوط به تصميم خود زن مى باشد؟ ج - مربوط به تصميم خود زن مى باشد هر چند متعارفا زن در تصميم موافق با مرد است .
س 39 - خـارج شـدن از حـد تـرخص مضربه قصد اقامه است يا خير؟ يعنى اگر كسى مثلا در قم مـى خواهد ده روز بماند و مى داند كه براى چندين مرتبه روزها به جمكران مى رود و يا مقدارى از شب ها را, اما خوابگاهش و محل اقامتش قم مى باشد آيا قصداقامه اش معتبر است يا خير؟ ج - خـروج به مادون مسافت شرعيه (كمتر از چهار فرسخ ) مضر به اقامه نمى باشد لكن اگرقصد دارد شب را ولو يكشب در خارج بماند قصد اقامه محقق نمى شود.
س 40 - شخصى قصد اقامه پنج روز در محلى داشته ولى هنگام ورود به آن محل به كلى فراموش كرده و جدا قصد ده روز نموده آيا اقامه محقق مى شود؟ ج - آرى , اينچنين قصد اقامه چون محقق شده معتبر مى باشد.
س 41 - كـسـى كـه در يك مسير زياد مسافرت مى كند اگر در غير آن مسير هم مسافرتى بنمايد نمازش تمام است يا شكسته ؟ ج - نماز او تمام است هر چند براى كار و در رابطه با آن هم نباشد.
س 42 - آيـا كـسى كه به مدت سه ماه هر روز مسافرت براى كار مى رود حكم كثيرالسفر را دارد و وظيفه او نسبت به نماز چيست ؟ ج - آرى , حكم كثير السفر را دارد.
س 43 - كـسـى كـه مـحـل اقـامـت او قـم و محل كار او تهران است و هر روز اين راه رامى رود و بـرمـى گـردد (يا هفته اى دو روز), هرگاه به تهران رفت و از آنجا به دو فرسخى مادون مسافت , حكم نماز و روزه اش چيست ؟ ج - نماز و روزه اش تمام است .
س 44 - شخصى از يكى از روستاهاى اصفهان به قصد ميدان امام حركت مى كند تاابتداى اصفهان دون مـسـافـت شـرعـى است ولى تا مقصد كه ميدان امام است بيشتر ازمسافت است وظيفه اين شخص قصر در نماز يا اتمام آن است ؟ ج - معيار در مسافت مقصد است و نمازش قصر.

روزه

س 45 - نيت صوم و روزه ماه مبارك رمضان چگونه است ؟ ج - هـمـيـنـكـه مـى دانـد فـردا ماه رمضان است و مى خواهد روزه بگيرد براى خداوند قربة الى اللّه ,همين مقدار كافى است .
س 46 - شـخـصـى كـه قـبـل ازظهر در ماه مبارك رمضان مسافر بوده , اگر قبل از اذان به جايى رسيده كه اذان شهر را مى شنود و ديوار آن را مى بيند ولى هنوز وارد شهر نشده ,آيا روزه آن روزش صحيح است يا خير؟ ج - هـرچـنـد احـتـيـاط مـسـتـحـب در گـرفتن روزه و قضاء آن مى باشد لكن ظاهرا روزه اش درسـت نيست و حق افطار دارد ولذا احوط و اولى براى كسيكه مطمئن است يا شك دارد كه قبل ازظهر وارد شهر مى شود يا نه آنست كه روزه خود را در همان حال سفر افطار نمايد.
س 47 - آيـا مـلاك در درسـت بـودن روزه بـراى كـسيكه بعدازظهر حركت مى كند بيرون رفتن بعدازظهر از خانه است يا بيرون رفتن بعدازظهر از بيرون شهر و مادون حدترخص ؟ ج - ملاك خانه و زندگى است يعنى زوال ظهر بايد در خانه و محل زندگى باشد و در مسيرسفر نبوده تا روزه آن روزش درست باشد.
س 48 - كـسـيكه در ماه مبارك رمضان روزه دار مى باشد اگر از راه فراموشى و ياغفلت چيزى را بخورد و يا بياشامد آيا روزه اش باطل مى شود يا خير؟ ج - فـراموشى و غفلت سبب بطلان هيچ نحو روزه اى چه روزه ماه مبارك رمضان , چه روزه قضا و مستحب و يا غير آنها نمى باشد و نسيان و خطا مرفوع است .
س 49 - آيا استفاده بيماران تنفسى و ريوى از اسپرى ها, مضر به روزه مى باشد ياخير؟ ج - ظاهرا مبطل نمى باشد و خوردن و آشاميدن محسوب نمى شود.
س 50 - آيا شخص روزه دار در ماه مبارك رمضان مى تواند سرم يا آمپول تقويتى تزريق كند؟ ج - مانعى ندارد ولكن احتياط در ترك آن مطلوبست .
س 51 - آيا افطار كردن روزه ماه مبارك رمضان و نگرفتن آن بخاطر مريضى منوط به اجازه دكتر است يا منوط به اينكه خود احتمال عقلايى و معتنابه به ضرر بدهد؟ ج - معيار تشخيص خود مكلف و خوف از ضرر است به اين معنا كه اگر خودش احتمال مى دهد كه روزه برايش ضرر دارد و احتمالش عقلائى و متعارف است (مانند اينكه از گفته پزشك يا از تجربه حال خود به دست آورده ) روزه برايش واجب نيست و بايد افطار كند.
س 52 - آيـا زن مـى تواند براى اينكه روزه هاى ماه رمضان را بگيرد قرص بخورد تاعادت نشود؟ و روزه اش چگونه است ؟ ج - جايز است و روزه اش صحيح .
س 53 - كـسـانـيـكـه بخاطر عذرى مانند سفر و يا مريضى و يا غير آنها روزه را نگرفته اندو تا ماه رمضان ديگر قضاء آن را نياورده اند, آيا كفاره اى به عهده آنها هست يا نه ؟ ج - آرى , كـفـاره بـراى هـر روز هـم مـدى از طـعـام (750 گـرم گـندم يا نان يا برنج ) است و دادن قـيـمت آنها به فقير كفايت نمى كند مگر آنكه او را وكيل كند در خريدن طعام و مورد وثوق هم باشد.
س 54 - آيـا كـسـانـيكه بخاطر مريضى روزه خود را افطار نموده اند و اين مريضى تارمضان آينده ادامه داشته , قضاى روزه هايى را كه نگرفته اند به عهده آنها واجب است يا خير؟ ج - قضا واجب نيست لكن براى هر روز بايد كفاره را بپردازند.
س 55 - آيـا زنـيـكه بخاطر حمل يا شير دادن روزه خود را افطار كرده و بعد از رمضان آن را قضا نموده , كفاره اى به عهده او هست يا خير؟ ج - بـراى هر روز مدى از طعام بايد بپردازد كما اينكه اگر روزه را تا رمضان ديگر نگرفت براى هر روز بعلاوه از اينكه قضا به عهده اش مى باشد دو مد از طعام بايد بپردازد.
س 56 - آيـا كـفاره تاخير قضاء ماه رمضان را در صورتى كه نپردازد آيا بعد از گذشت چند سال به آن اضافه مى شود يا همان كفاره اول كافى است ؟ ج - يك مد از طعام كافى است .

خمس

س 57 - شخصى مقدارى پول مخمس در بانك دارد و مقدارى هم از منافع درآمدسال كه خمس آن را نـداده , ايـنـك بـراى مـخارج منزلش از بانك پول برمى دارد وقصدش اين است كه آنها غير مـخـمـس بـاشد و يا در منزل دو جور پول با هم مخلوطشده و تمييزى بين آنها نيست آيا با قصد متعين مى شود در غير مخمس يا نه ؟ ج - آرى , با قصد تعيين مى شود.
س 58 - آيا جايز است قبل از رسيدن سال اموال خود را ببخشد به قصد فرار ازخمس ؟ ج - مـوجب برائة ذمه نمى گردد و بايد خمس آن را بپردازد چون اينگونه هبه ها جزء مئونه حساب نمى شود و حلول حول در خمس شرط نمى باشد و جنبه ارفاق دارد به خلاف جاهايى در زكات كه حلول حول معتبر است , مانند (اغنام ) كه در آنجا حلول شرطيت دارد و اگر قبل ازحلول و تحقق شرط هبه نمايد هر چند براى فرار از زكات باشد زكات از او همانطرز كه درروايات هم آمده ساق ط است يعنى قاعدتا و رواية ساقط است .
س 59 - مـالـى كه به ارث به انسان مى رسد و حسب نظر حضرتعالى خمس ندارد حال اگر مدتى گذشت و ارتفاع قيمت پيدا كرد آيا ارتفاع قيمت آن پس از فروش متعلق خمس مى شود يا نه ؟ ج - ارتـفـاع قـيـمـت جـزء درآمـد سـال فـروش اسـت و حـكـم اربـاح مـكـاسب را دارد و فايده مكتسبه مى باشد.
س 60 - آيـا جـهـيـزيـه كـه براى دختران كنار گذاشته مى شود و تهيه مى گردد متعلق خمس مى باشد يا خير؟ ج - متعلق خمس نمى باشد و مئونه است .
س 61 - آيا اگر پول براى جهيزيه كنار گذاشته شود با جنس آن فرق دارد يا خير؟ ج - ظاهرا فرق ندارد و متعلق خمس نمى باشد.
س 62 - پـولى كه جهت خريد سكه بهار آزادى به حساب بانكها واريز مى گردد, آيامشمول خمس مى گردد؟ ج - با بقيه پولهاى مازاد بر مئونه تفاوتى ندارد.
س 63 - آيا به ديه مقتول خمس تعلق مى گيرد يا خير؟ ج - ديه خمس ندارد.
س 64 - كسى كه براى خريد خانه احتياج به پس انداز در سالهاى متوالى دارد آيا به پول آن خمس تعلق مى گيرد يا خير؟ ج - با فرض احتياج به پس انداز و عدم قدرت تامين آن در يك سال به پول آن در حد متعارف عدم تعلق خمس بعيد نيست هر چند احتياط مستحب در مصالحه است .
س 65 - ايـنـجانب مبلغى را بعنوان وديعه جهت خريد ماشين به حساب يك شركت خودروسازى واريـز نـمـوده ام كـه انشاءاللّه در سال آينده آن ماشين را تحويل بگيرم آيابه اين مبلغ خمس تعلق مى گيرد يا خير؟ ج - اگر مورد احتياج و براى مئونه باشد خمس ندارد.

زكات

س 66 - آيا به امثال سكه هاى بهار آزادى زكات تعلق مى گيرد يا خير؟ ج - تعلق نمى گيرد.
س 67 - چنانچه افرادى تنها شب عيد فطر ميهمان باشند آيا فطريه آنها بر صاحب منزل است ؟ ج - خـيـر, فطريه آنها بر صاحب منزل نمى باشد بلكه بر خود آنها است اگر چه قبل از غروب آمده باشند.
س 68 - زكات فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد مى شود به عهده كيست ؟ ج - بـه عـهـده خـود مـهـمـان اسـت مـگـر آنـكـه بـخـواهـد چـندين روز بماند كه نان خور او (صاحبخانه )محسوب شود.
س 69 - اگر مهمانى در شب عيد فطر بعد از غروب وارد شود لكن دعوت از اوروزهاى قبل بوده زكات فطره اش به عهده چه كسى است ؟ ج - به عهده خود مهمان است هرچند از قبل دعوت شده باشد.
س 70 - فـطـريـه سربازهايى كه در سربازخانه ها از غذاى جيره دولتى استفاده مى كنندبه عهده خود آنان است يا دولت , آيا سربازان عائله دولت محسوب مى شوند يانه ؟ ج - بـرعـهـده دولـت نـمـى بـاشـد و اگـر خود توان پرداخت را دارند و براى غذا حقوق و پولش رامـى دهـنـد خـودشـان بـايـد زكـات را بـپـردازند و اگر غذا به آنها مى دهند كه نان خور دولت مـحـسوب مى شوند بنا بر احتياط باز زكات فطره به عهده خود آنهاست هرچند عدم تعلق به خود آنها هم خالى از وجه نيست .
س 71 - آيا لازم است زكات فطره را كه مى خواهيم به شخصى بدهيم بگوييم كه زكات فطره است و آيا مى توان با پول آن چيزى خريد و به شخصى داد؟ ج - لازم نيست و نمى توان چيزى خريد مگر با اذن گيرنده زكات فطره .

حج

س 72 - آيـا كـسـانـيكه در زمانهاى قبل براى حج ثبت نام نموده و ساليكه نامشان درمى آيد توان مـالـى مخارج رفت و برگشت و هزينه هاى متفرقه لازمه آن را ندارندواجب است به حج بروند به خاطر استطاعت , يا مى توانند فيش را با رعايت مقررات بفروشند؟ ج - استطاعت براى اينگونه افراد تحقق ندارد ولذا فروش فيش جايز است .
آرى اگر در يك زمانى استطاعت مالى و بدنى داشته و اگر دنبال گذرنامه مى رفته به او گذرنامه داده مى شد و اورا به حـج مـى بـردنـد و مـى توانست برود, حج به عهده اش مستقر و بايد به حج برود ولو متسكعاو مع الزحمه .
س 73 - زنى مقدارى زيورآلات از طلا و غيره دارد اگر آنها را بفروشد مى تواند به زيارت خانه خدا مشرف شود آيا مستطيع است يا اينكه زيورآلات استثناء شده .
ج - زيورآلات سبب استطاعت نمى شود.
س 74 - ايـنـجانبان پدرى داشتيم كه چند سال قبل فوت كرده است قبل از فوت جهت تشرف به حـج ثبت نام كرده بود و فيش آن الان موجود است آيا بر ورثه واجب است كه حتما خودشان با اين فيش حج نيابتى بجا آورند يا مى توانند فيش را بفروشند و بامقدارى از آن نائب بگيرند كه از طرف آن مرحوم حج بجا آورد و بقيه پول را تقسيم كنند.
ج - اگر وصيت به حج با آن فيش ننموده و قبلا هم مستطيع نبوده فيش جزء ماترك ميت است و مانند بقيه اموال حق ورثه است و اما فروش فيش تابع مقررات مى باشد.
س 75 - شخصى چند سال قبل فيش حج تهيه نموده ولى اكنون براى رفتن به سفرحج مخارجى بايد متحمل شود و توان آن را ندارد آيا اين سفر حج بر او واجب است ياخير؟ ج - مستطيع نمى باشد و حج بر او واجب نيست .

نكاح

س 76 - دخـتـر و پـسرى كه بطور موقت صيغه عقد را خوانده اند اگر بخواهند بصورت دائم عقد كنند و هنوز مدت تمام نشده باشد وظيفه آنها چه مى باشد؟ ج - بايد شوهر مدت باقى مانده عقد موقت را ببخشد و بعد از آن مى تواند عقد دائم انجام دهد.
س 77 - چـنانچه زنى را بطور موقت عقد كند و زن در عقد شرط كند شوهر با اومقاربت نكند آيا عقد صحيح است ؟ ج - عقد صحيح است .
س 78 - كـسى كه طواف النساء را ترك كرده آيا فقط نزديكى با زنش براى او حرام است يا لذتهاى ديگر هم حرام است ؟ ج نزديكى و لذتهاى ديگر حتى نظر به شهوت هم براى او حرام است .
س 79 - كسى كه نزديكى با زن براى او حرام بوده بخاطر ترك طواف النساء چنانچه نزديكى كند و زن حامله شود آيا بچه حرام زاده است ؟ ج - خير, بچه حرام زاده نمى باشد.

عقيقه

س 80 - شخصى گوسفندى را عقيقه نموده و دعاى آن را نخوانده آيا كفايت از عقيقه مى نمايد يا خير؟ ج - گوسفند عقيقه ياقربانى هرگاه دعايش را نخوانندضررندارد اماخواندنش بهتراست .
س 81 - دعاى عقيقه را بيان فرماييد: ج - در وقت كشتن گوسفند عقيقه همانطرز كه در موثقه عمار از حضرت امام صادق صلوات اللّه عليه نقل شده اين دعا را بخواند: يـا قـوم انى برى مما تشركون انى وجهت وجهى للذى فطر السموات والا رض حنيفا مسلما و ماانا من المشركين ان صلواتى ونسكى و محياى و مماتى للّه رب العالمين لاشريك له و بذلك امرت و انا مـن المسلمين اللهم منك ولك بسم اللّه وباللّه واللّه اكبر اللهم صل على محمد و آل محمد و تقبل من فلان بن فلان و نام فرزند را ببرد و در حديث ديگر فرمود كه اين دعا رابخواند: بسم اللّه و باللّه الـلـهـم عـقيقة عن فلان (و نام فرزند را بگويد) لحمها بلحمه و دمها بدمه وعظمها بعظمه اللهم اجعلها وقء لا ل محمد صلى اللّه عليه و عليهم پس آن را بكشد.
س 82 - چـگونگى مصرف گوشت عقيقه را بيان فرماييد و بعضى مى گويند استخوانهاو پوستش را بايد در كيسه كرد و دفن نمود آيا اينگونه كارها موجب تضييع مال و حرام نمى باشد؟ ج - گـوسـفـنـد عـقـيـقـه هـمـيـن كـه ذبح كردند كفايت مى كند چه گوشتش را بپزند و به مـؤمـنـيـن بـدهند يا نپخته بين آنان تقسيم كنند و حتى مى توان براى مجالس عزادارى و يا غير آن مصرف نمود و بهتر آن است كه استخوان را پيش از پختن نشكنند و اما استخوان آن را دركيسه يـا پـوسـت آن نمودن و زير خاك دفن كردن دليل و وجهى ندارد و تضييع مال است وحرام , بلكه خود دفن استخوان به قصد استحباب مشكل است .
س 83 - آيا والدين مى توانند از گوشت عقيقه فرزندشان بخورند يا خير؟ ج - مادر بلكه پدر نبايد بخورند و كراهت دارد و نسبت به مادر كراهتش اشد مى باشد.

نذر

س 84 - آيا در عقد موقت نذر زن منوط به اذن شوهر مى باشد يا خير؟ ج - خير, در نذر زن غير دائمى , اذن شوهر شرط نمى باشد.
س 85 - آيـا زن اگر بخواهد اموال خود را صرف خيرات و صدقات كند, مثل مساله نذر احتياج به اذن شوهر دارد؟ ج - خير, لكن در زمانى نباشد كه حق شوهر تضييع مى شود.

هبه

س 86 - اگر انسان چيزى را به ديگرى هبه كرده باشد و آن شخص مقدارى از چيزى موهوب را به ديگرى فروخته باشد, آيا انسان مى تواند چنانچه هبه به ارحام يا معوض نبود, آن را پس بگيرد؟ ج - خير, در صورتى كه بعضى از موهوب يا كل آن فروخته شده باشد, نمى توان پس گرفت .
س 87 - كـسـى كـه هـمـسرش از ارحامش مى باشد و چيزى به او بخشيده , آيا مى تواندآن را پس بگيرد؟ ج - خير, هبه به ارحام را نمى شود پس گرفت حتى اگر زن انسان باشد.

غنا

س 88 - آيا گوش دادن به صداهايى كه شك داريم غنا است جايز است ؟ ج - اشكال ندارد و اجتناب واجب نمى باشد.

ربا

س 89 - ربايى كه بين پدر و فرزند جايز است آيا فرقى بين پسر يا دخترمى باشد؟ ج - فرقى ندارد, پسر يا دختر مى توانند از پدر ربا بگيرند يا بدهند.

استخاره

س 90 - اسـتـخاره با قرآن يا تسبيح يا استخاره ذات الرقاع از نظر اسلام در مسائل مهم زندگى و تصميم گيريهاى مهم صحيح است يا نه ؟ ج - مـشـورت بـا خـداوند متعال و استخاره از طرق ماثوره براى رفع تحير اشكال ندارد و تحيردر موقعى است كه انسان از عقل و علم خود و مشورت با ديگران نتوانسته به جايى برسد.
س 91 - كيفيت استخاره ذات الرقاع را بيان فرماييد: ج - از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرموده هرگاه امرى را اراده كنى شش رقعه كاغذ بگير و در سه تاى آنها بنويس بسم اللّه الرحمن الرحيم , خيرة من اللّه العزيز الحكيم لفلان بن فلانة لاتفعل و در سه رقعه ديگر مى نويسى افعل بجاى لاتفعل و به جاى فلان بن فلانه اسم خود و مـادر خود را بنويس , پس آن رقعه ها را در زير مصلاى خود گذار و دو ركعت نماز بكن چون فارغ شـدى بـرو سـجـده و صد مرتبه بگو استخير اللّه برحمته خيرة فى عافية پس درست بنشين و بگو اللهم خرلى واخترلى فى جميع امورى فى يسر منك و عافية پس دست زن و رقعه ها را مخلوط كن و يـك يك آنها را بيرون آور و اگر سه افعل پياپى آمد آن كار را بكن و اگر سه لاتفعل پياپى آمد آن كـار را نـكن و اگر بعضى افعل و بعضى لاتفعل تا پنج دفعه بيرون آور اگر افعل بيشتر است عمل كن و اگر لاتفعل بيشتر است ترك كن و حاجت نيست به بيرون آوردن رقعه ششم واللّه العالم .

متفرقه

س 92 - نشانه هاى بلوغ دختران به نظر حضرتعالى چه مى باشد؟ بيان فرماييد: ج - 1 - رويـيـدن موى درشت بالاى عورت .
2 - بيرون آمدن منى , هر چند گفته مى شود كه منى زن خـارج نمى شود.
3 - ديدن خون حيض 4 - چنانچه هيچ يك از علائم مذكور محقق نشد ملاك تمام شدن سيزده سال تمام قمرى مى باشد.
س 93 - نقاشى كردن صورت شخصيتهاى اسلامى جهت تبليغات اسلامى چه صورت دارد؟ ج - مانعى ندارد.
س 94 - بازى با ورق پاسور بدون برد و باخت و فقط براى سرگرمى چه حكمى دارد؟ ج - چـون احـتـيـاط واجـب در تـرك بـازى بـدون بـرد و باخت با آلات قمار است بنابراين نبايد بازى سرگرمى نمود و احتياطا حرام مى باشد, مگر آنكه آلت قمار بودن خود را از دست داده باشد.
س 95 - اگـر شـطـرنـج آلـت قـمـار بودن خود را به كلى از دست داده باشد و چون امروزه تنها به عنوان يك ورزش فكرى ازآن استفاده مى شود بازى باآن چه صورتى دارد؟ ج - بر فرض مذكور اگر برد و باختى در بين نباشد اشكال ندارد.
س 96 - كشتن گربه هايى كه مزاحمت ايجاد مى كنند چه حكمى دارد؟ ج - كشتن گربه هرچند ضرر برساند بنابر احتياط واجب جايز نيست و حرام مى باشد بلكه بايداو را بترسانند و يا به نحوى او را دور نمايند.
س 97 - آيا چكهاى بانكى و تضمينى ماليت دارند؟ ج - بلى ماليت دارند و در حكم پول رايج مى باشند.
س 98 - استفاده از ترقه و امثال آن چه حكمى دارد؟ ج - چون اتلاف مال است و جهات ديگرى هم هست , حرام و بيع و شراء آنها هم حرام است و اگر بر اثر اين كارها ضررى متوجه كسى شود, ضرر زننده ضامن است .
س 99 - آيا با بودن پدر, جد هم ولايت دارد يا خير؟ ج - بلى ولايت جد مشروط به موت پدر نيست و هر دو به نحو استقلال ولايت دارند.
س 100 - آيـا ديـه غـير مسلمان مانند (يهودى - نصرانى - مجوس ) با ديه مسلمان مساوى است يا تفاوت دارد؟ ج - ديه يهودى و نصرانى و مجوس و هر غيرمسلمانى كه در بلاد اسلامى به حكم قوانين ومقررات آن محترم شمرده شده و يا در غير بلاد اسلامى حسب قراردادهاى بين المللى موردقبول حكومت اسلامى از احترام متقابل برخوردار هستند جانشان و بدنشان همانند مالشان به حكم ميثاق محترم , اظهر آن است كه ديه آنها در خطا و شبه عمد مساوى با ديه مسلمان است .
س 101 - نظر حضرتعالى درباره تفاوت ديه زن و مرد چيست ؟ ج - بـه نـظر اينجانب ديه خطا و شبه عمد زن با مرد مساوى است , قضاء لاطلاق ادلة الديه , وعدم دلـيـل بـر تقييد مگر در جايى كه قابل قصاص باشد, يعنى جنايت عمدى باشد كه در آن صورت اگـر طـرف نـخواهد قصاص نمايد و به ديه راضى شود يا حكم در آن ديه باشد مثل پدرنسبت به فرزند, تا ثلث مساوى و زايد بر آن به نصف برمى گردد.
س 102 - آيـا وارد نـمـودن اسـپرم مرد اجنبى به رحم زن (درصورتى كه شوهر عقيم باشد) حرام است ؟ ج - وارد نـمـودن اسپرم مرد اجنبى به رحم زن حرام است وبايد از اين گونه اعمال پرهيز نمودو بـراى رفـع مشكل نداشتن فرزند بايد راه ديگرى كه مشروع باشد پيدا كرد و براى حل آن مى توان اسـپـرم مـرد اجـنـبى و تخمك همسر را در خارج (شرايط آزمايشگاه ) مخلوط كرد وسپس جنين حـاصـله را به رحم زن انتقال داده كه در اين صورت همسر كه صاحب تخمك منشا مى باشد مادر محسوب مى شود و صاحب اسپرم نيز در صورتى كه از نطفه خود اعراض نكرده باشد پدر محسوب مـى شـود, آرى در صـورتى كه مرد اجنبى از نطفه خود اعراض كرده باشد (مثلا نطفه را در بانك قـرار داده تـا هر كس خواست از آن استفاده كند) پدر محسوب نمى شود اما در صورتى كه صاحب اسـپـرم شـناخته شود نسبت به امر ازدواج احتياط امرى لازم بلكه خالى از وجه نيست , به هرحال شـوهـر, پـدر محسوب نمى شود چون صاحب اسپرم نيست و لكن بچه به حكم ربيبه بودنش به آن شـوهـر محرم مى باشد, به شرط حصول آميزش شوهربا همسر خودش و در محرميت مرد با ربيبه صـدق ربـيـبه و دختر زن بودن مناط است نه انعقادنطفه اش در رحم زن قبل از ازدواج با شوهر, هـرچند متعارف چنين بوده لكن محض تعارف وتقارن است , و دليلى بر شرطيت اين تقارن وجود ندارد پس اطلاق ادله محرميت ربيبه محكم است به علاوه كه الغاء خصوصيت بر فرض قصور ادله و عدم اطلاق خالى از قوت نمى باشد.