مساله 2333 - اگر انسان به صاحب مال بفهماند كه براى نگهدارى مال او حاضر نيست ,چنانچه او مال را بگذارد و برود و اين شخص مال را برندارد و آن مال تلف شود, كسى كه امانت را قبول نكرده
ضامن نيست ولى احياط مستحب آن است كه اگر ممكن باشد آن رانگهدارى نمايد.
مـسـالـه 2334 - كسى كه چيزى را امانت مى گذارد, هر وقت بخواهد مى تواند آن را پس بگيردو
كسى هم كه امانت را قبول مى كند, هر وقت بخواهد مى تواند آن را به صاحبش برگرداند.
مساله 2335 - اگر انسان از نگهدارى امانت منصرف شود و وديعه را به هم بزند بايد هر چه زودتر
مـال را بـه صـاحـب آن يا وكيل يا ولى صاحبش برساند, يا به آنان خبر دهد كه به نگهدارى حاضر
نيست , و اگر بدون عذر مال را به آنان نرساند و خبر هم ندهد چنانچه مال تلف شود,بايد عوض آن
را بدهد.
مـسـالـه 2336 - كـسـى كـه امـانـت را قـبـول مى كند, اگر براى آن , جاى مناسبى ندارد, بايد
جـاى مـنـاسـب تهيه نمايد و طورى آن را نگهدارى كند كه مردم نگويند در امانت خيانت كرده و
درنـگـهـدارى آن كـوتـاهـى نـموده است , و اگر در جايى كه مناسب نيست بگذارد و تلف شود,
بايدعوض آن را بدهد.
مـسـاله 2337 - كسى كه امانت را قبول مى كند, اگر در نگهدارى آن كوتاهى نكند و تعدى يعنى
زيـاده روى هـم ننمايد و اتفاقا آن مال تلف شود, ضامن نيست .
ولى اگر به اختيار خودش آن را در
جـايـى بگذارد كه گمان مى رود ظالمى بفهمد و آن را ببرد, چنانچه تلف شود بايدعوض آن را به
صاحبش بدهد مگر آن كه جايى محفوظتر از آن نداشته باشد و نتواند مال را به صاحبش يا به كسى
كه بهتر حفظ كند برساند كه در اين صورت ضامن نيست .
مساله 2338 - اگر صاحب مال براى نگهدارى مال خود جايى را معين كند و به كسى كه امانت را
قبول كرده بگويد كه بايد مال را در اينجا حفظ كنى و اگر احتمال هم بدهى كه از بين برودنبايد
آن را به جاى ديگر ببرى چنانچه امانتدار احتمال دهد كه در آن جا از بين برود و بداندچون آن جا
در نـظر صاحب مال براى حفظ بهتر بوده گفته است كه نبايد از آن جا بيرون ببرى مى تواند آن را
بـه جـاى ديـگـر بـبرد, و اگر در آن جا ببرد و تلف شود ضامن نيست ولى اگر نداندبه چه جهت
گفته كه به جاى ديگر نبر, چنانچه به جاى ديگر ببرد و تلف شود, احتياط واجب آن است كه عوض
آن را بدهد.
مساله 2339 - اگر صاحب مال براى نگهدارى مال خود جايى را معين كند ولى به كسى كه امانت
را قـبـول كرده نگويد كه آن را به جاى ديگر نبر, چنانچه امانتدار احتمال دهد كه در آن جا از بين
مى رود بايد آن را به جاى ديگرى كه مال در آن جا محفوظتر است ببرد, و چنانچه مال در آن جاى
اول تـلف شود ضامن است مگر آن كه صاحب مال هم احتمال تلف شدن مال را در آن جا بدهد كه
در اين صورت كسى كه امانت را قبول كرده ضامن نيست .
مساله 2340 - اگر صاحب مال ديوانه شود كسى كه امانت را قبول كرده بايد فورا امانت را به ولى
او برساند و يا به ولى او خبر دهد, و اگر بدون عذر شرعى مال را به ولى او ندهد و از خبردادن هم
كوتاهى كند و مال تلف شود, بايد عوض آن را بدهد.
مساله 2341 - اگر صاحب مال بميرد, امانتدار بايد مال را به وارث او برساند يا به وارث اوخبر دهد
و چنانچه مال را به وارث او ندهد و از خبر دادن هم كوتاهى كند و مال تلف شودضامن است , ولى
اگـر بـراى آن كـه مـى خواهد بفهمد كسى كه مى گويد من وارث ميتم , راست مى گويد يا نه , يا
مـيـت وارث ديگرى دارد يا نه , مال را ندهد و از خبر دادن هم كوتاهى كند ومال تلف شود ضامن
نيست .
مـساله 2342 - اگر صاحب مال بميرد و چند وارث داشته باشد كسى كه امانت را قبول كرده بايد
مـال را به همه ورثه بدهد يا به كسى بدهد كه همه آنان گرفتن مال را به او واگذار كرده اندپس
اگر بدون اجازه ديگران تمام مال را به يكى از ورثه بدهد ضامن سهم ديگران است .
مـسـالـه 2343 - اگر كسى كه امانت را قبول كرده بميرد يا ديوانه شود وارث يا ولى او بايدهرچه
زودتر به صاحب مال اطلاع دهد يا امانت را به او برساند.
مـساله 2344 - اگر امانتدار نشانه هاى مرگ را در خود ببيند چنانچه ممكن است بايد امانت رابه
صـاحب آن يا وكيل او برساند و اگر ممكن نيست بايد آن را به حاكم شرع بدهد و چنانچه به حاكم
شـرع دسترسى ندارد, در صورتى كه وارث او امين است و از امانت اطلاع دارد, لازم نيست وصيت
كـنـد وگـرنـه بـايـد وصـيـت كـند و شاهد بگيرد و به وصى و شاهد, اسم صاحب مال وجنس و
خصوصيات مال و محل آن را بگويد.
مـسـالـه 3345 - اگـر امـانـتـدار نـشانه هاى مرگ را در خود ببيند و به وظيفه اى كه در مساله
پـيـش گـفـتـه شـد عـمل نكند, چنانچه آن امانت از بين برود بايد عوضش را بدهد, اگر چه در
نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد و مرض او خوب شود, يا بعد از مدتى پشيمان شود و وصيت كند.
احكام عاريه 3>
مـسـالـه 2346 - عـاريه آن است كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند ودر
عوض , چيزى هم از او نگيرد.
مـسـالـه 2347 - لازم نـيـسـت در عـاريـه صـيغه بخوانند, و اگر مثلا لباس را به قصد عاريه به
كسى بدهد و او به همين قصد بگيرد عاريه صحيح است .
مـسـالـه 2348 - عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگرى
واگـذار كـرده مثلا آن را اجاره داده , در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى ياكسى كه آن
چيز را اجاره كرده بگويد به عاريه دادن راضى هستم .
مـسـاله 2349 - چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آن را اجاره كرده مى تواند عاريه بدهد
ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند نمى تواند آن را به ديگرى عاريه
دهد.
مساله 2350 - اگر ديوانه و بچه مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست , اما اگر ولى بچه مصلحت
بداند كه مال او را عاريه دهد و بچه آن مال را به دستور ولى به عاريه كننده برسانداشكال ندارد.
مـسـالـه 2351 - اگـر در نـگـهـدارى چـيـزى كـه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن
هـم زيـاده روى نـنـمـايد و اتفاقا آن چيز تلف شود ضامن نيست , ولى چنانچه شرط كنند كه اگر
تـلـف شـود عـاريـه كننده ضامن باشد, يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد, بايد عوض آن
رابدهد.
مساله 2352 - اگر طلا و نقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف شود ضامن نباشد,چنانچه
تلف شود ضامن نيست .
مـسـالـه 2353 - اگـر عـاريه دهنده بميرد, عاريه گيرنده بايد چيزى را كه عاريه كرده به ورثه
اوبدهد.
مـساله 2354 - اگر عاريه دهنده طورى شود كه شرعا نتواند در مال خود تصرف كند مثلاديوانه
شود, عاريه كننده بايد مالى را كه عاريه كرده به ولى او بدهد.
مساله 2355 - كسى كه چيزى عاريه داده هر وقت بخواهد مى تواند آن را پس بگيرد و كسى هم كه
عاريه كرده هر وقت بخواهد مى تواند آن را پس دهد.
مساله 2356 - اگر ظرف طلا و نقره را براى زينت اطاق عاريه بدهند اشكال ندارد, ولى اگربراى
استفاده حرام بدهند باطل است .
مـساله 2357 - عاريه دادن گوسفند براى استفاده از شير و پشم آن , و عاريه دادن حيوان نربراى
كشيدن بر ماده صحيح است .
مـسـالـه 2358 - اگر چيزى را كه عاريه كرده به مالك , يا وكيل يا ولى او بدهد و بعد آن چيزتلف
شـود, عاريه كننده ضامن نيست , و در غير اين صورت ضامن است اگرچه مثلا آن را به جايى ببرد
كـه صاحبش معمولا به آن جا مى برده مثلا اسب را در اصطبلى كه صاحبش براى آن درست كرده
ببندد.
مساله 2359 - اگر چيز نجس را براى استعمال خوردن و آشاميدن عاريه دهد, بايد نجس بودن آن
را به كسى كه عاريه مى كند بگويد.
مـساله 2360 - چيزى را كه عاريه كرده بدون اجازه صاحب آن نمى تواند به ديگرى اجاره , ياعاريه
دهد.
مساله 2361 - اگر چيزى را كه عاريه كرده با اجازه صاحب آن به ديگرى عاريه دهد, چنانچه كسى
كه اول آن چيز را عاريه كرده بميرد يا ديوانه شود, عاريه دومى باطل نمى شود.
مـسـالـه 2362 - اگـر بـدانـد مـالى را كه عاريه كرده غصبى است , بايد آن را به صاحبش برساند
ونمى تواند به عاريه دهنده بدهد.
مساله 2363 - اگر مالى را كه مى داند غصبى است عاريه كند و از آن استفاده اى ببرد و دردست او
از بـيـن برود, مالك مى تواند عوض مال را از او يا از كسى كه مال را غصب كرده مطالبه كند, و نيز
عـوض اسـتـفاده هايى را كه عاريه گيرنده برده مى تواند از او مطالبه نمايد, و يااز غاصب بگيرد.
و
اگر عوض مال يا استفاده آن را از عاريه كننده بگيرد, او نمى تواند چيزى را كه به مالك مى دهد از
عاريه دهنده مطالبه نمايد.
مـسـالـه 2364 - اگر نداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است و در دست او از بين برود,چنانچه
صـاحـب مـال عـوض آن را از او بگيرد, او هم مى تواند آنچه را به صاحب مال داده ازعاريه دهنده
مـطالبه نمايد, ولى اگر چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد, يا عاريه دهنده بااو شرط كرده
باشد كه اگر آن چيز از بين برود عوضش را بدهد, نمى تواند چيزى را كه به صاحب مال مى دهد, از
عاريه دهنده مطالبه نمايد.
احكام نكاح يا ازدواج و زناشويى 3>
بواسطه عقد ازدواج , زن به مرد حلال مى شود و آن بر دو قسم است : دائم و غير دائم .
عقددائم آن
اسـت كـه مدت زناشويى در آن معين نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مى كنند دائمه گويند.
و
عقد غيردائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود, مثلا زن را به مدت يك ساعت يا يك روز
يـا يـك مـاه يـا يـك سـال يـا بـيشتر عقد نمايند, و زنى را كه به اين قسم عقد كنندمتعه و صيغه
مى نامند.
احكام عقد 3>
مساله 2365 - در زناشويى چه دائم و چه غيردائم , بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و
مـرد كـافـى نـيست , و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى خوانند, يا ديگرى را وكيل مى كنندكه از
طرف آنان بخواند.
مـسـالـه 2366 - وكـيـل لازم نـيـسـت مـرد بـاشد, زن هم مى تواند براى خواندن صيغه عقد از
طرف ديگرى وكيل شود.
مـسـاله 2367 - زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است , نمى توانند به يكديگر
نـگـاه مـحـرمانه نمايند, و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى كندولى اگر
وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافى است .
مـسـاله 2368 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلا ده روزه او را به عقد مردى درآورد وابتداى
ده روز را مـعـيـن نـكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده آن
وكـيل مى تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد, و اگر معلوم باشدكه زن ,
روز يا ساعت معينى را قصد كرده , بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.
مساله 2369 - يك نفر مى تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غيردائم از طرف دو نفروكيل شود
و نيز انسان مى تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم ياغيردائم عقد كند, ولى
احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.
دستور خواندن عقد دائم
مساله 2370 - اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد: زوجتك نفسى على
الـصـداق المعلوم (يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معين شده ) پس از آن بدون فاصله مرد
بگويد قبلت التزويج (يعنى قبول كردم ازدواج را) عقد صحيح است و اگر ديگرى را وكيل كنند كه
از طـرف آنـها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن
بـگـويـد: زوجـت موكلتى فاطمة موكلك احمد على الصداق المعلوم , پس بدون فاصله وكيل مرد
بگويد: قبلت لموكلى احمد على الصداق صحيح مى باشد.
دستور خواندن عقد غيردائم
مـسـالـه 2371 - اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غيردائم را بخوانند, بعد از آن كه مدت و
مهر را معين كردند, چنانچه زن بگويد:
زوجـتـك نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم بعد بدون فاصله مرد بگويد: قبلت ,صحيح
است .
و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: متعت موكلتى موكلك فى
المدة المعلومة على المهر المعلوم , پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قبلت لموكلى هكذا صحيح
مى باشد.
شرايط عقد
مساله 2372 - عقد ازدواج چند شرط دارد:
اول : آن كه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب , و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به
عـربـى صـحيح بخوانند بنابر احتياط واجب با قدرت بر وكيل گرفتن بايد وكيل بگيرند كه عربى
بخواند والا به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است اما بايد لفظى بگويند كه معنى زوجت و
قبلت را بفهماند.
دوم : مـرد و زن يـا وكـيل آنها كه صيغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد
وزن صـيـغـه را مـى خـوانـنـد, زن به گفتن زوجتك نفسى قصدش اين باشد كه خود را زن او
قراردهد و مرد به گفتن قبلت التزويج زن بودن او را براى خود قبول نمايد, و اگر وكيل مرد و
زن صـيـغـه را مـى خـوانند, به گفتن زوجت و قبلت قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان
راوكيل كرده اند, زن و شوهر شوند.
سـوم : كـسـى كـه صـيـغـه را مـى خـوانـد بالغ و عاقل باشد اگرچه صحت صيغه اى را كه مميز
غيربالغ مى خواند خالى از وجه نيست چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.
چـهـارم : اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى خوانند, در عقد, زن و شوهر را معين كنند
مـثـلا اسـم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند.
پس كسى كه چند دختر دارد, اگر به مردى بگويد
زوجـتـك احـدى بناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد قبلت يعنى قبول كردم ,
چون در موقع عقد, دختر را معين نكرده اند عقد باطل است .
پنجم : زن و مرد به ازدواج راضى باشند, ولى اگر زن ظاهرا به كراهت اذن دهد و معلوم باشدقلبا
راضى است عقد صحيح است .
مساله 2373 - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است .
مـسـالـه 2374 - كـسـى كـه دسـتور زبان عربى را نمى داند, اگر قرائتش صحيح باشد و معناى
هركلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مى تواند عقد رابخواند.
مـسـاله 2375 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويند به آن
عقد راضى هستيم عقد صحيح است .
مـسـالـه 2376 - اگـر زن و مـرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد
راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است .
مـسـاله 2377 - پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ
شـده اسـت ازدواج كنند.
و بعداز آن كه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد, اگرازدواجى كه
بـراى او كرده اند مفسده اى نداشته نمى تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده اى داشته مى تواند آن
را به هم بزند.
مـسـالـه 2378 - دخـتـرى كـه بـه حـد بـلـوغ رسـيـده و رشـيـده است يعنى مصلحت خود را
تشخيص مى دهد, اگر بخواهد شوهر كند, چنانچه باكره باشد, بايد بنابر احتياط از پدر يا جد پدرى
خوداجازه بگيرد, گرچه عدم لزوم اجازه خالى از قوت نيست و اجازه مادر و برادر لازم نيست .
مـساله 2379 - اگر پدر و جد پدرى غايب باشند, بطورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دخترهم
احـتـيـاج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدرى اجازه بگيرند.
و نيز اگردختر
بـاكـره نـبـاشد در صورتى كه بكارتش بواسطه شوهر كردن از بين رفته باشد, اجازه پدروجد لازم
نيست .
ولى اگر بواسطه وطى به شبهه يا زنا از بين رفته باشد, احتياط مستحب آن است كه اجازه
بگيرند.
مـسـالـه 2380 - اگر پدر, يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد پسر - بعد از رسيدن به سن
قابل براى تمتع گرفتن - بايد خرج زن را در صورتى كه از او تمكين داشته باشد بدهد.
مـسـالـه 2381 - اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود, زن بگيرد, چنانچه پسر در موقع عقد
مـالـى داشته , مديون مهر زن است , و اگر در موقع عقد مالى نداشته , پدر, يا جد او بايد مهرزن را
بدهند.
عيبهايى كه بواسطه آنها مى شود عقد را به هم زد
مساله 2382 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد مى تواند عقدرا به
هـم بـزنـد: اول : ديـوانـگى , دوم : مرض خوره , سوم : مرض برص , چهارم : كورى , پنجم : شل بودن
بـطـورى كه معلوم باشد.
ششم : آن كه افضا شده يعنى راه بول و حيض يا راه حيض و غائطاو يكى
شـده باشد ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد به هم زدن عقد اشكال دارد وبايد احتياط
شود.
هفتم : آن كه گوشت , يا استخوانى يا غده اى در فرج او باشد كه مانع نزديكى شود.
مساله 2383 - اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است يا آلت مردى ندارد يا عنين است
و نـمى تواند وطى و نزديكى نمايد يا تخمهاى او را كشيده اند مى تواند عقد را به هم بزند.
و تفصيل
اين مساله و مساله سابق در كتاب تحريرالوسيله ضبط شده است .
مـسـاله 2384 - اگر مرد يا زن , بواسطه يكى از عيبهايى كه در دو مساله پيش گفته شد عقد را
به هم بزند, بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.
مـساله 2385 - اگر بواسطه آن كه مرد عنين است و نمى تواند وطى و نزديكى كند, زن عقد رابه
هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد.
ولى اگر بواسطه يكى از عيبهاى ديگرى كه گفته شد,مرد
يـا زن عـقد را به هم بزند, چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگرنزديكى
كرده , بايد تمام مهر را بدهد.
عده اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است
مساله 2386 - ازدواج با زنهايى كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است .
مساله 2387 - اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد, اگرچه با او نزديكى نكند, مادر و مادرمادر
آن زن و مادر پدر او هرچه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.
مساله 2388 - اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد, دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هرچه
پايين روند, چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند, به آن مرد محرم مى شوند.
مـساله 2389 - اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد, تا وقتى كه آن زن در
عقد او است نمى تواند با دختر او ازدواج كند.
مـسـالـه 2390 - عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادرمادر
هرچه بالا روند به انسان محرمند.
مساله 2391 - پدر و جد شوهر, هرچه بالا روند, و پسر و نوه پسرى و دخترى او هرچه پايين آيند چه
در موقع عقد باشند, يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.
مـسـاله 2392 - اگر زنى را براى خود عقد كند, دائمه باشد, يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقداو
است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.
مساله 2393 - اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد,در
بـيـن عـده نـمـى تـوانـد خـواهـر او را عـقـد نـمـايـد, بلكه در عده طلاق بائن هم كه بعدا بيان
مى شود,احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.
مـسـاله 2394 - انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج كندولى
اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكال ندارد.
مـسـالـه 2395 - اگـر زن بـفـهـمـد شـوهـرش برادرزاده يا خواهرزاده او را عقد كرده و حرفى
نـزد,چـنـانـچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است , بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه
بـاطـنـاراضـى بـوده احـتـيـاط واجـب آن است كه شوهرش از برادرزاده او جدا شود مگر آن كه
اجازه دهد.
مساله 2396 - اگر انسان پيش از آن كه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زناكند,
ديگر نمى تواند با آنان ازدواج نمايد.
مـسـالـه 2397 - اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى
كند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشكال ندارد.
مـساله 2398 - اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند, هرچند مقتضاى احتياط آن است كه با
دختر او ازدواج نكند, اما جوازش خالى از قوت نمى باشد و اما اگر زنى را عقد نمايد و با اونزديكى
كـنـد بـعد با مادر او زنا كند, آن زن بر او حرام نمى شود, و همچنين است اگر پيش از آن كه با او
نـزديـكـى كـند با مادر او زنا نمايد, ولى در اين صورت احتياط مستحب آن است كه ازآن زن جدا
شود.
مساله 2399 - زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر درآيد, مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره
غـيـر كـتـابيه به طور دائم ازدواج كند و به احتياط مستحب ازدواج دائم با زنهاى كافره اهل كتاب
نيزجايزنيست ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهودونصارى مانعى ندارد.
مساله 2400 - اگر با زنى كه در عده متعه يا طلاق بائن يا عده وفات است زنا كند بعدامى تواند او
را عـقـد نـمايد اگر چه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند و اما اگر با زنى كه در عده
طـلاق رجـعـى اسـت زنا كند عدم حرمت ابدى خالى از وجه و قوت نمى باشدخصوصا با جهل به
مـعـتـده بـودن زن و مـعنى طلاق رجعى و بائن و عده متعه و عده وفات دراحكام طلاق گفته
خواهد شد.
مـسـاله 2401 - اگر با زن بى شوهرى كه در عده نيست زنا كند, بعدا مى تواند آن زن را براى خود
عـقـد نمايد, ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقدنمايد,
بـلـكـه احتياط مزبور حتى الامكان نبايد ترك شود, و همچنين است اگر ديگرى بخواهدآن زن را
عقد كند, و همچنين اگر زن , شوهردار يا در عده ولو در عده رجعيه باشد عدم حرمت ابدى براى
زانـى خالى از وجه و قوت نيست لكن احتياط در ترك ازدواج مطلوب است هم چنان كه در معتده
رجعيه گذشت .
مـساله 2402 - اگر زنى را كه درعده ديگرى است براى خود عقدكند, چنانچه مرد و زن بدانندكه
عـده زن تـمـام نشده و بدانند عقد كردن زن در عده حرام است آن زن به شرط دخول , بر اوحرام
مـى شود, اگر چه احتياط مستحب در حرمت است بدون دخول .
و اگر يكى از آنها علم به حكم و
موضوع داشته باشد حرمت ابدى مختص به او است , به شرط دخول .
مساله 2403 - اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عده بوده چنانچه هيچ كدام
نـمـى دانسته اند زن در عده است يا نمى دانسته اند كه عقد كردن زن در عده حرام است ,آن زن بر
اوحرام نمى شود,هرچندبا اونزديكى كرده باشد,لكن عقد به هرصورت باطل است .
مـسـالـه 2404 - اگـر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعداهم
نمى تواند او را براى خود عقد كند.
مـسـالـه 2405 - زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود و چنانچه توبه نكند وبر
عمل خود باقى باشد, بهتر است كه شوهر, او را طلاق دهد ولى بايد مهرش را بدهد.
مـسـالـه 2406 - زنـى را كـه طـلاق داده اند و زنى كه صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده
يـامـدتـش تـمـام شـده , چنانچه بعد از مدتى شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقد شوهر دوم
عده شوهر اول تمام بوده يا نه , بايد به شك خود اعتنا نكند.
مـسـاله 2407 - مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده بر لواط كننده حرام است درصورتى كه
لواط كننده مرد باشد و لواط دهنده خردسال و غيربالغ بلكه اگر لواط كننده بالغ هم باشد احتياط
در حرمت است .
ولى اگر گمان كند كه دخول شده , يا شك كند كه دخول شده يانه و يا شك در
بـقـيه امور ذكر شده باشد, بر او حرام نمى شوند, كما اينكه اگر لواطكننده جاهل به سببيت عمل
براى حرمت ابديه باشد عدم حرمت خالى از قوت نمى باشد.
مساله 2408 - اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن كس لواط كند
آنها بر او حرام نمى شوند.
مـسـاله 2409 - اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حج است , با زنى ازدواج نمايدعقد او
بـاطـل اسـت , و چـنانچه مى دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است , ديگر نمى تواند آن زن را عقد
كند.
مساله 2410 - اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كندعقد او
باطل است , و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است احتياطواجب آن است
كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند, بلكه خالى از قوت نيست .
مـساله 2411 - اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است به جا نياورد, زنش كه بواسطه
مـحـرم شـدن بـر او حرام شده بود حلال نمى شود, و نيز اگر زن طواف نساء نكند,شوهرش بر او
حلال نمى شود, ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى شوند.
مـسـالـه 2412 - اگـر كـسـى دخـتر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آن كه بالغه شود, با
اونزديكى و دخول كند, چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.
مـساله 2413 - زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود, ولى اگر باشرايطى
كـه در كتاب طلاق گفته مى شود با مرد ديگرى ازدواج كند, شوهر اول مى توانددوباره او را براى
خود عقد نمايد.
احكام عقد دائم 3>
مـسـاله 2414 - زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر در مواردى كه مانع استمتاع ويا
خلاف شئون مرد و يا خلاف سكن و آرامش باشد از خانه بيرون رود, و بايد خود را براى هر لذتى كه
او مى خواهد, تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.
و اگر در اينها
از شـوهـر اطـاعت كند, تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه دركتب ذكر شده بر شوهر,
واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد, چه نداشته باشدمديون زن است .
مـسـالـه 2415 - اگـر زن در كـارهـايـى كـه در مـسـاله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند
گناهكاراست و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمى رود.
مساله 2416 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.
مـسـالـه 2417 - مـخـارج سـفـر زن اگـر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست , ولى اگر
شوهرمايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد.
مـسـالـه 2418 - زنـى كـه از شـوهـر اطـاعـت مـى كـند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد
مـى تـواندجهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به عدول مؤمنين و
اگـر آنـهم ممكن نباشد به فساق مؤمنين مراجعه نمايد و چنانچه الزام شوهر بردادن نفقه ممكن
نباشدمى تواند, در هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد, و اگرممكن نيست
چنانچه ناچار باشد كه معاش خودرا تهيه كند, درموقعى كه مشغول تهيه معاش است اطاعت شوهر
بر او واجب نيست .
مساله 2419 - مرد نمى تواند زن دائمى خود را به طورى ترك كند كه نه مثل زن شوهردارباشد نه
مثل زن بى شوهر, لكن واجب نيست هرچهار شب يك شب نزد او بماند.
مساله 2420 - شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه , نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند.
مـسـالـه 2421 - اگـر در عـقـد دائمـى مـهر را معين نكنند عقد صحيح است , و چنانچه مرد با
زن نزديكى كند, بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند بدهد.
مـسـالـه 2422 - اگـر مـوقـع خـوانـدن عـقـد دائمى براى دادن مهر مدتى معين نكرده باشند,
زن مـى تـوانـد پـيـش از گـرفـتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند, چه شوهر توانايى
دادن مـهر را داشته باشد چه نداشته باشد.
ولى اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و
شوهربا او نزديكى كند ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.
متعه يا صيغه
مساله 2423 - صيغه كردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحيح است .
مساله 2424 - شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكى با متعه خود را ترك كند.
مـسـاله 2425 - زنى كه صيغه مى شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند, عقدو
شرط او صحيح است و شوهر فقط مى تواند لذتهاى ديگر از او ببرد, ولى اگر بعدا به نزديكى راضى
شود, شوهر مى تواند با او نزديكى نمايد.
مساله 2426 - زنى كه صيغه شده اگرچه آبستن شود حق خرجى ندارد.
مـسـالـه 2427 - زنى كه صيغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى برد, و شوهر هم از او
ارث نمى برد.
مساله 2428 - زنى كه صيغه شده اگر نداند كه حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحيح است
و براى آن كه نمى دانسته , حقى به شوهر پيدا نمى كند.
مـسـالـه 2429 - زنـى كـه صـيـغـه شـده , مـى تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود, ولى
اگربواسطه بيرون رفتن , حق شوهر از بين مى رود بيرون رفتن او حرام است .
مـساله 2430 - اگر زنى مردى را وكيل كند كه به مدت و مبلغ معين او را براى خود صيغه نمايد,
چـنـانـچـه مرد او را به عقد دائم خود درآورد يا به غير از مدت يا مبلغى كه معين شده اورا صيغه
كند, وقتى آن زن فهميد اگر بگويد راضى هستم عقد صحيح وگرنه باطل است .
مـسـاله 2431 - پدر و جد پدرى مى توانند براى محرم شدن , يك ساعت يا دو ساعت زنى رابه عقد
پـسـر نـابـالـغ خـود درآورنـد, و نيز مى توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن , به عقدكسى
درآورند ولى بايد آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد, بلكه بايد داراى مصلحت هم باشد.
مساله 2432 - اگر پدر يا جد پدرى , طفل خود را كه در محل ديگرى است و نمى داند زنده است يا
مرده , براى محرم شدن به عقد كسى درآورد, برحسب ظاهر محرم بودن حاصل مى شود, و چنانچه
بـعـدا معلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است وكسانى كه بواسطه عقد
ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.
مـساله 2433 - اگر مرد مدت صيغه را ببخشد, چنانچه با او نزديكى كرده , بايد تمام چيزى راكه
قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزديكى نكرده بايد نصف آن را بدهد.
مـسـاله 2434 - مرد مى تواند زنى را كه صيغه او بوده و هنوز عده اش تمام نشده به عقد دائم خود
درآورد.
احكام نگاه كردن 3>
مساله 2435 - نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است .
و نگاه
كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است , ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى
نـدارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى باشد و نگاه كردن به صورت و بدن و موى
دخـتـر نـابـالـغ اگر به قصد لذت نباشد و بواسطه نگاه كردن هم انسان نترسدكه به حرام بيفتد
اشكال ندارد, ولى بنابر احتياط بايد جاهايى را كه مثل ران و شكم معمولامى پوشانند نگاه نكند.
مساله 2436 - اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهاى زنهاى اهل كتاب مثل زنهاى يهود
و نصارا نگاه كند در صورتى كه نترسد به حرام بيفتد اشكال ندارد.
مـساله 2437 - زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلكه احتياط واجب آن است كه
بـدن و مـوى خـود را از پسرى هم كه بالغ نشده ولى خوب و بد را مى فهمد و به حدى رسيده كه
مورد نظر شهوانى است بپوشاند.
مـسـالـه 2438 - نـگاه كردن به عورت ديگرى حرام است , اگرچه از پشت شيشه يا در آيينه ياآب
صاف و مانند اينها باشد.
و احتياط واجب آن است كه به عورت بچه مميز هم نگاه نكنند,ولى زن و
شوهر مى توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.
مـسـالـه 2439 - مـرد و زنى كه با يكديگر محرمند, اگر قصد لذت نداشته باشند مى توانند غيراز
عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.
مـسـالـه 2440 - مـرد نـبـايد با قصد لذت به بدن مرد ديگرنگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن
زن ديگر با قصد لذت حرام است .
مـسـالـه 2441 - عـكـس بـرداشـتـن مـرد از زن نـامـحـرم حـرام نـيست ولى اگر براى عكس
بـرداشـتـن مجبور شود كه حرام ديگرى انجام دهد مثلا دست به بدن او بزند يا نظرش به صورت
زيـنـت شـده او يـا بـه سـاير بدن او بيفتد, نبايد عكس او را بردارد و اگر زن نامحرمى را بشناسد
درصورتى كه آن زن متهتك نباشد نبايد به عكس او نگاه كند.
مساله 2442 - اگر در حال ناچارى زن بخواهد زن ديگر, يا مردى غير از شوهر خود راتنقيه كند, يا
عـورت او را آب بـكشد, بايد چيزى در دست كند كه دست او به عورت نرسد وهمچنين است اگر
مردبخواهد مرد ديگر,يازنى غيرزن خودراتنقيه كند,ياعورت اوراآب بكشد.
مـسـالـه 2443 - اگـر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد كه او را نگاه كند و دست به بدن
اوبـزنـد اشـكال ندارد, ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر
بادست زدن بتواند معالجه كند, نبايد او را نگاه كند.
مـسـالـه 2444 - اگـر انـسـان بـراى مـعـالـجه كسى ناچار شود كه به عورت او نگاه كند, بنابر
احـتـياطواجب بايد آيينه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه كند ولى اگر چاره اى جز نگاه كردن
به عورت نباشد اشكال ندارد.
مسائل متفرقه زناشويى 3>
مساله 2445 - كسى كه بواسطه نداشتن زن به حرام مى افتد, واجب است زن بگيرد.
مـساله 2446 - اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره
نبوده , مى تواند عقد را به هم بزند.
مساله 2447 - اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آن جا نباشد وديگرى هم
نمى تواند وارد شود چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آن جا بيرون بروند.
مـسـالـه 2448 - اگـر مـرد مـهـر زن را در عـقد معين كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد,
عقدصحيح است ولى مهر را بايد بدهد.
مـسـالـه 2449 - مـسـلـمـانـى كه منكر خدا يا پيغمبر شود, يا حكم ضرورى دين يعنى حكمى را
كـه مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند, در صورتى كه منكر
شدن آن حكم , به انكار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است .
مـسـالـه 2450 - اگـر زن پـيـش از آن كه شوهرش با او نزديكى كند بطورى كه در مساله پيش
گـفته شد مرتد شود, عقد او باطل مى گردد ولى اگر بعد از نزديكى مرتد شود بايد به دستورى
كه دراحكام طلاق گفته خواهد شد عده نگهدارد, پس اگر در بين عده , مسلمان شود عقد باقى
و اگرتا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است .
مساله 2451 - كسى كه پدر يا مادرش درموقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده اند, چنانچه بعداز
بالغ شدن اظهار اسلام كند, اگر مرتد شود زنش بر او حرام مى شود و بايد به مقدارى كه دراحكام
طلاق گفته مى شود عده وفات نگهدارد.
مـسـالـه 2452 - مـردى كـه از پـدر و مـادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده اگر پيش
ازنزديكى با عيالش مرتد شود, عقد او باطل مى گردد, و اگر بعد از نزديكى مرتد شود, زن اوبايد
بـه مـقـدارى كـه در احكام طلاق گفته مى شود عده نگهدارد, پس اگر پيش از تمام شدن عده ,
شوهر او مسلمان شود عقد باقى وگرنه باطل است .
مساله 2453 - اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند,
نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد.
مـسـالـه 2454 - اگر زن انسان از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد, انسان مى تواند آن دختررا
براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كندمى تواند با
مادر آن دختر ازدواج نمايد.
مساله 2455 - اگر زنى از زنا آبستن شود, جايز نيست بچه اش را سقط كند.
مـساله 2456 - اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عده كسى هم نيست زنا كند, چنانچه بعداو
را عـقـد كـند و بچه اى از آنان پيدا شود, در صورتى كه ندانند از نطفه حلال است يا حرام , آن بچه
حلال زاده است .