مـسـالـه 2016 - اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بميرد, بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند, ولى اگر پيش از غروب بميرد, واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال اوبدهند.
مصرف زكات فطره
مـسـالـه 2017 - اگـر زكـات فـطره را به يكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته
شدبرسانند كافى است .
ولى احتياط مستحب آن است كه فقط به فقراى شيعه بدهد.
مـسـالـه 2018 - اگـر طـفـل شـيـعه اى فقير باشد, انسان مى تواند فطره را به مصرف او برساند,
يابواسطه دادن به ولى طفل , ملك طفل نمايد.
مـساله 2019 - فقيرى كه فطره به او مى دهند, لازم نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آن است
كه به شرابخوار و كسى كه آشكارا معصيت كبيره مى كند فطره ندهند.
مساله 2020 - به كسى كه فطره را در معصيت كبيره مصرف مى كند نبايد فطره بدهند.
مساله 2021 - احتياط واجب آن است كه به يك فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع كه
تقريبا سه كيلو است فطره ندهند.
مـسـالـه 2022 - اگـر از جـنـسـى كـه قيمتش دو برابر قيمت معمولى آن است مثلا از گندمى
كـه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است , نصف صاع كه معناى آن در مساله پيش گفته
شدبدهد كافى نيست .
و اگر آن رابه قصد قيمت فطره هم بدهد كفايت نمى كند.
مـسـاله 2023 - انسان نمى تواند نصف صاع را از يك جنس مثلا گندم و نصف ديگر آن را ازجنس
ديگر مثلا جو بدهد.
و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد, بلكه كافى نيست .
مـسـاله 2024 - مستحب است در دادن زكات فطره , خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و
بـعـد هـمـسـايـگان فقير را, بعد اهل علم فقير را, ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند,
مستحب است آنها را مقدم بدارد.
مـسـالـه 2025 - اگـر انـسـان بـه خـيـال اين كه كسى فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد
فقيرنبوده چنانچه مالى را كه به او داده از بين نرفته باشد, مى تواند پس بگيرد و به مستحق بدهد
واگـر نـتـوانـد بـگـيـرد بـايـد از مال خودش فطره را بدهد و اگر از بين رفته باشد, در صورتى
كـه گـيـرنـده فـطره مى دانسته يا احتمال مى داده آنچه را گرفته فطره است , بايد عوض آن را
بدهدوالا, دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.
مساله 2026 - اگر كسى بگويد فقيرم , نمى شود به او فطره داد, مگر آن كه اطمينان پيدا كند يااز
ظاهر حالش گمان پيدا شود كه فقير است يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است .
مسائل متفرقه زكات فطره
مساله 2027 - انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و
موقعى كه آنرا مى دهد, نيت دادن فطره نمايد.
مساله 2028 - اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط واجب آن است كه در
ماه رمضان هم فطره را ندهد.
ولى اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد
از آن كه فطره بر او واجب شد, طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد.
مـساله 2029 - گندم يا چيز ديگرى را كه براى فطره مى دهد, بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط
نـبـاشـد, يا اگر مخلوط است چيزى كه مخلوط شده بقدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشدو اگر
بـيش از اين مقدار باشد در صورتى صحيح است كه خالص آن به يك صاع برسد ولى اگرمثلا يك
صـاع گـنـدم به چندين من خاك مخلوط باشد كه خالص كردن آن خرج يا كار بيشتر ازمتعارف
دارد, دادن آن كافى نيست .
مساله 2030 - اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافى نيست .
مـسـالـه 2031 - كـسـى كـه فـطره چند نفر را مى دهد, لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و
اگرمثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافى است .
مساله 2032 - كسى كه نماز عيد فطر مى خواند, بنابر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نمازعيد
بدهد, ولى اگر نماز عيد نمى خواند, مى تواند دادن فطره را تا ظهر تاخير بيندازد.
مساله 2033 - اگر به نيت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق
ندهد, احتياط واجب آن است كه هر وقت آنرا مى دهد نيت فطره نمايد.
مـسـالـه 2034 - اگـر مـوقـعـى كـه دادن زكـات فـطره واجب است , فطره را ندهد و كنار هم
نگذارد,احتياط واجب آن است كه بعدا بدون اينكه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد.
مـساله 2035 - اگر فطره را كنار بگذارد, نمى تواند آن را براى خودش بردارد و مالى ديگر رابراى
فطره بگذارد.
مـسـالـه 2036 - اگـر انـسـان مالى داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است , چنانچه فطره
راندهدو نيت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.
مـسـالـه 2037 - اگـر مـالـى را كـه بـراى فطره كنار گذاشته از بين برود, چنانچه دسترس به
فـقـيـرداشته و دادن فطره را تاخير انداخته , بايد عوض آنرا بدهد و اگر دسترس به فقير نداشته
ضامن نيست , مگر آنكه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.
مـسـالـه 2038 - در صـورتى كه زكات فطره را از مال خود جدا كرده باشد, اگر در محل خودش
مستحق پيدا شود, احتياط واجب آن است كه فطره را به جاى ديگر نبرد, و اگر به جاى ديگر ببرد
و تلف شود, بايد عوض آن را بدهد.
احكام حج 3>
مـسـالـه 2039 - حج : زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالى است كه دستور داده اند در آنجابه جا
آورده شود و در تمام عمر بر كسى كه اين شرايط را دارا باشد, يك مرتبه واجب مى شود:
اول : آن كه بالغ باشد.
دوم : آن كه عاقل و آزاد باشد.
سوم : بواسطه رفتن به حج مجبور نشود كه كار
حـرامـى را كـه اهميتش در شرع از حج بيشتر است انجام دهد, يا عمل واجبى را كه از حج مهمتر
است ترك نمايد.
چهارم : آن كه مستطيع باشد, و مستطيع بودن به چند چيز است : اول :آنكه توشه
راه و چـيـزهايى را كه بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است و در كتابهاى مفصل گفته شده
دارا بـاشـد, و نيز مركب سوارى يا مالى كه بتواند آنها را تهيه كند داشته باشد.
دوم : سلامت مزاج و
توانايى آن را داشته باشد كه بتواند مكه رود و حج را به جا آورد.
سوم :در راه مانعى از رفتن نباشد و
اگر راه بسته باشد, يا انسان بترسد كه در راه جان يا عرض او ازبين برود.
يا مال او را ببرند, حج بر
او واجب نيست ولى اگر از راه ديگرى بتواند برود, اگر چه دورتر باشد در صورتى كه مشقت زياد
نداشته باشد و خيلى غير متعارف نباشد, بايد از آن راه برود.
چهارم : به قدر به جا آوردن اعمال حج
وقت داشته باشد.
پنجم : مخارج كسانى را كه خرجى آنان بر او واجب است مثل زن و بچه و مخارج
كـسـانـى را كـه مـردم خرجى دادن به آنهارا لازم مى دانند داشته باشد.
ششم : بعد از برگشتن ,
كـسـب , يـا زراعـت , يا عايدى ملك , يا راه ديگرى براى معاش خود داشته باشد كه مجبور نشود به
زحمت زندگى كند.
مـساله 2040 - كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمى شود, وقتى حج بر او واجب است كه
پول خانه را هم داشته باشد.
مـسـالـه 2041 - زنـى كـه مـى تواند مكه برود, اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد
وشوهرش هم مثلا فقير باشد و خرجى او را ندهد و ناچار شود كه به سختى زندگى كند, حج براو
واجب نيست .
مـساله 2042 - اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى به او بگويد حج برو, من
خـرج تـو و عـيالات تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مى دهم در صورتى كه اطمينان داشته
باشد كه خرج او را مى دهد حج بر او واجب مى شود.
مساله 2043 - اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدتى كه مكه مى رودو
بـر مـى گـردد بـه او بـبـخـشـند و با او شرط كنند كه حج كند, اگر چه قرض داشته باشد و در
مـوقـع بـرگـشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد بايد قبول نمايد و حج بر او
واجب مى شود.
مساله 2044 - اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدتى كه مكه مى رود و
بر مى گردد به او بدهند و بگويند حج برو ولى ملك او نكنند, در صورتى كه اطمينان داشته باشد
كه از او پس نمى گيرند, حج بر او واجب مى شود.
مـسـالـه 2045 - اگـر مقدارى مال كه براى حج كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه
درراه مكه خدمت كسى كه مال را داده بنمايد, حج بر او واجب نمى شود.
مساله 2046 - اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حج بر او واجب شود, چنانچه حج نمايد, هرچند
بعدا مالى از خود پيدا كند, ديگر حج بر او واجب نيست .
مـساله 2047 - اگر براى تجارت مثلا تا جده برود و مالى به دست آورد كه اگر بخواهد ازآنجا به
مـكـه رود مستطيع باشد, بايد حج كند و در صورتى كه حج نمايد, اگر چه بعدا مالى پيداكند كه
بتواند از وطن خود به مكه رود, ديگر حج بر او واجب نيست .
مساله 2048 - اگر انسان اجير شود كه از طرف كسى ديگر حج كند, چنانچه خودش نتواندبرود و
بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد, بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.
مساله 2049 - اگر كسى مستطيع شود و مكه نرود و فقير شود, بايد اگر چه به زحمت باشدبعدا
حـج كـند, و اگر به هيچ قسم نتواند حج برود, چنانچه كسى او را براى حج اجير كند, بايد به مكه
رود و حـج كـسـى را كـه براى او اجير شده به جا آورد و تا سال بعد در مكه بماند و براى خود حج
نـمـايد.
ولى اگر ممكن باشد كه اجير شود و اجرت را نقد بگيرد و كسى كه او را اجيركرده راضى
شـود كـه حـج او در سـال بعد به جا آورده شود, بايد سال اول براى خود و سال بعدبراى كسى كه
اجير شده حج نمايد.
مساله 2050 - اگر در سال اولى كه مستطيع شده به مكه رود و در وقت معينى كه دستورداده اند
به عرفات و مشعرالحرام نرسد چنانچه در سالهاى بعد مستطيع نباشد حج بر او واجب نيست .
ولى
اگر از سالهاى پيش مستطيع بوده و نرفته اگر چه به زحمت باشد بايد حج كند.
مساله 2051 - اگر در سال اولى كه مستطيع شده حج نكند و بعد بواسطه پيرى يا مرض وناتوانى
نـتواند حج نمايد و نااميد باشد از اينكه بعدا خودش حج كند, بايد ديگرى را از طرف خود بفرستد,
بـلكه اگر در سال اولى كه به قدر رفتن حج مال پيدا كرده , بواسطه پيرى يا مرض يا ناتوانى نتواند
حج كند, احتياط مستحب آن است كسى را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد.
مـسـالـه 2052 - كسى كه از طرف ديگرى براى حج اجير شده , بايد طواف نساء را از طرف اويا به
نيت مافى الذمة به جا آورد و اگر به جا نياورد, زن بر آن اجير حرام مى شود.
مـساله 2053 - اگر طواف نساء را درست به جا نياورد يا فراموش كند, چنانچه در بين راه يابعد از
مـراجـعـت بـه وطـن , يـادش بيايد, بايد در صورت امكان دوباره برگردد و آن را انجام دهدو در
صورت عدم تمكن از بازگشت خودش , ديگرى را براى انجام آن نائب بگيرد تا زن بر اوحلال باشد.
احكام خريد و فروش 3>
چيزهايى كه در خريد و فروش مستحب است
مـسـاله 2054 - ياد گرفتن احكام معاملات به قدرى كه مورد احتياج است لازم است , ومستحب
اسـت فروشنده بين مشتريها در قيمت جنس فرق نگذارد و در قيمت جنس سخت گيرى نكند, و
كسى كه با او معامله كرده اگر پشيمان شود و از او تقاضا كند كه معامله رابه هم بزند بپذيرد.
مـسـالـه 2055 - اگـر انـسـان نداند معامله اى كه كرده صحيح است يا باطل , نمى تواند در مالى
كـه گـرفـتـه تـصرف نمايد ولى چنانچه در موقع معامله , احكام آن را مى دانسته و بعد از معامله
شـك كـنـد, تـصـرف او اشـكـال نـدارد و مـعـامـلـه صحيح است , بلكه اگردر هنگام معامله هم
نمى دانسته حكم به صحت خالى از وجه نيست هر چند رعايت احتياط سزاوار مى باشد.
مساله 2056 - كسى كه مال ندارد و مخارجى بر او واجب است مثل خرج زن و بچه , بايدكسب كند
و بـراى كـارهاى مستحب مانند وسعت دادن به عيالات و دستگيرى از فقرا كسب كردن مستحب
است .
معاملات مكروه
مـسـالـه 2057 - عـمـده مـعـامـلات مـكـروه از ايـن قرار است : اول : بنده فروشى .
دوم : قصابى .
سـوم :كـفـن فـروشـى .
چهارم : معامله با مردمان پست .
پنجم : معامله بين اذان صبح و اول آفتاب .
شـشـم :آن كـه كـار خـود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد.
هفتم : آن كه براى
خريدن جنسى كه ديگرى مى خواهد بخرد داخل معامله او شود.
معاملات باطل
مـساله 2058 - در چند مورد معامله باطل است : اول : خريد و فروش عين نجس مثل بول وغائط و
مـسـكـرات , بـنابر اقوى مگر آنكه داراى منفعة محلله باشد كه صحت بيع آن خالى ازقوت نيست .
دوم : خـريـد و فـروش مـال غـصبى مگر آن كه صاحبش معامله را اجازه كند.
سوم :خريد و فروش
چـيـزهايى كه مال نيست .
چهارم : معامله چيزى كه منافع معمولى آن حرام باشد,مثل آلات قمار.
پـنـجم : معامله اى كه در آن ربا باشد.
و حرام است غش در معامله يعنى فروختن جنسى كه با چيز
ديـگـر مـخـلـوط اسـت , در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد, مثل
فـروخـتن روغنى كه آن را با پيه مخلوط كرده است و اين عمل را غش مى گويند, از پيغمبر اكرم
صلى اللّه عليه و آله و سلم منقول است كه فرمود: از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غش
كند يا به آنان ضرر بزند يا تقلب و حيله نمايد و هركه با برادرمسلمان خود غش كند, خداوند بركت
روزى او را مى برد و راه معاش او را مى بندد و او را به خودش واگذار مى كند.
مـسـاله 2059 - فروختن چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است اشكال ندارد,ولى
اگر مشترى بخواهد آن چيز را بخورد بايد فروشنده نجس بودن آن را به او بگويد.
مـسـالـه 2060 - اگـر چـيـز پـاكـى مـانـند روغن و نفت كه آب كشيدن آن ممكن نيست نجس
شـود,چـنانچه مثلا روغن نجس را براى خوردن به خريدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است
واگـر بـراى كـارى بـخـواهـنـد كـه شـرط آن پـاك بـودن نـيـست مثلا بخواهند نفت نجس را
بسوزانند,فروش آن اشكال ندارد.
مساله 2061 - بايد دوايى را كه مثل شراب , عين آن نجس است معامله نكنند, ولى معامله دوايى كه
عينش نجس نيست اگر به آن احتياج داشته باشند اشكال ندارد.
مـساله 2062 - خريد و فروش روغن و دواهاى روان و عطرهايى كه از ممالك غيراسلامى مى آورند
اگـر نـجس بودن آنها معلوم نباشد اشكال ندارد, ولى روغنى را كه از حيوان بعد ازجان دادن آن
مـى گـيرند, چنانچه در شهر كفار از دست كافر بگيرند و از حيوانى باشد كه اگررگ آن را ببرند
خـون از آن جـسـتن مى كند, نجس است و معامله آن باطل مى باشد, اما اگر درشهر مسلمانان و
ممالك اسلامى باشد محكوم به طهارت است مگر آنكه بدانند از دست كافرگرفته شده است .
مـسـالـه 2063 - اگـر روبـاه را بـه غـير دستورى كه در شرع معين شده كشته باشند, يا خودش
مرده باشد, خريد و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است .
مساله 2064 - خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى كه از ممالك غيراسلامى مى آورند, يااز دست
كـافر گرفته مى شود باطل است , ولى اگر انسان بداند كه آنها از حيوانى است كه به دستور شرع
كشته شده خريد و فروش آنها اشكال ندارد.
مـسـالـه 2065 - خـريـد و فـروش گـوشـت و پـيـه و چـرمى كه از دست مسلمان گرفته شود
اشـكال ندارد, ولى اگر انسان بداند كه آن مسلمان آن را از دست كافر گرفته و تحقيق نكرده كه
ازحيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه , خريدن آن حرام و معامله آن باطل است .
مساله 2066 - خريد و فروش مسكرات حرام و معامله آنها باطل است .
مـساله 2067 - فروختن مال غصبى باطل است , و فروشنده بايد پولى را كه از خريدار گرفته به او
برگرداند.
مساله 2068 - اگر خريدار قصدش اين باشد كه پول جنس را ندهد معامله اشكال دارد.
مـساله 2069 - اگر خريدار بخواهد پول جنس را بعدا از حرام بدهد, و از اول هم قصدش اين باشد
مـعـامـله اشكال دارد.
و اگر از اول قصدش اين نباشد معامله صحيح است ولى بايد مقدارى را كه
بدهكار است از مال حلال بدهد.
مـسـاله 2070 - خريد و فروش آلات لهو كه منفعت مقصوده از آنها حرام است مثل تار و سازحتى
سازهاى كوچك باطل و حرام است .
مساله 2071 - اگر چيزى را كه مى شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن را در
حرام مصرف كنند مثلا انگور را به اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيه نمايند, معامله آن حرام و
باطل است .
مـسـالـه 2072 - خـريدن و فروش مجسمه و صابون يا چيزهاى ديگرى كه روى آن مجسمه دارد
اشكال ندارد.
مساله 2073 - خريد چيزى كه از قمار, يا دزدى , يا از معامله باطل تهيه شده باطل و تصرف در آن
مال حرام است .
و اگر كسى آن را بخرد بايد به صاحب اصليش برگرداند.
مـساله 2074 - اگر روغنى را كه با پيه مخلوط است بفروشد, چنانچه آن را معين كند مثلابگويد
ايـن يـك من روغن را مى فروشم , مشترى مى تواند معامله را به هم بزند, ولى اگر آنرامعين نكند
بلكه يك من روغن بفروشد, بعد روغنى كه پيه دارد بدهد, مشترى مى تواند آن روغن را پس بدهد
و روغن خالص مطالبه نمايد.
مـسـاله 2075 - اگر مقدارى از جنسى را كه با وزن يا پيمانه مى فروشند به زيادتر از همان جنس
بفروشد, مثلا يك من گندم را به يك من و نيم گندم بفروشد.
ربا و حرام است و گناه يك درهم
ربا بزرگتر از آن است كه انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا كند, بلكه اگر يكى ازدو جنس سالم
و ديـگـرى مـعـيوب , يا جنس يكى خوب و جنس ديگرى بد باشد, يا با يكديگرتفاوت قيمت داشته
باشند, چنانچه بيشتر از مقدارى كه مى دهد بگيرد, باز هم ربا و حرام است , پس اگر مس درست را
بـدهد و بيشتر از آن مس شكسته بگيرد يا برنج صدرى را بدهد وبيشتر از آن برنج گرده بگيرد يا
طلاى ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد, ربا وحرام مى باشد.
مـسـالـه 2076 - اگـر چـيزى را كه اضافه مى گيرد غير از جنسى باشد كه مى فروشد, مثلا يك
مـن گـنـدم بـه يـك من گندم و يك قران پول بفروشد باز هم ربا و حرام است بلكه اگر چيزى
زيادترنگيرد ولى شرط كند كه خريدار عملى براى او انجام دهد, ربا و حرام مى باشد.
مـسـالـه 2077 - اگـر كـسى كه مقدار كمتر را مى دهد چيزى علاوه كند مثلا يك من گندم و
يـك دسـتـمـال را بـه يـك من و نيم گندم بفروشد, اگر مقدار كمتر در قيمت مساوى با مقدار
بـيـشـترهمجنس آن باشد و كسى كه مقدار كمتر را مى دهد, براى خلاصى از فروش آن به زيادتر
ازهـمـجـنـس , چـيـزى عـلاوه كـنـد مثلا يك من گندم اعلا و يك دستمال را به يك من و نيم
گـنـدم متوسط بفروشد اشكال ندارد, و همچنين است اگر از هر دو طرف چيزى زياد كنند مثلا
يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم و يك دستمال بفروشد, هر چند براى فرار
ازربـا بـاشـد, مـثـلا يـك مـن گـنـدم خـوب را بـه يك من و نيم گندم خوب مثل آن , بخواهد
نـسيه بفروشد و براى فرار از ربا, چيزى بر يك من گندم علاوه كند, مانعى ندارد هر چند احتياط
درترك است .
مـسـالـه 2078 - اگر چيزى را كه مثل پارچه با متر و ذرع مى فروشند يا چيزى را كه مثل گردو
وتـخـم مـرغ بـا شـماره معامله مى كنند, بفروشد و زيادتر بگيرد مثلا ده تا تخم مرغ بدهد و يازده
تابگيرد اشكال ندارد.
مساله 2079 - جنسى را كه در بعضى از شهرها با وزن , يا پيمانه مى فروشند و در بعضى ازشهرها با
شماره معامله مى كنند اگر در شهرى كه آن را با وزن يا پيمانه مى فروشند زيادتربگيرد ربا و حرام
است و در شهر ديگر ربا نيست .
مـسـالـه 2080 - اگـر چـيـزى را كـه مـى فـروشـد و عوضى را كه مى گيرد از يك جنس نباشد
زيـادى گـرفـتـن اشـكـال نـدارد, پـس اگر يك من برنج بفروشد و دو من گندم بگيرد معامله
صحيح است .
مـسـاله 2081 - اگر جنسى را كه مى فروشد و عوضى را كه مى گيرد از يك چيز عمل آمده باشد,
بـايـد در مـعـامله زيادى نگيرد, پس اگر يك من روغن بفروشد و در عوض آن يك من ونيم پنير
بـگيرد, ربا و حرام است و احتياط واجب آن است كه اگر ميوه رسيده را با ميوه نارس معامله كند
زيادى نگيرد.
مـساله 2082 - جو و گندم در ربا يك جنس حساب مى شود, پس اگر يك من گندم بدهد ويك
مـن و پـنـج سـير جو بگيرد, ربا و حرام است .
و نيز اگر مثلا ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من
گـنـدم بـدهـد, چـون جـو را نـقـد گـرفـته و بعد از مدتى گندم را مى دهد, مثل آن است كه
زيادى گرفته و حرام مى باشد.
مـسـاله 2083 - اگر مسلمان از كافرى كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد اشكال ندارد و نيز پدرو
فرزند و زن و شوهر مى توانند از يكديگر ربا بگيرند.
شرايط فروشنده و خريدار
مـسـاله 2084 - براى فروشنده و خريدار شش چيز شرط است : اول : آن كه بالغ باشند.
دوم : آن كه
عـاقل باشند.
سوم : آن كه حاكم شرع آنان را از تصرف در اموالشان جلوگيرى نكرده باشد.
چهارم :
آن كه قصد خريد و فروش داشته باشند پس اگر مثلا به شوخى بگويد مال خود رافروختم , معامله
بـاطـل اسـت .
پـنـجـم : آن كه كسى آنها را مجبور نكرده باشد.
ششم : آن كه جنس وعوضى را كه
مـى دهـنـد مـالـك باشند يا مثل پدر و جد صغير, اختيار مال در دست آنان باشد, واحكام اينها در
مسائل آينده گفته خواهد شد.
مساله 2085 - معامله با بچه نابالغ باطل است , اگرچه پدر يا جد آن بچه به او اجازه داده باشندكه
مـعامله كند, ولى اگر بچه مميز باشد و چيز كم قيمتى را كه معامله آن براى بچه ها متعارف است
مـعـامله كند اشكال ندارد, و نيز اگر طفل وسيله باشد كه پول را به فروشنده بدهد و جنس را به
خـريدار برساند, يا جنس را به خريدار بدهد و پول را به فروشنده برساند, - چون واقعا دونفر بالغ با
يـكديگر معامله كرده اند - معامله صحيح است , ولى بايد فروشنده و خريدار يقين داشته باشند كه
طفل جنس و پول را به صاحب آن مى رساند.
مـسـاله 2086 - اگر از بچه نابالغ چيزى بخرد, يا چيزى به او بفروشد بايد جنس يا پولى را كه ازاو
گـرفته به صاحب آن بدهد, يا از صاحبش رضايت بخواهد.
و اگر صاحب آن را نمى شناسد وبراى
شـنـاختن او هم وسيله اى ندارد, بايد چيزى را كه از بچه گرفته از طرف صاحب آن مظالم بدهد
ولـى اگر چيزى را كه گرفته مال خود صغير باشد بايد به وليش برساند, و اگر او را پيدانكرد به
حاكم شرع بدهد.
مـسـالـه 2087 - اگـر كـسـى بـا بـچـه نابالغ معامله كند و جنس يا پولى كه به بچه داده از بين
برودنمى تواند از بچه يا ولى او مطالبه كند.
مساله 2088 - اگر خريدار يا فروشنده را به معامله مجبور كنند چنانچه بعد از معامله راضى شود
و بگويد راضى هستم , معامله صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه دوباره صيغه معامله را
بخوانند.
مـسـالـه 2089 - اگر انسان مال كسى را بدون اجازه او بفروشد چنانچه صاحب مال به فروش آن
راضى نشود و اجازه نكند معامله باطل است .
مساله 2090 - پدر و جد پدرى طفل در صورتى مى توانند مال طفل را بفروشند كه براى اومفسده
نـداشـتـه باشد بلكه تا مصلحت نباشد نفروشند و وصى پدر و وصى جد پدرى و حاكم شرع هم در
صورتى مى توانند مال طفل را بفروشند كه مصلحت طفل در آن باشد.
مـسـاله 2091 - اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله رابراى
خودش اجازه دهد, معامله صحيح است و احتياط آن است كه مشترى و صاحب مال درمنفعتى كه
براى جنس و عوض آن بوده با يكديگر مصالحه كنند.
مـسـاله 2092 - اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد به قصد اين كه پول آن , مال خودش باشد,
چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نكند معامله باطل است , و اگر براى كسى هم كه مال را غصب
كرده اجازه نمايد صحيح بودن معامله اشكال دارد.
هر چند صحت آن بعيدنمى باشد.
شرايط جنس و عوض آن
مساله 2093 - جنسى كه مى فروشند و چيزى كه عوض آن مى گيرند پنج شرط دارد:
اول : آن كه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد.
دوم : آن كـه بـتوانند آن را تحويل دهند, بنابراين فروختن اسبى كه فرار كرده صحيح نيست ,ولى
اگر بنده اى را كه فرار كرده با چيزى كه مى تواند تحويل دهد مثلا با يك فرش بفروشد,اگرچه آن
بنده پيدا نشود, معامله صحيح است و در غير بنده مشكل است .
سـوم : خـصـوصـيـاتـى را كـه در جـنـس و عوض هست و بواسطه آنها ميل مردم به معامله فرق
مى كندمعين نمايد.
چـهـارم : كـسـى در جـنس , يا در عوض آن حقى نداشته باشد, پس مالى را كه انسان پيش كسى
گروگذاشته , بدون اجازه او نمى تواند بفروشد.
پـنجم : آن كه بنابر احتياط خود جنس را بفروشد نه منفعت آن را اگر چه جايز بودن خالى ازقوت
نيست , پس اگر مثلا منفعت يك ساله خانه را بفروشد صحيح است , و چنانچه خريدار به جاى پول ,
منفعت ملك خود را بدهد, مثلا فرشى را از كسى بخرد و عوض آن منفعت يك ساله خانه خود را به
او واگذار كند اشكال ندارد, و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهدشد.
مساله 2094 - جنسى را كه در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مى كنند در آن شهر انسان بايد باوزن
يـا پـيـمـانـه بـخـرد, ولـى مـى تـوانـد هـمان جنس را در شهرى كه با ديدن معامله مى كنند, با
ديدن خريدارى نمايد.
مساله 2095 - چيزى را كه با وزن خريد و فروش مى كنند با پيمانه هم مى شود معامله كرد, به اين
طـور كـه اگـر مـثـلا مى خواهد ده من گندم بفروشد با پيمانه اى كه يك من گندم مى گيرد
ده پيمانه بدهد.
مـسـالـه 2096 - اگـر يـكـى از شرطهايى كه گفته شد در معامله نباشد معامله باطل است ولى
اگرخريدار و فروشنده راضى باشند كه در مال يكديگر تصرف كنند تصرف آنها اشكال ندارد.
مـساله 2097 - معامله چيزى را كه وقف شده باطل است , ولى اگر بطورى خراب شود كه نتوانند
اسـتـفـاده اى را كه مال براى آنها وقف شده از آن ببرند, مثلا حصير مسجد به طورى پاره شود كه
نتوانند روى آن نماز بخوانند, فروش آن اشكال ندارد و در صورتى كه ممكن باشدبايد پول آن را در
همان مسجد به مصرفى برسانند كه به مقصود وقف كننده نزديكتر باشد.
مساله 2098 - هرگاه بين كسانى كه مال را براى آنان وقف كرده اند بطورى اختلاف پيدا شودكه
اگر مال وقف را نفروشند, گمان آن برود كه مال يا جانى تلف شود, مى توانند آن مال رابفروشند
و بين موقوف عليهم تقسيم نمايند, ولى چنانچه اختلاف با تنها فروختن و تهيه مكان ديگر برطرف
مى شود, لازم است آن موقوفه , به محل ديگر تبديل و يا با پول فروش آن محل ديگر خريده شود و به
جاى مكان اول , و در همان جهت وقف اولى , وقف گردد.
مساله 2099 - خريد و فروش ملكى كه آن را به ديگرى اجاره داده اند اشكال ندارد, ولى استفاده آن
مـلـك در مـدت اجـاره مـال مستاجر است .
و اگر خريدار نداند كه آن ملك را اجاره داده اند, يا به
گـمـان اين كه مدت اجاره كم است ملك را خريده باشد, پس از اطلاع مى تواندمعامله خودش را
بهم بزند.
صيغه خريد و فروش
مـسـالـه 2100 - در خريد و فروش لازم نيست صيغه عربى بخوانند, مثلا اگر فروشنده به فارسى
بـگويد اين مال را در عوض اين پول فروختم و مشترى بگويد قبول كردم معامله صحيح است , ولى
خـريدار و فروشنده بايد قصد انشاء داشته باشند, يعنى به گفتن اين دو جمله مقصودشان خريد و
فروش باشد.
مـسـالـه 2101 - اگـر در مـوقـع مـعـامـلـه صـيغه نخوانند, ولى فروشنده در مقابل مالى كه از
خريدارمى گيرد, مال خود را ملك او كند و او بگيرد, معامله صحيح است و هر دو مالك مى شوند.
خريد و فروش ميوه ها
مـسـالـه 2102 - فـروش مـيـوه اى كـه گـل آن ريـخـته و دانه بسته بطورى كه معمولا ديگر از
آفت گذشته باشد, پيش از چيدن صحيح است .
و نيز فروختن غوره بر درخت اشكال ندارد.
مـسـاله 2103 - اگر بخواهند ميوه اى را كه بر درخت است , پيش از آن كه گلش بريزدبفروشند,
بايد چيزى كه داراى ماليت و قابل فروش جداگانه و ملك فروشنده باشد با آن ضميمه نمايند.
مـسـالـه 2104 - اگـر خرمايى را كه زرد يا سرخ شده , بر درخت بفروشند اشكال ندارد, ولى نبايد
عوض آن را خرما بگيرند.
مـساله 2105 - فروختن خيار و بادمجان و سبزيها و مانند اينها كه سالى چند مرتبه چيده مى شود,
در صـورتـى كـه ظاهر و نمايان شده باشد و معين كنند كه مشترى در سال چند دفعه آن رابچيند
اشكال ندارد.
مـسـالـه 2106 - اگـر خوشه گندم و جو را بعد از آن كه دانه بسته , به چيز ديگرى غير گندم و
جوبفروشند اشكال ندارد.
نقد و نسيه
مـسـالـه 2107 - اگر جنسى را نقد بفروشند, خريدار و فروشنده , بعد از معامله مى توانند جنس و
پـول را از يـكـديگر مطالبه نموده و تحويل بگيرند و تحويل دادن خانه و زمين و مانند اينها به اين
است كه آن را در اختيار خريدار بگذارند كه بتواند در آن تصرف كند, و تحويل دادن فرش و لباس و
مـانـنـد اينها به اين است كه آن را طورى در اختيار خريدار بگذارند كه اگربخواهد آن را به جاى
ديگر ببرد فروشنده جلوگيرى نكند.
مـسـالـه 2108 - در مـعـامـلـه نسيه بايد مدت كاملا معلوم باشد, پس اگر جنسى را بفروشد كه
سرخرمن پول آن را بگيرد, چون مدت كاملا معين نشده معامله باطل است .
مـسـالـه 2109 - اگـر جـنـسـى را نـسـيـه بـفـروشـد, پـيـش از تـمـام شـدن مـدتـى كه قرار
گـذاشـتـه اند,نمى تواند عوض آن را از خريدار مطالبه نمايد, ولى اگر خريدار بميرد و از خودش
مـال داشـته باشد, فروشنده مى تواند پيش از تمام شدن مدت , طلبى را كه دارد از ورثه او مطالبه
نمايد.
مـساله 2110 - اگر جنسى را نسيه بفروشد, بعد از تمام شدن مدتى كه قرار گذاشته اند,مى تواند
عوض آن را از خريدار مطالبه نمايد, ولى اگر خريدار نتواند بپردازد, بايد او رامهلت دهد.
مـسـالـه 2111 - اگـر به كسى كه قيمت جنس را نمى داند, مقدارى نسيه بدهد و قيمت آن را به
اونـگـويـد مـعـامله باطل است .
ولى اگر به كسى كه قيمت نقدى جنس را مى داند نسيه بدهد و
گـرانـتـرحـساب كند, مثلا بگويد جنسى را كه به تو نسيه مى دهم تومانى يك ريال از قيمتى كه
نقدمى فروشم گرانتر حساب مى كنم و او قبول كند اشكال ندارد.
مـسـالـه 2112 - كـسـى كه جنسى را نسيه فروخته و براى گرفتن پول آن مدتى قرار داده , اگر
مثلابعد از گذشتن نصف مدت , مقدارى از طلب خود را كم كند و بقيه را نقد بگيرد اشكال ندارد.
معامله سلف
مساله 2113 - معامله سلف آن است كه مشترى پول را بدهد كه بعد از مدتى جنس را تحويل بگيرد
و اگـر بـگـويد اين پول را مى دهم كه مثلا بعد از شش ماه فلان جنس را بگيرم و فروشنده بگويد
قـبـول كـردم , يا فروشنده پول را بگيرد و بگويد فلان جنس را فروختم كه بعد از شش ماه تحويل
بدهم معامله صحيح است .
مـسـالـه 2114 - اگر پول طلا و نقره را سلف بفروشد و عوض آن را پول طلا و نقره بگيردمعامله
باطل است .
ولى اگر جنسى را سلف بفروشد و عوض آن را جنس ديگر يا پول بگيردمعامله صحيح
است .
و احتياط مستحب آن است در عوض جنسى كه مى فروشد پول بگيرد وجنس ديگر نگيرد.
شرايط معامله سلف
مساله 2115 - معامله سلف شش شرط دارد:
اول : خصوصياتى را كه قيمت جنس بواسطه آنها فرق مى كند معين نمايند.
ولى دقت زياد هم لازم
نيست , همين قدر كه مردم بگويند خصوصيات آن معلوم شده كافى است , پس معامله سلف در نان
و گوشت و پوست حيوان و مانند اينها در صورتى كه نشود خصوصياتشان رابطورى معين كنند كه
براى مشترى مجهول نباشد و معامله غررى باشد باطل است .
دوم : پيش از آن كه خريدار و فروشنده از هم جدا شوند.
خريدار تمام قيمت را به فروشنده بدهد, يا
به مقدار پول آن از فروشنده طلبكار باشد كه در اين صورت بهتر آن است كه فروشنده پول جنس
را به ذمه مشترى قرار دهد, پس از آن مشترى طلبى را كه از فروشنده داردبابت پول جنسى كه به
ذمـه او اسـت حـسـاب كـند و چنانچه مقدارى از قيمت آن را بدهد, اگر چه معامله به آن مقدار
صحيح است ولى فروشنده مى تواند معامله همان مقدار را به هم بزند.
سـوم : مـدت را كـامـلا مـعـيـن كـنند, و اگر مثلا بگويد تا اول خرمن جنسى را تحويل مى دهم
چون مدت كاملا معلوم نشده معامله باطل است .
چـهـارم : وقـتـى را بـراى تـحـويـل جنس معين كنند كه در آن وقت , بقدرى از آن جنس وجود
داشته باشد كه اطمينان داشته باشند كه ناياب نخواهد بود.
پـنـجم : بنابر احتياط واجب جاى تحويل جنس را معين نمايند, ولى اگر از حرفهاى آنان جاى آن
معلوم باشد لازم نيست اسم آن جا را ببرند.
شـشـم : وزن يـا پـيـمـانـه آن را مـعين كنند و جنسى را هم كه معمولا با ديدن , معامله مى كنند
اگـرسـلـف بـفـروشند اشكال ندارد, ولى بايد مثل بعضى از اقسام گردو و تخم مرغ تفاوت افراد
آن بقدرى كم باشد كه مردم به آن اهميت ندهند.
احكام معامله سلف 3>
مـساله 2116 - انسان نمى تواند جنسى را كه سلف خريده پيش از تمام شدن مدت بفروشد وبعد از
تمام شدن مدت , اگر چه آن را تحويل نگرفته باشد, فروختن آن اشكال ندارد.
مساله 2117 - در معامله سلف اگر فروشنده جنسى را كه قرارداد كرده , بدهد, مشترى بايدقبول
كـنـد.
و نيز اگر بهتر از آنچه قرار گذاشته بدهد يعنى همان اوصاف را با زيادتى كمال داراباشد,
مشترى بايد قبول نمايد و اگر اين طور نباشد لازم نيست قبول كند مثل آن كه بنده جاهل خريده
باشد و بايع بخواهد عالم بدهد.
مـسـالـه 2118 - اگـر جـنـسـى را كـه فـروشـنـده مى دهد, پست تر از جنسى باشد كه قرارداد
كرده ,مشترى مى تواند قبول نكند.
مساله 2119 - اگر فروشنده به جاى جنسى كه قرارداد كرده , جنس ديگرى بدهد, در صورتى كه
مشترى راضى شود اشكال ندارد.
مـسـالـه 2120 - اگر جنسى را كه سلف فروخته در موقعى كه بايد آن را تحويل دهد, ناياب شود و
نتواند آن را تهيه كند, مشترى مى تواند صبر كند تا تهيه نمايد يا معامله را به هم بزند وچيزى را كه
داده پس بگيرد.
مساله 2121 - اگر جنسى را بفروشد و قرار بگذارد كه بعد از مدتى تحويل دهد و پول آن راهم بعد
از مدتى بگيرد, معامله باطل است .
فروش طلا و نقره , به طلا و نقره
مـسـاله 2122 - اگر طلا را به طلا يا نقره را به نقره بفروشد, سكه دار باشند يا بى سكه , درصورتى
كه وزن يكى از آنها زيادتر از ديگرى باشد معامله حرام و باطل است .
مساله 2123 - اگر طلا را به نقره , يا نقره را به طلا بفروشد, معامله صحيح است و لازم نيست وزن
آنها مساوى باشد.
مساله 2124 - اگر طلا يا نقره را به طلا, يا نقره بفروشند, بايد فروشنده و خريدار پيش ازآن كه از
يـكـديـگر جدا شوند, جنس و عوض آن را به يكديگر تحويل دهند و اگر هيچ مقدار ازچيزى را كه
قرار گذاشته اند تحويل ندهند معامله باطل است .
مـسـالـه 2125 - اگـر فـروشـنـده يـا خـريـدار تـمـام چيزى را كه قرار گذاشته تحويل دهد و
ديـگـرى مـقـدارى از آن را تحويل دهد و از يكديگر جدا شوند, اگرچه معامله به آن مقدار صحيح
است ولى كسى كه تمام مال به دست او نرسيده مى تواند معامله را به هم بزند.
مـسـالـه 2126 - اگـر مـقـدارى خـاك نـقـره مـعدن را به همان مقدار نقره خالص و يا مقدارى
خـاك طـلاى مـعـدن را به همان مقدار طلاى خالص بفروشند, معامله باطل است .
ولى فروختن
خاك نقره به طلا و خاك طلا به نقره به هر صورت اشكال ندارد.
مواردى كه انسان مى تواند معامله را به هم بزند
مـسـالـه 2127 - حـق به هم زدن معامله را خيار مى گويند و خريدار و فروشنده در يازده صورت
مى توانند معامله را به هم بزنند:
اول : آن كه ازمجلس معامله متفرق نشده باشند و اين خيار را (خيار مجلس ) مى گويند.
دوم : آن كه مغبون شده باشند.
(خيار غبن ).