مساله 1659 - اگر روزه دار جماع حرام كند و بعد با حلال خود جماع نمايد يك كفاره جمع كافى است .
مـسـالـه 1660 - اگـر روزه دار كـارى كـه حـلال اسـت و روزه را باطل مى كند, انجام دهد مثلا آب بـيـاشـامـد و بـعـد كـار ديـگرى كه حرام است و روزه را باطل مى كند انجام دهد, مثلا غذاى حرامى بخورد, يك كفاره كافى است .
مـسـالـه 1661 - اگـر روزه دار آروغ بـزند و چيزى در دهانش بيايد, چنانچه عمدا آن را فروببرد, روزه اش بـاطـل است .
و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب مى شود, و اگرخوردن آن چيز حرام باشد, مثلا موقع آروغ زدن , خون يا غذايى كه از صورت غذا بودن خارج شده , به دهان او بيايد و عمدا آن را فرو برد, بايد قضاى آن روزه را بگيرد و كفاره جمع هم بر او واجب مى شود.
مـسـالـه 1662 - اگر نذر كند كه روز معينى را روزه بگيرد, چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل كند, بايد يك بنده آزاد نمايد يا دوماه پى درپى روزه بگيرد يا به شصت فقيرطعام دهد.
مـسـالـه 1663 - اگـر بـه گـفته كسى كه مى گويد مغرب شده افطار كند و بعد بفهمد مغرب نـبـوده اسـت , قـضـا و كفاره بر او واجب مى شود.
ولى اگر خبردهنده عادل بوده فقط قضاى آن روزواجب است .
مـسـالـه 1664 - كـسـى كـه عـمـدا روزه خـود را باطل كرده , اگر بعد ازظهر مسافرت كند, يا پـيـش ازظـهـر بـراى فـرار از كفاره سفر نمايد, كفاره از او ساقط نمى شود بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پيش آمد كند, كفاره بر او واجب است .
مساله 1665 - اگر عمدا روزه خود را باطل كند, و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود, بنابر احتياط واجب كفاره بر او واجب است .
مـسـالـه 1666 - اگـر يـقـيـن كـند كه روز اول ماه رمضان است و عمدا روزه خود را باطل كند بعدمعلوم شود كه آخر شعبان بوده كفاره بر او واجب نيست .
مـسـالـه 1667 - اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال و عمدا روزه خود راباطل كـنـد, بـعـد مـعلوم شود اول شوال بوده كفاره بر او واجب نيست .
گرچه احتياط آنست كه كفاره بدهد.
مـساله 1668 - اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه دار است جماع كند, چنانچه زن را مـجبور كرده باشد, كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد, و اگر زن به جماع راضى بوده , بر هركدام يك كفاره واجب مى شود.
مساله 1669 - اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور كند كه جماع نمايد, يا كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.
مـسـالـه 1670 - اگـر روزه دار در مـاه رمـضـان , بـا زن خـود كـه روزه دار اسـت جـمـاع كـند, چـنـانـچـه بـطورى زن را مجبور كرده باشد كه از خود اختيارى نداشته باشد و در بين جماع زن راضى شود, بايد مرد دوكفاره و زن يك كفاره بدهد.
مـسـالـه 1671 - اگـر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود كه خواب است جماع نمايد,يك كفاره بر او واجب مى شود و روزه زن صحيح است و كفاره هم بر او واجب نيست .
مـساله 1672 - اگر مرد زن خود را مجبور كند كه غيرجماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند به جا آورد, كفاره زن را نبايد بدهد و بر خود زن هم كفاره واجب نيست .
مـساله 1673 - كسى كه بواسطه مسافرت يا مرض روزه نمى گيرد, نمى تواند زن روزه دارخود را مجبور به جماع كند, ولى اگر او را مجبور نمايد كفاره اش بر او واجب نمى شود.
مـسـالـه 1674 - انسان نبايد در به جا آوردن كفاره كوتاهى كند, ولى لازم نيست فوراآن را انجام دهد.
مـسـاله 1675 - اگر كفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نياورد, چيزى بر آن اضافه نمى شود.
مـسـالـه 1676 - كسى كه بايد براى كفاره يك روز شصت فقير را طعام بدهد, اگر به شصت فقير دسـتـرسى دارد, نبايد به هركدام از آنها بيشتر از يك مد كه تقريبا ده سير است طعام بدهد,يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد, ولى چنانچه انسان بداند كه فقير عيالات داردمى تواند براى هريك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد.
مـسـالـه 1677 - كـسـى كـه قضاى روزه رمضان را گرفته , اگر بعدازظهر عمدا كارى كه روزه رابـاطـل مـى كند انجام دهد, بايد به ده فقير هركدام يك مد كه تقريبا ده سير است طعام بدهد و اگرنمى تواند بنابراحتياط واجب بايد سه روز پى درپى روزه بگيرد.
جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است مساله 1678 - در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و كفاره واجب نيست : اول : آن كـه روزه دار در روز مـاه رمـضـان عـمـدا قـى كـنـد.
يا سر به زير آب ببرد يا حقنه نمايد به تفصيليكه در مسئله 1648 گذشت .
دوم : آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مساله 1620 گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بيدار نشود.
سـوم : عملى كه روزه را باطل مى كند به جا نياورد ولى نيت روزه نكند, يا ريا كند, يا قصد كندكه روزه نباشد.
چهارم : آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چندروز روزه بگيرد.
پـنـجـم : آن كـه در مـاه رمـضـان بـدون ايـن كـه تحقيق كند صبح شده يا نه , كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده , و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شده , كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روزه بر اوواجـب اسـت , ولـى اگـر بـعـد از تـحـقـيق با نگاه كردن گمان يا يقين كند كه صبح نشده و چـيزى بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صـبـح شـده يـا نـه و كـارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده , قضا واجب نيست .
و اما اگر تحقيقش از راه ديگر بوده بايد روزه آن روز را قضا نمايد.
شـشـم : آن كـه كـسـى بـگـويـد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده است .
هـفتم : آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند, يا خيال كند شوخى مى كند وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده است .
هشتم : آن كه به گفته كس ديگر كه عادل باشد افطار كنند, بعد معلوم شود مغرب نبوده است .
نـهـم : آن كه در هواى صاف بواسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مـغرب نبوده است , ولى اگر در هواى ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند, بعد معلوم شود مغرب نبوده , قضا لازم نيست .
دهم : آن كه براى خنك شدن , يا بى جهت مضمضه كند يعنى آب در دهان بگرداند و بى اختيارفرو رود, ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد, يا براى وضو مضمضه كند وبى اختيار فرو رود, قضا بر او واجب نيست .
مساله 1679 - اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بى اختيار فرو رود, قضا بر او واجب نيست .
مـساله 1680 - مضمضه زياد براى روزه دار مكروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد, بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.
مـسـالـه 1681 - اگـر انـسـان بـدانـد كـه به واسطه مضمضه بى اختيار, يا از روى فراموشى آب واردگلويش مى شود, نبايد مضمضه كند.
مـسـالـه 1682 - اگـر در مـاه رمـضان , بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كارى كه روزه راباطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست .
مـساله 1683 - اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه , نمى تواند افطار كند, ولى اگر شك كند كه صبح شده يا نه , پيش از تحقيق هم مى تواند كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد.
احكام روزه قضا مساله 1684 - اگر ديوانه عاقل شود, واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضانمايد.
مـسـالـه 1685 - اگر كافر مسلمان شود, واجب نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضانمايد.
ولـى اگـر مـسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد روزه هاى وقتى را كه كافر بوده بايدقضا نمايد.
مساله 1686 - روزه اى كه از انسان بواسطه مستى فوت شده , بايد قضا نمايد, اگر چه چيزى راكه بـواسـطـه آن مست شده , براى معالجه خورده باشد, بلكه اگر نيت روزه كرده و مست شده ودر حـال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام كند و بعدا قضا نمايد.
مـساله 1687 - اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر اوبرطرف شده مى تواند مقدار كمتر را كه احتمال مى دهد روزه نگرفته قضا نمايد, مثلا كسى كه پيش از ماه رمـضـان مسافرت كرده و نمى داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم , مى تواندپنج روز روزه بـگـيـرد و نـيـز كسى هم كه نمى داند چه وقت عذر برايش پيدا شده , مى تواند مقداركمتر را قضا نمايد, مثلا اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كند و بعد از رمضان برگردد ونداند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده , يا بيست و ششم , مى تواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند.
مـسـالـه 1688 - اگـر از چـنـد مـاه رمـضـان روزه قـضا داشته باشد, قضاى هر كدام را كه اول بـگـيـردمـانـعـى ندارد.
ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد, مثلا پنج روز از رمضان آخر قـضـاداشـتـه بـاشـد و پـنج روز هم به رمضان مانده باشد احتياط واجب آن است كه اول , قضاى رمضان آخر را بگيرد.
مـساله 1689 - اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد و در نيت معين نكند روزه اى را كه مى گيرد قضاى كدام رمضان است , قضاى سال اول حساب مى شود.
مـسـالـه 1690 - كـسـى كـه قـضـاى روزه رمـضـان را گـرفـته , اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشدمى تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد.
مـسـالـه 1691 - اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص ديگرى را گرفته باشد, مى تواند بعد ازظهر روزه را باطل كند اگر چه احتياط آنست كه باطل نكند.
مـسـالـه 1692 - اگر بواسطه مرض , يا حيض , يا نفاس , روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد, لازم نيست روزه هايى را كه نگرفته براى او قضا كنند, اگر چه مستحب است .
مساله 1693 - اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزه هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست , و بايد براى هر روز يك مد كه تقريباده سير است طـعـام يـعـنـى گـندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد, ولى اگر بواسطه عذر ديگرى مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند, روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقيربدهد.
مـسـالـه 1694 - اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزه هايى را كه نگرفته قـضـا نـمايد و نيز اگر در ماه رمضان .
غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد ازرمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد بواسطه مرض نتواند روزه بگيردروزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند.
و احتياط مستحب آنست كه در هر دو صورت براى هرروز يك مد طعام هم بدهد.
مساله 1695 - اگر در ماه رمضان بواسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تـا رمـضان آينده عمدا قضاى روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد.
مساله 1696 - اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند, بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد بلكه اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه هاى خود را قضاكند و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند بايد قضاى آن را بگيرد, و احتياطواجب آن است كه براى هر روز هم يك مد غذا به فقير بدهد.
مساله 1697 - اگر مرض انسان چند سال طول بكشد, بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده بـه مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز ازسالهاى پيش يك مد كه تقريبا ده سير است , طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقيربدهد.
مـساله 1698 - كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد مى تواند كفاره چند روزرا به يك فقير بدهد.
مساله 1699 - اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تاخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
مـسـاله 1700 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد, بايد قضاى آن را به جا آورد و براى هر روزدو ماه روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام بدهد, يا يك بنده آزاد كند, و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد براى هر روز نيز دادن يك مد طعام لازم است .
مساله 1701 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد و در روز كارى كه روزه را باطل مى كندانجام دهد, مثلا چند مرتبه جماع كند يك كفاره كافى است .
مـسـاله 1702 - بعد از مرگ پدر پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه درمساله 1380 گفته شد به جا آورد ولى قضاى روزه مادر, بر پسر واجب نيست .
مساله 1703 - اگر پدر غير از روزه رمضان , روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد بنابر احتياط واجب پسر بزرگتر قضا نمايد.
احكام روزه مسافر مـسـالـه 1704 - مـسـافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند, نبايدروزه بـگـيـرد و مسافرى كه نمازش را تمام مى خواند مثل كسى كه زياد مسافرت مى كند و كثيرالسفر اسـت كه مسافرت براى او امرى سهل و عادى است يا سفر او سفر معصيت است , بايد درسفر روزه بگيرد.
مساله 1705 - مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد.
ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است .
مساله 1706 - اگر غير روزه رمضان روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد بنابر احتياطمستحب نـبايد در آن روز مسافرت كند.
و اگر در سفر باشد احتياط مستحب آن است كه قصدكند ده روز در جائى بماند و آن روز را روزه بگيرد.
مـساله 1707 - اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معين نكند, نمى تواند آن را در سفر به جاآورد ولـى چنانچه نذر كند كه روز معينى را در سفر روزه بگيرد بايد آن را در سفر به جا آورد.
و نيز اگر نـذر كـنـد روز مـعينى را چه مسافر باشد يا نباشد, روزه بگيرد بايد آن روز را اگر چه مسافر باشد روزه بگيرد.
مساله 1708 - مسافر مى تواند براى خواستن حاجت سه روز در مدينه طيبه روزه مستحبى بگيرد.
مـسـالـه 1709 - كسى كه نمى داند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مساله را بفهمد روزه اش باطل مى شود.
و اگر تا مغرب نفهمد روزه اش صحيح است .
مـسـاله 1710 - اگر فراموش كند كه مسافر است , يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مى باشدو در سفر روزه بگيرد روزه او باطل است .
مـساله 1711 - اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نمايد, بايد روزه خود را تمام كند و اگرپيش از ظـهر مسافرت كند, وقتى به حد ترخص برسد يعنى به جايى برسد كه ديوار شهر را نبيندو صداى اذان آن را نـشنود, بايد روزه خود را باطل كند و اگر پيش از آن روزه را باطل كند,كفاره نيز بر او واجب است .
مـساله 1712 - اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد, يا به جايى برسد كه مى خواهد ده روزدر آن جا بماند, چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده , بايد آن روز را روزه بگيرد و اگر انجام داده , روزه آن روز بر او واجب نيست .
مـسـاله 1713 - اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد, يا به جايى برسد كه مى خواهد ده روزدر آن جا بماند, نبايد آن روز را روزه بگيرد.
مـساله 1714 - مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد, مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد و درخوردن و آشاميدن كاملا خود را سير كند.
كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست مـسـالـه 1715 - كـسى كه بواسطه پيرى نمى تواند روزه بگيرد, يا براى او مشقت دارد, روزه براو واجـب نـيست .
ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد كه تقريبا ده سير است گندم ياجو و مانند اينها به فقير بدهد.
مـسـالـه 1716 - كـسـى كـه بـواسـطـه پـيرى روزه نگرفته , اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد,واجب نيست قضاى روزه هايى را كه نگرفته به جا آورد.
مـسـاله 1717 - اگر انسان مرضى دارد كه زياد تشنه مى شود و نمى تواند تشنگى را تحمل كند,يا براى او مشقت دارد, روزه بر او واجب نيست .
ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد گندم يا جـو و مـانـنـد اينها به فقير بدهد.
و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدارى كه ناچار است آب نياشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد, واجب نيست روزه هايى را كه نگرفته قضا نمايد.
مـسـالـه 1718 - زنـى كـه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد روزه بر اوواجب نـيـسـت .
و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد, ونيز اگر روزه بـراى خـودش ضـرر دارد, روزه بـر او واجب نيست و بايد براى هر روز يك مدطعام به فقير بدهد.
و در هر دو صورت روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.
مساله 1719 - زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است چه مادر بچه , يا دايه او باشد, يابى اجرت شير دهد, اگر روزه براى بچه اى كه شير مى دهد ضرر دارد روزه بر او واجب نيست .
و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد, و نيز اگر براى خودش ضرر دارد, روزه بـر او واجـب نـيـسـت , و بـايـد بـراى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
ودر هر دو صورت روزه هـايـى را كه نگرفته بايد قضا نمايد, ولى اگر كسى پيدا شود كه بى اجرت بچه را شير دهد, يا بـراى شـيـر دادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگر كه اجرت او را بدهداجرت بگيرد, احتياط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.
راه ثابت شدن اول ماه مساله 1720 - اول ماه به چهار چيز ثابت مى شود: اول : آن كه خود انسان ماه را ببيند.
دوم : عده اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى شود, بگويند ماه را ديده ايم و همچنين است هرچيزى كه بواسطه آن يقين پيدا شود.
سوم : دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده ايم ولى اگر صفت ماه را برخلاف يكديگربگويند, يـا شـهـادتـشان خلاف واقع باشد مثل اين كه بگويند داخل دايره ماه طرف افق بود, اول ماه ثابت نـمـى شود.
اما اگر در تشخيص بعض خصوصيات اختلاف داشته باشند مثل آن كه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود, به گفته آنان اول ماه ثابت مى شود.
چهارم : سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن , اول ماه رمضان ثابت مى شود و سى روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن , اول ماه شوال ثابت مى شود.
مساله 1721 - حكم حاكم نسبت به اول ماه و هلال نفوذ ندارد و هر كسى بايد خود حجت شرعيه بر اول ماه داشته باشد.
مساله 1722 - اول ماه با پيشگويى منجمين ثابت نمى شود.
ولى اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند, بايد به آن عمل نمايد.
مـسـالـه 1723 - بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن , دليل نمى شود كه شب پيش , شب اول ماه بوده است .
مـسـالـه 1724 - اگـر اول مـاه رمـضـان بـراى كـسى ثابت نشود و روزه نگيرد, چنانچه دو مرد عادل بگويند كه شب پيش ماه را ديده ايم , بايد روزه آن روز را را قضا نمايد.
مساله 1725 - اگر در شهرى اول ماه ثابت شود, براى مردم شهر ديگر فايده ندارد, مگر آن دو شهر با هم نزديك باشند, يا انسان بداند كه افق آنها يكى است .
مساله 1726 - روزى را كه انسان نمى داند آخر رمضان است يا اول شوال , بايد روزه بگيرد.
ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اول شوال است بايد افطار كند.
مساله 1727 - اگر زندانى نتواند به ماه رمضان يقين كند, بايد به گمان عمل نمايد.
و اگر آن هم ممكن نباشد, هر ماهى را كه روزه بگيرد صحيح است , و بايد بعد از گذشتن يازده ماه ازماهى كه روزه گرفته , دوباره يك ماه روزه بگيرد ولى اگر بعد گمان پيدا كرد بايد به آن عمل نمايد.
روزه هاى حرام و مكروه مـسـالـه 1728 - روزه عـيد فطر و قربان حرام است , و نيز روزى را كه انسان نمى داند آخرشعبان است , يا اول رمضان , اگر به نيت اول رمضان روزه بگيرد حرام مى باشد.
مساله 1729 - اگر زن بواسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بين برود نبايد روزه بگيرد, و هـمـچـنين اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كند, بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند.
مـساله 1730 - روزه مستحبى اولاد اگر اسباب اذيت پدر و مادر يا جد شود جايز نيست بلكه اگر اسـبـاب اذيـت آنـان نشود ولى او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كنند احتياط واجب آن است كه روزه نگيرد.
مـسـالـه 1731 - اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگيرد, و در بين روز پدر او را نهى كند, بايد افطار نمايد.
مساله 1732 - كسى كه مى داند روزه براو او ضرر ندارد, اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد, بايدروزه بـگـيرد و كسى كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد اگر چه دكتر بگويد ضررندارد, بايد روزه نگيرد, و اگر روزه بگيرد صحيح نيست .
مـسـاله 1733 - اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال , ترس براى او پيدا شود نبايد روزه بگيرد, و اگر روزه بگيرد صحيح نيست .
مساله 1734 - كسى كه عقيده اش اين است كه روزه براى او ضرر ندارد, اگر روزه بگيرد وبعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته , روزه اش صحيح است .
مـسـالـه 1735 - غير از روزه هايى كه گفته شد, روزه هاى حرام ديگرى هم هست كه دركتابهاى مفصل گفته شده است .
مـساله 1736 - روزه روز عاشورا, و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان ,مكروه است .
روزه هاى مستحب مـسـالـه 1737 - روزه تـمام روزهاى سال , غير از روزه هاى حرام و مكروه كه گفته شدمستحب است .
و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است : 1 - پـنـجـشـنـبـه اول و پـنـجشنبه آخر هر ماه و چهارشنبه اولى كه بعد از روز دهم ماه است .
و اگركسى اينها را به جا نياورد, مستحب است قضا نمايد و چنانچه اصلا نتواند روزه بگيرد,مستحب است براى هر روز يك مد طعام يا 6/12 نخود نقره به فقير بدهد.
2 - سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه 3 - تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد.
4 - روز عيد نوروز, روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذى قعده , روز اول تا روز نهم ذى حجه (روز عرفه ), ولى اگر بواسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند, روزه آن روزمكروه است , عـيد سعيد غدير (18 ذى حجه ), روز اول و سوم محرم , ميلاد مسعود پيغمبراكرم صلى اللّه عليه و آلـه و سلم (17 ربيع الاول ), روز مبعث حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله (27 رجب ), و اگر كـسـى روزه مستحبى بگيرد واجب نيست آن را به آخر رساند,بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند, مستحب است دعوت او را قبول كند, و در بين روز افطار نمايد.
مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل مى كند خوددارى نمايد مساله 1738 - براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه را باطل مى كند خوددارى نمايند: اول - مـسـافـرى كـه در سـفـر, كـارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد و پيش از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز بماند برسد.
دوم - مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز در آن جا بماندبرسد.
سوم - مريضى كه پيش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه را باطل مى كند, انجام داده باشد.
چهارم - مريضى كه بعد از ظهر خوب شود.
پنجم - زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.
ششم - كافرى كه در روز ماه رمضان مسلمان شود.
مـسـاله 1739 - مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند.
ولى اگر كـسـى منتظر او است يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمى تواند با حضور قلب نماز بخواند, بهتراست اول افطار كند ولى بقدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن به جا آورد.

احكام اعتكاف

اعـتـكاف ماندن در مسجد به قصد عبادت قربة الى اللّه است بلكه ماندن در مسجد بقصد قربت هم كفايت مى كند هر چند احوط انضمام قصد عبادت هم مى باشد.
در هـر زمـانى كه روزه در آن زمان صحيح است اعتكاف هم درست مى باشد و افضل اوقات آن ماه رمـضـان و افـضل دهه آخر ماه رمضان است .
و اعتكاف بحسب اصل شرع مستحب است و مى توان بـراى خـود و يا نيابتا از غير چه زنده يا مرده انجام داد, هر چند احتياط مستحب نسبت به نيابت از زنده آوردن به اميد ثواب است .
شرايط اعتكاف صحت اعتكاف هشت شرط دارد: اول : ايـمـان , دوم : عـقل , سوم : قصد قربت , چهارم : روزه , پنجم : كمتر از سه روز نبودن , ششم :در مساجد اربعه و يا مسجد جامع , هفتم : اذن شوهر نسبت به زن , هشتم : بيرون نرفتن ازمسجد.
مساله 1740 - اعتكاف از بچه مميز مانند بقيه عبادات او صحيح است .
مساله 1741 - اعتكاف ديوانه و يا كسيكه در اثر شرب مسكر مست شده باطل است .
مـسـالـه 1742 - نيت اعتكاف را بايد پيش از سفيده صبح نمود بلكه در هر زمان از شب هم مانند روزه ماه رمضان كفايت مى كند.
مساله 1743 - روزه در اعتكاف , لازم نيست براى آن باشد.
بلكه هر روزه اى چه واجب يامستحب و چه از خود يا از غير كفايت مى كند.
مـسـالـه 1744 - اعـتكاف براى كسيكه نمى تواند و يا نبايد روزه بگيرد مانند مريض و يا مسافرو يا روزه عـيـد فـطر و قربان , و يا حائض و نفساء (هر چند اعتكاف آنها بخاطر حرمت لبث وماندن در مسجد هم باطل است ) صحيح نمى باشد.
مـسـالـه 1745 - كـسـانـيـكـه مـسافرند و مى خواهند اعتكاف نمايند بايد نذر روزه مستحب در سفربنمايند تا اعتكافشان همراه با روزه و صحيح باشد.
مـسـاله 1746 - حداقل اعتكاف ماندن سه روز است و زيادتر از آن مانعى ندارد و اگرمعتكف پنج روز ماند, ماندن روز ششم واجب است .
مـسـالـه 1747 - اعـتـكـاف اگـر در مـسـاجـد اربعه (مسجدالحرام , مسجد النبى (ص ), مسجد كـوفـه ,مـسجد بصره ) ممكن نباشد, در مساجد جامع (مسجديكه رفت و آمد در آن زياد است ) به اميدثواب مانعى ندارد.
مساله 1748 - اعتكاف در غير مسجد جامع مانند مسجد قبيله و محله و يا مسجديكه جامع بودنش مشكوك است صحيح نمى باشد.
مـسـالـه 1749 - اعـتكاف زن اگر منافى حق شوهر باشد منوط به اذن او است , كما اينكه اعتكاف فرزند هم اگر باعث اذيت پدر و مادر گردد رضايت آنها لازم است .
مـسـالـه 1750 - بـيـرون رفـتن از مسجد از روى عمد و اختيار سبب بطلان اعتكاف مى گردد, چه عالم به مسئله باشد چه جاهل .
مساله 1751 - بيرون رفتن از مسجد بخاطر كارهاى لازم و ضرورى مانند بيرون رفتن براى بول و غـائط و يـا غـسل جنابت , مانعى ندارد.
و همين طرز بيرون رفتن براى كارهاى مطلوب ومرغوب شـرعى كه متوقف بر خروج از مسجد است مانند عيادت مريض , كمك به مظلوم ,بدرقه مسلمان , تشيع جنازه , نماز ميت , و نماز جمعه كه در راس آن اعمال مى باشد مانعى ندارد.
مـسـالـه 1752 - بـيرون رفتن براى تظاهرات در نظام جمهورى اسلامى در زمانهاى لازم واعلام شـده از طـرف حـكومت جايز است , و با نرفتن , انسان خود را از ثواب زياد و يا از يك فرض و واجب سياسى محروم نموده است .
مـسـاله 1753 - اگر كسى بخاطر ضرورتهاى ذكر شده بيرون رفت و بيرون بودنش بقدرى طول كشيد كه صورت اعتكاف بهم خورد (مثل اينكه نصف روز بيرون بود) اعتكافش باطل است .
مساله 1754 - كسى كه براى ضرورت بيرون مى رود نبايد بيش از حاجت و ضرورت بيرون بماند.
و نـبـايد زير سايه به شرط امكان بنشيند, و بنابر احتياط واجب نبايد با امكان زير سايه راه برود, بلكه احتياط ننشستن با امكان است مطلقا.
مـساله 1755 - قبل از تمام شدن دو روز بهم زدن اعتكاف به اعتبار استحبابش مانعى ندارد,ولى بعد از تمام شدن دو روز ماندن روز سوم واجب است .
مـسـالـه 1756 - در اعـتـكـاف كـفايت مى كند بودن در مسجد و در هر كجاى مسجد به هر نحو كه باشد, چه ايستاده يا نشسته و چه راه رفتن يا خوابيدن , و آنكه در اعتكاف لازم است اصل بودن و توقف در مسجد است .
چيزهايى كه بر معتكف حرام است پنج چيز بر معتكف حرام است : اول : امور شهويه مربوط به زنان مانند آميزش و لمس و بوسيدن .
دوم : استمناء.
سوم : بوئيدن بوهاى خـوش و يـا گـيـاهان خوشبو و لذت بردن از آن .
چهارم : خريد و فروش , بلكه مطلق تجارت بنابر احواط.
پنجم : مجادله و مباحثه براى كوبيدن طرف و غلبه بر او.
مساله 1757 - خريد و فروش براى ضرورتها مانعى ندارد.
مانند اينكه براى خوردنيها وآشاميدنيها احـتـيـاج بـه خـريد و فروش و معامله دارد, و وكالت و يا انتقال بدون خريد و فروش و تجارت هم برايش مقدور نمى باشد.
مـسـالـه 1758 - چـيـزهـايى كه براى محرم حرام است اقوى جواز آن براى معتكف است , هرچند احتياط در ترك آن است .
ولى پوشيدن لباس مخيط محل اشكال نمى باشد.
مـسـالـه 1759 - محرمات ذكر شده براى معتكف حرام است چه در روز يا شب .
و آنچه كه روزه را بـاطـل مى كند ارتكاب آنها در روز سبب بطلان اعتكاف مى گردد چون اعتكاف مشروط به روزه است .
مـسـالـه 1760 - محرمات ذكر شده همانطرز كه معصيت و گناه است موجب بطلان اعتكاف هم اگر عمدا انجام گيرد مى باشد.

احكام خمس

مساله 1761 - در هفت چيز خمس واجب مى شود: اول : منفعت كسب .
دوم : معدن .
سوم : گنج .
چهارم : مال حلال مخلوط به حرام .
پنجم : جواهرى كه بـواسـطـه غواصى يعنى فرو رفتن در دريا به دست مى آيد.
ششم : غنيمت جنگ .
هفتم : زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد.
و احكام اينها مفصلا گفته خواهد شد.
1 - منفعت كسب مساله 1762 - هرگاه انسان از تجارت يا صنعت , يا كسبهاى ديگر مالى به دست آورد, اگرچه مثلا نـمـاز و روزه مـيـتى را به جا آورد و از اجرت آن , مالى تهيه كند, چنانچه از مخارج سال خود او و عيالاتش زياد بيايد, بايد خمس يعنى پنج يك آن را به دستورى كه بعدا گفته مى شود بدهد.
مساله 1763 - اگر از غير كسب مالى به دست آورد, مثلا چيزى به او ببخشند واجب نيست خمس آن را بدهد, اگر چه احتياط مستحب آن است كه اگر از مخارج سالش زياد بيايد, خمس آن را هم بدهد.
مساله 1764 - مهرى را كه زن مى گيرد خمس ندارد.
و همچنين است ارثى كه به انسان مى رسد.
ولـى اگـر مـثـلا بـا كـسـى خويشاوندى دورى داشته باشد و نداند چنين خويشى دارد,احتياط مستحب آن است خمس ارثى را كه از او مى برد, اگر از مخارج سالش زياد بيايدبدهد.
مـساله 1765 - اگر مالى به ارث به او برسد وبداند كسى كه اين مال از او به ارث رسيده خمس آن را نداده , بايد خمس آن را بدهد, و نيز اگر در خود آن مال خمس نباشد ولى انسان بداندكسى كه آن مال از او به ارث رسيده , خمس بدهكار است , بايد خمس را از مال او بدهد.
مساله 1766 - اگر بواسطه قناعت كردن و سخت گرفتن چيزى از مخارج سال انسان زيادبيايد, اداء خمس آن واجب نمى باشد و از مئونه محسوب مى گردد هر چند احتياط مستحب دراداء است .
مساله 1767 - كسى كه ديگرى مخارج او را مى دهد, بايد خمس تمام مالى را كه به دست مى آورد بـدهـد.
ولـى اگر مقدارى از آن را خرج زيارت و مانند آن حتى برجهاى مشروع كه متعارف است .
كرده باشد فقط بايد خمس باقى مانده را بدهد.
مـسـالـه 1768 - اگـر مـلكى را بر افراد معينى مثلا بر اولاد خود وقف نمايد, چنانچه در آن ملك زراعت و درختكارى كنند و از آن چيزى به دست آورند و از مخارج سال آنان زيادبيايد, بايد خمس آن را بدهند.
مساله 1769 - اگر مالى را كه فقير بابت خمس و زكات و صدقه مستحبى گرفته از مخارج سالش زيـاد بيايد, واجب نيست خمس آن را بدهد.
ولى اگر از مالى كه به او داده اند منفعتى ببردمثلا از درختى كه بابت خمس به او داده اند ميوه اى به دست آورد چنانچه درخت را براى منفعت بردن و كسب نگهداشته باشد, بايد خمس مقدارى كه از مخارج سالش زياد مى آيدبدهد.
مـساله 1770 - اگر با عين پول خمس نداده جنسى را بخرد يعنى به فروشنده بگويد اين جنس را بـه اين پول مى خرم يا در وقت خريدن قصدش اين باشد كه از پول خمس نداده عوض آن رابدهد, چـنـانچه حاكم شرع معامله پنج يك آن را اجازه بدهد, معامله آن مقدار صحيح است .
وانسان بايد پـنج يك جنسى را كه خريده به حاكم شرع بدهد و اگر اجازه ندهد, معامله آن مقدارباطل است .
پـس اگـر پـولى را كه فروشنده گرفته از بين نرفته حاكم شرع خمس همان پول رامى گيرد و اگر از بين رفته عوض خمس را از فروشنده يا خريدار مطالبه مى كند.
مـسـالـه 1771 - اگـر جـنـسى را بخرد و بعد از معامله قيمت آن را از پول خمس نداده بدهد, و دروقـت خـريـدن هـم قـصـدش ايـن نباشد كه از پول خمس نداده عوض را بدهد, معامله اى كه كـرده صـحـيـح است .
ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده به مقدار پنج يك آن پـول بـه او مـديـون مـى باشد.
و پولى را كه به فروشنده داده اگر از بين نرفته حاكم شرع پنج يك همان را مى گيرد, و اگر از بين رفته عوض آن را از خريدار يا فروشنده مطالبه مى كند.
مساله 1772 - اگر مالى را كه خمس آن داده نشده بخرد چنانچه حاكم شرع معامله پنج يك آن را اجـازه نـدهـد مـعامله آن مقدار باطل است و حاكم شرع مى تواند پنج يك آن مال رابگيرد.
و اگر اجازه بدهد معامله صحيح است و خريدار بايد مقدار پنج يك پول آن را به حاكم شرع بدهد, و اگر به فروشنده داده مى تواند از او پس بگيرد.
مـسـالـه 1773 - اگـر چـيزى را كه خمس آن داده نشده به كسى ببخشند پنج يك آن چيز مال اونمى شود.
مـسـالـه 1774 - اگـر از كـافـر يـا كـسى كه به دادن خمس عقيده ندارد, مالى به دست انسان آيد,واجب نيست خمس آن را بدهد.
مساله 1775 - تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند اينها از وقتى كه شروع به كاسبى مى كنند يك سال كـه بـگـذرد, بايد خمس آنچه را كه از خرج سالشان زياد مى آيد بدهند, و كسى كه شغلش كاسبى نـيـسـت , اگر اتفاقا معامله اى كند و منفعتى ببرد, بعد از آن كه يك سال از موقعى كه فايده برده بگذرد, بايد خمس مقدارى را كه از خرج سالش زياد آمده بدهد.
مـسـالـه 1776 - انـسان مى تواند در بين سال هر وقت منفعتى به دستش آيد خمس آن را بدهد, وجـايـز اسـت دادن خـمـس را تـا آخر سال تاخير بيندازد و اگر براى دادن خمس , سال شمسى قراردهد, مانعى ندارد.
مساله 1777 - كسى كه مانند تاجر و كاسب بايد براى دادن خمس , سال قرار دهد, اگر منفعتى به دسـت آورد و در بين سال بميرد, بايد مخارج تا موقع مرگش را از آن منفعت كسر كنند وخمس باقى مانده را بدهند.
مـسـالـه 1778 - اگر قيمت جنسى كه براى تجارت خريده بالا رود و آن را نفروشد ودر بين سال قيمتش پايين آيد, خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نيست .