مساله 1266 - اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ كمتر باشد, يا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ اسـت يـا نه , نبايد نماز را شكسته بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه , در صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقت دارد, بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احـتـياط واجب بايد تحقيق كند كه اگر دو عادل يا يك ثقه بگويند, يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1267 - كـسـى كـه يـقين دارد سفر او هشت فرسخ است , اگر نماز را شكسته بخواند و بـعـدبـفـهـمـد كـه هـشت فرسخ نبوده , بايد آن را چهار ركعتى به جا آورد و اگر وقت گذشته قضانمايد.
مساله 1268 - كسى كه يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست , يا شك دارد كه هشت فرسخ ‌هست يـا نه , چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده , اگر چه كمى از راه باقى باشد, بايد نـمـاز را شـكـسته بخواند و اگر بعد از تمام خواندن نماز, فهميد سفرش هشت فرسخ ‌بوده , بنابر احتياط مستحب دوباره شكسته اعاده نمايد و در خارج وقت نيز شكسته قضانمايد.
مـساله 1269 - اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است , چند مرتبه رفت وآمد كند, اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود, بايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1270 - اگر محلى دو راه داشته باشد, يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فـرسـخ يـا بـيـشـتر باشد, چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آن جا برود, بايدنماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود, بايد تمام بخواند.
مـسـالـه 1271 - اگر شهر ديوار دارد, بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند, واگر ديوار ندارد بايد از خانه هاى آخر شهر حساب نمايد.
شـرط دوم : آن كـه از اول مـسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد, پس اگر به جايى كه كمتر ازهـشـت فـرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آن جا قصد كند جايى برود كه با مقدارى كـه آمده هشت فرسخ شود, چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته , بايد نماز را تمام بخواند.
ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا مقدارى برود كه با برگشتن هشت فرسخ باشد,بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1272 - كـسـى كـه نـمـى دانـد سـفـرش چـنـد فـرسـخ اسـت , مـثلا براى پيدا كردن گـمشده اى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند, بايد نماز را تمام بـخـواند.
ولى در برگشتن , چنانچه تا وطنش يا جايى كه مى خواهد ده روز در آن جا بماند, هشت فـرسـخ ‌يـا بيشتر باشد, بايد نماز را شكسته بخواند.
و نيز اگر در بين رفتن قصد كند كه مقدارى برود وبرگردد, كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود, بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـاله 1273 - مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ بـرود, پـس كـسى كه از شهر بيرون مى رود و مثلا قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند,سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مى كند, بايد نماز را شكسته بخواندو اگر اطمينان ندارد, بايد تمام بخواند.
مـساله 1274 - كسى كه قصد هشت فرسخ دارد, اگر چه در هر روز مقدار كمى راه برود وقتى به جـايى برسد كه ديوار شهر را نبيند و اذان آن را نشنود بايد نماز را شكسته بخواند.
ولى اگردر هر روز مـقـدار خـيـلـى كـمى راه برود كه نگويند مسافر است , بايد نمازش را تمام بخواند واحتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1275 - كـسـى كـه در سـفـر بـه اخـتـيـار ديگرى است , مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مى كند چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است , بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1276 - كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است , اگر بداند يا گمان داشته باشد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود, بايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1277 - كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است , اگر شك دارد كه پيش از رسيدن به چهار فـرسـخ از او جدا مى شود يا نه , بايد نماز را شكسته بخواند.
و نيز اگر شك او از اين جهت است كه احـتـمـال مـى دهد مانعى براى سفر او پيش آيد, چنانچه احتمال او در نظر مردم به جانباشد بايد نمازش را شكسته بخواند.
شرط سوم : آن كه در بين راه از قصد خود برنگردد, پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ ازقصد خود برگردد يا مردد شود و آنچه رفته با برگشت هشت فرسخ نباشد, بايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1278 - اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود, چنانچه تصميم داشته بـاشـد كـه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد, يا در برگشتن و ماندن مردد باشد, بايدنماز را تمام بخواند.
مـساله 1279 - اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ و يا جايى كه با برگشت هشت فرسخ مى شوداز مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1280 - اگـر بـراى رفـتـن بـه محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جـاى ديـگـرى بـرود, چـنـانـچه از محل اولى كه حركت كرده تا جايى كه مى خواهد برود, هشت فرسخ ‌باشد, بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـاله 1281 - اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد, مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه , ودر موقعى كه مردد است راه نرود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود, بايد تا آخر مسافرت نماز را شكسته بخواند.
مـسـاله 1282 - اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد, مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه ودر موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه هشت فرسخ ديگر برود, يامقدارى برود كه با برگشتن هشت فرسخ باشد تا آخر مسافرت بايد نماز را شكسته بخواند.
مـساله 1283 - اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد, مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه , ودر مـوقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود چنانچه باقيمانده سـفـر او هشت فرسخ باشد يا رفت و برگشت هشت فرسخ باشد ولى بخواهد برود وبرگردد, بايد نماز را شكسته بخواند.
ولى اگر راهى كه پيش از مردد شدن و راهى كه بعد از آن مى رود روى هم هشت فرسخ باشد, بنابر احتياط واجب نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
شرط چهارم : آن كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد, يا ده روز يابيشتر در جايى بماند پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد,يا ده روز در محلى بماند, بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1284 - كـسى كه نمى داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد يا نه , يا ده روز در محلى مى ماند يا نه , بايد نماز را تمام بخواند.
مـساله 1285 - كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد, يا ده روزدر مـحـلـى بـماند, و نيز كسى كه مردد است كه از وطنش بگذرد, يا ده روز در محلى بماند, اگراز ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود, باز هم بايد نماز را تمام بخواند.
ولى اگرباقيمانده راه هشت فرسخ باشد, يا مقدارى كه رفت و برگشت هشت فرسخ باشد بايد نماز راشكسته بخواند.
شـرط پـنـجـم : آن كـه بـراى كـار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند, بـايـدنـمـاز را تـمـام بخواند.
و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد, مثل آن كه براى او ضرر داشـتـه بـاشـد, يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد, بايد نماز را شكسته بخوانند.
مـسـاله 1286 - سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفرنماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.
مـسـالـه 1287 - كـسـى كـه سـفر او حرام نيست و براى كار حرام هم سفر نمى كند, اگر چه در سفر,معصيتى انجام دهد, مثلا غيبت كند يا شراب بخورد, بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1288 - اگر مخصوصا براى آن كه كار واجبى را ترك كند مسافرت نمايد نمازش تمام است , پـس كـسى كه بدهكار است , اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبكار هم مطالبه كند,چنانچه در سـفـر نـتـواند بدهى خود را بدهد و مخصوصا براى فرار از دادن قرض مسافرت نمايدنماز را تمام بخواند گر چه احتياط مستحب آنست كه نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
ولى اگر مخصوصا بـراى تـرك واجـب مـسافرت نكند, بايد نماز را شكسته بخواند و احتياطمستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1289 - اگـر سـفر او سفر حرام نباشد ولى حيوان سوارى يا مركب ديگرى كه سواراست غصبى باشد و يا در زمين غصبى مسافرت نمايد, نمازش شكسته است و بنابر احتياطمستحب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1290 - كـسـى كـه بـا ظـالـم مسافرت مى كند اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظـالـم بـاشـد, بـايـد نـمـاز را تـمام بخواند و اگر ناچار باشد يا مثلا براى نجات دادن مظلومى با اومسافرت كند, نمازش شكسته است .
مـسـالـه 1291 - اگـر بـه قـصـد تـفـريـح و گـردش مـسـافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1292 - اگر براى لهو و خوش گذرانى به شكار رود, نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش به شكار رود, نمازش شكسته است و اگر براى كسب و زياد كردن مال برود,احتياط واجب آن است كه نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند, ولى بايد روزه نگيرد.
مـسـالـه 1293 - كـسـى كـه بـراى معصيت سفر كرده , موقعى كه از سفر بر مى گردد اگر توبه كـرده ,بـايـد نـمـاز را شـكـسته بخواند.
و اگر توبه نكرده , و چيزى هم كه بازگشت را از جزئيت سـفـرمـعـصـيـت خـارج كـند حادث نشده باشد بايد تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1294 - كـسـى كـه سـفـر او سـفـر مـعـصـيـت است , اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد,چنانچه باقيمانده راه هشت فرسخ باشد و يا رفت و برگشت هشت فرسخ باشد بايد نماز راشكسته بخواند.
مـسـالـه 1295 - كـسـى كـه بـراى معصيت سفر نكرده , اگر در بين راه قصد كند كه بقيه راه را براى معصيت برود, بايد نماز را تمام بخواند ولى نمازهايى را كه شكسته خوانده صحيح است .
شـرط ششم : آن كه از صحرانشينهايى نباشد كه در بيابانها گردش مى كنند و هر جا آب وخوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند, وصحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.
مـسـالـه 1296 - اگـر يـكـى از صـحـرانشينها براى پيد كردن منزل و چراگاه حيواناتشان سفر كـنـد,چـنـانچه سفر او هشت فرسخ باشد بايد نمازش را تمام بخواند, و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مساله 1297 - اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند, بايدنماز را شكسته بخواند.
شـرط هفتم : آن كه كثيرالسفر نباشد, بنابر اين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و ماننداينها, اگر چه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند, در غير سفر اول بايد نماز را تمام بخوانند.
ولى در سفر اول اگر چه طول بكشد, نمازشان شكسته است .
مـسـالـه 1298 - كـسـى كـه كـثـيرالسفر است اگر براى كار ديگرى غير از كار حرفه و شغليش هـم مـسـافـرت نـمـايـد مـثـلا بـراى زيـارت يـا حج مسافرت كند, بايد نماز را تمام بخواند.
و در حكم سفرهاى شغلى اوست همانطرز كه اگر راننده اى هم اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد ودر ضمن خودش هم زيارت كند, بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1299 - حـمـلـه دار يـعـنـى كـسـى كـه بـراى رساندن حاجيها در ماههاى حج به مكه مـسـافـرت مـى كـند.
بايد نماز را شكسته بخواند.
مگر آن كه براى اينكار سفرهاى متعددى را بايد انجام دهد به نحوى كه گفته شود در اين ماهها زياد سفر مى كند.
مـسـالـه 1300 - كسى كه شغل او حمله دارى است و حاجيها را از راه دور به مكه مى برد,چنانچه تمام سال يا بيشتر سال را در راه باشد, بايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1301 - كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است , مثل شوفرى كه فقط درتابستان يـا زمـسـتان اتومبيل خود را كرايه مى دهد, بايد در سفر نماز را تمام بخواند و احتياطمستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
مساله 1302 - راننده و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى كند, چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخى برود, بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1303 - كسى كه كثيرالسفر است اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند, چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد, چه بدون قصد بماند, بايد در سفر اولى كه بعد از ده روزمى رود, نماز را شكسته بخواند.
مساله 1304 - كسى كه كثيرالسفر است , اگر در غير وطن خود ده روز بماند در سفر اولى كه بعد از ده روز مـى رود, بـايـد نـمـاز را شـكسته بخواند.
چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد يا نداشته باشد.
مـسـالـه 1305 - كـسـى كـه كـثـيرالسفر است , اگر شك كند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روزمانده يا نه , بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1306 - كسى كه در شهرها سياحت مى كند و براى خود وطنى اختيار نكرده , بايد نمازرا تمام بخواند.
مساله 1307 - كسى كه در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى زيادپى در پى مى كند, بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1308 - كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مى خواهد وطن ديگرى براى خوداختيار كند, اگر كثيرالسفر نباشد بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.
شـرط هـشـتـم : آن كـه بـحـد ترخص برسد يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آن جـابماند, بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غباريا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست بقدرى دورشود كـه مناره ها و گنبدها را نبيند, يا ديوارها هيچ پيدا نباشد, بلكه همين قدر كه ديوارها كاملامعلوم نباشد كافى است .
مـسـالـه 1309 - كـسـى كـه به سفر مى رود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر رابـبـيـنـد, يـا ديـوارهـا را نـبـيند و صداى اذان را بشنود چنانچه بخواهد در آن جا نماز بخواند, بنابراحتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1310 - مـسـافـرى كه به وطنش بر مى گردد, وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود, بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند,وقتى ديـوار آن جـا را ببيند و صداى اذانش را بشنود, بنابر احتياط واجب بايد نماز را تاخيربيندازد تا به منزل برسد, يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
مـسـالـه 1311 - هـر گـاه شـهـر در بـلندى باشد كه از دور ديده شود, يا بقدرى گود باشد كه اگـرانـسـان كـمـى دور شـود ديـوار آن را نبيند, كسى كه از آن شهر مسافرت مى كند, وقتى به انـدازه اى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود, ديوارش از آن جا ديده نمى شد, بايد نماز خـودرا شـكـسـتـه بـخواند.
و نيز اگر پستى و بلندى خانه ها بيشتر از معمول باشد, بايد ملاحظه معمول رابنمايد.
مـسـاله 1312 - اگر از محلى مسافرت كند كه خانه و ديوار ندارد وقتى به جايى برسد كه اگرآن محل ديوار داشت از آن جا ديده نمى شد, بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1313 - اگر بقدرى دور شود كه نداند صدايى را كه مى شنود صداى اذان است ياصداى ديـگـرى , بـايـد نـماز را شكسته بخواند.
ولى اگر بفهمد اذان مى گويند و كلمات آن راتشخيص ندهد, بايد تمام بخواند.
مساله 1314 - اگر بقدرى دور شود كه اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولا درجاى بلند مى گويند بشنود, نبايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1315 - اگـر بـه جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولا در جاى بلند مى گويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مى گويند بشنود, بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1316 - اگر چشم يا گوش او يا صداى اذان غير معمولى باشد در محلى بايد نماز راشكسته بخواند كه چشم متوسط ديوار خانه ها را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى رانشنود.
مـساله 1317 - اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص يعنى جايى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند, رسيده يا نه , بايد نماز را تمام بخواند.
و در موقع برگشتن اگرشك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه , بايد شكسته بخواند.
و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مى كند مانند آنـكـه در فرض مسئله موقع رفتن نماز ظهر را تمام بخواند و موقع برگشتن همانجا نماز عصر را شكسته بخواند بايد يا آن جا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.
مساله 1318 - مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى كند, وقتى به جايى برسد كه ديواروطن خود را ببيند و صداى اذان را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1319 - مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده , تا وقتى در آن جا هست بايدنماز را تـمام بخواند.
ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود, يا چهار فرسخ برود وبرگردد, وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود, بايد نماز راشكسته بخواند.
مـساله 1320 - محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست , چه درآن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد, يا خودش آن جا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
مـسـالـه 1321 - اگـر قـصـد دارد در مـحلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگررود, آن جا وطن او حساب نمى شود.
اما نمازش در آنجا تمام و مسافر نمى باشد.
مـسـالـه 1322 - تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى كه غير وطن اصلى خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمى شود لكن نمازش همانطرز كه در مسئله قبل گفته شد تمام است .
مساله 1323 - كسى كه در دو محل يا بيشتر زندگى مى كند همه آنها وطن او محسوب مى شودو وطن اختصاص به يك محل و دو محل ندارد.
مـساله 1324 - در غير وطن اصلى و وطن غير اصلى و جائيكه در مسئله 1321 ذكر شد درجاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آن جا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد يا نه .
مـسـالـه 1325 - اگر به جايى برسد كه وطن او بوده و از آن جا صرف نظر كرده نبايد نماز راتمام بخواند, اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.
مـسـالـه 1326 - مسافرى كه قصد دارد, ده روز پشت سر هم در محلى بماند, يا مى داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى ماند, در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـاله 1327 - مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند, لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شـب يـازدهم را داشته باشد, و همين كه قصد كند از روز اول تا غروب روز دهم بماند,بايد نماز را تـمام بخواند و همچنين اگر مثلا قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روزيازدهم بماند, بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـاله 1328 - مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند, در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كـه بـخـواهد تمام ده روز را در يك جا بماند پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف وكوفه يا قم و جمكران ((3))

بماند بايد نماز را شكسته بخواند.
مـساله 1329 - مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند, اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آن جا برود, اگر كمتر از مسافت باشد هر چند بيرون از حد ترخص وباغات و مـزارع اطـراف بايد نماز را تمام بخواند.
مگر آنكه بيشترين وقتش را بخواهد دربيرون بگذراند و يا خـوابگاه و استراحتگاه را در بيرون قرار دهد كه در اين صورت اقامه محقق نمى شود و نماز را بايد شكسته بخواند.
مـسـالـه 1330 - مـسـافـرى كـه تـصميم ندارد ده روز در جايى بماند مثلا قصدش اين است كه اگررفيقش بيايد, يا منزل خوبى پيدا كند, ده روز بماند, بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1331 - كـسـى كـه تـصـمـيم دارد, ده روز در محلى بماند, اگر چه احتمال بدهد كه بـراى ماندن او مانعى برسد, در صورتى كه به آن احتمال در زندگى اعتنا نمى شود و قصد محقق شدبايد نماز را تمام بخواند.
مساله 1332 - اگر مسافر بداند كه مثلا ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد كند كه تا آخرماه در جايى بماند, بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد كندكه تا آخر مـاه بـمـاند بايد نماز را شكسته بخواند اگر چه از موقعى كه قصد كرده تا آخر ماه ده روز يا بيشتر باشد.
مـسـالـه 1333 - اگـر مـسـافـر قـصد كند ده روز در محلى بماند, چنانچه پيش از خواندن يك نمازچهار ركعتى از ماندن منصرف شود, يا مردد شود كه در آن جا بماند يا به جاى ديگر برود,بايد نـماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود, يا مردد شود تا وقتى در آن جا هست , بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1334 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند, اگر روزه بگيرد و بعد از ظهراز ماندن در آن جا منصرف شود, چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد, روزه اش صحيح است و تـا وقـتـى در آن جـا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نمازچهار ركعتى نخوانده بـاشـد روزه آن روزش صـحـيـح است , اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روز بگيرد.
مـساله 1335 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند, اگر از ماندن منصرف شود وشك كند پيش از آن كه از قصد ماندن برگردد, يك نماز چهار ركعتى خوانده يا نه , بايدنمازهاى خود را شكسته بخواند.
مـساله 1336 - اگر مسافر به نيت اين كه نماز را شكسته بخواند, مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند, بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.
مـسـالـه 1337 - مـسـافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند, اگر در بين نماز چهار ركعتى ازقـصـد خـود بـرگـردد, چنانچه مشغول ركعت سوم نشده , بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بـقـيـه نـمـازهاى خود را شكسته بخواند.
و اگر مشغول ركعت سوم شده نمازش باطل است , و تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را شكسته بخواند اگر چه داخل در ركوع ركعت سوم شده باشد.
مـسـالـه 1338 - مـسـافـرى كـه قصد كرده ده روز در محلى بماند, اگر بيشتر از ده روز در آن جـابـمـانـد, تا وقتى مسافرت نكرده , بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.
مساله 1339 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند, بايد روزه واجب را بگيرد ومى تواند روزه مستحبى را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.
مـسـالـه 1340 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يك نمازچهار ركـعتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد به محل اقامه خودبايد نماز را تمام بخواند.
مـسـاله 1341 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند, اگر بعد از خواندن يك نمازچهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آن جابماند, بايد در رفـتـن و در جـايى كه قصد ماندن ده روز كرده , نمازهاى خود را تمام بخواند.
ولى اگر جايى كه مـى خـواهـد بـرود هـشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن نمازهاى خود راشكسته بخواند و چنانچه در آن جا قصد ماندن ده روز كرد نمازش را تمام بخواند.
مـسـاله 1342 - مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نمازچهار ركـعـتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود, چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه , يا به كلى از برگشتن به آن جا غافل باشد, يا بخواهد برگردد ولى مرددباشد كه ده روز در آن جـا بماند يا نه , يا آن كه از ده روز ماندن در آن جا و مسافرت از آن جاغافل باشد, بايد از وقتى كه مى رود تا برمى گردد و بعد از برگشتن , نمازهاى خود را تمام بخواند.
مساله 1343 - اگر به خيال اين كه رفقايش مى خواهند ده روز در محلى بمانند, قصد كند كه ده روز در آن جـا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بفهمد كه آنها قصد نكرده اند,اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود, تا مدتى كه در آن جا هست , بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1344 - اگـر مـسـافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سـى روز در رفـتـن و مـاندن مردد باشد, بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار كمى در آن جا بـمـانـد,بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود, ازوقتى كه مردد مى شود, بايد نماز را تمام بخواند.
مـسـالـه 1345 - مـسافرى كه مى خواهد نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يـاكمتر در آن جا ماند, بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند همين طور تا سى روز, روزسى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.
مـساله 1346 - مسافرى كه سى روز مردد بوده , در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز را در يـك جـا بماند, پس اگر مقدارى از آن را در جايى و مقدارى را در جاى ديگربماند, بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.

مسائل متفرقه

مساله 1347 - مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلم ومسجد كـوفـه نمازش را تمام بخواند و همچنين است در مكه و مدينه .
ولى اگر بخواهد در جايى كه اول جـزء ايـن مـسـاجـد نـبـوده و بـعـد بـه اين مساجد اضافه شده و يا در غير مسجدالحرام ومسجد پيغمبر(ص ) از جاهاى ديگر مكه و مدينه نماز بخواند, احتياط مستحب آن است كه شكسته بخواند اگـر چـه اقـوى , صحت تمام است و نيز مسافر مى تواند در حرم و رواق حضرت سيدالشهداء عليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.
مساله 1348 - كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند, اگر در غير چهارمكانى كه در مساله پيش گفته شد عمدا تمام بخواند, نمازش باطل است و نيز اگر فراموش كندكه نماز مـسـافـر شـكسته است و تمام بخواند و در وقت يادش بيايد نمازش را اعاده نمايد و اگردر خارج وقـت يـادش بـيـايـد و يا در وقت , لكن ضيق وقت مانع از اداء باشد بنابر احتياطمستحب بايد قضا نمايد.
مـسـاله 1349 - مسافرى كه نمى داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحيح است .
مـسـالـه 1350 - مـسافرى كه مى داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند, مثلا نداند كه در سفر هشت فرسخى بايد شكسته بخواند چنانچه تمام بخواند درصورتى كه وقت باقى است بايد نماز شكسته بخواند واگر وقت گذشته بايد شكسته قضانمايد.
مساله 1351 - مسافرى كه مى داند بايد نماز را شكسته بخواند, اگر به گمان اين كه سفر اوكمتر از هـشـت فـرسخ است تمام بخواند, وقتى بفهمد كه سفرش هشت فرسخ بوده , نمازى را كه تمام خوانده بايد دوباره شكسته بخواند و اگر وقت هم گذشته بايد شكسته قضا نمايد.
مـسـالـه 1352 - اگـر فـرامـوش كـنـد كـه مـسافر است و نماز را تمام بخواند, چنانچه در وقت يـادش بـيـايـد, بـايـد شـكـسـتـه بـه جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد, قضاى آن نماز بر او واجب نيست .
مـسـالـه 1353 - كسى كه بايد نماز را تمام بخواند, اگر شكسته به جا آورد در هر صورت نمازش باطل است .
مـسـالـه 1354 - اگـر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است , يـامـلـتـفـت شـود كـه سـفر او هشت فرسخ است چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته , بايد نماز را دوركـعـتـى تـمـام كـند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل است .
و در صورتى كه به مقدارخواندن يك ركعت هم وقت داشته باشد, بايد نماز را شكسته بخواند.
مساله 1355 - اگر مسافر بعضى از خصوصيات نماز مسافر را نداند مثلا نداند كه اگر چهارفرسخ برود و همان روز يا شب آن برگردد بايد شكسته بخواند چنانچه به نيت نماز چهارركعتى مشغول نـمـاز شود, و پيش از ركوع ركعت سوم مساله را بفهمد بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر در ركـوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى كه به مقدار يك ركعت از وقت هم مانده باشد بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـالـه 1356 - مـسـافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر بواسطه ندانستن مساله به نيت نماز دوركـعـتـى مشغول نماز شود و در بين نماز مساله را بفهمد, بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند, واحتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.
مساله 1357 - مسافرى كه نماز نخوانده , اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد, يا به جايى بـرسد كه مى خواهد ده روز در آن جا بماند, بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه مسافرنيست , اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند, در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.
مـسـاله 1358 - اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضاشود, بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگر چه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد.
واگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود, بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگر چه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.
مـسـالـه 1359 - مـسـتـحـب اسـت مـسـافـر بـعد از هر نمازى كه شكسته مى خواند سى مرتبه بـگـويـدسـبـحـان اللّه و الحمد للّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر.
و در تعقيب نماز ظهر و عصر و عشا بيشترسفارش شده است .
بلكه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.
نماز قضا مـسـاله 1360 - كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جاآورد, اگر چـه در تـمام وقت نماز خواب مانده يا بواسطه مستى نماز نخوانده باشد, ولى نمازهاى يوميه اى را كه زن در حال حيض يا نفاس نخواند, قضا ندارد.
مساله 1361 - اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى كه خوانده باطل بوده , بايد قضاى آن رابخواند.
مـساله 1362 - كسى كه نماز قضا دارد, بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فورا آن را به جا آورد.
مساله 1363 - كسى كه نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند.
مـسـالـه 1364 - اگـر انـسـان احـتـمـال دهـد كـه نـماز قضايى دارد يا نمازهايى را كه خوانده صحيح نبوده , مستحب است احتياطا قضاى آن را به جا آورد.
مساله 1365 - قضاى نمازهاى يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلا كسى كه يك روزنماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده , لازم نيست اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر راقضا نمايد.
مـسـالـه 1366 - اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند يا مثلابخواهد قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند, لازم نيست آنها را به ترتيب به جا آورد.
مـسـالـه 1367 - اگر كسى نداند كه نمازهايى كه از او قضا شده كدام يك جلوتر بوده لازم نيست بطورى بخواند كه ترتيب حاصل شود و هر يك را مى تواند مقدم بدارد.
مـسـالـه 1368 - اگر كسى كه نمازهايى از او قضا شده مى داند كدام يك جلوتر قضا شده احتياط مـسـتحب آن است كه به ترتيب قضا كند.
و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومى رابعد و همين طور.
مـساله 1369 - اگر براى ميتى مى خواهند نماز قضا بدهند و مى دانند آن ميت ترتيب قضا شدن را مى دانسته باز لازم نيست طورى قضا را به جا بياورند كه ترتيب حاصل شود.
مـسـالـه 1370 - اگر براى ميتى كه در مساله پيش گفته شد بخواهند چند نفر را اجير كنند كه نمازبخوانند لازم نيست براى آنها وقت مرتب معين كنند كه با هم شروع نكنند در عمل .
مـسـالـه 1371 - اگـر بـدانـنـد كـه ميت ترتيب قضا شدن را نمى دانسته يا ندانند كه مى دانسته لازم نيست به ترتيب براى او قضا به جا بياورند.
مساله 1372 - در مساله پيش اگر بخواهند چند نفر را براى به جا آوردن نماز ميت اجير كنندلازم نيست وقت معين كنند و مى توانند همه با هم شروع به قضا كنند.
مـسـالـه 1373 - كسى كه چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمى داند مثلا نمى داند چهارتا بـوده يا پنج تا, چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است و همچنين اگر شماره آنها رامى دانسته و فراموش كرده اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مى كند.
مساله 1374 - كسى كه نماز قضا از همين روز يا روزهاى پيش دارد مى تواند قبل از خواندن نمازى كه قضا شده نماز ادايى را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو بيندازد.
مـساله 1375 - كسى كه مى داند يك نماز چهار ركعتى نخوانده و نمى داند نماز ظهر است ياعصر است يا عشاء اگر يك نماز چهار ركعتى بخواند به نيت قضاى نمازى كه نخوانده كافى است .
مساله 1376 - اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يك نماز يا بيشتر هم از همان روزاز او قـضـا شده , اگر چه لازم نيست نمازهاى قضا را, پيش از نماز ادا بخواند حتى اگرچه وقت داشته بـاشـد و تـرتـيب بين نمازهاى قضا را هم بداند, ولى احتياط استحبابى آن است كه نمازهاى قضا, مخصوصا نماز قضاى همان روز را پيش از نماز ادا بخواند.
مـسـالـه 1377 - تـا انـسـان زنـده اسـت اگـر چـه از خـوانـدن نـماز قضاهاى خود عاجز باشد, ديگرى نمى تواند نمازهاى او را قضا نمايد.
مـسـالـه 1378 - نماز قضا را با جماعت مى شود خواند, چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا ولازم نـيـسـت هـر دو يـك نماز را بخوانند مثلا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.
مـسـاله 1379 - مستحب است بچه مميز يعنى بچه اى كه خوب و بد را مى فهمد به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت دهند, بلكه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمايند.
نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است مـسـالـه 1380 - اگـر پـدر نماز و روزه خود را به جا نياورده باشد, چنانچه از روى نافرمانى ترك نـكرده و مى توانسته قضا كند, بر پسر بزرگتر واجب است كه بعد از مرگش به جا آورد, يابراى او اجـيـر بگيرد.
و نيز روزه اى را كه در سفر نگرفته , اگر چه نمى توانسته قضا كند, احتياطواجب آن است كه پسر بزرگتر قضا نمايد, يا براى او اجير بگيرد.
مـساله 1381 - اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه , چيزى بر اوواجب نيست .
مـساله 1382 - اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه به جا آورده يانه , بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
مساله 1383 - اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است , قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست .
ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزه او را بين خودشان قسمت كنند, يا براى انجام آن قرعه بزنند.
مساله 1384 - اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آن كه اجير, نماز و روزه او را بطور صحيح به جا آورد بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست .
مـسـالـه 1385 - اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند, بايد به تكليف خود عمل كند,مثلا قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.
مـسـاله 1386 - كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد, اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود, هر كدام را اول به جا آورد صحيح است .
مـسـالـه 1387 - اگـر پـسـر بـزرگـتر موقع مرگ پدر, نابالغ يا ديوانه باشد وقتى كه بالغ شد يا عـاقـل گرديد, بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد, برپسر دوم چيزى واجب نيست .
مـسـالـه 1388 - اگـر پـسـر بـزرگـتر پيش از آن كه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد, بر پسر دوم چيزى واجب نيست .
نماز جماعت