مـسـالـه 927 - اذان و اقـامـه بـايـد بـعـد از داخـل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد باطل است .
مـسـالـه 928 - اگـر پـيـش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يانه بايد اذان را بگويد, ولى
اگرمشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يانه , گفتن اذان لازم نيست .
مـساله 929 - اگر دربين اذان يا اقامه پيش از آن كه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از
آن را گـفـتـه يـانـه , بـايـد قـسـمـتـى را كـه در گفتن آن شك كرده بگويد, ولى اگر درحال
گـفـتـن قـسـمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش ازآن است گفته يانه , گفتن آن لازم
نيست .
مـساله 930 - مستحب است انسان در موقع گفتن اذان , رو به قبله بايستد و باوضو يا غسل باشدو
دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد وبين جمله هاى اذان كمى فاصله دهد وبين
آنها حرف نزند.
مـسـالـه 931 - مـسـتحب است بدن انسان درموقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته
تـربـگـويـد و جـمـلـه هـاى آن را بـه هـم نـچـسـبـاند, ولى به اندازه اى كه بين جمله هاى اذان
فاصله مى دهد,بين جمله هاى اقامه فاصله ندهد.
مـساله 932 - مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد, ياقدرى بنشيند يا سجده كند ياذكر
بـگويد يا دعا بخواند ياقدرى ساكت باشد ياحرفى بزند يا دوركعت نماز بخواند ولى حرف زدن بين
اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست .
مـسـالـه 933 - مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مى كنند, عادل و وقت شناس
وصدايش بلند باشد و اذان را درجاى بلند بگويد.
واجبات نماز
واجبات نماز يازده چيز است :
اول : نـيـت , دوم : قـيـام يـعـنـى (ايـسـتادن ), سوم : تكبيرة الاحرام يعنى گفتن اللّه اكبر در اول
نـمـاز,چـهـارم : ركـوع , پنجم : سجود, ششم : قرائت , هفتم : ذكر, هشتم : تشهد, نهم : سلام , دهم :
ترتيب ,يازدهم : موالات يعنى پى درپى بودن اجزاء نماز.
مـسـالـه 934 - بـعـضـى از واجـبـات نـمـاز ركـن است , يعنى اگر انسان آنها را به جا نياورد, يا
درنـمـازاضـافـه كـنـد عمدا باشد يا اشتباها, نماز باطل مى شود.
وبعضى ديگر ركن نيست , يعنى
اگـرعـمـداكـم يـا زيـاد شود, نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباها كم يا زياد گردد نماز باطل
نمى شود, وركن نماز پنج چيز است :
اول : نـيـت .
دوم : تـكـبـيـرة الاحـرام .
سـوم : قيام درموقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به
ركوع ,يعنى ايستادن پيش از ركوع .
چهارم : ركوع .
پنجم : دوسجده .
نيت
مـسـالـه 935 - انـسان بايد نماز را به نيت قربت , يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم به جاآورد,
ولازم نـيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نمازظهر مى خوانم
قربة الى اللّه .
مساله 936 - اگر درنمازظهر يادرنماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم و معين نكند,
ظـهـر اسـت ياعصر, نماز او باطل است .
ونيز كسى كه مثلا قضاى نمازظهر بر او واجب است , اگر
دروقـت نـمـاز ظهر بخواهد آن نمازقضا يا نمازظهر را بخواند, بايد نمازى را كه مى خواند, درنيت
معين كند.
مـسـالـه 937 - انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد, پس اگر در بين نمازبطورى
غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى , نداند چه بگويد, نمازش باطل است .
مـساله 938 - انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند, پس كسى كه رياكنديعنى
براى نشان دادن به مردم نماز بخواند, نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد, ياخدا و مردم
هردو را درنظر بگيرد.
مـساله 939 - اگر قسمتى از نماز را هم براى غيرخدا به جا آورد, نماز باطل است , چه آن قسمت ,
واجـب بـاشد مثل حمد و سوره , چه مستحب باشد مانند قنوت , بلكه اگر تمام نماز رابراى خدا به
جـا آورد ولى براى نشان دادن به مردم درجاى مخصوصى مثل مسجد, يا در وقت مخصوصى مثل
اول وقت , يا به طرز مخصوصى , مثلا باجماعت نماز بخواند, نمازش باطل است .
تكبيرة الاحرام
مساله 940 - گفتن اللّه اكبر در اول هرنماز واجب و ركن است و بايد حروف (اللّه ) و حروف (اكبر)
و دوكـلـمـه (اللّه و اكـبر) را پشت سرهم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود
واگربه عربى غلط بگويد, يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست .
مـسـاله 941 - احتياط واجب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى خواند,
مثلا به اقامه يا به دعايى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.
مـسـالـه 942 - اگـر انـسـان بخواهد (اللّه اكبر) را به چيزى كه بعد از آن مى خواند مثلا به (بسم
اللّه الرحمن الرحيم ) بچسباند بايد (ر) اكبر را پيش بدهد.
مـسـالـه 943 - مـوقـع گـفـتـن تـكـبـيرة الاحرام , بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا درحالى كه
بـدنـش حـركـت دارد, تـكـبـيـرة الاحـرام را بـگـويـد بـاطـل است , و چنانچه سهوا حركت كند
بـنـابـراحـتـياطواجب بايد اول , عملى كه نماز را باطل مى كند انجام دهد ودوباره تكبير بگويد و
احتياطمستحب آن است كه نماز را تمام كند ودوباره اعاده نمايد.
مـسـالـه 944 - تـكـبـيـر و حـمـد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و
اگـربـواسـطـه سـنگينى يا كرى گوش يا سروصداى زياد نمى شنود, بايد طورى بگويد كه اگر
مانعى نباشد بشنود.
مساله 945 - كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى تواند (اللّه اكبر) را درست بگويد, بايد
بـه هـرطـور كه مى تواند بگويد و اگر هيچ نمى تواند بگويد بايد درقلب خودبگذراند و براى تكبير
اشاره كند و زبانش را هم اگر مى تواند حركت دهد.
مـسـالـه 946 - مـستحب است قبل از تكبيرة الاحرام بگويد يا محسن قد اتاك المسى و قدامرت
المحسن ان يتجاوزعن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد و
آل مـحـمـد و تـجاوز عن قبيح ما تعلم منى يعنى اى خدايى كه به بندگان احسان مى كنى بنده
گـنـهـكـار به درخانه تو آمده و تو امر كرده اى كه نيكوكار از گنهكار بگذرد, تونيكوكارى و من
گـناهكار به حق محمد و آل محمد صلى اللّه عليه و آله وسلم رحمت خود رابرمحمد و آل محمد
بفرست و از بديهايى كه ميدانى از من سرزده بگذر.
مـساله 947 - مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز, و تكبيرهاى بين نماز, دستها را تامقابل
گوشها بالا ببرد.
مساله 948 - اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يانه , چنانچه مشغول خواندن چيزى شده ,
به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده , بايد تكبير را بگويد.
مـسـالـه 949 - اگـر بـعـداز گـفـتـن تـكـبـيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه
چنانچه مشغول خواندن چيزى شده بنا را بر صحت بگذارد ولى اگر مشغول خواندن چيزى نشده
بـاشـد,بـنـا را بـرعـدم صـحـت بـگـذارد, لـكن احتياط مستحب آن است كه اول عملى كه نماز
راباطل مى كند انجام دهد, مثلا صورت خود را از قبله برگرداند و سپس تكبيرة الاحرام بگويد.
قيام (ايستادن )
مـسـالـه 950 - قـيـام در مـوقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل
بـه ركـوع مـى گـويـنـد ركـن اسـت , ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره وقيام بعداز ركوع
ركن نيست و اگر كسى آنرا از روى فراموشى ترك كند, نمازش صحيح است .
مـسـاله 951 - واجب است پيش از گفتن تكبير و بعداز آن مقدارى بايستد تايقين كند كه درحال
ايستادن تكبير گفته است .
مساله 952 - اگر ركوع را فراموش كند و بعداز حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده ,
بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد, به حال خميدگى به ركوع برگردد, چون
قيام متصل به ركوع را به جا نياورد, نماز او باطل است .
مـسـالـه 953 - مـوقـعـى كـه ايـستاده است , بايد بدن راحركت ندهد و به طرفى خم نشود و به
جـايـى تـكـيـه نـكند ولى اگر از روى ناچارى باشد, يا درحال خم شدن براى ركوع پاها راحركت
دهداشكال ندارد.
مساله 954 - اگر موقعى كه ايستاده , از روى فراموشى بدن را حركت دهد, يا به طرفى خم شود, يا
بـه جـايـى تكيه كند, اشكال ندارد ولى درقيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع
اگر از روى فراموشى هم باشد, بنابر احتياط واجب , بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
مـساله 955 - بايد در موقع ايستادن , هردو پا روى زمين باشد, ولى لازم نيست سنگينى بدن روى
هردو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.
مساله 956 - كسى كه مى تواند درست بايستد, اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه به حال ايستادن
معمولى نباشد نمازش باطل است .
مـسـالـه 957 - موقعى كه انسان درنماز مى خواهد كمى جلو يا عقب رود, ياكمى بدن را به طرف
راسـت يـاچـپ حـركـت دهـد, بـايد چيزى نگويد ولى بحول اللّه و قوته اقوم و اقعد را بايددرحال
برخاستن بگويد و درموقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بى حركت باشد بلكه احتياط واجب
آن است كه در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى نماز, بايد بدنش آرام باشد.
مساله 958 - اگر درحال حركت بدن ذكر بگويد, مثلا موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير
بـگـويد, چنانچه آن را به قصد ذكرى كه درنماز دستور داده اند بگويد, بايد نماز رااحتياطا دوباره
بخواند و اگر به اين قصد نگويد, بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد نماز صحيح است .
مـسـاله 959 - حركت دادن دست و انگشتان درموقع خواندن حمد, اشكال ندارد, اگرچه احتياط
مستحب آن است كه آنها راهم حركت ندهد.
مـساله 960 - اگر موقع خواندن حمد و سوره , يا خواندن تسبيحات بى اختيار بقدرى حركت كند
كـه از حـال آرام بـودن خـارج شـود, احـتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن , آنچه را
درحال حركت خوانده دوباره بخواند.
مساله 961 - اگر دربين نماز از ايستادن بنحوى كه درمسئله بعد مى آيد عاجز شود بايد بنشيندو
اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
مـساله 962 - تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند, نبايد بنشيند مثلا كسى كه در موقع ايستادن ,
بـدنش حركت مى كند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد, يا بدنش را كج كند, يا خم شود يا پاها را
بـيـشتر از معمول گشاد بگذارد, بايد به هرطور كه مى تواند ايستاده نماز بخواندولى اگر به هيچ
قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد, بايد راست بنشيند و نشسته نمازبخواند.
مـساله 963 - تا انسان مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند,بايد
هـرطـور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى تواند بنشيند, بايد بطورى كه در احكام قبله
گـفته شد, به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى تواند, به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به
پشت بخوابد, بطورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
مـسـالـه 964 - كـسـى كـه نـشـسـتـه نـمـاز مى خواند, اگر بعد از خواندن حمد وسوره بتواند
بـايـسـتـد,وركـوع را ايستاده به جا آورد, بايد بايستد و ازحال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند,
بايدركوع را هم نشسته به جا آورد.
مـساله 965 - كسى كه خوابيده نماز مى خواند, اگر دربين نماز بتواند بنشيند, بايد مقدارى راكه
مـى تـوانـد, نشسته بخواند.
ونيز اگر مى تواند بايستد, بايد مقدارى راكه مى تواند, ايستاده بخواند,
ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
مـسـالـه 966 - كـسـى كـه نـشسته نماز مى خواند اگر دربين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را
كه مى تواند, ايستاده بخواند ولى تابدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
مـساله 967 - كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به
اوبرسد, مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد, مى تواند خوابيده نمازبخواند.
مساله 968 - اگر انسان احتمال بدهد كه تاآخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند مى تواند اول وقت
نماز بخواند اگر چه احتياط آن است كه نماز را تاخير بيندازد.
مـسـالـه 969 - مـسـتـحـب اسـت درحـال ايـسـتـادن , بـدن را راست نگهدارد, شانه ها را پايين
بـيندازد,دستها را روى رانها بگذارد, انگشتها را به هم بچسباند, جاى سجده را نگاه كند, سنگينى
بدن را بطور مساوى روى دوپا بيندازد, باخضوع و خشوع باشد, پاها را پس و پيش نگذارد, اگرمرد
است پاها را از سه انگشت باز, تا يك وجب فاصله دهد, و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
قرائت
مساله 970 - در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه , انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره
تمام بخواند.
مساله 971 - اگر وقت نماز تنگ باشد, يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند, مثلا بترسد كه اگر
سوره را بخواند, دزد يا درنده , يا چيز ديگرى به او صدمه بزند, نبايد سوره را بخواند واگر دركارى
عجله داشته باشد مى تواند سوره را نخواند.
مساله 972 - اگر عمدا سوره را پيش ازحمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباها سوره پيش
از حمد بخواند و دربين آن يادش بيايد, بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمدسوره را از اول
بخواند.
مـسـالـه 973 - اگـر حـمـد و سـوره يـا يـكـى از آنـهـا را فراموش كند و بعداز رسيدن به ركوع
بفهمدنمازش صحيح است .
مـسـالـه 974 - اگـر پـيـش از آن كـه بـراى ركوع خم شود, بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده
بـايـدبـخواند.
و اگر بفهمد سوره را نخوانده , بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها
رانخوانده , بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند, و نيز اگر خم شود و پيش از آن كه به
ركـوع بـرسـد, بـفـهمد حمد وسوره , يا سوره تنها, يا حمد تنها را نخوانده , بايد بايستد و به همين
دستور عمل نمايد.
مساله 975 - اگر در نماز واجب يكى از چهار سوره اى را كه آيه سجده دارد و درمساله 350گفته
شد, عمدا بخواند نمازش باطل است .
مـسـالـه 976 - اگر اشتباها مشغول خواندن سوره اى شود كه سجده واجب دارد, چنانچه پيش از
رسيدن به آيه سجده بفهمد, بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند و اگر بعد ازخواندن آيه
سـجـده بفهمد بايد در بين نماز با اشاره , سجده آن را به جا آورد و به همان سوره كه خوانده اكتفا
نمايد.
مساله 977 - اگر درنماز آيه سجده را بشنود و به اشاره سجده كند نمازش صحيح است .
مساله 978 - درنماز مستحبى خواندن سوره لازم نيست , اگرچه آن نماز بواسطه نذركردن واجب
شـده بـاشد, ولى دربعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد, اگر
بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد, بايد همان سوره را بخواند.
مـسـالـه 979 - درنـماز جمعه و درنماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعدازحمد,
سـوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد, سوره منافقين بخواند و اگر مشغول يكى ازاينها شود,
بنابراحتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.
مساله 980 - اگر بعد ازحمد مشغول خواندن سوره قل هو اللّه احد يا سوره قل يا ايهاالكافرون شود,
نـمى تواند آن را رهاكند و سوره ديگر بخواند ولى درنماز جمعه و نمازظهرروز جمعه اگر از روى
فـرامـوشـى بـه جـاى سـوره جمعه و منافقين , يكى از اين دو سوره رابخواند, تا به نصف نرسيده ,
مى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.
مساله 981 - اگر درنماز جمعه يا نمازظهر روز جمعه عمدا سوره قل هو اللّه احد يا سوره قل يا ايها
الكافرون بخواند, اگرچه به نصف نرسيده باشد بنابراحتياط واجب نمى تواند رهاكند وسوره جمعه
و منافقين رابخواند.
مساله 982 - اگر درنماز, غير سوره قل هو اللّه احد و قل يا ايها الكافرون سوره ديگرى بخواند, تا به
نصف نرسيده مى تواند رها كند و سوره ديگر بخواند.
مـسـاله 983 - اگر مقدارى از سوره را فراموش كند يا از روى ناچارى , مثلا بواسطه تنگى وقت يا
جـهـت ديـگـر نـشـود آن را تمام نمايد مى تواند آن سوره را رهاكند و سوره ديگر بخواند,اگر چه
ازنصف گذشته باشد يا سوره اى را كه مى خوانده قل هو اللّه احد, يا قل يا ايها الكافرون باشد.
مساله 984 - برمرد واجب است حمد وسوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند وبرمرد و زن
واجب است حمد و سوره نمازظهر وعصر را آهسته بخوانند.
مساله 985 - مرد بايد درنماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد وسوره حتى
حرف آخر آنها را بلند بخواند.
مساله 986 - زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند,ولى اگر
نامحرم صدايش را بشنود بنابراحتياط واجب بايد آهسته بخواند.
مساله 987 - اگر درجايى كه بايد نماز را بلند خواند عمدا آهسته بخواند, يا درجايى كه بايدآهسته
خـوانـد عـمـدا بلند بخواند, نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد
صحيح است و اگر دربين خواندن حمد وسوره هم بفهمد اشتباه كرده , لازم نيست مقدارى را كه
خوانده دوباره بخواند.
مساله 988 - اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر ازمعمول صدايش را بلند كند, مثل آن كه
آنها را با فرياد بخواند, نمازش باطل است .
مساله 989 - انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ قسم نمى تواندصحيح
آن را ياد بگيرد بايد هرطور كه مى تواند بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز رابه جماعت به
جا آورد.
مـسـاله 990 - كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را بخوبى نمى داند و مى تواند يادبگيرد,
چنانچه وقت نماز وسعت دارد, بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است , بنابر احتياطواجب درصورتى
كه ممكن باشد, بايد نمازش را به جماعت بخواند.
مـسـالـه 991 - احـتـيـاط واجـب آن اسـت كـه بـراى يـاد دادن واجـبـات نماز مزد نگيرند ولى
براى مستحبات آن اشكال ندارد.
مـساله 992 - اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند, يا عمدا آن را نگويد يا به جاى حرفى حرف
ديـگـر بـگويد, مثلا به جاى (ض ) (ظ) بگويد يا جايى كه بايد بدون زير و زبرخوانده شود, زير و زبر
بدهد, يا تشديد را نگويد نماز او باطل است .
مـسـالـه 993 - اگـر انـسـان كـلمه اى را صحيح بداند و درنماز همان طور بخواند و بعد بفهمد
غلطخوانده لازم نيست دوباره نماز را بخواند و يا اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مساله 994 - اگر زير و زبر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمه اى را كه وقف كردن آخر
آن جـايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلاكلمه اى
بـه (س ) اسـت يـا بـه (ص ) بـايـد ياد بگيرد وچنانچه دوجور يا بيشتر بخواند, مثل آن كه در اهدنا
الصراط المستقيم , مستقيم را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است مگر
آن كه هردو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
مـسـالـه 995 - اگـر دركـلـمـه اى واو بـاشـد و حرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد و
حـرف بـعـداز واو درآن كلمه همزه (ء) باشد مثل كلمه سوء بهتر است آن واو را, مد بدهد يعنى آن
رابـكـشـد و هـمـچنين اگر دركلمه اى الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد
وحـرف بعداز الف درآن كلمه همزه باشد مثل جاء بهتر است الف آن را بكشد و نيز اگردركلمه اى
(ى ) بـاشـد وحـرف پيش از (ى ) در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از (ى )درآن كلمه همزه
باشد مثل (جى ء) بهتر آن است (ى ) را با مد بخواند و اگر بعد از اين واو والف و (ى ) به جاى همزه
(ء) حـرفـى باشد كه ساكن است يعنى زير وزبر و پيش ندارد بازهم بهتر آن است اين سه حرف را با
مـد بـخواند, مثلا در ولا الضالين كه بعد از الف حرف لام ساكن است , بهتر آن است الف آن را با مد
بخواند.
مـساله 996 - احتياط مستحب آن است كه درنماز, وقف به حركت و وصل به سكون ننمايدومعنى
وقـف بـه حـركت آن است كه زيريا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه وكلمه بعدش
فاصله دهد.
مثلا بگويد الرحمن الرحيم و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد
مالك يوم الدين , ومعنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را
بـه كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد الرحمن الرحيم وميم الرحيم را زير ندهد وفورا مالك يوم
الدين را بگويد.
مـسـالـه 997 - در ركعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند يا سه مرتبه تسبيحات
اربـعه بگويد يعنى سه مرتبه بگويد سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر واگر يك مرتبه
هـم تـسـبيحات اربعه بگويد كافى است و مى تواند دريك ركعت حمد و درركعت ديگر تسبيحات
بگويد و بهتر است در هردو ركعت تسبيحات بخواند.
مساله 998 - درتنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.
مـساله 999 - بر مردو زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز, حمد يا تسبيحات راآهسته
بخوانند.
مساله 1000 - اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند, بنابر احتياط واجب بايد بسم اللّه آن را هم
آهسته بگويد.
مـسـالـه 1001 - كـسى كه نمى تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند, بايد در ركعت سوم و
چهارم حمد بخواند.
مـسـالـه 1002 - اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اين كه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد,
چـنـانـچه پيش از ركوع بفهمد, بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع يا بعد ازركوع بفهمد,
نمازش صحيح است .
مساله 1003 - اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اين كه در دو ركعت اول است حمدبخواند, يا در
دو ركعت اول نماز با اين كه گمان مى كرده در دو ركعت آخر است حمدبخواند, چه پيش از ركوع
بفهمد چه بعد از آن نمازش صحيح است .
مـسـالـه 1004 - اگر در ركعت سوم يا چهارم مى خواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد, يا
مـى خـواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد بايد آن را رهاكند و دوباره حمد ياتسبيحات را
بـخـوانـد.
ولـى اگـر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده , ودر خزانه قلبش آن را قصد
داشته مى تواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است .
مـسـالـه 1005 - كـسـى كـه عـادت دارد در ركـعـت سوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون
قصدمشغول خواندن حمد شود بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند.
مـسـالـه 1006 - در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعداز تسبيحات استغفار كند, مثلابگويد :
اسـتـغـفـر اللّه ربـى و اتوب اليه يا بگويد اللهم اغفرلى , واگر به گمان آن كه حمد ياتسبيحات را
گـفـته مشغول گفتن استغفار شود و شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يانه ,بايد به شك
خـود اعـتـنا ننمايد ولى اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى ركوع در حالى كه مشغول گفتن
استغفار نيست , شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يانه , بايد حمد ياتسبيحات را بخواند.
مـسـالـه 1007 - اگـر در ركوع ركعت سوم يا چهارم يا درحال رفتن به ركوع شك كند كه حمديا
تسبيحات را خوانده يانه , بايد به شك خود اعتنا نكند.
مـسـالـه 1008 - هـرگـاه شك كند كه آيه يا كلمه اى را درست گفته يانه اگر به چيزى كه بعد
ازآن اسـت مـشـغول نشده , بايد آن آيه يا كلمه را بطور صحيح بگويد و اگر به چيزى كه بعد ازآن
است مشغول شده ,چنانچه آن چيز ركن باشد مثل آن كه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره
رادرسـت گـفـتـه يـانـه , بايد به شك خود اعتنا نكند, و اگر ركن نباشد, مثلا موقع گفتن (اللّه
الـصـمـد)شـك كـند كه (قل هو اللّه احد) را درست گفته يانه , بازهم مى تواند به شك خود اعتنا
نـكـنـد,ولى اگر احتياطا آن آيه يا كلمه را بطور صحيح بگويد اشكال ندارد, واگر چند مرتبه هم
شـك كـنـد, مـى تـواند چند بار بگويد اما اگر به وسواس برسد و بازهم بگويد, بنابراحتياط واجب
بايدنمازش را دوباره بخواند.
مـسـالـه 1009 - مستحب است در ركعت اول , پيش از خواندن حمد بگويد اعوذ باللّه من الشيطان
الـرجـيم و در ركعت اول و دوم نماز ظهر وعصر (بسم اللّه ) را بلند بگويد و حمد وسوره را شمرده
بـخواند و در آخر هرآيه وقف كند يعنى آن را به آيه بعد نچسباند, و درحال خواندن حمد وسوره به
مـعناى آيه توجه داشته باشد.
اگر نماز را به جماعت مى خواند, بعد ازتمام شدن حمد امام , واگر
فـرادى مى خواند, بعد از آن كه حمد خودش تمام شد بگويدالحمدللّه رب العالمين .
بعد از خواندن
سوره قل هو اللّه احد, يك , يا دو يا سه مرتبه كذلك اللّه ربى يا سه مرتبه كذلك اللّه ربنا بگويد, بعد از
خواندن سوره كمى صبر كند بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد يا قنوت را بخواند.
مـساله 1010 - مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول , سوره انا انزلناه و در ركعت دوم , سوره
قل هو اللّه احد را بخواند.
مساله 1011 - مكروه است انسان درتمام نمازهاى يك شبانه روز سوره قل هو اللّه احد رانخواند.
مساله 1012 - خواندن سوره قل هو اللّه احد به يك نفس مكروه است .
مـسـالـه 1013 - سوره اى را كه در ركعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند ولى اگر
سوره قل هو اللّه احد را در هردو ركعت بخواند مكروه نيست .
ركوع
مساله 1014 - در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را به زانوبگذارد
و اين عمل را ركوع مى گويند.
مساله 1015 - اگر به اندازه ركوع خم شود, ولى دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد.
مساله 1016 - هرگاه ركوع را بطور غيرمعمول به جا آورد, مثلا به چپ يا راست خم شود,اگر چه
دستهاى او به زانو برسد, صحيح نيست .
مساله 1017 - خم شدن بايد به قصد ركوع باشد, پس اگر به قصد كار ديگر مثلا براى كشتن جانور
خـم شود, نمى تواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد دوباره براى ركوع خم شود و بواسطه
اين عمل , ركن زياد نشده و نماز باطل نمى شود.
مـسـالـه 1018 - كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد, مثلا دستش خيلى
بـلـنـد اسـت كه اگر كمى خم شود به زانو مى رسد يا زانوى او پايين تر از مردم ديگر است كه بايد
خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد, بايد به اندازه معمول خم شود.
مساله 1019 - كسى كه نشسته ركوع مى كند, بايد بقدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوهابرسد
و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
مـساله 1020 - انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است ولى واجب آن است كه به قدر سه مرتبه
سبحان اللّه يا يك مرتبه سبحان ربى العظيم و بحمده كمتر نباشد.
مـسـاله 1021 - ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن راسه يا
پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
مساله 1022 - در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب , بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگرآن را به
قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند بگويد بنابراحتياط واجب , آرام بودن بدن لازم است .
مـسـاله 1023 - اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى گويد, بى اختيار بقدرى حركت كند كه از
حـال آرام بـودن بـدن خـارج شود بايد بعد از آرام گرفتن بدن , بنابراحتياط واجب دوباره ذكررا
بگويد, ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود, يا انگشتان راحركت دهد
اشكال ندارد.
مـسـالـه 1024 - اگـر پـيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذكر ركوع
رابگويد, نمازش باطل است .
مـسـاله 1025 - اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب , عمدا سر از ركوع بردارد نمازش باطل است و
اگـر سـهوا سربردارد, چنانچه پيش از آن كه ازحال ركوع خارج شود, يادش بيايد كه ذكر ركوع را
تـمام نكرده بايد درحال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد واگر بعد از آن كه ازحال ركوع خارج شد,
يادش بيايد نماز او صحيح است .
مـسـالـه 1026 - اگر نتواند بمقدار ذكر در ركوع بماند, درصورتى كه بتواند پيش از آن كه ازحد
ركـوع بـيرون رود ذكر را بگويد, بايد درآن حال تمام كند و اگر نتواند درحال برخاستن ذكر را به
قصد رجاء بگويد.
مساله 1027 - اگر بواسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نماز صحيح است ولى بايدپيش از
آن كه ازحال ركوع خارج شود, ذكر واجب يعنى سبحان ربى العظيم و بحمده يا سه مرتبه سبحان
اللّه را بگويد.
مـساله 1028 - هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود, بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند واگر
مـوقعى هم كه تكيه داده نتواند بطور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مى تواند, خم شودو اگر
هـيـچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط مستحب آن است كه
نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.
مـسـالـه 1029 - كـسـى كـه مـى تـواند ايستاده نماز بخواند اگر درحال ايستاده يا نشسته نتواند
ركـوع كند, بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند, بايد به
نيت ركوع چشم ها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيت برخاستن از ركوع , چشمها را بازكندو
اگر از اين هم عاجز است بايد درقلب , نيت ركوع كند وذكر آن را بگويد.
مـساله 1030 - كسى كه نمى تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مى توانددرحالى
كـه نـشـسـتـه است كمى خم شود يا درحالى كه ايستاده است با سر اشاره كند, بايد ايستاده نماز
بـخـوانـد و بـراى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و
موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مى تواند براى ركوع خم شود.
مـسـالـه 1031 - اگـر بـعـد از رسـيـدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن سربردارد و دومرتبه به
قـصـدركـوع بـه اندازه ركوع خم شود, نمازش باطل است , ونيز اگر بعد از آن كه به اندازه ركوع
خـم شـد و بـدنـش آرام گرفت , به قصد ركوع بقدرى خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره
به ركوع برگردد, بنابراحتياط واجب نمازش باطل است و بهتر آن است كه نماز را تمام كند وازسر
بخواند.
مـسـاله 1032 - بعد از تمام شدن ذكر ركوع , بايد راست بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به
سـجده رود و اگر عمدا پيش از ايستادن , يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل
است .
مساله 1033 - اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آن كه به سجده برسد, يادش بيايد, بايدبايستد
بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد, نمازش باطل است .
مـسـاله 1034 - اگر بعد از آن كه پيشانى به زمين برسد, يادش بيايد كه ركوع نكرده بنابراحتياط
واجب بايد بايستد و ركوع را به جا آورد ونماز را تمام كند و دوباره بخواند.
مـسـاله 1035 - مستحب است پيش از رفتن به ركوع درحالى كه راست ايستاده تكبير بگويد ودر
ركـوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگهدارد و
بين دوقدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آن كه ازركوع برخاست و
راست ايستاد, درحال آرامى بدن بگويد سمع اللّه لمن حمده .
مساله 1036 - مستحب است در ركوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.
سجود
مساله 1037 - نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب , بعد از ركوع دوسجده كند
و سـجـده آن اسـت كـه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سردو انگشت بزرگ پاها را برزمين
بگذارد.
مـسـالـه 1038 - دو سـجـده روى هـم يـك ركـن اسـت كـه اگر كسى درنماز واجب عمدا يا از
روى فراموشى هردو را ترك كند, يا دوسجده ديگر به آنها اضافه نمايد, نمازش باطل است .
مساله 1039 - اگر عمدا يك سجده كم يا زياد كند, نماز باطل مى شود و اگر سهوا يك سجده كم
كند حكم آن بعدا گفته خواهد شد.
مـسـالـه 1040 - اگر پيشانى را عمدا يا سهوا به زمين نگذارد, سجده نكرده است .
اگر چه جاهاى
ديـگر به زمين برسد ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد وسهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند, يا
سهوا ذكر نگويد سجده صحيح است .
مساله 1041 - درسجده هر ذكرى بگويد كافى است ولى واجب آن است كه مقدار ذكر از سه مرتبه
سـبـحـان اللّه يـا يك مرتبه سبحان ربى الاعلى و بحمده كمتر نباشد و مستحب است سبحان ربى
الاعلى و بحمده را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.
مـساله 1042 - درسجود بايد به مقدار ذكر واجب , بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم ,
اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده اند بگويد, آرام بودن بدن لازم است .
مساله 1043 - اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمدا ذكر سجده رابگويد
يا پيش از تمام شدن ذكر عمدا سر از سجده بردارد, نماز باطل است .
مـسـالـه 1044 - اگـر پـيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد, سهوا ذكر سجده
رابـگـويـد و پـيـش از آن كـه سـر از سـجـده بردارد, بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره درحال آرام
بودن ,ذكر را بگويد.
مساله 1045 - اگر بعد از آن كه سر از سجده برداشت , بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن ,ذكر را
گفته يا پيش از آن كه ذكر سجده تمام شود سربرداشته نمازش صحيح است .
مـساله 1046 - اگر موقعى كه ذكر سجده را مى گويد, يكى از هفت عضو را عمدا از زمين بردارد,
نـماز باطل مى شود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست , اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از
زمين بردارد و دوباره بگذارد اشكال ندارد.
مساله 1047 - اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهوا پيشانى را از زمين بردارد نمى توانددوباره
به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند, ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا اززمين بردارد,
بايد دومرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
مـسـاله 1048 - بعد ازتمام شدن ذكر سجده اول بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده
رود.
مـسـالـه 1049 - جـاى پيشانى نمازگزار بايد ازجاهاى زانوهايش پست تر و بلندتر از چهارانگشت
بـسته نباشد, بلكه احتياط واجب آن است كه جاى پيشانى او از جاى انگشتانش پست ترو بلندتر از
چهار انگشت بسته نباشد.
مـساله 1050 - در زمين سراشيب كه سراشيبى آن درست معلوم نيست احتياط واجب آن است كه
جـاى پـيـشـانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر
نباشد.
مـساله 1051 - اگر پيشانى را سهوا به چيزى بگذارد كه ازجاى انگشتهاى پا وسر زانوهاى اوبلندتر
ازچـهـار انـگشت بسته است , چنانچه بلندى آن بقدرى است كه نمى گويند درحال سجده است ,
مـى تواند سر رابردارد و به چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بگذارد و
مـى تـواند سر را برروى آن , كه به اندازه چهار انگشت يا كمتر است بكشد, و اگربلندى آن بقدرى
اسـت كـه مـى گويند درحال سجده است احتياط واجب آن است كه پيشانى رااز روى آن به روى
چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بكشد, و اگركشيدن پيشانى ممكن
نـيـسـت , بـنابراحتياط واجب بايد پيشانى را بلند كند و بر موضعى كه بلندى زايدى ندارد بگذارد
ونماز را تمام كند و دوباره بخواند.
مساله 1052 - بايد بين پيشانى و آنچه برآن سجده مى كند چيزى نباشد پس اگر مهر بقدرى چرك
بـاشـد كـه پيشانى به خود مهر نرسد, سجده باطل است ولى اگر مثلا رنگ مهر تغيير كرده باشد
اشكال ندارد.
مـسـالـه 1053 - درسـجـده بايد كف دست را برزمين بگذارد ولى درحال ناچارى پشت دست هم
مـانـعى ندارد, واگر پشت دست ممكن نباشد, بايد مچ دست را بگذارد, و چنانچه آن را هم نتواند,
بايد تا آرنج هرجاكه مى تواند برزمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست , گذاشتن بازوكافى است .
مـساله 1054 - در سجده بايد دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد, لكن گذاشتن آن دوبه هر
نـحـو كـافيست هر چند احتياط مستحب اين است كه فقط سر آن دو انگشت را به زمين بگذارد و
اگـر انـگـشتهاى ديگر پا, يا روى پا را به زمين بگذارد, يا بواسطه بلندبودن ناخن ,شست به زمين
نرسد نمازش باطل است .