مـسـالـه 803 - اگـر نـجـس بـودن چـيـزى را فـرامـوش كند وبدن يا لباسش با رطوبت به آن بـرسـدودرحـال فراموشى نمازبخواند وبعدازنماز يادش بيايد,نماز اوصحيح است .
ولى اگر بدنش
بارطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد وبدون اين كه خود را آب بكشد,غسل
كند ونماز بخواند,غسل ونمازش باطل است چون غسلش باطل است بجهت نجاست بدن پس نماز
هـم بـاطل .
ونيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده
بـرسـد و پـيـش ازآن كه آن جا را آب بكشد, وضوبگيرد ونمازبخواندوضو ونمازش باطل مى باشد
بخاطر بطلان وضو از راه نجس بودن جايى از اعضاى وضو.
مـساله 804 - كسى كه يك لباس دارد, اگر بدن و لباسش نجس شود وبه اندازه آب كشيدن يكى
ازآنـهـا آب داشـتـه بـاشـد, چنانچه بتواند لباسش رابيرون آورد, بايد بدن را آب بكشدونماز را به
دسـتـورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد واگر بواسطه سرما يا عذر ديگرنتواند لباس را
بـيـرون آورد, درصـورتى كه نجاست هردومساوى باشد مثلا هردوبول ياخون باشد يانجاست بدن
شديدترباشد مثلا نجاستش بول باشدكه بايددومرتبه آن را آب كشيد,واجب است بدن را آب بكشد,
واگر نجاست لباس بيشتر يا شديدترباشد هركدام ازبدن يالباس را بخواهد مى تواند آب بكشد.
مساله 805 - كسى كه غيرازلباس نجس , لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است يا احتمال نمى دهد
كه لباس پاك پيداكند, اگر بواسطه سرما يا عذر ديگر نمى تواند لباس رابيرون بياوردبايد درهمان
لـبـاس نماز بخواند ونمازش صحيح است ولى چنانچه بتواند لباس را بيرون بياورد, بايد نماز را به
دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد.
مـسـاله 806 - كسى كه دولباس دارد, اگربداند يكى ازآنها نجس است و نتواند آنها را آب بكشد و
نـدانـد كـدام يـك آنـهـاست , چنانچه وقت دارد بايد باهردولباس نماز بخواند.
مثلااگرمى خواهد
نمازظهر وعصر بخواند بايد باهركدام يك نمازظهرويك نمازعصربخواند ولى اگروقت تنگ است ,
بـايـد نـماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جاآورد, و به احتياطمستحب آن نماز را
بالباس پاك قضا نمايد.
شرط دوم
مساله 807 - لباس نمازگزار كه ساتر است بايد مباح باشد وكسى كه مى داند پوشيدن لباس غصبى
حرام است , اگر عمدا درلباس غصبى نماز بخواند, بايد آن نماز را بالباس غيرغصبى اعاده نمايد.
مساله 808 - كسى كه مى داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ,ولى نمى داند نماز راباطل مى كند,
اگر عمدا بالباس غصبى نمازبخواند بايد آن نماز را بالباس غيرغصبى بخواند.
مـسـالـه 809 - اگر نداند يا فراموش كند كه لباس ساتر او غصبى است و با آن نماز بخواندنمازش
صحيح است , ولى اگرخودش آن لباس راغصب كرده باشد وبعدا فراموش كرده وباآن نماز خوانده
به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده كند.
مـساله 810 - اگر نداند يا فراموش كند كه لباس ساتر او غصبى است و دربين نمازبفهمد,چنانچه
چـيـز ديگرى عورت او راپوشانده است و مى تواند فورا يا بدون اين كه موالات يعنى پى درپى بودن
نـمـاز بـه هـم بـخورد, لباس غصبى را بيرون آورد, بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است و
اگـرچـيـز ديگرى عورت اورا نپوشانده يانمى تواند لباس غصبى را فورا بيرون آورد, يا اگر بيرون
آورد پـى درپـى بودن نماز به هم مى خورد درصورتى كه به مقدار يك ركعت هم وقت داشته باشد
بايد نماز را بشكند و با لباس غيرغصبى نمازبخواندواگر به اين مقداروقت ندارد, بايد درحال نماز
لباس رابيرون آورد وبه دستور نماز برهنگان نماز راتمام نمايد.
مساله 811 - اگركسى براى حفظ جانش با لباس غصبى ساتر نماز بخواند, يامثلا براى اين كه دزد
لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند, نمازش صحيح است .
مـساله 812 - اگر باعين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس ساتر بخرد, نمازخواندن درآن
لـباس باطل است و همچنين است اگر به ذمه بخرد ودرموقع معامله قصدش اين باشد كه ازپولى
كه خمس يا زكاتش رانداده بدهد.
شرط سوم
مـسـاله 813 - لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده اى كه خون جهنده دارد,يعنى حيوانى كه
اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى كند, نباشد.
بلكه اگر ازحيوان مرده اى كه مانندماهى ,
خون جهنده ندارد لباس تهيه كند, احتياط واجب آن است كه با آن نمازنخواند.
مـسـالـه 814 - بـايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته , بنابراحتياطواجب
همراه نمازگزار نباشد, گرچه لباس او هم نباشد.
مـسـالـه 815 - اگـرچـيـزى ازمـردار حـلال گـوشـت مـانـنـد مو وپشم كه روح ندارد همراه
نمازگزارباشد, يا بالباسى كه ازآنها تهيه كرده اند,نمازبخواند نمازش صحيح است .
شرط چهارم
مـسـالـه 816 - لـبـاس نـمـازگـزار بـايـد ازحـيـوان حـرام گوشت نباشد واگر مويى ازآن هم
همراه نمازگزار باشد, نماز او باطل است .
مساله 817 - اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى ازحيوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن يا
لـبـاس نمازگزار باشد, چنانچه ترباشد نماز باطل و اگرخشك شده وعين آن برطرف شده باشد,
نماز صحيح است .
مـسـالـه 818 - اگـر مـو وعـرق و آب دهـان كـسـى بـربـدن يـالـبـاس نمازگزار باشد اشكال
ندارد.
وهمچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
مساله 819 - اگرشك داشته باشد كه لباسى از حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت , چه در
داخله تهيه شده باشد چه درخارجه , نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
مـسـالـه 820 - اگـر انـسـان احتمال دهد تكمه صدفى ومانند آن از حيوان است نماز خواندن با
آن مانعى ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن
باآن مانع ندارد.
مساله 821 - باپوست سنجاب و خز نماز خواندن اشكال ندارد.
مساله 822 - اگر بالباسى كه نمى داند كه از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحيح
است , ولى اگر فراموش كرده باشد, بنابراحتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.
شرط پنجم
مـساله 823 - پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام ونماز با آن باطل است , ولى براى زن درنماز
وغير نماز اشكال ندارد.
مـساله 824 - زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و
بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نمازخواندن با آنها باطل است .
واحتياط آن است
كـه از اسـتعمال عينك طلا هم خوددارى كند گرچه حرمت آن ثابت نيست و جواز خالى از قوت
نمى باشد ولى زينت كردن به طلا, براى زن درنماز وغيرنماز اشكال ندارد.
مـسـالـه 825 - اگـر مـردى نـدانـد يـا فـراموش كند كه انگشترى يا لباسش ازطلا است و با آن
نمازبخواند نمازش صحيح است .
مـساله 826 - لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد ودرغيرنمازهم پوشيدن آن براى مرد
حرام است , ودرچيزى كه نماز در آن تمام نمى شود مانند بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب
نبايد از حرير خالص باشد.
مساله 827 - اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد, پوشيدن آن براى مرد
حرام و نماز درآن باطل است .
مـسـاله 828 - لباسى را كه نمى داند از ابريشم خالص است يا چيز ديگر, پوشيدن آن اشكال ندارد,
ونماز با آن صحيح است .
مـسـالـه 829 - دسـتـمـال ابـريـشـمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را
باطل نمى كند.
مساله 830 - پوشيدن لباس ابريشمى براى زن درنماز و غيرنماز اشكال ندارد.
مـسـالـه 831 - پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار تهيه شده
درحـال نـاچـارى مـانعى ندارد.
ونيز كسى كه ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير ازاينها
ندارد وتاآخر وقت هم ناچارى او ازبين نمى رود, مى تواند با اين لباسها نماز بخواند.
مـسـالـه 832 - اگـر غـيراز لباس غصبى ساتر و لباسى كه ازمردار تهيه شده لباس ديگرى ندارد
وناچار نيست لباس بپوشد, بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مـساله 833 - اگر غيراز لباسى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد,چنانچه
درپـوشـيـدن لـبـاس نـاچـار باشد, مى تواند باهمان لباس نماز بخواند.
واگر ناچار نباشد,بايد به
دسـتـورى كـه بـراى برهنگان گفته شد نماز را به جا آورد وبنابراحتياط واجب يك نمازديگر هم
باهمان لباس بخواند.
مساله 834 - اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص ياطلاباف , لباس ديگرى نداشته باشد,چنانچه
در پوشيدن لباس ناچار نباشد, بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نمازبخواند.
مساله 835 - اگرچيزى ندارد كه درنماز عورت خود رابا آن بپوشاند, واجب است اگر چه به كرايه
يـا خـريدارى باشد, تهيه نمايد.
ولى اگر تهيه آن بقدرى پول لازم دارد كه نسبت به دارايى او زياد
است , يا طورى است كه اگر پول را به مصرف لباس برساند, به حال او ضرر دارد, بايدبه دستورى
كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مـسـالـه 836 - كـسـى كـه لـبـاس نـدارد اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد, چنانچه
قبول كردن آن براى او مشقت نداشته باشد, بايد قبول كند بلكه اگر عاريه كردن يا طلب بخشش
براى او سخت نيست , بايد ازكسى كه لباس دارد, طلب بخشش يا عاريه نمايد.
مـسـالـه 837 - بـايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه
مـى خـواهـد آن را بپوشد معمول نيست و باعث هتك شدن وبى حرمتى است خوددارى كند,ولى
اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد.
مـساله 838 - مردو زن خودرا به شكل وشمايل يكديگر درآوردن با پوشيدن البسه وياغيرآن بدون
غـرض عـقـلايـى حرام است لكن احتياط مستحب آن است كه مرد لباس زنانه وزن لباس مردانه
نپوشد ولى اگر با آن شكل و شمايل نماز بخواند نمازش باطل نمى باشد.
مساله 839 - كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند, اگر برهنه باشد ولحاف ياتشك او نجس ياابريشم
خـالص يا از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد واجب است كه نماز خود را درآنهانخواند اما پوشش با
آنها در غير حال نماز خلاف احتياط مستحب است .
مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد
مساله 840 - درسه صورت كه تفصيل آنها بعدا گفته مى شود, اگر بدن يا لباس نمازگزارنجس
باشد, نماز او صحيح است :
اول : آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه دربدن او است لباس يا بدنش به خون آلوده شده
باشد.
دوم : آن كه بدن يالباس او به مقدار كمتر از درهم (كه تقريبا به اندازه يك اشرفى مى شود) به خون
آلوده باشد.
سوم : آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند, ودردوصورت اگر فقط لباس نمازگزار
نجس باشد, نماز اوصحيح است .
اول : آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد.
دوم : آن كـه لـبـاس زنـى كـه پـرسـتـار بـچـه اسـت نـجس شده باشد و احكام اين پنچ صورت
مفصلادرمسائل بعد گفته مى شود.
مـسـالـه 841 - اگـر دربـدن يـا لـبـاس نـمـازگزار, خون زخم يا جراحت يا دمل باشد, چنانچه
طـورى اسـت كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص
اوسخت است , تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است , مى تواند با آن خون نمازبخواند
وهـمـچـنـين است اگر چركى كه باخون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته اندونجس
شده ,دربدن يالباس اوباشد.
مساله 842 - اگر خون بريدگى و زخمى كه بزودى خوب مى شود وشستن آن آسان است ,دربدن
يا لباس نمازگزار باشد, نماز او باطل است .
مـسـاله 843 - اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد, به رطوبت زخم نجس شود,جايز
نـيـسـت بـا آن نـمـاز بـخواند.
ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولا به رطوبت زخم آلوده
مى شود, به رطوبت آن نجس شود,نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
مـسـالـه 844 - اگـر از زخـمـى كـه تـوى دهـان و بينى و مانند اينهاست خونى به بدن يا لباس
بـرسـد,احـتـياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند, ولى با خون بواسير مى شود نمازخواند اگر
چه دانه هايش در داخل باشد.
مـسـالـه 845 - كـسـى كـه بـدنـش زخم است , اگر دربدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از
زخم است يا خون ديگر, با آن نماز خواندن مانعى ندارد.
مـسـالـه 846 - اگـرچـنـد زخـم دربـدن بـاشدو بطورى نزديك هم باشند كه يك زخم حساب
شـود,تـاوقـتـى همه خوب نشده اند, نمازخواندن باخون آنها اشكال ندارد.
ولى اگر بقدرى ازهم
دورباشند كه هركدام يك زخم حساب شود, هركدام كه خوب شد, بايد براى نماز, بدن و لباس رااز
خون آن آب بكشد.
مـسـالـه 847 - اگـر سـرسـوزنـى خـون حـيض يا نفاس يا استحاضه يا خون نجس العين مانند
سـگ وخـوك و مـردار وغـيـر مـاكـول الـلحم در بدن يا لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است
ولـى خـونـهـاى ديـگـر مـثـل خـون بـدن انـسان مسلمان يا خون حيوان حلال گوشت اگرچه
درچـندجاى بدن و لباس باشد درصورتى كه روى هم كمتر ازدرهم باشد, (كه تقريبا به اندازه يك
اشرفى مى شود) نماز خواندن با آن اشكال ندارد.
مـساله 848 - خونى كه به لباس بى آستر بريزد و به پشت آن برسد, يك خون حساب مى شودولى
اگر پشت آن , جدا خونى شود, بايد هركدام را جدا حساب نمود, پس اگر خونى كه درپشت و روى
لباس است روى هم كمتر ازدرهم باشد, نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشدنماز با آن باطل است .
مساله 849 - اگرخون , روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يابه آستر بريزدو روى
لـبـاس خـونـى شـود, بايد هركدام را جدا حساب نمود, پس اگر خون روى لباس و آستر,كمتر از
درهم باشد نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز باآن باطل است .
مساله 850 - اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد درصورتى كه خون
و رطـوبـتـى كه به آن رسيده به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند, نماز با آن باطل
است , لكن اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف راهم آلوده نكند, نمازخواندن با آن
مانعى ندارد.
مـسـالـه 851 - اگـر بـدن يـا لـبـاس خونى نشود ولى بواسطه رسيدن به خون نجس شود اگر
چه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد, نمى شود با آن نمازخواند.
مساله 852 - اگر خونى كه دربدن يا لباس است كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد.
مثلا يك قطره بول روى آن بريزد, نماز خواندن باآن جايز نيست .
مساله 853 - اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمى شود با آنهاعورت را
پوشانيد نجس باشد, چنانچه ازمردار وحيوان حرام گوشت و نجس العين درست نشده باشد,نماز
با آنها صحيح است چه درمحل خود باشد يا محمول و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشكال
ندارد.
مـسـاله 854 - احتياط آن است كه چيز نجسى كه با آن مى شود عورت را پوشاند همراه نمازگزار
نـباشد, ولى كسى كه اين مساله را نمى دانسته ومثلا مدتى با اين طور نماز خوانده ,لازم نيست آن
نمازها را قضا كند.
مـسـاله 855 - زنى كه پرستار بچه پسر است و بيشتر از يك لباس ندارد, هرگاه شبانه روزى يك
مـرتـبه لباس خود را آب بكشد, اگر چه تا روزديگر لباسش به بول بچه نجس شود,مى تواند با آن
لـبـاس نـماز بخواند.
ولى احتياط مستحب آن است كه لباس خود را در شبانه روزيك مرتبه براى
اولـيـن نمازى كه لباسش پيش از آن نجس شده آب بكشد, و نيز اگر بيشترازيك لباس دارد ولى
نـاچار است كه همه آنها را بپوشد, چنانچه شبانه روزى يك مرتبه به دستورى كه گفته شده همه
آنها را آب بكشد كافى است .
چيزهايى كه درلباس نمازگزار مستحب است
مساله 856 - چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است :
عمامه با تحت الحنك , پوشيدن عبا ولباس سفيد وپاكيزه ترين لباسها واستعمال بوى خوش ودست
كردن انگشترى عقيق .
چيزهايى كه درلباس نمازگزار مكروه است
مساله 857 - چند چيز درلباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است :
پـوشـيـدن لباس سياه و چرك وتنگ و لباس شرابخوار ولباس كسى كه ازنجاست پرهيزنمى كندو
لباسى كه نقش صورت دارد ونيز بازبودن تكمه هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت
دارد مكروه مى باشد.
مكان نمازگزار
مكان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول آنكه مباح باشد.
مساله 858 - كسى كه درملك غصبى نماز مى خواند اگرچه روى فرش و تخت و مانند اينهاباشد,
نمازش باطل است ولى نماز خواندن در زيرسقف غصبى و خيمه غصبى مانعى ندارد.
مـسـاله 859 - نمازخواندن درملكى كه منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه كسى كه منفعت
مـلـك , مـال او مى باشد باطل است , مثلا درخانه اجاره اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه
كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند, نمازش باطل است , و همچنين است اگر درملكى كه
ديـگـرى در آن حـقـى دارد نـمـاز بـخواند, مثلا اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به
مصرفى برسانند, تاوقتى ثلث را جدا نكنند نمى شود درملك او نمازخواند.
مـساله 860 - كسى كه درمسجد نشسته , اگر ديگرى جاى او را غصب كند و درآن جا نمازبخواند
بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را درمحل ديگرى بخواند.
مـساله 861 - اگر درجايى كه نمى داند غصبى است نماز بخواند و بعدازنماز بفهمد, يادرجايى كه
غـصبى بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعدازنماز يادش بيايد, نماز اوصحيح است مگر آن
كه خودش غصب كرده باشد كه در اين صورت به احتياط واجب نمازش باطل است .
مساله 862 - اگر بداند جايى غصبى است و جاهل مقصر باشد كه درجاى غصبى نماز باطل است و
در آن جا نماز بخواند, نماز او باطل است .
مـسـالـه 863 - كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند, چنانچه حيوان سوارى يا زين آن
غصبى باشد نماز اوباطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.
مساله 864 - كسى كه درملكى باديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد, بدون اجازه شريكش
نمى تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.
مـسـالـه 865 - اگـربا عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد, تصرف او درآن ملك
حرام و نمازش هم درآن باطل است , وهمچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش
اين باشد كه ازمالى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.
مـسـالـه 866 - اگـر صـاحـب مـلـك بـه زبـان , اجـازه نمازخواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا
راضـى نـيـسـت , نماز خواندن درملك او باطل است .
واگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا
راضى است نماز صحيح است .
مـسـاله 867 - تصرف درملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است حرام و نماز در آن باطل است
مگر آن كه بدهكارى او را بدهند, يابنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.
مـسـالـه 868 - تـصرف درملك ميتى كه به مردم بدهكار است , حرام و نماز درآن باطل است ولى
تـصـرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است اشكال ندارد و نيز اگر بدهكارى اوكمتر از
مـالـش بـاشـد و ورثه هم تصميم داشته باشند كه بدون مسامحه بدهى او را بدهندتصرف ,اشكال
ندارد.
مـسـالـه 869 - اگـر مـيـت قـرض نـداشـتـه بـاشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب
بـاشـنـد,تـصـرف درمـلك او حرام و نماز درآن باطل است ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن
ميت معمول است اشكال ندارد.
مـسـاله 870 - نماز خواندن درمسافرخانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال
نـدارد ولـى درغير اين قبيل جاها, درصورتى مى شود نمازخواند كه مالك آن اجازه بدهد, ياحرفى
بـزند كه معلوم شود, براى نماز خواندن اذن داده است , مثل اين كه به كسى اجازه دهد درملك او
بنشيند و بخوابد, كه از اينها فهميده مى شود براى نماز خواندن هم اذن داده است .
مـسـالـه 871 - در زمـيـن بـسـيـار وسـيـعـى كـه از ده دور و چـراگاه حيوانات است اگرچه
صـاحـبـانـش راضـى نباشند نمازخواندن و نشتستن و خوابيدن درآن اشكال ندارد و در زمينهاى
زراعـتـى هـم كه نزديك ده است و ديوار ندارد اگرچه در مالكين آنها صغير و ديوانه باشد نماز و
عـبور وتصرفات جزئى اشكال ندارد, ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند تصرف درآن حرام
ونماز باطل است .
مـسـالـه 872 - شـرط دوم آن كـه مـكـان نـمـازگـزار بايد بى حركت باشد واگر بواسطه تنگى
وقـت يـاجـهـت ديـگـر نـاچـار بـاشد درجائى كه حركت دارد, مانند اتومبيل و كشتى و ترن نماز
بـخـوانـد,بـقـدرى كـه ممكن است بايد درحال حركت چيزى نخواند و اگر آنها از قبله به طرف
ديگرحركت كنند به طرف قبله برگردد.
مساله 873 - نمازخواندن در اتومبيل و كشتى وترن و مانند اينها, وقتى ايستاده اند مانعى ندارد.
مساله 874 - روى خرمن گندم و جو ومانند اينها كه نمى شود بى حركت ماند نماز باطل است .
مـساله 875 - درجايى كه بواسطه احتمال باد وباران و زيادى جمعيت ومانند اينها اطمينان ندارد
كـه بـتـوانـد نـمـاز را تـمـام كـنـد, اگـر بـه اميد تمام كردن شروع كند اشكال ندارد و اگر به
مـانـعـى بـرنـخـورد نـمـازش صحيح است و درجايى كه ماندن درآن حرام است , مثلا زيرسقفى
كـه نـزديـك اسـت خـراب شـود بـايد نماز نخواند, ولى اگر خواند باطل نيست , وهمچنين روى
چـيـزى كـه ايستادن و نشستن روى آن حرام است , مثل فرشى كه اسم خدا برآن نوشته شده بايد
نمازنخواند ولى اگر خواند صحيح است .
شرط سوم آن كه درجايى كه سقف آن كوتاه است و نمى تواند درآن جا راست بايستد, يابه اندازه اى
كـوچـك است كه جاى ركوع و سجود ندارد, نماز نخواند و اگرناچار شود كه درچنين جايى نماز
بخواند بايد بقدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را به جا آورد.
مـسـاله 876 - انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه السلام نمازنخواند
چنانچه نماز خواندن بى احترامى باشد حرام است ولى نماز باطل نيست .
مـساله 877 - اگر درنماز چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بى احترامى نشوداشكال
ندارد, ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه اى كه روى آن افتاده كافى نيست .
شـرط چـهـارم آن كـه مكان نمازگزار اگر نجس است به طورى ترنباشد كه رطوبت آن به بدن
يـالـبـاس او برسد ولى جايى كه پيشانى را برآن مى گذارد اگر نجس باشد درصورتى كه خشك
هم باشد نماز باطل است , و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلا نجس نباشد.
مساله 878 - بنابر احتياط مستحب بايد زن عقب تر ازمرد بايستد و جاى سجده او از جاى ايستادن
مرد كمى عقب تر باشد.
مـسـالـه 879 - اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد و باهم وارد نماز شوند, بهتر آن است كه نمازرا
دوباره بخوانند.
مساله 880 - اگر بين مرد وزن , ديوار يا پرده ياچيز ديگرى باشد نمازشان صحيح است , واحتياط
مستحب هم در دوباره خواندن نيست .
شـرط پـنجم آنكه جاى پيشانى نمازگزار ازجاى زانوهاى او, بيش ازچهار انگشت بسته , پست تر يا
بلندتر نباشد,واحتياط واجب آن است كه از سر انگشتان پاهم بيشتر ازاين پست و بلندترنباشد.
مـساله 881 - بودن مرد و زن نامحرم درجاى خلوت جايز نيست , و احتياط درنماز نخواندن درآن
جا است ليكن اگر خواند نمازش باطل نيست .
مـسـالـه 882 - نـمـاز خـوانـدن درجـايـى كه تار ومانند آن استعمال مى كنند باطل نيست ولى
گوش دادن به آنها حرام است .
مـسـالـه 883 - درخانه كعبه و بربام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى درحال ناچارى مانع
ندارد.
مـسـاله 884 - خواندن نماز مستحب درخانه كعبه و بربام آن اشكال ندارد, بلكه مستحب است در
داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.
جاهايى كه نماز خواندن درآنها مستحب است
مـساله 885 - درشرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است , كه نماز را درمسجد بخوانند وبهتر
ازهـمـه مـسـجـدها مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلم وبعد
مـسجد كوفه و بعداز آن مسجد بيت المقدس و بعداز مسجد بيت المقدس , مسجد جامع هرشهر و
بعداز آن مسجد محله و بعداز مسجد محله , مسجد بازار است .
مساله 886 - براى زنها نمازخواندن درخانه , بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است ولى براى
درك فـضـيـلـت جماعت و ساير اسباب فضيلت كه مثل نمازجماعت باشد خواندن درمسجد بهتر
است .
مـسـاله 887 - نماز در حرم امامان عليهم السلام مستحب , بلكه بهترازمسجد است و نمازدرحرم
مطهر حضرت امير المؤمنين عليه السلام برابر دويست هزار نماز است .
مساله 888 - زياد رفتن به مسجد و رفتن درمسجدى كه نمازگزار ندارد مستحب است وهمسايه
مسجد اگر عذرى نداشته باشد, مكروه است درغيرمسجد نماز بخواند.
مـساله 889 - مستحب است انسان باكسى كه درمسجد حاضر نمى شود غذا نخورد, و دركارهابا او
مشورت نكند, وهمسايه او نشود, واز او زن نگيرد و به او زن ندهد.
جاهايى كه نماز خواندن درآنها مكروه است
مـسـاله 890 - نماز خواندن درچند جا مكروه است و ازآن جمله است : حمام , زمين نمكزار,مقابل
انـسـان , مـقـابـل درى كه باز است , درجاده و خيابان وكوچه اگر براى كسانى كه عبورمى كنند
زحمت نباشد, وچنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست .
مقابل آتش و چراغ ,درآشپزخانه
وهـرجـا كـه كـوره آتـش باشد, مقابل چاه و چاله اى كه محل بول باشد, روبروى عكس و مجسمه
چيزى كه روح دارد, مگر آن كه روى آن پرده بكشند, و ياآنكه بودن آن عكس از حيث ترويج مذهب
و يـا يـادآورى شـهـداء و بزرگان و مانند آنها كراهت وكمى ثواب نماز را جبران كند.
در اطاقى كه
جنب در آن باشد, درجايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد, مقابل قبر, روى قبر,
بين دوقبر, درقبرستان .
مـسـالـه 891 - كسى كه درمحل عبور مردم نماز مى خواند, ياكسى روبروى اوست , مستحب است
جلوى خود چيزى بگذارد واگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است .
احكام مسجد 3>
مـسـالـه 892 - نـجـس كـردن زمـيـن و سـقـف و بـام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است و
هـركـس بفهمد كه نجس شده است بايد فورا نجاست آن را برطرف كند.
و احتياط واجب آن است
كـه طـرف بـيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند, واگر نجس شود نجاستش را برطرف نمايند,
مگرآن كه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.
مـسـالـه 893 - اگـر نـتـوانـد مـسـجـد را تـطهير نمايد, يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند,
تـطـهـيرمسجد بر او واجب نيست , ولى اگر بى احترامى به مسجد باشد بنابر احتياط واجب , بايد
به كسى كه مى تواند تطهير كند اطلاع دهد.
مـسـالـه 894 - اگـر جـايـى ازمـسـجـد نـجـس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن
مـمـكـن نـيست بايد آنجا را بكنند, يا اگر خرابى زياد لازم نمى آيد خراب نمايند, وهزينه پركردن
چـالـه و تـعـمير خرابى بركسى است كه مسجد رانجس كرده است و بر اشخاصى كه براى تطهير
مـسـجـدجـايـى از آن را كـنـدنـد, يـا قسمتى از آن را خراب نمودند, پركردن جايى كه كنده اند,
وسـاخـتن جايى كه خراب كرده اند واجب نيست .
ولى اگر آن كس كه نجس كرده بكند يا خراب
كند درصورت امكان بايد پركند و تعمير نمايد.
مـسـالـه 895 - اگـر مـسـجـدى را غصب كنند و به جاى آن خانه ومانند آن بسازند, كه ديگر به
آن مسجد نگويند بازهم بنابراحتياط واجب نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است .
مـسـالـه 896 - نـجـس كـردن حـرم امـامـان عليهم السلام حرام است .
واگر يكى از آنها نجس
شود,تطهير آن واجب است .
مساله 897 - اگر حصير مسجد نجس شود, بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بكشند ولى چنانچه
بـواسطه آب كشيدن , خراب مى شود و بريدن جاى نجس بهتراست , بايد آنرا ببرند واگر كسى كه
نجس كرده ببرد بايد خودش اصلاح كند.
مـسـالـه 898 - بـردن عـيـن نـجس مانند خون درمسجد اگر بى احترامى به مسجد باشد حرام
است ,وهمچنين بردن چيزى كه نجس شده , درصورتى كه بى احترامى به مسجد باشد حرام است .
مـساله 899 - اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند واسباب
چـاى در آن ببرند, درصورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود اشكال
ندارد.
مـسـالـه 900 - بـنـابـر احـتـيـاط واجـب مـسـجد را به طلا نبايد زينت نمايند و همچنين نبايد
صـورت چـيـزهـايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد درمسجد نقش كنند.
ونقاشى چيزهايى كه
روح ندارد, مثل گل و بوته مكروه است .
مساله 901 - اگر مسجد خراب هم شود نمى توانند آن را بفروشند يا داخل ملك و جاده نمايند.
مساله 902 - فروختن درو پنجره و چيزهاى ديگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود, بايد
ايـنـهـا را صرف تعمير همان مسجد كنند.
و چنانچه به درد آن مسجد نخورد, بايددرمسجد ديگر
مـصـرف شـود, ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد,مى توانند آن رابفروشند و پول آن را
اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد وگرنه صرف تعمير مسجدديگر نمايند.
مـساله 903 - ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مى باشد مستحب است واگر
مـسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد, مى توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند
بلكه مى توانند مسجدى را كه خراب نشده , براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتربسازند.
مـسـالـه 904 - تـمـيـز كـردن مـسـجـد و روشـن كـردن چـراغ آن مـستحب است , وكسى كه
مـى خـواهـدمـسـجد برود, مستحب است خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد, وته
كفش خودرا وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد, وموقع داخل شدن به مسجد, اول پاى راست و
مـوقـع بيرون آمدن , اول پاى چپ را بگذارد, وهمچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد
وازهمه ديرتر از مسجد بيرون رود.
مـسـالـه 905 - وقـتـى انـسان وارد مسجد مى شود, مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيت
واحترام مسجد بخواند, واگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است .
مـسـالـه 906 - خـوابـيـدن درمـسـجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به كارهاى
دنياومشغول صنعت شدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد مكروه است .
و نيزمكروه
است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را درمسجد بيندازد و گمشده اى را طلب كند وصداى خود
را بلند كند ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.
مساله 907 - راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است و كسى كه پياز وسير و مانند اينهاخورده
كه بوى دهانش مردم را اذيت مى كند مكروه است به مسجد برود.
اذان و اقامه
مساله 908 - براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى يوميه اذان و اقامه بگويند ولى درنماز
جـمـاعت عيد فطر و قربان , مستحب است سه مرتبه بگويند الصلاة و در نمازهاى واجب ديگر و يا
فراداى فطر و قربان سه مرتبه الصلاة را به قصد رجاء بگويد.
مـسـاله 909 - مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مى آيد يا پيش از آن كه بند نافش بيفتد,
درگوش راست او اذان و درگوش چپش اقامه بگويند.
مـسـاله 910 - اذان هيجده جمله است : اللّه اكبر چهار مرتبه اشهد ان لا اله الا اللّه اشهد ان محمدا
رسـول اللّه , حـى عـلـى الصلوة حى على الفلاح , حى على خير العمل , اللّه اكبر, لا اله الااللّه هريك
دومرتبه , و اقامه هفده جمله است يعنى دومرتبه اللّه اكبر از اول اذان و يكمرتبه لااله الا اللّه از آخر
آن كم مى شود وبعد از گفتن حى على خير العمل بايد دومرتبه قد قامت الصلوة اضافه نمود.
مـسـالـه 911 - اشـهد ان عليا ولى اللّه جزء اذان و اقامه نيست ولى خوبست بعد از اشهد ان محمدا
رسول اللّه , به قصد قربت گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه
اللّه اكـبـر يـعـنـى خـداى تـعـالـى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند.
اشهد ان لا اله الا اللّه
يـعـنـى شـهـادت مـى دهـم كه غير خدايى كه يكتا وبى همتا است خداى ديگرى سزاوار پرستش
نـيـسـت اشهد ان محمدا رسول اللّه يعنى شهادت مى دهم كه حضرت محمد بن عبداللّه صلى اللّه
عـلـيـه و آلـه وسـلـم پـيـغـمـبـر و فرستاده خدا است .
اشهد ان عليا اميرالمؤمنين ولى اللّه يعنى
شهادت مى دهم كه حضرت على عليه الصلاة والسلام امير المؤمنين و ولى خدا برهمه خلق است .
حـى عـلـى الصلوة يعنى بشتاب براى نماز.
حى على الفلاح يعنى بشتاب براى رستگارى .
حى على
خـيـر الـعمل يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است .
قد قامت الصلوة يعنى به تحقيق نماز
برپاشد.
لا اله الا اللّه يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا وبى همتااست .
مـسـالـه 912 - بـيـن جـمـلـه هـاى اذان و اقـامـه بـايد خيلى فاصله نشود واگر بين آنها بيشتر
ازمعمول فاصله بيندازد, بايد دوباره آن را ازسر بگيرد.
مـسـالـه 913 - اگـر در اذان و اقـامـه صـدا را در گـلـو بيندازد چنانچه غنا شود, يعنى به طور
آوازه خـوانـى كـه درمـجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد, حرام است و اگر
غنانشود مكروه مى باشد.
مساله 914 - درپنج نماز اذان ساقط مى شود:
اول : نماز عصر روز جمعه .
دوم : نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذى حجه است .
سوم : نماز عشاء شب عيد قربان , براى كسى كه در مشعر الحرام باشد.
چهارم : نمازعصر وعشاء زن مستحاضه .
پنجم : نمازعصر وعشاى كسى كه نمى تواند ازبيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند و در اين پنج
نـمازدر صورتى اذان ساقط مى شود كه با نماز قبلى فاصله نشود يا فاصله كمى بين آنهاباشد, ولى
فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.
مـسـالـه 915 - اگـر بـراى نـمـاز جـمـاعـتى اذان و اقامه گفته باشند, كسى كه با آن جماعت
نمازمى خواند, نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
مـساله 916 - اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده تا وقتى كه
صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده , نمى تواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويددرصورتى
كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.
مـسـاله 917 - درجايى كه عده اى مشغول نماز جماعتند, يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها به هم
نـخـورده اسـت , اگـر انسان بخواهد فرادى يا باجماعت ديگرى كه برپا مى شود نماز بخواند,باسه
شرط اذان و اقامه ازاو ساقط مى شود:
اول : آن كه براى آن نماز, اذان و اقامه گفته باشند.
دوم : آن كه نماز جماعت باطل نباشد.
سوم : آن كه نماز او و نماز جماعت دريك مكان باشد, پس اگر نماز جماعت , داخل مسجدباشد و
او بخواهد دربام مسجد نماز بخواند, مستحب است اذان و اقامه بگويد.
مـسـالـه 918 - اگـر در شـرط دوم از شـرطهايى كه درمساله پيش گفته شده شك كند, يعنى
شـك كـنـد كـه نـمـاز جماعت صحيح بوده يانه , اذان و اقامه از اوساقط است ولى اگر دريكى از
دوشرطديگر شك كند مستحب است اذان و اقامه بگويد.
مساله 919 - كسى كه اذان ديگرى را مى شنود مستحب است هرقسمتى را كه مى شنود بگويدولى
در حكايت اقامه كه ازديگرى بشنود به اميد ثواب بگويد.
مساله 920 - كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده , چه با او گفته باشد يانه , درصورتى كه بين آن
اذان و اقـامـه و نمازى كه مى خواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد, مى تواند براى نماز خوداذان و
اقامه نگويد.
مساله 921 - اگر مرد اذان زن را باقصد لذت بشنود, اذان از او ساقط نمى شود.
مساله 922 - اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد, ولى درجماعت زنان اگر زن اذان و اقامه
بگويد كافى است .
مساله 923 - اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست .
مـسـاله 924 - اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد, مثلا حى على الفلاح را پيش ازحى
على الصلوة بگويد بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده , دوباره بگويد.
مـسـالـه 925 - بـايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد كه اذانى را
كـه گـفـته اذان اين اقامه حساب نشود مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد ونيز اگر بين
اذان واقـامـه و نـمـاز بـقـدرى فـاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود, مستحب است
دوباره براى آن نماز, اذان واقامه بگويد.
مساله 926 - اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود, پس اگر به عربى غلط بگويد, يا به جاى
حرفى حرف ديگر بگويد, يا مثلا ترجمه آنها رابه فارسى بگويد صحيح نيست .