مـسـالـه 705 - اگـر بـعـد از مـسـح دسـت چـپ شك كند كه درست تيمم كرده يا نه , تيمم او صحيح است .
مساله 706 - كسى كه وظيفه اش تيمم است بنابر احتياط واجب نبايد پيش از وقت نماز براى نماز
تـيـمم كند, ولى اگر براى كار واجب ديگر يا مستحبى تيمم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد,
مى تواند با همان تيمم نماز بخواند.
مـسـالـه 707 - كـسـى كـه وظيفه اش تيمم است اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او باقى مى ماند,
دروسعت وقت مى تواند با تيمم نماز بخواند, ولى اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود,
بايد صبر كند و با وضو يا غسل نماز بخواند, يا در تنگى وقت با تيمم نماز را به جاآورد.
مـساله 708 - كسى كه نمى تواند وضو بگيرد, يا غسل كند, مى تواند نمازهاى قضاى خود را باتيمم
بخواند هر چند احتمال بدهد كه بزودى عذر او برطرف مى شود ولى در صورت علم به زوال عذر تا
پيش از ضيق شدن وقت بايد منتظر بماند.
مـساله 709 - كسى كه نمى تواند وضو بگيرد يا غسل كند, جايز است نمازهاى مستحبى را كه مثل
نافله هاى شبانه روز وقت معين دارد با تيمم بخواند, حتى در اول وقت به شرط آن كه علم به زوال
عذر تا آخر وقت نداشته باشد.
مـسـالـه 710 - كسى كه احتياطا بايد غسل جبيره اى و تيمم نمايد مثلا جراحتى در پشت اواست ,
اگـر بـعـد از غسل و تيمم نماز بخواند و بعد از نماز حدث اصغرى از او سرزند مثلا بول كند, براى
نمازهاى بعد, بايد وضو بگيرد.
مساله 711 - اگر بواسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمم كند, بعد از برطرف شدن عذر,تيمم او
باطل مى شود.
مساله 712 - چيزهايى كه وضو را باطل مى كند, تيمم بدل از وضو را هم باطل مى كند, وچيزهايى
كه غسل را باطل مى نمايد, تيمم بدل از غسل را هم باطل مى نمايد.
مـسـاله 713 - كسى كه نمى تواند غسل كند, اگر چند غسل بر او واجب باشد, مى تواند بدل ازآنها
يك تيمم نمايد.
مـسـالـه 714 - كـسـى كـه نـمـى تواند غسل كند, اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب
اسـت انـجـام دهـد, بـايد بدل از غسل تيمم نمايد, و اگر نتواند وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه
براى آن وضو واجب است انجام دهد, بايد بدل از وضو تيمم نمايد.
مساله 715 - اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند, لازم نيست براى نماز وضو بگيرد, ولى اگربدل
از غسلهاى ديگر تيمم كند, بايد وضو بگيرد, و اگر نتواند وضو بگيرد, بايد تيمم ديگرى هم بدل از
وضو بنمايد.
مـسـالـه 716 - اگـر بـدل از غـسل تيمم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى كند براى او پيش
آيـد,چـنـانـچـه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند بايد وضو بگيرد, و اگر نمى تواند وضو بگيرد,
بايدبدل از وضو تيمم كند.
مساله 717 - كسى كه وظيفه اش آن است كه بدل از وضو و بدل از غسل تيمم كند, همين دوتيمم
كفايت مى كند و تيمم ديگرى لازم نيست .
مـسـالـه 718 - كـسـى كـه وظـيـفه اش تيمم است اگر براى كارى تيمم كند, تا تيمم و عذر او
بـاقـى اسـت , كـارهايى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد, مى تواند به جا آورد ولى اگر با داشتن
آب بـراى نـمـاز ميت يا خوابيدن تيمم كرده فقط كارى را كه براى آن تيمم نموده مى تواند انجام
دهدو در مورد تيمم به خاطر تنگى وقت هم ساير غايات را انجام ندهد.
مساله719 -درچندموردمستحب است نمازهايى راكه انسان باتيمم خوانده دوباره بخواند:
اول : آن كه از استعمال آب ترس داشته و عمدا خود را جنب كرده و با تيمم نماز خوانده است .
دوم : آن كـه مـى دانـسـتـه يـا گـمان داشته كه آب پيدا نمى كند و عمدا خود را جنب كرده و با
تيمم نماز خوانده است .
سـوم : آن كـه تا آخر وقت , عمدا در جستجوى آب نرود و با تيمم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر
جستجو مى كرد, آب پيدا مى شد.
چهارم : آن كه عمدا نماز را تاخير انداخته و در آخر وقت با تيمم نماز خوانده است .
پنجم : آن كه مى دانسته ياگمان داشته كه آب پيدانمى شود و آبى را كه داشته ريخته است .
احكام نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود, عبادتهاى ديگر هم قبول
مـى شـود و اگـر پـذيـرفـتـه نـشـود اعـمـال ديـگـر هـم قبول نمى شود.
و همان طور كه اگر
انـسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند, چرك در بدنش نمى ماند نمازهاى پنجگانه
هـم انـسـان را از گـناهان پاك مى كند.
سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند و كسى
كه نماز را پست و سبك شمارد, مانند كسى است كه نماز نمى خواند, پيغمبر اكرم - صلى اللّه عليه و
آلـه و سلم - فرمود: كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است .
روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند مردى وارد و مشغول نماز شد وركوع و سجودش را كاملا
بـه جا نياورد, حضرت فرمودند اگر اين مرد در حالى كه نمازش اينطور است از دنيا برود, به دين
من از دنيا نرفته است پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند و در حال
نـمـاز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد, و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى گويد و
خـود را در مـقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيارپست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع
نـمـاز كـامـلا بـه اين مطلب توجه كند, از خود بى خبرمى شود, چنانچه در حال نماز تير را از پاى
مـبـارك امـيـرالـمـؤمـنين - عليه السلام - بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند.
و نيز بايد
نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است , مانند حسد, كبر, غيبت ,
خـوردن حـرام , آشـامـيـدن مـسـكـرات , وندادن خمس و زكات بلكه هر معصيتى را ترك كند.
و
هـمـچـنـيـن سـزاوار اسـت كـارهـايـى كـه ثـواب نماز را كم مى كند به جا نياورد, مثلا در حال
خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد,و در موقع نمازبه آسمان نگاه نكند و نيز كارهايى
كه ثواب نماز را زياد مى كند به جا آورد,مثلا انگشترى عقيق به دست كند و لباس پاكيزه بپوشد و
شانه و مسواك كند و خود را خوشبونمايد.
نمازهاى واجب
نـمـازهاى واجب شش است : اول : نماز يوميه , دوم : نماز آيات , سوم : نماز ميت , چهارم : نمازطواف
واجب خانه كعبه , پنجم : نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است , ششم : نمازى كه بواسطه
اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى شود.
نمازهاى واجب يوميه
نـمـازهاى واجب يوميه پنج است : ظهر و عصر, هر كدام چهار ركعت , مغرب سه ركعت , عشاچهار
ركعت , صبح دو ركعت .
مساله 720 - در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرايطى كه گفته مى شود دو ركعت خواند.
وقت نماز ظهر و عصر
مـسـالـه 721 - اگر چوب يا چيزى مانند آن را, راست در زمين هموار فرو برند صبح كه خورشيد
بـيرون مى آيد, سايه آن بطرف مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا مى آيد اين سايه كم مى شود و در
شـهـرهـاى مـا در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى رسد و ظهر كه گذشت ,سايه آن به
طـرف مـشـرق بـرمى گردد و هر چه خورشيد رو به مغرب مى رود, سايه زيادترمى شود بنابر اين
وقـتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت ,معلوم مى شود ظهر
شـرعى شده است ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر سايه بكلى از بين مى رود,
بعد از آن كه سايه دوباره پيدا شد, معلوم مى شود ظهر شده است .
مـسـالـه 722 - چـوب يـا چـيـز ديـگـرى را كـه بـراى مـعـين كردن ظهر به زمين فرو مى برند
شاخص مى گويند.
مساله 723 - نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر
از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد, و وقت مخصوص نماز عصر
مـوقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر, وقت به مغرب مانده باشد,كه اگر كسى تا اين موقع
نـماز ظهر را نخواند, نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند,و مابين وقت مخصوص نماز
ظـهـر و وقت مخصوص نماز عصر, وقت مشترك نماز ظهر و نمازعصر است , و اگر كسى اشتباها
نماز ظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگرى بخواندنمازش صحيح است .
مـسـاله 724 - اگر پيش از خواندن نماز ظهر, سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نمازبفهمد
اشـتـباه كرده است , چنانچه در وقت مشترك باشد, بايد نيت را به نماز ظهر برگردانديعنى نيت
كند كه آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهرباشد و بعد از
آن كـه نماز را تمام كرد, نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهرباشد, بايد نيت را به
نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند, و بعد نماز عصر را بخواند واحتياط آن است كه دوباره نماز
عصر را هم بعد از آن بخواند و اين احتياط خيلى خوب است .
مـسـالـه 725 - در روز جمعه انسان مى تواند به جاى نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند,ولى
احـتـياط مستحب آن است كه اگر نماز جمعه خواند نماز ظهر را هم بخواند.
و اين احتياطخيلى
مطلوب است .
مساله 726 - احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از موقعى كه عرفا اول ظهر مى گويندتاخير
نيندازد و اگر از اوائل ظهر تاخير افتاد به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.
وقت نماز مغرب و عشا
مـسـاله 727 - مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدامى شود, از
بين برود.
مساله 728 - نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند:
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است , تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز
بـگـذارد, كـه اگـر كـسـى مـثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخوانداحتياط
مـسـتـحـب آن است كه بعد از نماز مغرب , نماز عشا را دوباره بخواند, و وقت مخصوص نماز عشا
موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تااين موقع نماز
مغرب را عمدا نخواند بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند وبين وقت مخصوص نماز
مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب و عشااست كه اگر كسى در اين وقت
اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نمازملتفت شود, نمازش صحيح است و بايد
نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد.
مساله 729 - وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مساله پيش گفته شد, براى اشخاص فرق
مـى كـند, مثلا اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد, وقت مخصوص نماز ظهر
كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مى شود, و براى كسى كه مسافرنيست , بايد
به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.
مـسـاله 730 - اگر پيش از خواندن نماز مغرب , سهوا مشغول نماز عشا شود و در بين نمازبفهمد
كه اشتباه كرده , چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته است , بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و
نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند, و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايدنماز را تمام كند,
بعد نماز مغرب را بخواند.
اما اگر تمام آنچه را خوانده , در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد
و پـيش از ركوع ركعت چهارم يادش بيايد, بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند
وبعد از آن عشا را بخواند, ولى احتياط مستحب آن است كه بعداز نماز عشا دوباره مغرب و عشا را
بخواند و اين احتياط خيل خوب است .
مـساله 731 - آخر وقت نماز عشا نصف شب است ((2))3> و طريقه احتساب آن از اول غروب تا طلوع
آفـتـاب اسـت و احـتياط مستحب براى نماز مغرب و عشاء اين است كه از اول غروب تاطلوع فجر
حساب شود.
مساله 732 - اگر از روى معصيت , يا بواسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند,
بنابر احتياط واجب , بايد تا قبل از اذان صبح , بدون اين كه نيت ادا و قضا كند به جاآورد.
وقت نماز صبح
مـساله 733 - نزديك اذان صبح از طرف مشرق , سفيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن رافجر
اول گـويند.
موقعى كه آن سفيده پهن شد, فجر دوم و اول وقت نماز صبح است .
و آخروقت نماز
صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى آيد.
احكام وقت نماز 3>
مـسـاله 734 - موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود, كه يقين كند وقت داخل شده است , يادو
مرد عادل يا يك مرد ثقه به داخل شدن وقت خبر دهند.
مساله 735 - نابينا و كسى كه در زندان است و مانند اينها بنابر احتياط واجب بايد تا يقين به داخل
شدن وقت نكنند مشغول نماز نشوند, ولى اگر انسان بواسطه ابر يا غبار و مانند اينها كه براى همه
مـانع از يقين كردن است , نتواند در اول وقت نماز, به داخل شدن وقت يقين كند,چنانچه گمان
داشته باشد كه وقت داخل شده , مى تواند مشغول نماز شود.
مـسـالـه 736 - اگـر دو مـرد عـادل به داخل شدن وقت خبر دهند, يا انسان يقين كند كه وقت
نـمازشده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده , نماز او باطل است .
وهـمـچـنـيـن اسـت اگـر بـعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده ولى اگر در
بـيـن نـمـازبـفـهمد وقت داخل شده , يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده , نماز
اوصحيح است .
مـسـالـه 737 - اگـر انـسـان مـلـتـفـت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز
شـود,چـنـانـچـه بـعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده , نماز او صحيح است و اگر
بـفـهـمدتمام نماز را پيش از وقت خوانده يا بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است , نمازش
باطل است .
مساله 738 - اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت
داخـل شده يا نه , نماز او باطل است , ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده ,و شك
كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه , نمازش صحيح است .
مساله 739 - اگر وقت نماز بقدرى تنگ است كه بواسطه به جا آوردن بعضى از كارهاى مستحب
نماز, مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود, بايد آن مستحب را به جا نياورد.
مثلا اگر بواسطه
خواندن قنوت , مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود, بايد قنوت نخواند.
مـسـاله 740 - كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد, بايد نماز را به نيت ادابخواند
ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تاخير بيندازد.
مـسـالـه 741 - كـسـى كـه مـسـافر نيست , اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت
دارد,بـايـد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند, و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط نماز عصر را بخواند
وبـعـدا نماز ظهر را قضا كند و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد,بايد
نماز مغرب و عشا را بخواند, و اگر كمتر وقت دارد, بايد فقط عشا را بخواند و بعدا بايدنماز مغرب
را بخواند و به احتياط واجب نيت ادا و قضا ننمايد.
مـساله 742 - كسى كه مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد,بايد
نماز ظهر و عصر را بخواند, و اگر كمتر وقت دارد, بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نمازظهر را قضا
كـنـد.
و اگـر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد, بايد نمازمغرب و عشا را
بـخـوانـد و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط عشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون نيت ادا و قضا به جا
آورد, و چنانچه بعد از خواندن عشا, معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يابيشتر وقت به نصف شب
مانده است بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا به جا آورد.
مساله 743 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده
اسـت و هـرچه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است , مگر آن كه تاخير آن ازجهتى بهتر باشد, مثلا
صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مـسـالـه 744 - هـرگـاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند ناچار است
باتيمم نماز بخواند, چنانچه بداند يا احتمال دهد كه عذر او تا آخر وقت باقى است , مى تواند دراول
وقـت , نماز بخواند ولى اگر مثلا لباسش نجس باشد يا عذر ديگرى داشته باشد و احتمال دهد كه
عـذر او از بـيـن مى رود بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود وچنانچه عذر او
بـرطـرف نـشـد, در آخر وقت نماز بخواند, و لازم نيست بقدرى صبر كند كه فقطبتواند كارهاى
واجـب نماز را انجام دهد, بلكه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه وقنوت هم وقت دارد
مى تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات به جا آورد.
مـسـاله 745 - كسى كه مسائل نماز و شكيات و سهويات را نمى داند و احتمال مى دهد كه يكى از
ايـنـهـا در نـمـاز پـيـش آيـد.
بـايـد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تاخير بيندازد.
ولى
اگـراطـمـيـنـان دارد كـه نماز را بطور صحيح تمام مى كند, مى تواند در اول وقت مشغول نماز
شـود,پـس اگـر در نـماز مساله اى كه حكم آن را نمى داند پيش نيايد نماز او صحيح است و اگر
مساله اى كه حكم آن را نمى داند پيش آيد, مى تواند به يكى از دو طرفى كه احتمال مى دهد, عمل
نـمـايـدو نـمـاز را تـمـام كـنـد.
ولى بعد از نماز بايد مساله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده ,
دوباره بخواند.
مساله 746 - اگر وقت نماز وسعت دارد, و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى كند درصورتى كه
مـمـكـن اسـت بـايـد اول قرض خود را بدهد, بعد نماز را بخواند, و همچنين است اگركار واجب
ديـگـرى كـه بـايـد فورا آن را به جا آورد پيش آمد كند, مثلا ببيند مسجد نجس است كه بايد اول
مـسـجـد را تـطـهـير كند, بعد نماز بخواند.
و چنانچه اول نماز بخواند, معصيت كرده ولى نماز او
صحيح است .
نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود
مساله 747 - انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواندو اگر
عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است .
مـسـالـه 748 - اگـر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر
راخـوانـده اسـت , نـمـى تـواند نيت را به نماز عصر برگرداند بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر
رابخواند و همين طور است در نماز مغرب و عشا.
مساله 749 - اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نمازظهر
برگرداند و داخل ركن شود بعد يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده , نمازش باطل است و بايد
نـمـاز عـصـر را بخواند, ولى اگر پيش از داخل شدن در ركن يادش بيايد بايد نيت رابه نماز عصر
برگرداند و آنچه به نيت ظهر خوانده دوباره به نيت عصر بخواند و نمازش صحيح است .
مساله 750 - اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه , بايد نيت را به نمازظهر
بـرگـردانـد.
ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز, مغرب مى شود بايد به نيت
نماز عصر, نماز را تمام كند و نماز ظهرش قضا ندارد.
مـسـاله 751 - اگر در نماز عشا, پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب راخوانده يا
نـه , چـنانچه وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز, نصف شب مى شود, بايدبه نيت عشا
نماز را تمام كند, و اگر بيشتر وقت دارد, بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نمازرا سه ركعتى
تمام كند, بعد نماز عشا را بخواند.
مـسـالـه 752 - اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را
خوانده يا نه , بايد نماز را تمام كند, بعد نماز مغرب را بخواند, ولى اگر اين شك در وقت مخصوص
به نماز عشا باشد خواندن نماز مغرب لازم نيست .
مـسـالـه 753 - اگـر انـسـان نـمـازى را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين نماز يادش
بـيـايـد,نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است , نمى تواند نيت را به آن نماز برگرداند,
مـثـلامـوقـعـى كـه نـمـاز عـصـر را احـتـيـاطا مى خواند, اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده
است ,نمى تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
مساله 754 - برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جايزنيست .
مساله 755 - اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد.
انسان مى تواند در بين نماز نيت را به نمازقضا
بـرگرداند, ولى بايد برگرداندن نيت , به نماز قضا ممكن باشد, مثلا اگر مشغول نماز ظهراست ,
در صورتى مى تواند نيت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركعت سوم نشده باشد.
نمازهاى مستحب
مـسـالـه 756 - نـمـازهـاى مـستحبى زياد است و آنها را نافله گويند, و بين نمازهاى مستحبى
به خواندن نافله هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعتندكه
هشت ركعت آن نافله ظهر, و هشت ركعت نافله عصر, و چهار ركعت نافله مغرب , و دوركعت نافله
عـشا, و يازده ركعت نافله شب , و دو ركعت نافله صبح مى باشد و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر
احـتياط واجب بايد نشسته خواند, يك ركعت حساب مى شود.
ولى در روزجمعه بر شانزده ركعت
نافله ظهر و عصر, چهار ركعت اضافه مى شود.
مـسـاله 757 - از يازده ركعت نافله شب , هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به
نيت نماز شفع و يك ركعت آن , به نيت نماز وتر خوانده شود.
و دستور كامل نافله شب دركتابهاى
دعا گفته شده است .
مساله 758 - نمازهاى نافله را مى شود نشسته خواند, ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را
يك ركعت حساب كند, مثلا كسى كه مى خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند,
بـهـتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مى خواهد نماز وتر را نشسته بخواند, دونماز يك ركعتى
نشسته بخواند.
مساله 759 - نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند ولى نافله عشا را به نيت اين كه شايدمطلوب
باشد مى تواند به جا آورد.
وقت نافله هاى يوميه
مـساله 760 - نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى شود و وقت آن از اول ظهر تا موقعى كه
آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود, به اندازه دو هفتم آن شود, مثلا اگردرازاى
شـاخـص هـفت وجب باشد, هر وقت مقدار سايه اى كه بعد از ظهر پيدا مى شود به دووجب رسيد,
آخر وقت نافله ظهر است .
مساله 761 - نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى شود و وقت آن تا موقعى است كه آن مقدار از
سـايـه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود, به چهار هفتم آن برسد و چنانچه بخواهدنافله ظهر يا
نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند, بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر ونافله عصر را بعد از
نماز عصر بخواند و بنابر احتياط واجب , نيت ادا و قضا نكند.
مـساله 762 - وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب
كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى شود از بين برود.
مـساله 763 - وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد ازنماز
عشا بلافاصله خوانده شود.
مساله 764 - نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى شود و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب
به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است , ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند مگر
آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند كه در اين صورت مانعى ندارد.
مساله 765 - وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده
شود.
مـساله 766 - مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند,مى تواند
آن را در اول شب به جا آورد.
نماز غفيله
مساله 767 - يكى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى شود.
و وقـت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب از بين برود و درركعت اول آن ,
بعد از حمد بايد به جاى سوره , اين آيه را بخوانند:
وذا الـنـون اذ ذهب مغا ضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك
انى كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤمنين .
و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره , اين آيه را بخوانند:
و عـنـده مـفاتح الغيب لايعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا يعلمهاولا
حبة فى ظلمات الا رض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين .
و در قنوت آن بگويند:
الـلهم انى اساءلك بمفاتح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد وان تفعل
بى كذا و كذا, و بجاى كلمه كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويند.
و بعد بگويند:
الـلـهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاساءلك بحق محمد و آل محمد عليه
وعليهم السلام لما قضيتها لى .
احكام قبله 3>
مساله 768 - خانه كعبه كه در مكه معظمه مى باشد قبله است , و بايد روبروى آن نماز خواند,ولى
كـسى كه دور است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مى خواند كافى است وهمچنين
است كارهاى ديگرى كه مانند سربريدن حيوانات , بايد رو به قبله انجام گيرد.
مـسـالـه 769 - كسى كه نماز واجب را ايستاده مى خواند, بايد طورى بايستد كه عرفا بگويند روبه
قبله ايستاده .
مـسـالـه 770 - كـسـى كـه بـايـد نشسته نماز بخواند, اگر نمى تواند بطور معمول بنشيند و در
مـوقـع نـشستن , كف پاها را به زمين مى گذارد, بايد در موقع نماز صورت و سينه و شكم او رو به
قبله باشد و لازم نيست ساق پاى او رو به قبله باشد.
مـسـالـه 771 - كـسـى كـه نـمـى تـوانـد نشسته نماز بخواند, بايد در حال نماز به پهلوى راست
طـورى بـخـوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد, و اگر ممكن نيست بايد به پهلوى چپ طورى
بـخـوابدكه جلوى بدن او رو به قبله باشد, و اگر اين را هم نتواند بايد به پشت بخوابد بطورى كه
كف پاى او رو به قبله باشد.
مـساله 772 - نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله به جا آورد و درسجده
سهو هم احتياط مستحب همين است .
مـسـاله 773 - نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و اگر انسان در اين دو
حال , نماز مستحبى بخواند لازم نيست رو به قبله باشد.
مساله 774 - كسى كه مى خواهد نماز بخواند, بايد براى پيدا كردن قبله كوشش نمايد, تا يقين كند
كه قبله كدام طرف است , و مى تواند به گفته دو شاهد عادل كه از روى نشانه هاى حسى شهادت
مـى دهـنـد يا به قول كسى كه از روى قاعده علمى قبله را مى شناسد و محل اطمينان است عمل
كـنـد, و اگـر اينها ممكن نشد بايد به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يااز
راهـهاى ديگر پيدا مى شود عمل نمايد حتى اگر از گفته فاسق يا كافرى كه بواسطه قواعدعلمى
قبله را مى شناسد گمان به قبله پيدا كند كافى است .
مـسـالـه 775 - كـسـى كه گمان به قبله دارد, اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند نمى تواند به
گـمـان خـود عـمل نمايد, مثلا اگر ميهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پيدا كند ولى
بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا كند نبايد به حرف او عمل نمايد.
مـسـالـه 776 - اگـر بـراى پـيدا كردن قبله وسيله اى ندارد, يا با اين كه كوشش كرده , گمانش
بـه طـرفـى نـمى رود, چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر
به اندازه چهار نماز وقت ندارد, بايد به اندازه اى كه وقت دارد, نماز بخواند, مثلا اگر فقط به اندازه
يك نماز وقت دارد, بايد يك نماز به هر طرفى كه مى خواهد بخواند.
و بايد نمازها راطورى بخواند
كه يقين كند يكى از آنها رو به قبله بوده يا اگر از قبله كج بوده , به طرف دست راست و دست چپ
قبله نرسيده است .
مـسـالـه 777 - اگـر يـقين يا گمان كند كه قبله در يكى از دو طرف است , بايد به هر دو طرف
نمازبخواند ولى احتياط مستحب آن است كه در صورت گمان , به چهار طرف نماز بخواند.
مـسـالـه 778 - كـسى كه بايد به چند طرف نماز بخواند, اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب
وعشا را بخواند بهتر آن است كه نماز اول را به هر چند طرف كه واجب است بخواند, بعد نمازدوم
را شروع كند.
مـسـالـه 779 - كـسـى كـه يقين به قبله ندارد, اگر بخواهد غير از نماز كارى كند كه بايد رو به
قـبـلـه انجام داد, مثلا بخواهد سر حيوانى را ببرد, بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان ممكن
نيست به هر طرف كه انجام دهد صحيح است .
پوشانيدن بدن در نماز
مـسـاله 780 - مرد بايد در حال نماز, اگر چه كسى او را نمى بيند عورتين خود را بپوشاند.
وبهتر
است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
مساله 781 - زن بايد در موقع نماز, تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند ولى پوشاندن صورت
به مقدارى كه در وضو شسته مى شود و دستها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست .
امابراى آن كه يقين
كـند كه مقدار واجب را پوشانده است , بايد مقدارى از اطراف صورت وقدرى پايين تر از مچ را هم
بپوشاند.
مساله 782 - موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را به جامى آورد,
بلكه بنابر احتياط مستحب در موقع سجده سهو هم , بايد خود را مثل موقع نمازبپوشاند.
مـساله 783 - اگر انسان عمدا, در نماز عورتش را نپوشاند, نمازش باطل است , بلكه اگر ازروى
ندانستن مساله هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
مساله 784 - اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيدا است , بايد آن را بپوشاند و چنانچه پوشاندن
عـورت زياد طول بكشد احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند, ولى اگر بعد
از نماز بفهمد كه در نماز, عورت او پيدا بوده , نمازش صحيح است .
مـسـاله 785 - اگر در حال ايستاده لباسش عورت او را مى پوشاند ولى ممكن است در حال ديگر,
مـثـلا در حـال ركوع و سجود نپوشاند, چنانچه موقعى كه عورت او پيدا مى شود,بوسيله اى آن را
بپوشاند, نماز او صحيح است .
ولى احتياط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند.
مساله 786 - انسان مى تواند در نماز, خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ولى احتياطمستحب
آن است موقعى خود را با اينها بپوشاند كه چيز ديگرى نداشته باشد.
مـسـالـه 787 - اگـر غـيـر از گـل هيچ چيز ندارد كه در نماز خود را بپوشاند, گل ساتر نيست
ومى تواند برهنه نماز بخواند.
مـسـالـه 788 - اگـر چـيـزى نـدارد كـه در نـماز خود را با آن بپوشاند چنانچه احتمال دهد كه
پـيـدامـى كـنـد, بـنـابر احتياط واجب بايد نماز را تاخير بيندازد, و اگر چيزى پيدا نكرد, در آخر
وقت مطابق وظيفه اش نماز بخواند.
مـسـاله 789 - كسى كه مى خواهد نماز بخواند, اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت وعلف
نـداشـته باشد و احتمال ندهد, كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را با آن بپوشاند, درصورتى
كه نامحرم او را مى بيند بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند.
و اگر كسى او
را نمى بيند, ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند و در هرصورت ركوع و سجود را
با اشاره انجام مى دهد و براى سجود سر را قدرى پايين ترمى آورد.
لباس نمازگزار
مساله 790 - لباس نمازگزار شش شرط دارد:
اول : آن كـه پـاك بـاشد.
دوم : آن كه مباح باشد.
سوم : آن كه از اجزاء مردار نباشد.
چهارم : آن كه از
حـيـوان حرام گوشت نباشد.
پنجم و ششم : آن كه نمازگزار اگرمرد است , لباس اوابريشم خالص
وطلاباف نباشد وتفصيل اينها درمسائل آينده گفته مى شود.
شرط اول
مـسـاله 791 - لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى عمدا با بدن يا لباس نجس نمازبخواند,
نمازش باطل است .
مـسـالـه 792 - كـسـى كـه نـمـى دانـد بابدن و لباس نجس نمازباطل است و مقصر درندانستن
حكم مساله باشد اگر بابدن يالباس نجس نمازبخواند, نمازش باطل مى باشد.
مـسـالـه 793 - اگـر بـواسـطـه تقصير در ندانستن مساله , چيزنجسى را نداند نجس است , مثلا
نداندعرق شترنجاستخوار نجس است و با آن نمازبخواند نمازش باطل است .
مساله 794 - اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعدازنماز بفهمد نجس بوده نمازاوصحيح
است , ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد, دوباره آن نماز رابخواند.
مساله 795 - اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و دربين نماز يا بعد ازآن يادش بيايد,
بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مـساله 796 - كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است , اگر دربين نماز, بدن يا لباس اونجس
شـود و پيش از آن كه چيزى ازنماز را بانجاست بخواند, ملتفت شودكه نجس شده ,يابفهمد بدن يا
لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده ,درصورتى كه آب
كـشـيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يابيرون آوردن آن , نماز را به هم نمى زند, بايد دربين
نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده , لباس
را بـيـرون آورد, ولـى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس راآب بكشد يا لباس را عوض كند
يابيرون آورد, نماز به هم مى خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى ماند, بايد نمازرا بشكند و با
بدن و لباس پاك نماز بخواند.
مساله 797 - كسى كه درتنگى وقت مشغول نمازاست , اگر دربين نماز لباس او نجس شود وپيش
از آن كه چيزى ازنماز را بانجاست بخواند بفهمد كه نجس شده , يا بفهمد كه لباس اونجس است و
شـك كـنـد كـه هـمان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده , درصورتى كه آب كشيدن يا عوض
كردن يا بيرون آوردن لباس , نماز رابه هم نمى زند ومى تواند لباس را بيرون آورد, بايد لباس را آب
بكشد يا عوض كند, يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده ,لباس رابيرون آورد ونماز را تمام كند,
اما اگر چيزديگرى عورت اورا نپوشانده ولباس راهم نمى تواند آب بكشد ياعوض كند بايد لباس را
بـيـرون آورد وبه دستورى كه براى برهنگان گفته شد نمازرا تمام كند.
ولى چنانچه طورى است
كه اگر لباس را آب بكشد ياعوض كند, نمازبه هم مى خورد و به واسطه سرما ومانند آن نمى تواند
لباس را بيرون آورد, بايد باهمان حال نمازراتمام كند ونمازش صحيح است .
مساله 798 - كسى كه درتنگى وقت مشغول نمازاست , اگر دربين نماز بدن او نجس شود وپيش
ازآن كه چيزى ازنماز را بانجاست بخواند ملتفت شودكه نجس شده , يا بفهمد بدن اونجس است و
شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده , درصورتى كه آب كشيدن بدن نماز را به
هـم نمى زند, بايد آب بكشد واگر نماز را به هم مى زند, بايد باهمان حال نماز را تمام كند ونماز او
صحيح است .
مـسـالـه 799 - كسى كه درپاك بودن بدن يا لباس خودشك دارد, چنانچه نمازبخواندوبعدازنماز
بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده , نماز اوصحيح است .
مـساله 800 - اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواندوبعدازنماز
بفهمد پاك نشده , نمازش صحيح است .
مـسـالـه 801 - اگـرخـونـى دربـدن يـا لباس خود ببيند ويقين كند كه ازخونهاى نجس نيست ,
مـثـلايـقـيـن كـنـد كه خون پشه است , چنانچه بعدازنماز بفهمد ازخونهايى بوده كه نمى شود با
آن نمازخواند, نماز اوصحيح است .
مـسـالـه 802 - هـرگـاه يـقـيـن كند خونى كه دربدن يا لباس اوست خون نجسى است كه نماز
بـاآن صـحـيـح است , مثلا يقين كند خون زخم و دمل است , اگرچنانچه بعدازنماز بفهمد خونى
بوده كه نماز با آن باطل است نمازش صحيح است .