پنجم : فاصله او با ميت بقدرى كم باشد كه اگر باد لباسش را حركت دهد به جنازه برسد.
ششم : نماز ميت را به جماعت بخواند.
هفتم : امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى خوانند, آهسته بخوانند.
هشتم : در جماعت اگر چه ماموم يك نفر باشد, عقب امام بايستد.
نهم : نمازگزار به ميت و مؤمنين زياد دعا كند.
دهم : پيش از نماز سه مرتبه بگويد: الصلاة .
يازدهم : نماز را در جايى بخوانند كه مردم براى نماز ميت بيشتر به آنجا مى روند.
دوازدهم : زن حائض اگر نماز ميت را به جماعت مى خواند در صفى تنها بايستد.
مساله 604 - خواندن نماز ميت در مساجد مكروه است ولى در مسجد الحرام مكروه نيست .

احكام دفن

مـسـاله 605 - واجب است ميت را طورى در زمين دفن كنند, كه بوى او بيرون نيايد ودرندگان هـم نـتـوانند بدنش را بيرون آورند و در صورتى كه ترس درنده و نزديك شدن انسانى كه از بوى مـيـت اذيـت شـود در بـيـن نـباشد اقوى كفايت تنها عنوان دفن در زمين است اگر چه احتياط مستحب آن است كه گودى قبر به همان اندازه مذكور در بالا باشد, و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد, بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.
مـسـالـه 606 - اگـر دفـن مـيـت در زمـيـن ممكن نباشد, مى توانند به جاى دفن , او را در بنا يا تابوت بگذارند.
مـسـالـه 607 - مـيـت را بـايـد در قـبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.
مـسـالـه 608 - اگـر كـسـى در كـشـتـى بـمـيرد, چنانچه جسد او فاسد نمى شود و بودن او در كـشتى مانعى ندارد, بايد صبر كنند تا به خشكى برسند و او را در زمين دفن كنند وگرنه , بايد در كـشـتـى غـسـلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميت چيز سنگينى به پايش ببندند و به دريا بيندازند يا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دريا بيندازند و اگر ممكن است بايد او را در جايى بيندازند كه فورا طعمه حيوانات نشود.
مساله 609 - اگر بترسند كه دشمن , قبر ميت را بشكافد و بدن او را بيرون آورد و گوش يابينى يا اعـضاى ديگر او را ببرد چنانچه ممكن باشد بايد بطورى كه در مساله پيش گفته شد او رابه دريا بيندازند.
مـساله 610 - مخارج انداختن در دريا و مخارج محكم كردن قبر ميت را در صورتى كه لازم باشد, بايد از اصل مال ميت بردارند.
مـسـالـه 611 - اگـر زن كـافـره بـمـيرد و بچه در شكم او مرده باشد, چنانچه پدر بچه مسلمان باشد,بايد زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند كه روى بچه به طرف قبله باشد بلكه اگرهنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد, بايد به همين دستور عمل كنند.
مساله 612 - دفن مسلمان , در قبرستان كفار و دفن كافر, در قبرستان مسلمانان جايزنيست .
مـسـاله 613 - دفن مسلمان در جايى كه بى احترامى به او باشد, مانند جايى كه خاكروبه وكثافت مى ريزند, جايز نيست .
مـسـالـه 614 - مـيـت را نـبـايـد در جـاى غصبى دفن كنند و دفن كردن در جايى كه براى غير دفن كردن وقف شده و در مسجد جايز نيست .
مساله 615 - دفن ميت در قبر مرده ديگر قبل از مندرس شدن و از بين رفتن او جايزنيست .
مساله 616 - چيزى كه از ميت جدا مى شود, اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد, بايد با او دفن شود و اگـر مـوجـب نـبش شود, احتياط آن است كه جدا دفن شود.
و دفن ناخن و دندانى كه درحال زندگى از انسان جدا مى شود مستحب است .
مساله 617 - اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد بايد در چاه را ببندند وهمان چاه را قبر او قرار دهند, و در صورتى كه چاه مال غير باشد بايد به نحوى او را راضى كنند.
مساله 618 - اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد, بايدبه آسـانترين راه او را بيرون آورند, و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعه قطعه كنند اشكال ندارد, ولى بايد به وسيله شوهرش اگر اهل فن است يا زنى كه اهل فن باشد او را بيرون بياورندو اگر ممكن نيست مرد محرمى كه اهل فن باشد, و اگر آن هم ممكن نشود مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچه را بـيرون بياورد, و در صورتى كه آن هم پيدا نشود كسى كه اهل فن نباشدمى تواند بچه را بيرون آورد.
مـسـالـه 619 - هـرگاه مادر بميرد و بچه در شكمش زنده باشد اگر چه اميد زنده ماندن طفل رانـداشـتـه بـاشـند بايد به وسيله كسانى كه در مساله پيش گفته شد از هر طرفى كه بچه سالم بـيـرون مـى آيـد بـچه را بيرون آورند و دوباره بدوزند ولى اگر بين پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچه فرقى نباشد احتياط واجب آن است كه از پهلوى چپ بيرون بياورند.
مستحبات دفن مـسـاله 620 - خوب است به اميد آن كه مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازه قد انسان متوس ط گود كنند و ميت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند, مگر آن كه قبرستان دورتر, ازجهتى بهتر بـاشـد, مـثل آن كه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند, يا مردم براى فاتحه اهل قبور بيشتر به آنجا بروند و نيز جنازه را در چند ذرعى قبر, زمين بگذارند و تا سه مرتبه كم كم نزديك ببرند, و در هـر مرتبه زمين بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر كنند و اگرميت مرد است در دفعه سـوم طورى زمين بگذارند كه سر او طرف پايين قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نـمـايـند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر كنند, و در موقع وارد كـردن , پـارچـه اى روى قبر بگيرند و نيز جنازه را به آرامى از تابوت بگيرند و وارد قبر كنند و دعـاهـايـى كه دستور داده شده , پيش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن كه ميت را در لحد گذاشتند, گره هاى كفن را باز كنند و صورت ميت راروى خاك بگذارند و بالشى از خاك زير سر او بـسـازنـد و پشت ميت , خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميت به پشت برنگردد و پيش از آن كه لحد را بپوشانند, دست راست را به شانه راست ميت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ ميت بگذارند و دهان را نزديك گوش او ببرند و به شدت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند: اسـمع افهم يا فلان بن فلان و به جاى فلان اسم ميت و پدرش را بگويند مثلا اگر اسم او محمدو اسم پدرش على است سه مرتبه بگويند: اسمع افهم يا محمد بن على پس از آن بگويند: هـل انـت عـلـى الـعـهـد الـذى فـارقـتنا عليه من شهادة ان لااله الااللّه وحده لا شريك له و ان محمداصلى اللّه عليه وآله عبده و رسوله و سيد النبيين وخاتم المرسلين و ان عليا اميرالمؤمنين و سـيـدالوصيين و امام افترض اللّه طاعته على العالمين و ان الحسن و الحسين و علي بن الحسين ومـحـمـد بـن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بـن مـحـمـد و الحسن بن على و القائم الحجة المهدى صلوات اللّه عليهم ائمة المؤمنين و حجج اللّه على الخلق اجمعين و ائمتك ائمة هدى بك ابرار يا فلان بن فلان .
و به جاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويد, و بعد بگويد: اذا اتاك الملكان المقربان رسولين من عند اللّه تبارك و تعالى و سئلاك عن ربك و عن نبيك وعن ديـنـك و عـن كـتابك و عن قبلتك و عن ائمتك فلا تخف و لا تحزن و قل في جوابهما اللّه ربى و محمد صلى اللّه عليه و آله نبيى و الاسلام دينى والقرآن كتابي و الكعبة قبلتى واميرالمؤمنين علي بـن ابـى طـالب امامى والحسن بن على المجتبى امامى والحسين بن على الشهيد بكربلا امامى و على زين العابدين امامى و محمد الباقر امامى و جعفر الصادق امامى ,و موسى الكاظم امامى , و على الـرضـا امـامـى , و مـحـمد الجواد امامى , و على الهادى امامى والحسن العسكرى امامى و الحجة المنتظر امامى هؤلاء صلوات اللّه عليهم اجمعين ائمتى وسادتى و قادتى و شفعائى بهم اتولى و من اعدائهم اتبرء فى الدنيا و الا خرة ثم اعلم يا فلان بن فلان و بجاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بـگويد بعد بگويد: ان اللّه تبارك و تعالى نعم الرب و ان محمدا صلى اللّه عليه و آله نعم الرسول و ان عـلـى بـن ابـى طالب و اولاده المعصومين الا ئمة الا ثنى عشر نعم الا ئمة و ان ما جاء به محمد صـلـى اللّه عـليه و آله حق و ان الموت حق و سؤال منكر و نكير فى القبر حق و البعث حق والنشور حـق و الصراط حق والميزان حق و تطاير الكتب حق و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية لا ريـب فـيـها وان اللّه يبعث من فى القبور پس بگويد: افهمت يا فلان و به جاى فلان اسم ميت را بـگـويد پس ازآن بگويد: ثبتك اللّه بالقول الثابت و هداك اللّه الى صراط مستقيم عرف اللّه بينك و بين اوليائك في مستقر من رحمته پس بگويد: اللهم جاف الارض عن جنبيه واصعد بروحه اليك و لقه منك برهانا اللهم عفوك عفوك .
مـسـالـه 621 - خـوب اسـت بـه امـيـد ايـن كـه مـطـلوب پروردگار است كسى كه ميت را در قـبرمى گذارد, با طهارت و سر برهنه و پابرهنه باشد و از طرف پاى ميت از قبر بيرون بيايد و غير ازخـويـشـان مـيـت كـسـانـى كه حاضرند, با پشت دست خاك بر قبر بريزند و بگويند انا للّه و انا الـيـه راجـعـون .
اگـر مـيـت زن اسـت كـسى كه با او محرم مى باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد خويشانش او را در قبر بگذارند.
مـسـالـه 622 - خـوب اسـت بـه امـيـد ايـن كـه مـطـلـوب پروردگار است قبر را مربع يا مربع مستطيل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمين بلند كنند و نشانه اى روى آن بگذارند كه اشتباه نـشـودو روى قـبـر آب بـپاشند, و بعد از پاشيدن آب كسانى كه حاضرند, دستها را بر قبر بگذارند وانگشتها را باز كرده در خاك فرو برند و هفت مرتبه سوره مباركه انا انزلناه بخوانند و براى ميت طلب آمرزش كنند و اين دعا را بخوانند.
اللهم جاف الا رض عن جنبيه و اصعد اليك روحه و لقه منك رضوانا و اسكن قبره من رحمتك ما تغنيه به عن رحمة من سواك .
مـساله 623 - پس از رفتن كسانى كه تشييع جنازه كرده اند مستحب است ولى ميت يا كسى كه از طرف ولى اجازه دارد, دعاهايى را كه دستور داده شده , به ميت تلقين كند.
مـسـالـه 624 - بـعـد از دفـن مـسـتـحب است صاحبان عزا را سرسلامتى دهند ولى اگر مدتى گـذشـتـه اسـت كـه بـه واسطه سر سلامتى دادن , مصيبت يادشان مى آيد, ترك آن بهتر است , و نيزمستحب است تا سه روز براى اهل خانه ميت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و درمنزلشان مكروه است .
مساله 625 - مستحب است انسان در مرگ خويشان , مخصوصا در مرگ فرزند صبر كند وهر وقت ميت را ياد مى كند انا للّه و انا اليه راجعون بگويد, و براى ميت قرآن بخواند و سرقبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود.
مساله 626 - جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.
مساله 627 - پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست .
مـساله 628 - اگر مرد در مرگ زن يا فرزند يقه يا لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاى ميت صـورت خـود را بـخراشد بطورى كه خون بيايد يا موى خود را بكند, بايد يك بنده آزادكند, يا ده فقير را طعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد بلكه اگرخون هم نيايد بنابر احتياط واجب به اين دستور عمل نمايد.
مساله 629 - احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را خيلى بلند نكنند.
نماز وحشت مساله 630 - مستحب است در شب اول قبر, دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند ودستور آن اين است كه , در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعداز حمد ده مرتبه سوره انا انزلناه بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند: اللهم صل على محمد وآل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان و به جاى كلمه فلان اسم ميت را بگويند.
مساله 631 - نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى شود خواند, ولى بهتر است دراول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.
مـساله 632 - اگر بخواهند ميت را به شهر دورى ببرند, يا به جهت ديگر دفن او تاخير بيفتد,بايد نماز وحشت را تا شب اول قبر او تاخير بيندازند.
نبش قبر مساله 633 - نبش قبر مسلمان , يعنى شكافتن قبر او اگر چه طفل , يا ديوانه باشد حرام است ,ولى اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد اشكال ندارد.
مـسـالـه 634 - نـبـش قـبر امامزاده ها و شهدا و علما و صلحا اگر چه سالها بر آن گذشته باشد درصورتى كه زيارتگاه باشد حرام است , بلكه اگر زيارتگاه هم نباشد بنابر احتياط واجب نبايدآن را نبش كرد.
مساله 635 - شكافتن قبر در چند مورد حرام نيست : اول : آن كه ميت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آن جابماند.
دوم : آن كـه كـفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند, و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثـه راضـى نشوند كه آن چيز در قبر بماند, ولى اگر چيز مختصرى از مال او كه به ورثه به ارث رسـيـده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش براى درآوردن آن تامل و اشكال است خصوصا اگر اجحاف بر ورثه نباشد, و اگر وصيت كرده باشد كه دعا ياقرآن يا انگشترى را با او دفـن كـنـنـد در صـورتى كه وصيتش بيشتر از يك سوم مال او نباشد,براى بيرون آوردن اينها نمى توانند قبر را بشكافند.
سـوم : آن كـه مـيـت بـى غـسـل يـا بـى كفن دفن شده باشد, يا بفهمند غسلش باطل بوده , يا به غيردستور شرع كفن شده يا در قبر, او را رو به قبله نگذاشته اند.
چهارم : آن كه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميت را ببينند.
پـنـجـم : آن كـه مـيت را در جايى كه بى احترامى به اوست مثل قبرستان كفار يا جايى كه كثافت وخاكروبه مى ريزند دفن كرده باشند.
ششم : آن كه براى يك مطلب شرعى كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است , قبر را بشكافندمثلا بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله اى كه دفنش كرده اند بيرون آورند.
هفتم : آن كه بترسند درنده اى بدن ميت را پاره كند, يا سيل او را ببرد يا دشمن بيرون آورد.
هـشـتم : آن كه قسمتى از بدن ميت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ولى احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود.
غسلهاى مستحب مساله 636 - غسلهاى مستحب در شرع مقدس اسلام بسيار است و از آن جمله است : 1 - غـسل جمعه , و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر, و بهتر است نزديك ظهر به جا آورده شود, و اگـر تا ظهر انجام ندهد بهتر است كه بدون نيت ادا و قضا تا عصر جمعه به جا آورد.
واگر در روز جمعه غسل نكند مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را به جا آورد.
وكسى كه مى ترسد در روز جـمـعـه آب پـيدا نكند مى تواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد, بلكه اگر در شب جمعه غـسـل را به اميد آن كه مطلوب خداوند عالم است به جا آورد صحيح است , ومستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد: اشـهـد ان لا الـه الا اللّه وحـده لاشـريـك لـه و ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى من التوابين و اجعلنى من المتطهرين .
2 - غسل شب اول ماه رمضان و تمام شبهاى طاق مثل شب سوم و پنجم و هفتم , ولى از شب بيست و يـكـم مـستحب است همه شب غسل كند, و براى غسل شب اول و پانزدهم و هفدهم ونوزدهم و بـيـسـت و يكم و بيست و سوم و بيست و پنجم و بيست و هفتم و بيست ونهم بيشترسفارش شده است .
و وقت غسل شبهاى ماه رمضان تمام شب است , و بهتر است مقارن غروب آفتاب به جا آورده شـود ولى از شب بيست و يكم تا آخر ماه بهتر است غسل را بين نمازمغرب و عشا به جا آورد.
و نيز مستحب است در شب بيست و سوم غير از غسل اول شب , يك غسل هم در آخر شب انجام دهد.
3 - غـسل روز عيد فطر و عيد قربان , و وقت آن از اذان صبح است تا غروب و بهتر است آن راپيش از نـماز عيد به جا آورد, و اگر از ظهر تا غروب به جا آورد, احتياط آن است كه به قصدرجاء انجام دهد.
4 - غـسـل شب عيد فطر, و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح و بهتر است در اول شب به جا آورده شود.
5 - غسل روز هشتم و نهم ذى حجه , و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر به جاآورد.
6 - غسل روز اول و پانزدهم و بيست وهفتم و آخر ماه رجب .
7 - غسل روز عيد غدير, و بهتر است در وقت چاشت (صدر نهار) آن را انجام دهد.
8 - غسل روز بيست و چهارم ذى حجه .
9 - غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاول و روز بيست و پنجم ذيقعده ولى غسل روز پانزدهم شعبان و نهم ربيع الاول را رجاء انجام دهد.
10 - غسل دادن بچه اى كه تازه بدنيا آمده .
11 - غسل زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش استعمال كرده است .
12 - غسل كسى كه در حال مستى خوابيده .
13 - غسل كسى كه جايى از بدنش را به بدن ميتى كه غسل داده اند رسانده .
14 - غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه نماز آيات را عمدا نخوانده در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد.
15 - غـسـل كـسـى كـه بـراى تـمـاشـاى دارآويخته رفته و آن را ديده باشد ولى اگر اتفاقا يا از روى نـاچـارى نـگـاهـش بـيـفتد يا مثلا براى شهادت دادن رفته باشد, غسل مستحب نيست كما اينكه استحباب غسل در فرض قبل هم معلوم نمى باشد و مى تواند رجاء بياورد.
مـسـاله 637 - پيش از داخل شدن در حرم مكه , شهر مكه , مسجد الحرام , خانه كعبه , حرم مدينه , شـهـر مدينه , و مسجد پيغمبر مستحب است انسان غسل كند و براى داخل شدن در حرم امامان - عـليهم السلام - رجاء غسل كند, و اگر در يك روز چند مرتبه مشرف شود يك غسل كافى است و كسى كه مى خواهد در يك روز داخل حرم مكه و مسجد الحرام و خانه كعبه شود, اگر به نيت همه يـك غـسل كند كافى است و نيز اگر در يك روز بخواهد داخل حرم مدينه و شهر مدينه و مسجد پيغمبر - صلى اللّه عليه و آله وسلم - شود, يك غسل براى همه كفايت مى كند و براى زيارت پيغمير و امـامـان از دور يا نزديك و براى حاجت خواستن از خداوندعالم و همچنين براى توبه و نشاط به جهت عبادت و براى سفر رفتن خصوصا سفر زيارت حضرت سيدالشهداء - عليه السلام - مستحب است انسان غسل كند و اگر يكى از غسلهايى راكه در اين مساله گفته شد به جا آورد و بعد كارى كـند كه وضو را باطل مى نمايد مثلا بخوابد,غسل او باطل مى شود و مستحب است دوباره غسل را به جا آورد.
مساله 638 - انسان نمى تواند با غسل مستحبى كارى كه مانند نماز وضو لازم دارد انجام دهد.
مساله 639 - اگر چند غسل بر كسى مستحب باشد و به نيت همه يك غسل به جا آورد كافى است .
تيمم در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد: اول : از موارد تيمم آن كه تهيه آب بقدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
مساله 640 - اگر انسان در آبادى باشد, بايد براى تهيه آب وضو و غسل , بقدرى جستجو كندكه از پيدا شدن آن نا اميد شود, و اگر در بيابان باشد, چنانچه زمين آن پست و بلند است و يا به واسطه درخـت و مانند آن عبور در آن زمين مشكل است بايد در هر يك از چهارطرف به اندازه پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى كردند ((1))

در جستجوى آب برود و اگرزمين آن اينطور نيست , بايد در هر طرف به اندازه پرتاب دو تير جستجو نمايد.
مساله 641 - اگر بعضى از چهار طرف هموار و بعضى ديگر پست و بلند يا عبور در آن مشكل باشد, بـايد در طرفى كه هموار است به اندازه پرتاب دو تير و در طرفى كه اينطور نيست به اندازه پرتاب يك تير جستجو كند.
مساله 642 - در هر طرفى كه يقين دارد آب نيست , در آن طرف جستجو لازم نيست .
مـسـالـه 643 - كـسـى كـه وقت نماز او تنگ نيست و براى تهيه آب وقت دارد, اگر يقين دارد, درمحلى دورتر از مقدارى كه بايد جستجو كند آب هست در صورتى كه مانعى نباشد و مشقت هم نـداشـته باشد بايد براى تهيه آب برود, و اگر گمان دارد آب هست رفتن به آن محل لازم نيست ولى اگر اطمينان داشته باشد, بنابر احتياط واجب بايد براى تهيه آب به آن محل برود.
مـساله 644 - لازم نيست خود انسان در جستجوى آب برود, بلكه مى تواند كسى را كه به گفته او اطمينان دارد بفرستد و در اين صورت اگر يك نفر از طرف چند نفر برود كافى است .
مساله 645 - اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود, يا در منزل يا در قافله آب هست بايدبقدرى جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند يا از پيدا كردن آن نا اميد شود.
مـسـالـه 646 - اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همان جابماند, لازم نيست كه دوباره در جستجوى آب برود.
مساله 647 - اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند و تا وقت نمازديگر در همان جا بماند, جستجو لازم نيست .
مـسـالـه 648 - اگـر از درنـده بترسد, يا جستجوى آب بقدرى سخت باشد كه نتواند تحمل كند يـاوقـت نـمـاز بـقـدرى تـنـگ بـاشد كه هيچ نتواند جستجو كند, جستجو لازم نيست ولى اگر بـتـوانـدمـقـدارى جـسـتجو كند به همان مقدار جستجو لازم است , و اگر از دزد بر جان يا مال خـودش بـتـرسـد نـبايد در جستجوى آب برود, ولى اگر مالى كه احتمال مى دهد از بين برود به حسب حال او قابل اعتنا نباشد و ترس ديگرى هم نداشته باشد جستجوى آب واجب است .
مساله 649 - اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود معصيت كرده , ولى نمازش با تيمم صحيح است .
مساله 650 - كسى كه يقين دارد آب پيدا نمى كند, چنانچه دنبال آب نرود و با تيمم نمازبخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مى كرد آب پيدا مى شد نمازش باطل است .
مساله 651 - اگر بعد از جستجو آب پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد, درجايى كه جستجو كرده آب بوده نماز او صحيح است .
مـسـالـه 652 - اگر بعد از داخل شدن وقت نماز, وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خودرا بـاطل كند نمى تواند وضو بگيرد چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت وضوى خود رانگهدارد, نبايد آن را باطل نمايد, و همچنين است اگر بداند يا دو شاهد عادل يا يك شاهد ثقه خبر دهند كه تهيه آب بـراى او مـمـكن نيست بلكه اگر احتمال صحيح عقلايى هم بدهد احتياطواجب آن است كه وضوى خود را باطل نكند.
مـسـالـه 653 - اگر پيش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند يا احتمال عقلايى دهد يا دوشاهد عـادل يا يك شاهد ثقه خبر دهند كه اگر وضوى خود را باطل كند, تهيه آب براى اوممكن نيست چـنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت وضوى خود را نگهدارد احتياط واجب آن است كه آن را باطل نكند.
مـسـاله 654 - كسى كه فقط به مقدار وضو يا به مقدار غسل آب دارد اگر بداند يا دو شاهدعادل خـبـر دهـند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمى كند, چنانچه وقت نماز داخل شده باشد,ريختن آن حرام است , و احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد, بلكه خالى از قوت نيست و هـرگـاه احتمال عقلايى هم بدهد كه اگر آب را بريزد ديگر آب پيدانمى كند احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آب را نريزد.
مـسـاله 655 - كسى كه مى داند يا دو شاهد عادل يا يك شاهد ثقه خبر دهند كه آب پيدانمى كند, اگر بعد از داخل شدن وقت نماز وضوى خود را باطل كند يا آبى كه دارد بريزدمعصيت كرده ولى نمازش با تيمم صحيح است , اگر چه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
دوم : از موارد تيمم مساله 656 - اگر بواسطه پيرى , يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله اى كه آب از چـاه بـكـشد, دسترسى به آب نداشته باشد, بايد تيمم كند و همچنين است اگر تهيه كردن آب يا استعمال آن بقدرى مشقت داشته باشد كه مردم تحمل آن را نكنند.
مـسـالـه 657 - اگر براى كشيدن آب از چاه , دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد و مجبوراست بـخـرد, يـا كرايه نمايد, اگر چه قيمت آن چند برابر معمول باشد, بايد تهيه كند, و همچنين است اگر آب را به چندين برابر قيمتش بفروشند, ولى اگر تهيه آنها بقدرى پول مى خواهد كه نسبت به حال او آن مقدار ضرر دارد, واجب نيست تهيه نمايد.
مساله 658 - اگر ناچار شود كه براى تهيه آب قرض كند, بايد قرض نمايد ولى كسى كه مى داند يا گمان دارد كه نمى تواند قرض خود را بدهد واجب نيست قرض كند.
مساله 659 - اگر كندن چاه مشقت ندارد, به احتياط واجب بايد براى تهيه آب , چاه بكند.
مساله 660 - اگر كسى مقدارى آب بى منت و خوارى به او ببخشد بايد قبول كند.
سوم : از موارد تيمم مـسـالـه 661 - اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد, يا بترسد كه بواسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود, يا مرضش طول بكشد يا شدت كند, يا بسختى معالجه شود, بايد تيمم نمايد, ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد, بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
مساله 662 - لازم نيست يقين كند كه آب براى او ضرر دارد, بلكه اگر احتمال ضرر بدهد,چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود بايد تيمم كند.
مساله 663 - كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد بايد تيمم نمايد.
مـسـاله 664 - اگر بواسطه يقين يا ترس ضرر, تيمم كندو پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد, تيمم او باطل است .
و اگر بعد از نماز بفهمد, نمازش صحيح است .
مساله 665 - كسى كه مى داند آب برايش ضرر ندارد, چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعدبفهمد كه آب براى او ضرر داشته , وضو و غسل او صحيح است .
چهارم : از موارد تيمم مساله 666 - هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا عيال واولاد او, يا رفيقش و كسانى كه با او مربوطند مانند نوكر و كلفت از تشنگى بميرند يا مريض شوند, يا بقدرى تـشـنـه شـونـد كـه تحمل آن مشقت دارد, بايد به جاى وضو و غسل تيمم نمايد ونيز اگر بترسد حيوانى كه مانند اسب و قاطر معمولا براى خوردن , سرش را نمى برند از تشنگى تلف شود, بايد آب را به آن بدهد و تيمم نمايد اگر چه حيوان مال خودش نباشد و همچنين است اگر كسى كه حفظ جان او واجب است بطورى تشنه باشد كه اگر انسان آب را به او ندهدتلف شود.
مساله 667 - اگر غير از آب پاكى كه براى وضو يا غسل دارد آب نجسى هم به مقدارآشاميدن خود و كسانى كه با او مربوطند داشته باشد, بايد آب پاك را براى آشاميدن بگذارد وبا تيمم نماز بخواند ولـى چنانچه آب را براى حيوانش بخواهد بايد آب نجس را به آن بدهد وبا آب پاك , وضو و غسل را انجام دهد.
پنجم : از موارد تيمم مساله 668 - كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد ياغسل كند, براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى ماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمم نماز بخواند.
ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمم كند, بايد آب را به مصرف وضو ياغسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
ششم : از موارد تيمم مساله 669 - اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد,مثلا آب يا ظرفش غصبى است و غير از آن , آب و ظرف ديگرى ندارد بايد به جاى وضو وغسل تيمم كند.
هفتم : از موارد تيمم مساله 670 - هرگاه وقت بقدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد, يا غسل كند تمام نماز يامقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود, بايد تيمم كند.
مـساله 671 - اگر عمدا نماز را بقدرى تاخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد,معصيت كـرده , ولـى نـماز او با تيمم صحيح است , اگر چه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
مـساله 672 - كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد, يا غسل كند وقت براى نماز او مى ماند يانه , بايد تيمم كند.
مساله 673 - كسى كه بواسطه تنگى وقت تيمم كرده , چنانچه بعد از نماز آبى كه داشته ازدستش بـرود, اگـر چه تيمم خود را نشكسته باشد در صورتى كه وظيفه اش تيمم باشد, بايددوباره تيمم نمايد.
مـساله 674 - كسى كه آب دارد, اگر بواسطه تنگى وقت با تيمم مشغول نماز شود و در بين نماز آبى كه داشته از دستش برود, براى نمازهاى بعد مى تواند با همان تيمم نماز بخواند.
مـسـالـه 675 - اگـر انـسـان بـقـدرى وقـت دارد كه مى تواند وضو بگيرد يا غسل كند و نماز را بـدون كـارهـاى مـسـتـحـبى آن مثل اقامه و قنوت بخواند, بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بـدون كـارهـاى مستحبى آن به جا آورد بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد بايد غسل كند يا وضوبگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.
چيزهايى كه تيمم بر آنها صحيح است مـسـالـه 676 - تيمم به خاك و ريگ و كلوخ و سنگ اگر پاك باشند صحيح است , و به گل پخته مثل آجر و كوزه و آهك و گچ پخته نيز صحيح است .
مساله 677 - تيمم بر سنگ گچ و سنگ آهك و سنگ مرمر سياه و ساير اقسام سنگها صحيح است ولى تيمم به جواهر مثل سنگ عقيق و فيروزه باطل مى باشد.
مـساله 678 - اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ و آنچه كه تيمم بر آن صحيح است پيدانشود, بايد بـه گـرد و غـبارى كه روى فرش و لباس و مانند اينهاست تيمم نمايد و اگر غبار درلاى لباس و فرش باشد تيمم به آن صحيح نيست مگر آن كه اول دست بزند تا روى آن غبارآلوده شود بعد تيمم كند و چنانچه گرد پيدا نشود, بايد به گل تيمم كند, و اگر گل هم پيدا نشود,احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون تيمم بخواند و بنا بر احتياط بعدا قضاى آن را به جاآورد.
مـسـالـه 679 - اگـر بـتواند با تكاندن فرش و مانند آن خاك تهيه كند, تيمم به گرد باطل است واگر بتواند گل را خشك كند و از آن خاك تهيه نمايد, تيمم به گل باطل مى باشد.
مساله 680 - كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد, چنانچه ممكن است بايد آن راآب كند و بـا آن وضـو بـگـيـرد يا غسل نمايد و اگر ممكن نيست و چيزى هم كه تيمم به آن صحيح است نـدارد, يعنى فاقد طهورين است , احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون وضو و تيمم بخواند و بعدا بنابر احتياط قضا كند.
مـسـالـه 681 - اگـر بـا خـاك و ريـگ چـيـزى مـانـنـد كـاه كه تيمم به آن باطل است مخلوط شـود,نـمـى تـواند به آن تيمم كند, ولى اگر آن چيز بقدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ , از بين رفته حساب شود, تيمم به آن خاك و ريگ صحيح است .
مـساله 682 - اگر چيزى ندارد كه بر آن تيمم كند چنانچه ممكن است , بايد به خريدن و مانندآن تهيه نمايد.
مساله 683 - تيمم به ديوار گلى صحيح است و احتياط مستحب آن است كه با بودن زمين ياخاك خشك به زمين يا خاك نمناك تيمم نكند.
مـساله 684 - چيزى كه بر آن تيمم مى كند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمم به آن صحيح است ندارد, نماز بر او واجب نيست ولى بايد قضاى آن را به جا آورد.
مساله 685 - اگر يقين داشته باشد كه تيمم به چيزى صحيح است و به آن تيمم نمايد, بعدبفهمد تيمم به آن باطل بوده نمازهايى را كه با آن تيمم خوانده بايد دوباره بخواند.
مساله 686 - چيزى كه بر آن تيمم مى كند بايد غصبى نباشد.
مساله 687 - تيمم در فضاى غصبى باطل نيست , پس اگر در ملك خود, دستها را به زمين بزند و بى اجازه داخل ملك ديگرى شود و دستها را به پيشانى بكشد, تيمم او باطل نمى شود.
مـسـالـه 688 - اگر نداند محل تيمم غصبى است , و يا فراموش كرده باشد, تيمم او صحيح است , اگر چه فراموش كننده خود غاصب باشد.
مساله 689 - كسى كه در جاى غصبى حبس است , اگر آب و خاك او غصبى است , بايد باتيمم نماز بخواند.
مساله 690 - مستحب است چيزى كه بر آن تيمم مى كند, گردى داشته باشد كه به دست بماندو بعد از زدن دست بر آن , مستحب است دست را بتكاند كه گرد آن بريزد.
مساله 691 - تيمم به زمين گود و خاك جاده و زمين شوره زار كه نمك روى آن را نگرفته مكروه است , و اگر نمك روى آن را گرفته باشد باطل است .
دستور تيمم مـساله 692 - در تيمم چهار چيز واجب است : اول نيت .
دوم : زدن كف دو دست با هم برچيزى كه تيمم به آن صحيح است .
سوم : كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن , از جايى كه مـوى سـر مى رويد, تا ابروها و بالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستهاروى ابروها هم كشيده شـود.
چـهـارم : كـشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعداز آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ .
مساله 693 - تيمم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارند.

احكام تيمم

مـساله 694 - اگر مختصرى از پيشانى و پشت دستها را هم مسح نكند تيمم باطل است , چه عمدا مـسح نكند, يا مساله را نداند, يا فراموش كرده باشد ولى دقت زياد هم لازم نيست وهمين قدر كه بگويند تمام پيشانى و پشت دست مسح شده كافى است .
مـساله 695 - براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده بايد مقدارى بالاتر از مچ راهم مسح نمايد, ولى مسح بين انگشتان لازم نيست .
مـساله 696 - پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايدپشت سر هم به جا آورد و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد كه نگويند تيمم مى كند باطل است .
مساله 697 - در موقع نيت بايد معين كند كه تيمم او بدل از غسل است يا بدل از وضو, و اگربدل از غسل باشد بايد آن غسل را معين نمايد, و چنانچه اشتباها به جاى بدل از وضو, بدل ازغسل يا به جـاى بـدل از غـسل , بدل از وضو نيت كند, يا مثلا در تيمم بدل از غسل جنابت , نيت تيمم بدل از غسل مس ميت نمايد, تيمم او باطل است .
مـسـاله 698 - در تيمم بايد پيشانى و كف دستها و پشت دستها بنا بر احتياط مستحب پاك باشدو اگر كف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بكشد, با همان كف دست نجس تيمم كند.
مساله 699 - انسان بايد براى تيمم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد, مثلا چيزى به آنها چسبيده باشد, بايد برطرف نمايد.
مـسـالـه 700 - اگـر پـيـشـانـى يـا پـشـت دسـتها زخم است و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بـسـتـه نـمـى تواند باز كند, بايد دست را روى آن بكشد و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چـيـزديـگـرى را كـه بر آن بسته نتواند باز كند, بايد دست را با همان پارچه به چيزى كه تيمم به آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد.
مـسـالـه 701 - اگـر پـيـشـانـى و پـشـت دستها مو داشته باشد اشكال ندارد ولى اگر موى سر روى پيشانى آمده باشد, بايد آن را عقب بزند.
مـسـالـه 702 - اگـر احـتـمـال دهـد كـه در پـيشانى و كف دستها يا پشت دستها مانعى هست , چـنـانـچـه احتمال او در نظر مردم به جا باشد بايد جستجو نمايد, تا يقين يا اطمينان پيدا كند كه مانعى نيست .
مـسـالـه 703 - اگـر وظـيـفـه او تـيمم است و نمى تواند تيمم كند, بايد نائب بگيرد.
و كسى كه نـائب مـى شـود, بـايـد او را با دست خود او تيمم دهد و اگر ممكن نباشد بايد نائب , دست خود را به چيزى كه تيمم به آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستهاى او بكشد.
مـساله 704 - اگر بعد از آن كه وارد تيمم شد شك كند كه قسمت پيش از آن را فراموش كرده يا نه , اعتنا نكند و تيمم او صحيح است , و نيز اگر بعد از به جا آوردن هر جزء شك كند كه درست به جا آورده يا نه اعتنا نكند و تيمم او صحيح است .