سـوم : زنـى كـه دو مـاه پـشـت سـر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يك روز يا بيشتر پاك شود ودومـرتـبـه خـون بـبـيـنـد و وقـت ديدن خون در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد, كه اگر
تـمـام روزهـايـى كـه خـون ديـده و روزهـايـى كـه در وسـط پـاك بوده از ده روز بيشتر نشود و
شـمـاره روزهـاى آن هـم بـه يـك انـدازه باشد, تمام روزهايى كه خون ديده با روزهاى وسط كه
پاك بوده عادت حيض او مى شود و لازم نيست روزهايى كه در وسط پاك بوده در هر دو ماه به يك
انـدازه بـاشـد.
مثلا اگر ماه اول , از روز اول ماه تا سوم خون ببيند و دو روز پاك شود ودوباره سه
روز خـون بـبيند و ماه دوم , از يازدهم تا سيزدهم خون ببيند و دو روز يا بيشتر ياكمتر پاك شود و
دوباره خون ببيند و روى هم از هشت روز بيشتر نشود, عادت او هشت روزمى شود.
مـساله 486 - زنى كه عادت عدديه دارد, اگر بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز
بـيـشـتـر شـود, چـنانچه همه خونهايى كه ديده يك جور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره
روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد, و اگر همه خونهايى كه ديده يك جور نباشد,
بـلكه چند روز از آن , نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشداگر روزهايى كه
خـون , نشانه حيض را دارد با شماره روزهاى عادت او يك اندازه است , بايدهمان روزها را حيض و
بـقـيه را استحاضه قرار دهد, و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارداز روزهاى عادت او بيشتر
است , فقط به اندازه روزهاى عادت او حيض , و بقيه استحاضه است , و اگر روزهايى كه خون نشانه
حـيض دارد از روزهاى عادت او كمتر است بايد آن روزها را با چند روز ديگر كه روى هم به اندازه
روزهاى عادتش شود, حيض و بقيه رااستحاضه قرار دهد.
4 - مضطربه
مـسـالـه 487 - مـضـطـربه يعنى زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده اگر
بـيـشـتـراز ده روز خـون ببيند و همه خونهايى كه ديده يك جور باشد چنانچه عادت خويشان او
هـفـت روز اسـت بايد هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد, و اگر كمتر است مثلا پنج
روزاسـت بـايـد هـمان را حيض قرار دهد.
و بنابر احتياط واجب , در تفاوت بين شماره عادت آنان
وهـفت روز, كه دو روز است , كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك نمايد و كارهاى استحاضه را
به جا آورد, يعنى به دستورى كه براى زن مستحاضه گفته شد عبادتهاى خود راانجام دهد و اگر
عـادت خـويـشـانش بيشتر از هفت روز مثلا نه روز است , بايد هفت روز راحيض قرار دهد و بنابر
احـتـياط واجب در تفاوت بين هفت روز و عادت آنان , كه دو روزاست , كارهاى استحاضه را به جا
آورد و كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك نمايد.
مـسـالـه 488 - مـضـطربه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند
روزديـگـر نـشـانه استحاضه دارد, چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز يا بيشتر از
ده روز نـبـاشـد, هـمـه آن حـيـض است و اگر خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز باشد
بـايـدهـمـان را حيض قرار دهد و تا هفت روز بقيه به دستورى كه در مساله قبل گفته شد رفتار
نـمايد,و همچنين است اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى
بـبـيـند كه آن هم نشانه حيض را داشته باشد, مثل آن كه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و
دوبـاره پـنـج روز خـون سـيـاه بـبـيند, بايد خون اول را حيض قرار دهد و بقيه آن را تا هفت روز
به دستورى كه در مساله قبل گفته شد رفتار نمايد.
5 - مبتدئه
مساله 489 - مبتدئه يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن اوست , اگر بيشتر از ده روز خون ببيندو
همه خونهايى كه ديده يك جور باشد, بايد عادت خويشان خود را بطورى كه در وقتيه گفته شده
حيض , و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مساله 490 - مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روزديگر
نـشانه استحاضه را داشته باشد, چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز وبيشتر از ده
روز نـبـاشد, همه آن حيض است ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد
دوبـاره خـونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد, مثل آن كه پنج روزخون سياه و نه
روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند بايد از اول خون اول , كه نشانه حيض دارد, حيض
قرار دهد و در عدد, رجوع به خويشاوندان خود كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مساله 491 - مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روزديگر
آن نـشـانه استحاضه داشته باشد, چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا ازده روز
بيشتر باشد, بايد از اولى كه خون نشانه حيض دارد, حيض قرار دهد و در عدد, به خويشاوندان خود
رجوع كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
6 - ناسيه
مـسـالـه 492 - نـاسـيـه يـعـنـى زنى كه عادت خود را فراموش كرده است اگر بيشتر از ده روز
خـون بـبـيـنـد بـايـد روزهـايى كه خون او نشانه حيض را دارد تا ده روز, حيض قرار دهد و بقيه
رااسـتـحـاضـه قـرار دهـد, و اگـر نـتـواند حيض را به واسطه نشانه هاى آن تشخيص دهد, بنابر
احتياطواجب بايد هفت روز اول را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مسائل متفرقه حيض
مـسـالـه 493 - مـبـتـدئه و مـضـطـربه و ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد, اگر خونى ببينند
كـه نـشـانـه هـاى حيض داشته باشد, يا يقين كنند كه سه روز طول مى كشد, بايد عبادت را ترك
كـنـنـد,و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادتهايى را كه به جا نياورده اند قضا نمايند ولى
اگـريـقـيـن نـكـنـنـد كـه تا سه روز طول مى كشد و نشانه هاى حيض را هم نداشته باشد, بنابر
احـتـيـاطواجـب بـايد تا سه روز كارهاى استحاضه را به جا آورند و كارهايى را كه بر حائض حرام
است ترك نمايند و چنانچه پيش از سه روز پاك نشدند بايد آن را حيض قرار دهند.
مـسـالـه 494 - زنـى كـه در حـيـض عـادت دارد, چـه در وقت حيض عادت داشته باشد چه در
عـددحـيـض , يـا هـم در وقـت و هـم در عـدد آن , اگر دو ماه پشت سر هم برخلاف عادت خود
خونى ببيند كه وقت آن يا شماره روزهاى آن يا هم وقت و هم شماره روزهاى آن يكى باشد,عادتش
برمى گردد به آنچه در اين دو ماه ديده است .
مثلا اگر از روز اول ماه تا هفتم خون مى ديده و پاك
مـى شـده چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه , خون ببيند و پاك شود, از دهم تاهفدهم , عادت او
مى شود.
مساله 495 - مقصود از يك ماه , از ابتداى خون ديدن است تا سى روز, نه از روز اول ماه تاآخر ماه .
مساله 496 - زنى كه معمولا ماهى يك مرتبه خون مى بيند, اگر در يك ماه دو مرتبه خون ببيند و
آن خـون نـشانه هاى حيض را داشته باشد, چنانچه روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر
نباشد, بايد هر دو را حيض قرار دهد.
مساله 497 - اگر سه روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانه حيض را دارد, بعد ده روز يا بيشترخونى
ببيند كه نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونى به نشانه هاى حيض ببيند بايدخون اول و
خون آخر را كه نشانه هاى حيض داشته , حيض قرار دهد.
مـسـالـه 498 - اگـر زن پـيـش از ده روز پـاك شـود و بـدانـد كـه در بـاطن خون نيست , بايد
بـراى عـبادتهاى خود غسل كند, اگرچه گمان داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره
خون مى بيند, ولى اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بيند نبايد
غسل كند و نمى تواند نماز بخواند و بايد به احكام حائض رفتار نمايد.
مساله 499 - اگر زن پيش از ده روز پاك شود, و احتمال دهد كه در باطن خون هست , بايدقدرى
پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد.
پس اگر پاك بود, غسل كند وعبادتهاى خود
را بـه جـا آورد و اگـر پاك نبود اگر چه به آب زرد رنگى هم آلوده باشد, چنانچه در حيض عادت
نـدارد يـا عادت او ده روز است بايد صبر كند كه اگر پيش از ده روز پاك شدغسل كند و اگر سر
ده روز پـاك شـد, يـا خون او از ده گذشت سر ده روز غسل نمايد, و اگرعادتش كمتر از ده روز
اسـت , در صـورتى كه بداند پيش از تمام شدن ده روز يا سر ده روزپاك مى شود, نبايد غسل كند و
اگر احتمال دهد خون او از ده روز مى گذرد احتياط واجب آن است كه تا يك روز عبادت را ترك
كـنـد و بـعد از آن مى تواند تا ده روز عبادت را ترك كندولى بهتر است تا ده روز كارهايى را كه بر
حائض حرام است ترك كند و كارهاى مستحاضه راانجام دهد پس اگر پيش از تمام شدن ده روز يا
سر ده روز از خون پاك شد تمامش حيض است و اگر ده روز گذشت , بايد عادت خود را حيض و
بقيه را استحاضه قرار دهد وعبادتهايى را كه بعد از روزهاى عادت به جا نياورده قضا نمايد.
مـسـالـه 500 - اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند, بعد بفهمد حيض نبوده است ,بايد
نـمـاز و روزه اى را كـه در آن روزهـا به جا نياورده قضا نمايد.
و اگر چند روز را به گمان اين كه
حيض نيست عبادت كند, بعد بفهمد حيض بوده , چنانچه آن روزها را روزه گرفته بايد قضانمايد.
نفاس 3>
مـسـاله 501 - از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مى آيد هر خونى كه زن مى بينداگر
پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود خون نفاس است .
و زن را در حال نفاس , نفساءمى گويند.
مساله 502 - خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى بيند نفاس نيست .
مـسـاله 503 - لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد, بلكه اگر خون بسته اى هم از رحم زن خارج
شـود و خود زن بداند, يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مى ماند انسان مى شد,خونى كه تا
ده روز ببيند خون نفاس است .
مساله 504 - ممكن است خون نفاس , يك آن , بيشتر نيايد, ولى بيشتر از ده روزنمى شود.
مـسـالـه 505 - هـرگـاه شـك كـنـد كـه چـيـزى سقط شده يا نه , يا چيزى كه سقط شده اگر
مـى مـانـدانـسـان مى شد يا نه لازم نيست وارسى كند, و خونى كه از او خارج مى شود شرعا خون
نفاس نيست .
مـسـاله 506 - توقف در مسجد و رساندن جايى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه برحائض
حـرام اسـت , بـر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مكروه است , بر نفساء هم
واجب و مستحب و مكروه مى باشد.
مـسـالـه 507 - طـلاق دادن زنـى كـه در حـال نـفاس مى باشد باطل است و نزديكى كردن با او
حـرام مـى بـاشـد و اگـر شـوهرش با او نزديكى كند احتياط مستحب آن است به دستورى كه در
احكام حيض گفته شد كفاره بدهد.
مساله 508 - وقتى زن از خون نفاس پاك شد, بايد غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد.
و اگر
دوبـاره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده ,روى هم ده
روز يـا كـمتر از ده روز باشد, تمام آن نفاس است , و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته باشد
بايد قضا نمايد.
مساله 509 - اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست بايدمقدارى
پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند كه اگر پاك است , براى عبادتهاى خود غسل كند.
مساله 510 - اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد, چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاى
عادت او نفاس و بقيه استحاضه است و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس و بقيه استحاضه مى باشد,
و احتياط مستحب آن است كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت وكسى كه عادت ندارد بعد از
روز دهـم تـا روز هـيجدهم زايمان , كارهاى استحاضه را به جاآورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام
است ترك كند.
مـسـالـه 511 - زنـى كـه عـادت حـيـضـش كمتر از ده روز است , اگر بيشتر از روزهاى عادتش
خـون نـفـاس بـبـيـند, بايد به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد, و بعد از آن تا روز دهم
بايدكارهاى مستحاضه را انجام دهد.
مـسـالـه 512 - زنـى كـه در حـيـض عـادت دارد, اگـر بـعد از زاييدن تا يك ماه يا بيشتر از يك
مـاه پـى درپـى خـون بـبـيـنـد به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى كه بعد از
نـفـاس مـى بـيـند اگرچه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد, استحاضه است , مثلا زنى كه عادت
حـيـض او از بـيـسـتـم هـر مـاه تـا بيست و هفتم آن است , اگر روز دهم ماه زاييد و تا يك ماه يا
بيشترپى درپى خون ديد, تا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه درروزهاى
عـادت خـود كه از بيستم تا بيست و هفتم است مى بيند, استحاضه مى باشد, و بعد ازگذشتن ده
روز, اگر خونى را كه مى بيند در روزهاى عادتش باشد, حيض است چه نشانه هاى حيض را داشته
باشد يا نداشته باشد و اگر در روزهاى عادتش نباشد اگر چه نشانه هاى حيض راداشته باشد, بايد
آن را استحاضه قرار دهد.
مـساله 513 - زنى كه در حيض عادت ندارد, اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون
بـبـيند, ده روز اول آن نفاس و ده روز دوم آن استحاضه است و خونى كه بعد از آن مى بيند, اگر
نشانه حيض را داشته باشد حيض وگرنه آن هم استحاضه مى باشد.
غسل مس ميت 3>
مـسـالـه 514 - اگـر كـسـى بـدن انـسـان مرده اى را كه سرد شده و غسلش نداده اند مس كند
يـعـنـى جـايـى از بدن خود را به آن برساند بايد غسل مس ميت نمايد, چه در خواب مس كند چه
دربـيـدارى , بـا اخـتـيار مس كند يا بى اختيار, حتى اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان
ميت برسد بايد غسل كند, ولى اگر حيوان مرده اى را مس كند غسل بر او واجب نيست .
مساله 515 - براى مس مرده اى كه تمام بدن او سرد نشده , غسل واجب نيست اگر چه جايى راكه
سرد شده مس نمايد.
مـسـالـه 516 - اگر موى خود را به بدن ميت برساند يا بدن خود را به موى ميت يا موى خود رابه
مـوى مـيـت برساند, وجوب غسل خالى از قوت نمى باشد مگر آنكه به سبب درازى زياد مو,صدق
مس نكند يا شك در صدق باشد, كه در اين صورت غسل واجب نيست .
مـسـالـه 517 - بـراى مـس بـچـه مـرده , حتى بچه سقط شده اى كه چهار ماه او تمام شده غسل
مـس مـيـت واجـب اسـت بلكه بهتر است براى مس بچه سقط شده اى كه از چهار ماه كمتر دارد
غـسـل كـرد, بنابراين اگر بچه چهار ماهه اى مرده به دنيا بيايد, مادر او بايد غسل مس ميت كند,
بلكه اگر از چهار ماه كمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نمايد.
مساله 518 - بچه اى كه بعد از مردن مادر به دنيا مى آيد, اگر بعد از سرد شدن باشد وقتى بالغ شد
واجب است غسل مس ميت كند.
مـسـالـه 519 - اگـر انـسـان , مـيـتـى را كـه سه غسل او كاملا تمام شده مس نمايد, غسل بر او
واجـب نمى شود, ولى اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود جايى از بدن او را مس كند اگرچه
غسل سوم آن جا تمام شده باشد بايد غسل مس ميت نمايد.
مـساله 520 - اگر ديوانه يا بچه نابالغى , ميت را مس كند, بعد از آن كه آن ديوانه , عاقل يا بچه بالغ
شد بايد غسل مس ميت نمايد.
مـساله 521 - اگر از بدن زنده قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود و پيش از آن كه قسمت
جدا شده را غسل دهند, انسان آن را مس نمايد, بايد غسل مس ميت كند.
ولى اگرقسمتى كه جدا
شـده , اسـتـخـوان نـداشـتـه باشد, براى مس آن غسل واجب نيست .
و از بدن مرده اى كه غسلش
نـداده انـد اگر چيزى جدا شود كه در حال اتصال مس آن موجب غسل مى شد, بعد ازانفصال نيز,
مس آن موجب غسل است .
مـسـالـه 522 - براى مس استخوان و دندانى كه از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده اندبايد
غـسـل كـرد, ولى براى مس استخوان و دندانى كه از زنده جدا شده و گوشت ندارد, غسل واجب
نيست .
مـسـالـه 523 - غـسـل مـس مـيت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه غسل مس
ميت كرده , اگر بخواهد نماز بخواند, بايد وضو هم بگيرد.
مساله 524 - اگر چند ميت را مس كند يا يك ميت را چند بار مس نمايد, يك غسل كافى است .
مساله 525 - براى كسى كه بعد از مس ميت غسل نكرده است , توقف در مسجد و جماع وخواندن
سوره هايى كه سجده واجب دارد, مانعى ندارد, ولى براى نماز و كارهايى كه نياز به وضو و طهارت
دارد بايد غسل كند و وضو بگيرد.
احكام محتضر 3>
مساله 526 - مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن مى باشد مرد باشد يا زن ,بزرگ
باشد يا كوچك , بايد به پشت بخوابانند بطورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد, و اگرخواباندن
او كاملا به اين طور ممكن نيست بنابر احتياط واجب تا اندازه اى كه ممكن است بايدبه اين دستور
عـمـل كـنـنـد, و چـنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد به قصد احتياط او رارو به قبله
بـنشانند, و اگر آن هم نشود, باز به قصد احتياط او را به پهلوى راست يا به پهلوى چب , رو به قبله
بخوابانند.
مـسـاله 527 - احتياط واجب آن است كه تا وقتى او را از محل احتضار حركت نداده اند رو به قبله
باشد و بعد از حركت دادن , اين احتياط واجب نيست .
مـسـاله 528 - رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولى اولازم
نيست .
مـساله 529 - مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام عليهم السلام و ساير عقايد حقه را, به
كـسـى كه در حال جان دادن است طورى تلقين كنند كه بفهمد, و نيز مستحب است چيزهايى را
كه گفته شد تا وقت مرگ تكرار كنند.
مساله 530 - مستحب است اين دعاها را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد:
الـلـهـم اغـفـرلـى الكثير من معاصيك واقبل منى اليسير من طاعتك يا من يقبل اليسير و يعفو
عن الكثير اقبل منى اليسير واعف عنى الكثير انك انت العفو الغفور اللهم ارحمنى فانك رحيم .
مـسـالـه 531 - مـسـتـحب است كسى را كه سخت جان مى دهد, اگر ناراحت نمى شود به جايى
كه نماز مى خوانده ببرند.
مـسـاله 532 - مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس , والصافات و
احزاب و آية الكرسى و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره بلكه هر چه از قرآن
ممكن است بخوانند.
مـسـالـه 533 - تـنـهـا گـذاشتن محتضر و گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جنب و
حائض نزد او و همچنين حرف زدن زياد, و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است .
احكام بعد از مرگ 3>
مـسـاله 534 - بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را, هم بگذارند كه باز نماند و چشمها وچانه
ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است , در
جايى كه مرده , چراغ روشن كنند, و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند.
و دردفن او عجله
نمايند, ولى اگر يقين به مردن او ندارند, بايد صبر كنند تا معلوم شود و نيز اگرميت حامله باشد
و بـچـه در شكم او زنده باشد, بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند, كه پهلوى چپ او را بشكافند و
طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.
احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت 3>
مـسـالـه 535 - غـسـل و كـفـن و نـمـاز و دفن مسلمان بر هر مكلفى واجب است , و اگر بعضى
انجام دهند, از ديگران ساقط مى شود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده اند.
مساله 536 - اگر كسى مشغول كارهاى ميت شود بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند, ولى اگر
او عمل را نيمه كاره بگذارد, بايد ديگران تمام كنند.
مساله 537 - اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميت شده , واجب نيست به كارهاى
ميت اقدام كند, ولى اگر شك يا گمان دارد, بايد اقدام نمايد.
مـسـالـه 538 - اگـر كـسـى بـدانـد غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميت را باطل انجام داده اند بايد
دوبـاره انـجـام دهـد ولـى اگر گمان دارد كه باطل بوده يا شك دارد كه درست بوده يا نه , لازم
نيست اقدام نمايد.
مساله 539 - براى غسل و كفن و نماز و دفن ميت , بايد از ولى او اجازه بگيرند.
مساله 540 - ولى زن كه در غسل و كفن و دفن او دخالت مى كند شوهر اوست و بعد از او,مردهايى
كه از ميت ارث مى برند مقدم بر زنهاى ايشانند و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر
نيز مقدمند.
مساله 541 - اگر كسى بگويد من وصى يا ولى ميتم يا ولى ميت به من اجازه داده كه غسل وكفن
و دفـن مـيـت را انـجام دهم , چنانچه ديگرى نمى گويد من ولى يا وصى ميتم يا ولى ميت به من
اجازه داده است , انجام كارهاى ميت با اوست .
مساله 542 - اگر ميت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولى , كس ديگرى را معين كند,
اجازه گرفتن از ولى بر وصى لازم نيست , هر چند احتياط مستحب آن است كه ولى و آن كس هر
دو اجازه بدهند, و لازم نيست كسى كه ميت , او را براى انجام اين كارها معين كرده ,اين وصيت را
قبول كند ولى اگر قبول كرد, بايد به آن عمل نمايد.
احكام غسل ميت 3>
مساله 543 - واجب است ميت را سه غسل بدهند اول : به آبى كه با سدر مخلوط باشد.
دوم : به آبى
كه با كافور مخلوط باشد.
سوم : با آب خالص .
مـسـاله 544 - سدر و كافور بايد به اندازه اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به اندازه اى هم كم
نباشد, كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است .
مـسـالـه 545 - اگـر سـدر و كـافـور بـه انـدازه اى كـه لازم است پيدا نشود بنابر احتياط واجب
بايدمقدارى كه به آن دسترسى دارند در آب بريزند.
مـسـالـه 546 - كـسـى كـه بـراى حج احرام بسته است اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و
مـروه بـمـيـرد, نـبـايد او را با آب كافور غسل دهند و به جاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند,
وهمچنين اگر در احرام عمره پيش از كوتاه كردن مو, بميرد.
مـسـالـه 547 - اگـر سـدر و كـافـور يا يكى از اينها پيدا نشود يا استعمال آن جايز نباشد مثل آن
كه غصبى باشد, بايد به جاى هر كدام كه ممكن نيست ميت را با آب خالص غسل بدهند.
مـسـالـه 548 - كـسـى كـه ميت را غسل مى دهد, بايد مسلمان دوازده امامى و عاقل و بالغ باشد
ومسائل غسل را هم بداند.
مساله 549 - كسى كه ميت را غسل مى دهد, بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام
فـرمـان خـداونـد عـالم به جا آورد, و اگر به همين نيت تا آخر غسل سوم باقى باشد كافى است و
تجديد لازم نيست .
مساله 550 - غسل بچه مسلمان اگرچه از زنا باشد, واجب است .
و غسل و كفن و دفن كافر واولاد
او جايز نيست .
و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده , چنانچه پدرو مادر او يا
يكى از آنان مسلمان باشند, بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام آنان مسلمان نباشند, غسل دادن او
جايز نيست .
مـسـالـه 551 - بـچـه سـقـط شـده را اگر چهارماه يا بيشتر دارد, بايد غسل بدهند, و اگر چهار
ماه ندارد, بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.
مـسـاله 552 - اگر مرد, زن را و زن , مرد را غسل بدهد باطل است ولى زن مى تواند شوهر خودرا
غـسـل دهـد و شوهر هم مى تواند زن خود را غسل دهد, اگرچه احتياط مستحب آن است كه زن ,
شوهر خود و شوهر, زن خود را غسل ندهد.
مـساله 553 - مرد مى تواند دختر بچه اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست , غسل دهد, زن هم
مى تواند پسر بچه اى را كه سه سال بيشتر ندارد, غسل دهد.
مساله 554 - اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود زنانى كه با او نسبت دارندو
مـحـرمند مثل مادر و خواهر و عمه و خاله , يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده اند,مى توانند
غـسـلش بدهند.
و نيز اگر براى غسل ميت زن , زن ديگرى نباشد مردهايى كه با اونسبت دارند و
محرمند, يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده اند, مى توانند از زير لباس , اورا غسل دهند.
مـسـاله 555 - نگاه كردن به عورت ميت , حرام است , و كسى كه او را غسل مى دهد اگر نگاه كند
معصيت كرده ولى غسل باطل نمى شود.
مـسـالـه 556 - اگـر جـايـى از بـدن ميت نجس باشد, بايد پيش از آن كه آن جا را غسل بدهند,
آب بكشند.
و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت , پيش از شروع به غسل پاك باشد.
مساله 557 - غسل ميت مثل غسل جنابت است , و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن
اسـت , ميت را غسل ارتماسى ندهند, و احتياط مستحب آن است كه در غسل ترتيبى هريك از سه
قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلكه آب را روى آن بريزند.
مـسـاله 558 - كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده , لازم نيست غسل حيض ياغسل
جنابت بدهند, بلكه همان غسل ميت براى او كافى است .
مـسـالـه 559 - جـايـز نـيـسـت كـه بـراى غـسل دادن ميت مزد بگيرند ولى مزد گرفتن براى
كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست .
مساله 560 - اگر آب پيدا نشود, يا استعمال آن مانعى داشته باشد بايد عوض هر غسل , ميت را يك
تيمم بدهند.
مساله 561 - كسى كه ميت را تيمم مى دهد, بايد در صورت امكان دست ميت را به زمين بزندو به
صورت و پشت دستهايش بكشد و اگر به اين صورت ممكن نباشد بايد به دست زنده او راتيمم داد
اگرچه احتياط استحبابى جمع است .
احكام كفن ميت 3>
مساله 562 - ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى گويندكفن
نمايند.
مـسـاله 563 - لنگ بايد از ناف تا زانو, اطراف بدن را بپوشاند, و بهتر آن است كه از سينه تاروى پا
بـرسـد.
و بنابر احتياط واجب پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق پا, تمام بدن رابپوشاند و درازى
سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد, و پهناى آن بايد به اندازه اى باشد كه
يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.
مساله 564 - مقدارى از لنگ , كه از ناف تا زانو را مى پوشاند و مقدارى از پيراهن كه از شانه تا نصف
سـاق را مـى پـوشاند, مقدار واجب كفن است , و آنچه بيشتر از اين مقدار در مساله قبل گفته شد,
مقدار مستحب كفن مى باشد.
مـسـالـه 565 - اگـر ورثـه بـالـغ بـاشـند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را, كه در
مـسـالـه قـبل گفته شد از سهم آنان بردارند, اشكال ندارد, و احتياط واجب آن است كه بيشتر از
مـقـدارواجـب كـفـن و هـمـچـنـيـن مـقـدارى را كه احتياطا لازم است از سهم وارثى كه بالغ
نشده برندارند.
مـسـالـه 566 - اگـر كـسـى وصـيت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را كه در دو مساله قبل
گـفـتـه شـد, از ثـلـث مال او بردارند, يا وصيت كرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند
ولـى مـصـرف آن را مـعـيـن نـكـرده بـاشـد يـا فـقط مصرف مقدارى از آن را معين كرده باشد,
مى توانندمقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند.
مـسـالـه 567 - اگـر مـيـت وصـيـت نـكـرده بـاشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند مى توانند
بـطـورمـتـعـارف كـه لايق شان ميت باشد كفن و چيزهاى ديگرى را كه از واجبات دفن است از
اصل مال بردارند.
مـسـالـه 568 - كفن زن بر شوهر است , اگر چه زن از خود مال داشته باشد, و همچنين اگر زن
رابـه شـرحـى كـه در كتاب طلاق گفته مى شود, طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عده
بـمـيـرد,شوهرش بايد كفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد ولى شوهر بايد از
مال او كفن زن را بدهد.
مـسـالـه 569 - كـفـن مـيـت بر خويشان او واجب نيست , اگر چه مخارج او در حال زندگى بر
آنان واجب باشد.
مساله 570 - احتياط واجب آن است كه هر يك از سه پارچه كفن بقدرى نازك نباشد كه بدن ميت
از زير آن پيدا باشد.
مساله 571 - كفن كردن با چيز غصبى , اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود جايز نيست و چنانچه كفن
مـيـت غـصـبـى باشد و صاحب آن راضى نباشد بايد از تنش بيرون آورند, اگرچه او را دفن كرده
باشند, و همچنين جايز نيست با پوست مردار او را كفن كنند.
مـسـالـه 572 - كـفن كردن ميت با چيز نجس و پارچه ابريشمى خالص , جايز نيست , ولى درحال
نـاچارى اشكال ندارد و احتياط واجب آن است كه با پارچه طلاباف هم ميت را كفن نكنندمگر در
حال ناچارى .
مـسـالـه 573 - كـفـن كـردن بـا پارچه اى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده , در
حـال اخـتـيار جايز نيست , ولى اگر پوست حيوان حلال گوشت را طورى درست كنند كه به آن
جامه گفته شود, مى شود با آن ميت را كفن كنند و همچنين اگر كفن از مو و پشم حيوان حلال
گوشت باشد اشكال ندارد, اگرچه احتياط مستحب آن است كه با اين دو هم كفن ننمايند.
مـسـالـه 574 - اگـر كـفـن مـيـت به نجاست خود او, يا به نجاست ديگرى نجس شود, چنانچه
كفن ضايع نمى شود, بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند ولى اگر در قبر گذاشته باشند بهتر است
كـه بـبـرنـد بـلكه اگر بيرون آوردن ميت اهانت به او باشد بريدن واجب مى شود و اگر شستن يا
بريدن آن ممكن نيست , در صورتى كه عوض كردن آن ممكن باشد, بايد عوض نمايند.
مـسـالـه 575 - كـسـى كـه براى حج يا عمره احرام بسته اگر بميرد بايد مثل ديگران كفن شود
وپوشاندن سر و صورتش اشكال ندارد.
مساله 576 - مستحب است انسان در حال سلامتى , كفن و سدر و كافور خود را تهيه كند.
احكام حنوط 3>
مـسـالـه 577 - بـعـد از غـسـل واجب است ميت را حنوط كنند, يعنى به پيشانى و كف دستها و
سرزانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند.
و مستحب است به سر بينى ميت هم كافور
بمالند و بايد كافور ساييده و تازه باشد و اگر به واسطه كهنه بودن , عطر او از بين رفته باشد كافى
نيست .
مساله 578 - در حنوط ميت , مراعات ترتيب بين اعضاى سجود لازم نيست اگرچه مستحب است
اول كافور را به پيشانى ميت بمالند.
مـسـالـه 579 - بـهـتـر آن اسـت كـه مـيت را پيش از كفن كردن , حنوط نمايند اگرچه در بين
كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.
مـسـالـه 580 - كـسـى كـه براى حج احرام بسته است , اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و
مـروه بـمـيـرد, حنوط كردن او جايز نيست , و نيز اگر در احرام عمره پيش از آن كه موى خود را
كوتاه كند بميرد نبايد او را حنوط كنند.
مـسـاله 581 - زنى كه شوهر او مرده و هنوز عده اش تمام نشده اگرچه حرام است خود راخوشبو
كند, ولى چنانچه بميرد حنوط او واجب است .
مـسـالـه 582 - مـكـروه است ميت را با مشك و عنبر و عود و عطرهاى ديگر خوشبو كنند يابراى
حنوط اينها را با كافور مخلوط نمايند.
مـساله 583 - مستحب است , قدرى تربت حضرت سيدالشهداء عليه السلام با كافور مخلوطكنند,
ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بى احترامى مى شود نرسانند و نيز بايد تربت بقدرى زياد نباشد,
كه وقتى با كافور مخلوق شد, آن را كافور نگويند.
مـساله 584 - اگر كافور به اندازه غسل و حنوط نباشد بنابر احتياط واجب غسل را مقدم دارند, و
اگر براى هفت عضو نرسد بنابر احتياط واجب پيشانى را مقدم دارند.
مساله 585 - مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.
احكام نماز ميت 3>
مساله 586 - نماز خواندن بر ميت مسلمان , اگرچه بچه باشد واجب است , ولى بايد پدر ومادر آن
بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.
مساله 587 - نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود, و اگر پيش ازاينها,
يا در بين اينها بخوانند, اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد كافى نيست .
مساله 588 - كسى كه مى خواهد نماز ميت بخواند, لازم نيست با وضو يا غسل يا تيمم باشد وبدن
و لـبـاسـش پاك باشد, و اگر لباس او غصبى هم باشد اشكال ندارد, اگر چه احتياط مستحب آن
است كه تمام چيزهايى را كه در نمازهاى ديگر لازم است رعايت كند.
مـساله 589 - كسى كه به ميت نماز مى خواند, بايد رو به قبله باشد ونيز واجب است ميت رامقابل
او بـه پشت بخوابانند, بطورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار
باشد.
مـساله 590 - مكان نمازگزار بايد از جاى ميت پست تر يا بلندتر نباشد ولى پستى و بلندى مختصر
اشكال ندارد.
مـسـالـه 591 - نـمـازگـزار بـايـد از مـيـت دور نـبـاشد, ولى كسى كه نماز ميت را به جماعت
مى خوانداگر از ميت دور باشد, چنانچه صفها به يكديگر متصل باشد اشكال ندارد.
مـسـالـه 592 - نـمـاز گـزار بـايـد مـقابل ميت بايستد, ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و
صف جماعت از دو طرف ميت بگذرد, نماز كسانى كه مقابل ميت نيستند اشكال ندارد.
مـساله 593 - بين ميت و نمازگزار, بايد پرده و ديوار يا چيزى مانند اينها نباشد ولى اگر ميت در
تابوت و مانند آن باشد اشكال ندارد.
مـسـالـه 594 - در وقـت خـوانـدن نـمـاز, بـايـد عـورت ميت پوشيده باشد واگر كفن كردن او
ممكن نيست , بايد عورتش را اگرچه با تخته و آجر و مانند اينها باشد بپوشانند.
مـساله 595 - نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند.
و در موقع نيت , ميت را معين كند,
مثلا نيت كند نماز مى خوانم براين ميت قربة الى اللّه .
مـسـالـه 596 - اگـر كـسـى نـباشد كه بتواند نماز ميت را ايستاده بخواند, مى شود نشسته بر او
نمازخواند.
مـسـاله 597 - اگر ميت وصيت كرده باشد كه شخص معينى بر او نماز بخواند, احتياط واجب آن
است كه آن شخص از ولى ميت اجازه بگيرد و بر ولى هم بنابر احتياط واجب , واجب است كه اجازه
بدهد.
مـسـاله 598 - مكروه است بر ميت چند مرتبه نماز بخوانند, ولى اگر ميت اهل علم و تقوى باشد
مكروه نيست .
مـساله 599 - اگر ميت را عمدا يا از روى فراموشى يا به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند, يابعد
از دفـن مـعـلوم شود, نمازى كه بر او خوانده شده باطل بوده است تا وقتى جسد او از هم نپاشيده
واجب است با شرطهايى كه براى نماز ميت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.
دستور نماز ميت
مساله 600 - نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است :
بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد: اشهد ان لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه .
و بعد از تكبير دوم بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد.
و بعد از تكبير سوم بگويد: اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات .
و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللهم اغفر لهذا الميت .
و اگر زن است بگويد: اللهم اغفر لهذه الميت و بعد تكبير پنجم را بگويد.
و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد: اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده
و رسوله ارسله بالحق بشيرا و نذيرا بين يدى الساعة .
و بـعـد از تـكـبـير دوم بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد و بارك على محمد و آل محمد
وارحم محمدا و آل محمد كافضل ماصليت و باركت و ترحمت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد
مجيد و صل على جميع الا نبياء والمرسلين والشهداء والصديقين و جميع عباداللّه الصالحين .
و بعد از تكبير سوم بگويد: اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات والمسلمين والمسلمات الا حياءمنهم
و الا موات تابع بيننا و بينهم بالخيرات انك مجيب الدعوات انك على كل شى ءقدير.
و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللهم ان هذا عبدك وابن عبدك وابن امتك نزل
بك و انت خير منزول به اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا اللهم ان كان محسنافزد فى
احسانه و ان كان مسيئا فتجاوز عنه و اغفر له اللهم اجعله عندك فى اعلى عليين واخلف على اهله
فى الغابرين و ارحمه برحمتك يا ارحم الراحمين .
و بعد تكبير پنجم را بگويد ولى اگر ميت زن است بعد از تكبير چهارم بگويد: اللهم ان هذه امتك
وابـنة عبدك وابنة امتك نزلت بك وانت خير منزول به اللهم انا لانعلم منها الا خيرا و انت اعلم بها
مـنا اللهم ان كانت محسنة فزد فى احسانها و ان كانت مسيئة فتجاوز عنها و اغفر لهااللهم اجعلها
عندك فى اعلى عليين و اخلف على اهلها فى الغابرين و ارحمها برحمتك يا ارحم الراحمين .
مساله 601 - بايد تكبيرها و دعاها را طورى پشت سر هم بخواند كه نماز از صورت خودخارج نشود.
مساله 602 - كسى كه نماز ميت را به جماعت مى خواند بايد تكبيرها و دعاهاى آن را هم بخواند.
مستحبات نماز ميت
مساله 603 - چند چيز در نماز ميت مستحب است .
اول : كـسـى كه نماز ميت را مى خواند با وضو يا غسل يا تيمم باشد, و احتياط مستحب آن است در
صـورتى تيمم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد, يا بترسد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند به نماز
ميت نرسد.
دوم : اگر ميت مرد است , امام جماعت يا كسى كه فرادى به او نماز مى خواند مقابل وسط قامت او
بايستد و اگر ميت زن است مقابل سينه اش بايستد.
سوم : پا برهنه نماز بخواند.
چهارم : در هر تكبير دستها را بلند كند.