مـسـالـه 389 - در اسـتـحـاضـه كـثيره علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مساله پيش گـفـتـه شـد, بـايد براى هر نماز دستمال را عوض كند, يا آب بكشد و يك غسل براى نماز ظهر و عـصـرو يـكـى بـراى نماز مغرب و عشا به جا آورد, و بين نماز ظهر و عصر فاصله نيندازد, و اگر فـاصـلـه بـيـنـدازد بايد براى نماز عصر دوباره غسل كند و نيز اگر بين نماز مغرب و عشا فاصله بيندازدبايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد.
مـسـاله 390 - اگر خون استحاضه , پيش از وقت نماز هم بيايد اگر چه زن براى آن خون , وضوو غسل راانجام داده باشد بنابر احتياط واجب , بايد در موقع نماز وضو و غسل را به جاآورد.
مساله 391 - مستحاضه متوسطه و كثيره كه بايد وضو بگيرد و غسل كند هر كدام را اول به جاآورد صحيح است , ولى بهتر آن است كه اول وضو بگيرد.
مساله 392 - اگر استحاضه قليله زن , بعد از نماز صبح , متوسطه شود, بايد براى نماز ظهر وعصر غسل كند, و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مساله 393 - اگر استحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح كثيره شود بايد براى نمازظهر و عـصر يك غسل , و براى نماز مغرب و عشا غسل ديگرى به جا آورد و اگر بعد از نمازظهر و عصر كثيره شود, بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مساله 394 - مستحاضه كثيره يا متوسطه اگر پيش از داخل شدن وقت نماز براى نماز غسل كند, غـسـل او بـاطـل است بلكه اگر نزديك اذان صبح براى نماز شب غسل كند و نماز شب رابخواند احتياط واجب آن است كه بعد از داخل شدن صبح , دوباره غسل و وضو را به جاآورد.
مـساله 395 - زن مستحاضه , براى هر نمازى چه واجب باشد و چه مستحب , بايد وضو بگيردو نيز اگـر بخواهد نمازى را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند, يا بخواهد نمازى را كه تنهاخوانده است دوبـاره با جماعت بخواند, بايد تمام كارهايى را كه براى استحاضه گفته شد انجام دهد.
ولى براى خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهد فراموش شده و سجده سهو, اگر آنها را بعد از نماز فورا به جا آورد لازم نيست كارهاى استحاضه را انجام دهد.
مـساله 396 - زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد, فقط براى نماز اولى كه مى خواند,بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست .
مـسـالـه 397 - اگـر زن نـدانـد اسـتـحاضه او چه قسم است , موقعى كه مى خواهد نماز بخواند, بـنـابـراحـتـيـاط واجب مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد و بعد از آن كـه فـهـمـيد استحاضه او كدام يك از آن سه قسم است كارهايى را كه براى آن قسم دستور داده شده انجام دهد, ولى اگر بداند تا وقتى كه مى خواهد نماز بخواند استحاضه او تغيير نمى كند پيش ازداخل شدن وقت هم مى تواند خود را وارسى نمايد.
مـسـالـه 398 - زن مـسـتـحـاضـه اگـر پـيـش از آن كه خود را وارسى كند, مشغول نماز شود, چـنـانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده مثلا استحاضه اش قليله بوده و به وظيفه اسـتـحـاضـه قـلـيله عمل نموده , نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته يا عمل او مطابق وظيفه اش نبوده مثل آن كه استحاضه او متوسطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده , نماز او باطل است .
مـسـالـه 399 - زن مـسـتـحـاضـه اگـر نتواند خود را وارسى نمايد, بايد به آنچه مسلما وظيفه اوسـت عـمـل كـند مثلا اگر نمى داند استحاضه او قليله است يا متوسطه , بايد كارهاى استحاضه قـلـيـلـه راانجام دهد, و اگر نمى داند متوسطه است يا كثيره , بايد كارهاى استحاضه متوسطه را انـجـام دهـد, ولـى اگـر بـدانـد سـابـقـا كدام يك از آن سه قسم بوده بايد به وظيفه همان قسم رفتارنمايد.
مساله 400 - اگر خون استحاضه در باطن باشد و بيرون نيايد, وضو و غسل باطل نمى شود واگر بيرون بيايد هر چند كم باشد, وضو و غسل را به تفصيلى كه گذشت باطل مى كند.
مـساله 401 - زن مستحاضه اگر بعد از نماز خود را وارسى كند و خون نبيند اگرچه بدانددوباره خون مى آيد, با وضويى كه دارد مى تواند نماز بخواند.
مـسـالـه 402 - زن مـسـتـحـاضـه اگـر بـداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده خونى از او بـيـرون نـيـامـده و تا بعد از نماز هم خون در داخل فرج نيست و بيرون نمى آيد, مى تواند خواندن نمازرا تاخير بيندازد.
مـسـالـه 403 - اگـر مـسـتـحاضه بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز بكلى پاك مى شود, يا به انـدازه خـوانـدن نـمـاز, خـون بند مى آيد, بنابر احتياط واجب بايد صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.
مـساله 404 - اگر بعد از وضو و غسل , خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نمازرا تـاخـيـر بـيندازد, به مقدارى كه وضو و غسل و نماز را به جا آورد, بكلى پاك مى شود, بايدنماز را تاخير بيندازد و موقعى كه بكلى پاك شد, دوباره وضو و غسل را به جا آورد و نماز رابخواند.
و اگر وقـت نـمـاز تـنگ شد لازم نيست وضو و غسل را دوباره به جا آورد, بلكه با وضوو غسلى كه دارد مى تواند نماز بخواند.
مـسـالـه 405 - مـسـتـحـاضه كثيره و متوسطه وقتى بكلى از خون پاك شد بايد غسل كند, ولى اگـربـدانـد از وقتى كه براى نماز پيش , مشغول غسل شده ديگر خون نيامده لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مـساله 406 - مستحاضه قليله بعد از وضو, و مستحاضه كثيره و متوسطه بعد از غسل و وضو,بنابر احـتياط واجب بايد فورا مشغول نماز شود, ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز اشكال ندارد و در نماز هم مى تواند كارهاى مستحب مثل قنوت و غير آن را به جاآورد.
مساله 407 - زن مستحاضه اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد, بايد دوباره غسل كند وبلافاصله مشغول نماز شود, ولى اگر خون در داخل فضاى فرج نيايد غسل لازم نيست .
مساله 408 - اگر خون استحاضه زن جريان داشته باشد و قطع نشود, چنانچه براى او ضررنداشته بـاشد, بايد پيش از غسل و بعد از آن به وسيله پنبه از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند,ولى اگر هميشه جريان ندارد فقط بايد بعد از وضو و غسل از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد, و چنانچه كـوتاهى كند و خون بيرون آيد, بايد دوباره غسل كند و وضو هم بگيرد و اگرنماز هم خوانده بايد دوباره بخواند.
مـسـالـه 409 - اگـر در مـوقـع غـسـل , خـون قطع نشود, غسل صحيح است , ولى اگر در بين غـسـل ,اسـتـحـاضه متوسطه كثيره شود, واجب است چنانچه مشغول غسل ترتيبى (يا ارتماسى ) بوده همان را از سر بگيرد.
مساله 410 - احتياط واجب آن است كه زن مستحاضه در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه مى تواند از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.
مـسـاله 411 - روزه زن مستحاضه اى كه غسل بر او واجب مى باشد در صورتى صحيح است كه در روز غـسـلـهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است , انجام دهد, و نيز بنابر احتياطواجب , بايد غـسـل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى خواهد فرداى آن را روزه بگيرد به جاآورد, ولى اگر براى نـماز مغرب و عشا غسل نكند و براى خواندن نماز شب پيش از اذان صبح غسل نمايد و در روز هم غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است به جا آورد, روزه او صحيح است .
مساله 412 - اگر بعد از نماز عصر, مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است .
مساله 413 - اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز, متوسطه يا كثيره شود بايد كارهاى متوسطه يا كـثـيـره را كـه گـفـتـه شـد انـجـام دهـد.
و اگر استحاضه متوسطه , كثيره شود بايد كارهاى اسـتـحـاضه كثيره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسطه غسل كرده باشد فايده ندارد و بايددوباره براى كثيره غسل كند.
مـسـالـه 414 - اگـر در بـيـن نـمـاز, اسـتـحاضه متوسطه زن كثيره شود, بايد نماز را بشكند و بـراى اسـتـحـاضـه كـثـيره غسل كند و وضو بگيرد و كارهاى ديگر آن را انجام دهد و همان نماز رابـخواند.
و اگر براى هيچ كدام از غسل و وضو وقت ندارد.
بايد دو تيمم كند, يكى بدل از غسل ,و ديـگرى بدل از وضو, و اگر براى يكى از آنها وقت ندارد بايد عوض آن تيمم كند و ديگرى را به جا آورد, ولـى اگر براى تيمم هم وقت ندارد نمى تواند نماز را بشكند, و بايد نماز را تمام كند, و بنابر احـتـياط واجب قضا نمايد, و همچنين است اگر در بين نماز استحاضه قليله اومتوسطه يا كثيره شود.
مـسـالـه 415 - اگر در بين نماز, خون , بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن هم قطع شده يا نـه ,چـنـانـچـه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده , نمازش صحيح است , گرچه احتياط مستحب است وضو و غسل و نماز را دوباره به جا آورد.
مـسـالـه 416 - اگـر اسـتـحـاضـه كـثـيـره زن متوسطه شود, بايد براى نماز اول عمل كثيره و بـراى نـمـازهـاى بـعـد عمل متوسطه را به جا آورد.
مثلا اگر پيش از نماز ظهر استحاضه كثيره متوسطه شود, بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر و مغرب و عشا فقط وضو بگيرد ولى اگـربـراى نـمـاز ظـهـر غـسـل نكند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد, بايد براى نماز عـصـرغـسـل نـمايد, و اگر براى نماز عصر هم غسل نكند بايد براى نماز مغرب غسل كند.
و اگر براى آن هم غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد بايد براى عشا غسل نمايد.
مـسـالـه 417 - اگـر پـيـش از هـر نماز خون مستحاضه كثيره قطع شود و دوباره بيايد براى هر نـمـازبـايـد يـك غـسـل به جا آورد, ولى اگر بعد از غسل و پيش از نماز قطع شود چنانچه وقت تـنـگ بـاشـد كـه نـتواند غسل كند و نماز را در وقت بخواند با همان غسل مى تواند نماز را بخواند وهمين طور است حكم وضو.
مساله 418 - اگر استحاضه كثيره قليله شود, بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عـمـل قـلـيـلـه را انـجـام دهـد, و نـيـز اگـر استحاضه متوسطه قليله شود بايد براى نماز اول , عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قليله را به جا آورد.
مـسـاله 419 - اگر مستحاضه يكى از كارهايى را كه بر او واجب مى باشد حتى عوض كردن پنبه را ترك كند, نمازش باطل است .
مـساله 420 - مستحاضه قليله اگر بخواهد غير از نماز كارى انجام دهد, كه شرط آن وضوداشتن است , مثلا بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند بايد وضو بگيرد و وضويى كه براى نماز گرفته كافى نيست , بنابر احتياط واجب .
مـسـاله 421 - رفتن در مسجد مكه و مدينه و توقف در ساير مساجد و خواندن سوره اى كه سجده واجب دارد براى زن مستحاضه اشكال ندارد ولى نزديكى شوهر با او بنابر احتياطواجب در صورتى حلال مى شود كه غسل كند اگرچه كارهاى ديگرى را كه براى نماز واجب است , مثل وضو و عوض كردن پنبه و دستمال انجام نداده باشد.
مـساله 422 - اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه بخواهد پيش از وقت نماز جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند, بايد غسل كند و وضو هم بگيرد.
مساله 423 - نماز آيات بر مستحاضه واجب است .
و بايد براى نماز آيات هم كارهايى را كه براى نماز يوميه گفته شد انجام دهد.
مساله 424 - هرگاه در وقت نماز يوميه نماز آيات بر مستحاضه واجب شود اگرچه بخواهدهر دو را پـشـت سـر هم به جا آورد, بايد براى نماز آيات هم تمام كارهايى را كه براى نماز يوميه او واجب است انجام دهد و احتياط واجب آن است كه هر دو را با يك غسل و وضو به جانياورد.
مـسـاله 425 - اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند, بايد براى هر نماز كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است به جا آورد.
مـسـالـه 426 - اگر زن بداند خونى كه از او خارج مى شود خون زخم نيست و شرعا حكم حيض و نـفاس را ندارد بنابر احتياط واجب , بايد به دستور استحاضه عمل كند, بلكه اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه است يا خونهاى ديگر, چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد, بنابر احتياطواجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.
حيض حيض خونى است كه غالبا در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود و زن را در موقع ديدن خون حيض , حائض مى گويند.
مـسـالـه 427 - خون حيض در بيشتر اوقات , غليظ و گرم و رنگ آن سرخ مايل به سياهى ياسرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مى آيد.
مـسـالـه 428 - زنـهـاى سـيـده بـعـد از تـمام شدن شصت سال يائسه مى شوند يعنى خونى كه مى بينندمحكوم به حيض نيست گرچه داراى صفات آن هم باشد.
و زنهايى كه سيده نيستند, بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مى شوند.
مـسـالـه 429 - خـونـى كـه دخـتـر پـيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مى بيند حيض نيست .
مساله 430 - زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد, ممكن است حيض ببيند.
مـسـالـه 431 - دخـتـرى كـه نـمـى دانـد سـيـزده سـالـش تمام شده يا نه اگر خونى ببيند كه نشانه هاى حيض را نداشته باشد حيض نيست .
و اگر نشانه هاى حيض را داشته باشد و اطمينان به حيض بودنش پيدا كند حيض است و معلوم مى شود سيزده سال او تمام شده است .
مساله 432 - زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه , اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه , بايدبنا بگذارد كه يائسه نشده است .
مـساله 433 - مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمى شود و اگر مختصرى هم ازسه روز كمتر باشد, حيض نيست .
مـسـاله 434 - بايد سه روز اول حيض , پشت سر هم باشد, پس اگر مثلا دو روز خون ببيند ويك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند حيض نيست .
مـسـالـه 435 - لازم نـيـسـت در تـمـام سـه روز خون بيرون بيايد, بلكه اگر در فرج خون باشد كـافـى اسـت , و چـنـانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود و مدت پاك شدن بقدرى كم باشد كه بگويند در تمام سه روز در فرج خون بوده , باز هم حيض است .
مـسـاله 436 - لازم نيست شب اول و شب چهارم را خون ببيند, ولى بايد در شب دوم و سوم خون قـطـع نـشـود, پـس اگـر از اذان صـبـح روز اول تا غروب روز سوم پشت سرهم خون بيايد, يادر وسـطـهاى روز اول شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع شود و در شب دوم وسوم هم هيچ خون قطع نشود, حيض است .
مـسـالـه 437 - اگـر سـه روز پـشـت سر هم خون ببيند و پاك شود, چنانچه دوباره خون ببيند وروزهـايـى كه خون ديده و در وسط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود روزهائى هم كه در وسط پاك بوده حيض است .
مـساله 438 - اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون دمل است يـا خـون حـيض , چنانچه نداند دمل در طرف چپ است يا طرف راست در صورتى كه ممكن باشد مـقـدارى پـنـبـه داخل كند و بيرون آورد پس اگر خون از طرف چپ بيرون آيد,وارسى كند در صورتى كه مى داند خون سابق حيض بوده حيض قرار دهد و اگر دمل بوده خون دمل قرار دهد, و اگـر نـمـى داند خون حيض بوده يا دمل بايد همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و همه عبادتهايى را كه زن غير حائض انجام مى دهد به جا آورد.
مساله 439 - اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون حيض است يا زخم , اگر قبلا حيض بوده حيض و اگر پاك بوده پاك قرار دهد, و چنانچه نمى داندپاك بوده يا حيض همه چيزهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و همه عبادتهايى كه زن غير حائض انجام مى دهد به جا آورد.
مساله 440 - اگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا استحاضه , چنانچه شرايطحيض را داشته باشد, بايد حيض قرار دهد.
مـساله 441 - اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت , بايد خود را وارسى كند,يعنى مـقـدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند, بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد, خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده , حيض مى باشد.
مـسـالـه 442 - اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود و بعد از سه روز خون ببيند خون دوم حيض است و خون اول اگرچه در روزهاى عادتش باشد حيض نيست .

احكام حائض

مساله 443 - چند چيز بر حائض حرام است : اول : عـبـادتـهـايـى كـه مـانـنـد نـمـاز بـايد با وضو يا غسل يا تيمم به جا آورده شود, ولى به جا آوردن عبادتهايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست , مانند نماز ميت , مانعى ندارد.
دوم : تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سـوم : جـمـاع كـردن در فـرج , كـه هـم بـراى مـرد حـرام است و هم براى زن , اگرچه به مقدار خـتـنـه گـاه داخـل شـود و مـنى هم بيرون نيايد, بلكه احتياط واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنه گاه راهم داخل نكند و در دبر زن حائض , وطى كردن , حرام است .
مـسـالـه 444 - جماع كردن در روزهايى هم كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا بايد براى خود حـيـض قرار دهد حرام است .
پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مى بيند و بايد به دستورى كه بعدا گـفته مى شود روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد, شوهرش نمى تواند درآن روزها با او نزديكى نمايد.
مساله 445 - اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرد در قسمت اول آن , با زن خـود در قـبـل جماع كند, بنابر احتياط مستحب بايد هيجده نخود طلا كفاره به فقيربدهد و اگـر در قـسمت دوم جماع كند, نه نخود و اگر در قسمت سوم جماع كند, بايد چهارنخود و نيم بـدهـد.
مـثـلا زنى كه شش روز خون حيض مى بيند, اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جـمـاع كـنـد بايد هيجده نخود طلا بدهد و در شب يا روز سوم و چهارم نه نخود و درشب يا روز پنجم و ششم بايد چهار نخود و نيم بدهد.
مساله 446 - وطى در دبر زن حائض , بنابر احتياط مستحب كفاره دارد.
مـسـاله 447 - لازم نيست طلاى كفاره را از طلاى سكه دار بدهد, ولى اگر بخواهد قيمت آن را بدهد بايد قيمت سكه دار بدهد.
مـسـالـه 448 - اگـر قـيـمـت طلا در وقتى كه جماع كرده با وقتى كه مى خواهد به فقير بدهد فرق كرده باشد, بايد قيمت وقتى را كه مى خواهد به فقير بدهد حساب كند.
مساله 449 - اگر كسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حيض , بازن خـود جـماع كند, احتياط مستحب آن است كه هر سه كفاره را كه روى هم سى و يك نخودو نيم مى شود بدهد.
مـساله 450 - اگر انسان بعد از آن كه در حال حيض جماع كرده و كفاره آن را داده دوباره جماع كند بازهم احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد.
مساله 451 - اگر با زن حائض چند مرتبه جماع كند و در بين آنها كفاره ندهد احتياطمستحب آن است كه براى هر جماع يك كفاره بدهد.
مـسـالـه 452 - اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده , بايد فورا از او جدا شود و اگرجدا نشود بنابر احتياط مستحب بايد كفاره بدهد.
مساله 453 - اگر مرد با زن حائض زنا كند يا با زن حائض نامحرمى به گمان اين كه عيال خوداو است جماع نمايد, احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد.
مـسـالـه 454 - كـسـى كـه نـمـى تـوانـد كفاره بدهد بهتر آن است كه صدقه اى به فقير بدهد,و اگرنمى تواند بنابر احتياط مستحب بايد استغفار كند, و هر وقت توانست بايد كفاره را بدهد.
مـسـالـه 455 - طـلاق دادن زن در حـال حـيـض , بـطـورى كه در كتاب طلاق گفته مى شود باطل است .
مساله 456 - اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاك شده ام , بايد حرف او را قبول كرد.
مساله 457 - اگر زن در بين نماز حائض شود, نماز او باطل است .
مساله 458 - اگر زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه , نماز او صحيح است ولى اگربعد از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده نمازى كه خوانده باطل است .
مساله 459 - بعد از آن كه زن از خون حيض پاك شد, واجب است براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه بـايـد بـا وضو يا غسل يا تيمم به جا آورده شود, غسل كند.
و دستورآن مثل غسل جنابت است , ولى براى نماز بايد پيش از غسل يا بعد از آن وضو هم بگيرد.
و اگر پيش از غسل وضو بگيرد بهتر است .
مـساله 460 - بعد از آن كه زن از خون حيض , پاك شد, اگرچه غسل نكرده باشد, طلاق اوصحيح اسـت , و شـوهـرش هم مى تواند با او جماع كند, ولى احتياط مستحب آن است كه پيش از غسل از جـمـاع بـا او خوددارى نمايد.
اما كارهاى ديگرى كه در وقت حيض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد و مس خط قرآن , تا غسل نكند بر او حلال نمى شود.
مـسـالـه 461 - اگر آب براى وضو و غسل كافى نباشد و به اندازه اى باشد كه بتواند يا غسل كنديا وضـو بـگـيرد, بنابر احتياط واجب بايد غسل كند و بدل از وضو تيمم نمايد.
و اگر فقط براى وضو كـافى باشد و به اندازه غسل نباشد, بايد وضو بگيرد و عوض غسل تيمم نمايد و اگر براى هيچ يك از آنها آب ندارد, بايد دو تيمم كند, يكى بدل از غسل و ديگرى بدل از وضو.
مـساله 462 - نمازهاى يوميه اى كه زن در حال حيض نخوانده , قضا ندارد, ولى روزه هاى واجب را بايد قضا نمايد.
مـسـاله 463 - هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند كه اگر نماز را تاخير بيندازد حائض مى شود, بايد فورا نماز بخواند.
مـسـالـه 464 - اگـر زن نـمـاز را تـاخـير بيندازد و از اول وقت به اندازه انجام واجبات يك نماز ومـستحبات (به مقدار متعارف ) بگذرد و حائض شود, قضاى آن نماز بر او واجب است , ولى در تند خـواندن و كند خواندن و چيزهاى ديگر بايد ملاحظه حال خود را بكند, مثلا زنى كه مسافر نيست اگـر در اول ظـهـر نـمـاز نخواند, قضاى آن در صورتى واجب مى شود كه به مقدارخواندن چهار ركـعـت نـماز به دستورى كه گفته شد از اول ظهر بگذرد و حائض شود, و براى كسى كه مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو ركعت كافى است و نيز بايد ملاحظه تهيه شرايطى را كه دارا نيست بنمايد, پس اگر به مقدار فراهم آوردن آن مقدمات و خواندن يك نماز بگذرد و حائض شود قضا واجب است وگرنه واجب نيست .
مـساله 465 - اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاك شود و به اندازه غسل و وضو و مقدمات ديگر نماز مانند تهيه كردن لباس يا آب كشيدن آن و خواندن يك ركعت نماز يا بيشتر از يك ركعت وقت داشته باشد, بايد نماز را بخواند و اگر نخواند بايد قضاى آن را به جا آورد.
مساله 466 - اگر زن حائض به اندازه غسل و وضو وقت ندارد, ولى مى تواند با تيمم نماز رادر وقت بـخواند آن نماز بر او واجب نيست , اما اگر گذشته از تنگى وقت تكليفش تيمم است ,مثل آن كه آب برايش ضرر دارد, بايدتيمم كند و آن نماز را بخواند.
مـساله 467 - اگر زن حائض بعد از پاك شدن شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه , بايدنمازش را بخواند.
مـسـالـه 468 - اگـر بـه خـيـال ايـن كه به اندازه تهيه مقدمات نماز و خواندن يك ركعت وقت نداردنماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته , بايد قضاى آن نماز را به جا آورد.
مساله 469 - مستحب است زن حائض در وقت نماز, خود را از خون پاك نمايد و پنبه ودستمال را عوض كند و وضو بگيرد و اگر نمى تواند وضو بگيرد تيمم نمايد و در جاى نماز روبه قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.
مساله 470 - خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جايى از بدن به حاشيه و مابين خطهاى قرآن و نيز خضاب كردن به حنا و مانند آن براى حائض مكروه است .
اقسام زنهاى حائض مساله 471 - زنهاى حائض بر شش قسمند: اول : صـاحـب عـادت وقـتـيـه و عـدديـه , و آن زنـى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خـون حـيـض بـبـيند و شماره روزهاى حيض او هم در هر دو ماه يك اندازه باشد, مثل آن كه دو ماه پشت سر هم از اول ماه تا هفتم خون ببيند.
دوم : صاحب عادت وقتيه , و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين , خون حيض ببيند ولـى شـماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد, مثلا دو ماه پشت سر هم ازروز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم , و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود.
سـوم : صـاحب عادت عدديه و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سرهم به يـك اندازه باشد, ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد, مثل آن كه ماه اول از پنجم تادهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
چـهـارم : مضطربه , و آن زنى است كه چند ماه خون ديده , ولى عادت معينى پيدا نكرده ياعادتش بهم خورده و عادت تازه اى پيدا نكرده است .
پنجم : مبتدئه , و آن زنى است كه دفعه اول خون ديدن او است .
شـشـم : ناسيه , و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است .
و هر كدام اينها احكامى دارند كه در مسائل آينده گفته مى شود.
1 - صاحب عادت وقتيه و عدديه مساله 472 - زنهايى كه عادت وقتيه و عدديه دارند سه دسته اند: اول : زنـى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين , خون حيض ببيند و در وقت معين هم پاك شود, مـثلا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه , خون ببيند و روز هفتم پاك شود كه عادت حيض اين زن از اول ماه تا هفتم است .
دوم : زنى كه از خون پاك نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز معين مثلا از اول ماه تاهشتم خـونـى كـه مـى بيند نشانه هاى حيض را دارد, يعنى غليظ و سياه و گرم است و با فشار وسوزش بـيـرون مـى آيـد.
و بـقـيه خونهاى او نشانه هاى استحاضه را دارد كه عادت او از اول ماه تاهشتم مى شود.
سوم : زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين , خون حيض ببيند و بعد از آن كه سه روز يابيشتر خون ديد يك روز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود و در هر دو ماه همه روزهائى كه خون ديده و در وس ط پـاك بـوده روى هـم يك اندازه باشد كه عادت او به اندازه تمام روزهايى است كه خون ديده و در وسط پاك بوده است , و لازم نيست روزهايى كه در وسط پاك بوده در هردو ماه به يك اندازه باشد, مـثـلا اگر در ماه اول از روز اول ماه تا سوم خون ببيند و سه روزپاك شود و دوباره سه روز خون ببيند و در ماه دوم بعد از آن كه سه روز خون ديد, سه روز ياكمتر يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و روى هم از نه روز بيشتر نشود, همه حيض است و عادت اين زن نه روز مى شود.
مساله 473 - زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد, اگر در وقت عادت يا دو سه روز جلوتر يادو سه روز عـقـب تـر خـون بـبـيـنـد, بطورى كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته اگرچه آن خون , نشانه هاى حيض را نداشته باشد بايد به احكامى كه براى زن حائض گفته شد عمل كند.
وچنانچه بعد بفهمد حيض نبوده مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود بايد عبادتهائى را كه به جانياورده قضا نمايد.
مساله 474 - زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر چند روز پيش از عادت و همه روزهاى عادت و چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود, همه حيض است .
و اگر از ده روز بيشتر شود, فقط خونى را كه در روزهاى عادت خود ديده , حيض است وخونى كه پيش از آن و بـعـد از آن ديـده اسـتحاضه مى باشد, و بايد عبادتهائى را كه در روزهاى پيش از عادت و بعد از عادت به جا نياورده قضا نمايد.
و اگر همه روزهاى عادت را با چندروز پيش از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است و اگر از ده روز بيشتر شود, فقط روزهاى عادت او حيض است و خونى كه جلوتر از آن ديده استحاضه مى باشد و چنانچه در آن روزها عبادت نكرده بـايـد قضا نمايد.
و اگر همه روزهاى عادت را باچند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بـيشتر نشود, همه حيض است , و اگربيشتر شود فقط روزهاى عادت حيض و باقى استحاضه است .
مساله 475 - زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روزپيش از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است و اگر از ده روزبيشتر شود روزهايى كه در عادت خون ديده با چند روز پيش از آن كه روى هم به مقدارعادت او شود حيض , و روزهـاى اول را اسـتـحـاضه قرار مى دهد.
و اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عـادت خـون بـبـيـنـد و روى هم از ده روز بيشتر نشود, همه حيض است و اگر بيشتر شود, بايد روزهايى كه در عادت خون ديده با چند روز بعد از آن كه روى هم به مقدار عادت او شود حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
مـساله 476 - زنى كه عادت دارد, اگر بعد از آن كه سه روز يا بيشتر خون ديد پاك شود ودوباره خون ببيند و فاصله بين دو خون كمتر از ده روز باشد و همه روزهايى كه خون ديده باروزهايى كه در وسـط پـاك بـوده از ده روز بـيشتر باشد.
مثل آن پنج كه روز خون ببيند و پنج روز پاك شود و دوباره پنج روز خون ببيند, چند صورت دارد: 1 - آن كـه تمام خونى كه دفعه اول ديده , يا مقدارى از آن , در روزهاى عادت باشد و خون دوم كه بـعـد از پاك شدن مى بيند در روزهاى عادت نباشد, كه بايد همه خون اول را حيض وخون دوم را استحاضه قرار دهد.
2 - آن كـه خون اول در روزهاى عادت نباشد, و تمام خون دوم يا مقدارى از آن در روزهاى عادت باشد كه بايد همه خون دوم را حيض و خون اول را استحاضه قرار دهد.
3 - آن كـه مـقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد و خون اولى كه در روزهاى عادت بـوده از سـه روز كـمتر نباشد و با پاكى وسط و مقدارى از خون دوم كه آن هم درروزهاى عادت بوده از ده روز بيشتر نباشد, كه در اين صورت همه آنها حيض است ومقدارى از خون اول كه پيش از روزهـاى عادت بوده و مقدارى از خون دوم كه بعد ازروزهاى عادت بوده استحاضه است , مثلا اگر عادتش از سوم ماه تا دهم بوده , در صورتى كه يك ماه از اول تا ششم خون ببيند و دو روز پاك شـود و بـعد تا پانزدهم خون ببيند, از سوم تادهم حيض است و از اول تا سوم و همچنين از دهم تا پانزدهم استحاضه مى باشد.
4 - آنـكه مقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد ولى خون اولى كه در روزهاى عادت بـوده از سـه روز كـمتر باشد, كه بايد در تمام دو خون و پاكى وسط كارهايى را كه برحائض حرام اسـت و سـابـقا گفته شد ترك كند و كارهاى استحاضه را بجا آورد يعنى به دستورى كه براى زن مستحاضه گفته شد عبادتهاى خود را انجام دهد.
مساله 477 - زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد, اگر در وقت عادت خون نبيند و در غير آن وقت به شماره روزهاى حيضش خون ببيند, بايد همان را حيض قرار دهد, چه پيش از وقت عادت ديده باشد چه بعد از آن .
مساله 478 - زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد, اگر در وقت عادت خود خون ببيند ولى شماره روزهـاى آن كـمتر يا بيشتر از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاك شدن , دوباره به شماره روزهاى عـادتـى كـه داشته خون ببيند, بايد در هر دو خون كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك كند و كارهاى استحاضه را به جا آورد.
مـسـالـه 479 - زنـى كـه عادت وقتيه و عدديه دارد, اگر بيشتر از ده روز خون ببيند, خونى كه درروزهـاى عـادت ديـده اگـر چه نشانه هاى حيض را نداشته باشد, حيض است , و خونى كه بعد ازروزهاى عادت ديده اگر چه نشانه هاى حيض را داشته باشد استحاضه است .
مثلا زنى كه عادت حيض او از اول ماه تا هفتم است , اگر از اول تا دوازدهم خون ببيند, هفت روز اول آن حيض و پنج روز بعد استحاضه مى باشد.
2 - صاحب عادت وقتيه مساله 480 - زنهايى كه عادت وقتيه دارند سه دسته اند: اول : زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين , خون حيض ببيند و بعد از چند روز پاك شودولى شماره روزهاى آن در هر دو ماه يك اندازه نباشد, مثلا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم , و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود, كه اين زن بايد روزاول ماه را عادت حـيـض خود قرار دهد.
دوم : زنى كه از خون پاك نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون او نشانه هاى حيض را دارد يعنى غليظ و سياه و گرم است و با فشارو سوزش بيرون مى آيد و بقيه خون هاى او نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهايى كه خون او نشانه حيض دارد, در هر دو مـاه يك اندازه نيست مثلا در ماه اول , از اول ماه تا هفتم و درماه دوم از اول ماه تا هشتم , خون او نـشانه هاى حيض و بقيه نشانه استحاضه را داشته باشد, كه اين زن هم بايد روز اول ماه را روز اول عادت حيض خود قرار دهد.
سوم : زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين , سه روز يا بيشتر خون حيض ببيند و بعد پاك شود و دومرتبه خون ببيند و تمام روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسـط پاك بوده از ده روز بيشتر نشودولى ماه دوم كمتر يا بيشتر از ماه اول باشد, مثلا در ماه اول هـشـت روز و در ماه دوم نه روزباشد كه اين زن هم بايد روز اول ماه را روز اول عادت حيض خود قرار دهد.
مساله 481 - زنى كه عادت وقتيه دارد, اگر در وقت عادت خود يا دو سه روز پيش از عادت يا دو سه روز بعد از عادت , خون ببيند بطورى كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته , اگرچه آن خون نـشـانـه هاى حيض را نداشته باشد, بايد به احكامى كه براى زنهاى حائض گفته شدرفتار نمايد و اگـر بـعـد بـفهمد حيض نبوده , مثل آن كه پيش از سه روز پاك شود, بايدعبادتهايى را كه به جا نياورده قضا نمايد.
مـسـالـه 482 - زنـى كـه عـادت وقـتيه دارد, اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند حيض را بـه واسـطـه نـشـانـه هـاى آن تـشخيص دهد, بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد, چـه پدرى باشند چه مادرى , زنده باشند يا مرده , ولى در صورتى مى تواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد كه شماره روزهاى حيض همه آنان يك اندازه باشد و اگر شماره روزهاى حيض آنان يك اندازه نباشد, مثلا عادت بعضى پنج روز و عادت بعضى ديگر هفت روزباشد نمى تواند عادت آنان را حـيض خود قرار دهد.
مگر كسانى كه عادتشان با ديگران فرق دارد بقدرى كم باشند كه در مقابل آنان هيچ حساب شوند كه در اين صورت بايد عادت بيشترآنان را حيض خود قرار دهد.
مـسـاله 483 - زنى كه عادت وقتيه دارد و شماره عادت خويشان خود را حيض قرار مى دهد,بايد روزى را كـه در هـر ماه اول عادت او بوده , اول حيض خود قرار دهد, مثلا زنى كه هر ماه ,روز اول مـاه خـون مى ديده و گاهى روز هفتم و گاهى روز هشتم پاك مى شده , چنانچه يك ماه , دوازده روز خـون بـبـيـنـد و عـادت خويشانش هفت روز باشد, بايد هفت روز اول ماه راحيض و باقى را استحاضه قرار دهد.
مـسـالـه 484 - زنـى كـه عـادت وقـتـيـه دارد و بـايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهـد,چـنـانـچه خويش نداشته باشد, يا شماره عادت آنان مثل هم نباشد بايد در هر ماه از روزى كه خون مى بيند تا هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.
3 - صاحب عادت عدديه مساله 485 - زنهايى كه عادت عدديه دارند سه دسته اند: اول : زنى كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد, ولى وقت خون ديدن او يكى نباشد كه در اين صورت هر چند روزى كه خون ديده عادت او مى شود.
مثلا اگرماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند, عادت او پنج روزمى شود.
دوم : زنـى كـه از خـون پـاك نـمـى شـود ولـى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى كه مى بيند نـشـانه حيض و بقيه نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهايى كه خون نشانه حيض را دارد در هر دومـاه يك اندازه است , اما وقت آن يكى نيست , كه در اين صورت هر چند روزى كه خون اونشانه حـيـض را دارد, عـادت او مـى شـود, مـثـلا اگر يك ماه از اول ماه تا پنجم و ماه بعد ازيازدهم تا پـانزدهم , خون او نشانه حيض و بقيه نشانه استحاضه را داشته باشد, شماره روزهاى عادت او پنج روز مى شود.