مـساله 133 - اگر آفتابه اى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند چنانچه آب طورى زيـر آن جـمـع گـردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود, آب آفتابه نجس مى شود, مگرآنكه آب از درون آفـتـابـه با قوت و فشار بيرون آيد.
ولى اگر آبى كه از زير آفتابه خارج مى شود در زمين فرو رود يا جارى شود به نحوى كه با آب داخل آن يكى حساب نشود, آب آفتابه نجس نمى شود.
مـسـالـه 134 - اگر چيزى داخل بدن شود و به نجاست برسد, در صورتى كه بعد از بيرون آمدن , آلوده به نجاست نباشد پاك است , پس اگر اسباب اماله يا آب آن در مخرج غائط واردشود, يا سوزن و چـاقـو و مانند اينها در بدن فرو رود و بعد از بيرون آمدن , به نجاست آلوده نباشد نجس نيست .
و هـمـچنين است آب دهان و بينى اگر در داخل به خون برسد و بعد از بيرون آمدن به خون آلوده نباشد.

احكام نجاسات

مـساله 135 - نجس كردن خط و ورق قرآن و جلد مخصوص آن حرام است , و اگر نجس شودبايد فورا آن را آب بكشند.
مـسـالـه 136 - گـذاشـتـن قـرآن روى عـين نجس , مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس خشك باشد حرام است , و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى باشد.
مساله 137 - نوشتن قرآن با مركب نجس , اگرچه يك حرف آن باشد حرام است .
و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند, يا بواسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين برود.
مـسـاله 138 - احتياط آن است كه از دادن قرآن به كافر خوددارى كنند, و اگر قرآن دست اوست در صورت امكان از او بگيرند, بلكه با بعضى خصوصيات هر دو واجب است .
مـسـالـه 139 - اگـر ورق قـرآن يـا چـيـزى كـه احترام آن لازم است - مثل كاغذى كه اسم خدا يـاپـيـغـمـبـر(ص ) يا امام (ع ) بر آن نوشته شده , در مستراح بيفتد بيرون آوردن و آب كشيدن آن هرچند با تخليه آن اگرچه خرج داشته باشد واجب است , و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشدبايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده است .
و نيز اگر تربت در مستراح بيفتد وبيرون آوردن آن ممكن نباشد بايد تا وقتى كه يقين نكرده اند بكلى از بين رفته به آن مستراح نروند.
مـسـاله 140 - خوردن و آشاميدن چيز نجس , حرام است و نيز خورانيدن عين نجس به اطفال در صورتى كه ضرر داشته باشد حرام مى باشد, بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد بنابر احتياطواجب بايد از آن خـوددارى كنند, ولى خوراندن غذاهائى كه نجس شده بنابر اقوى به طفل حرام نيست , مگر آنكه مضر باشد.
مساله 141 - فروختن و عاريه دادن چيز نجسى كه مى شود آن را آب كشيد اگر نجس بودن آن را بـه طـرف نـگـويـنـد اشكال ندارد, ولى چنانچه انسان بداند كه عاريه گيرنده و خريدار, آن را در خوردن و آشاميدن استعمال مى كند بايد نجاستش را به او بگويند.
مـسـاله 142 - اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى خورد يا با لباس نجس نماز مى خواندلازم نيست به او بگويد.
مـساله 143 - اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگركسانى كه وارد خانه او مى شوند با رطوبت بجاى نجس رسيده است , لازم نيست به آنان بگويد.
مساله 144 - اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است , بايد به مهمان هابگويد, امـا اگـر يـكـى از مـهـمـان ها بفهمد لازم نيست به ديگران خبر دهد, ولى چنانچه طورى باآنان مـعـاشـرت دارد كه مى داند كه به واسطه نگفتن , خود او هم نجس مى شود بايد بعد از غذا به آنان بگويد, تا خود نجس نشود.
مساله 145 - اگر چيزى را كه عاريه كرده نجس شود اگر بداند كه صاحبش آن چيز را درخوردن و آشاميدن استعمال مى كند, واجب است به او بگويد.
مـساله 146 - بچه مميزى كه خوب و بد را مى فهمد اگرچه تكليفش هم نزديك است اگربگويد چيزى را آب كشيدم , دوباره بايد آن را آب كشيد, ولى اگر بگويد چيزى كه در دست اوست نجس است احتياط مستحب آن است كه از آن اجتناب كنند.
اگرچه اقوى اعتبار قول بچه اى است كه در اينگونه امور به او اعتماد مى شود.
مطهرات مساله 147 - ده چيز, نجاست را پاك مى كند و آنها را مطهرات گويند: اول : آب , دوم : زمـيـن , سـوم : آفـتاب , چهارم : استحاله , پنجم : انتقال , ششم : اسلام , هفتم :تبعيت , هـشـتم : برطرف شدن عين نجاست , نهم : استبراء حيوان نجاستخوار, دهم : غائب شدن مسلمان .
و احكام اينها بطور تفصيل در مسائل آينده گفته مى شود.
1 - آب مساله 148 - آب با چهار شرط, چيز نجس را پاك مى كند: اول : آن كه مطلق باشد, پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد, چيز نجس را پاك نمى كند,دوم : آن كـه پـاك بـاشـد, سوم : آن كه وقتى چيز نجس را مى شويند آب مضاف نشود و بو يارنگ يا مزه نـجاست هم نگيرد, چهارم : آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس , عين نجاست درآن نباشد.
و پاك شـدن چـيـز نـجـس بـا آب قليل , يعنى آب كمتر از كر, شرطهاى ديگرى هم داردكه بعدا گفته مى شود.
مـسـاله 149 - ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست , بلكه در كر و جارى هم احتياطسه مـرتـبه است , اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است , ولى ظرفى را كه سگ ليسيده يااز آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده , بايد اول با خاك پاك , خاك مال كرد و بعد بنابراحتياط واجب , دو مـرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست , و همچنين ظرفى را كه آب دهان سگ در آن ريخته بنابر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاك مال كرد.
مساله 150 - اگر دهانه ظرفى كه سگ دهن زده , تنگ باشد و نشود آن را خاك مال كرد,چنانچه مـمـكـن اسـت بايد كهنه به چوبى بپيچند و به توسط آن خاك را به آن ظرف بمالند و درغير اين صورت پاك شدن ظرف اشكال دارد.
مـساله 151 - ظرفى را كه خوك از آن , چيز روانى بخورد, با آب قليل بايد هفت مرتبه شست , و در كـر و جـارى نيز هفت مرتبه بايد شست به احتياط واجب , و لازم نيست آن را خاك مال كنند, اگر چه احتياط مستحب آن است كه خاك مال شود, و نيز ليسيدن خوك ملحق است به آب خوردن آن به احتياط واجب .
مـساله 152 - اگر بخواهند ظرفى را كه به شراب نجس شده با آب قليل آب بكشند بايد سه مرتبه بشويند, و بهتر است هفت مرتبه شسته شود.
مساله 153 - كوزه اى كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب كر يا جارى بگذارند به هر جاى آن , كه آب برسد پاك مى شود.
و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود بايد بـقدرى در آب كر يا جارى بماند كه آب به تمام آن فرو رود و از آن بيرون آيد, و فرو رفتن رطوبت كافى نيست .
مـساله 154 - ظرف نجس را با آب قليل , دو جور مى شود آب كشيد.
يكى آنكه سه مرتبه پركنند و خـالـى كـنـنـد, ديـگـر آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.
مـسـالـه 155 - اگـر ظرف بزرگ مثل پاتيل و خمره نجس شود, چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كـنند و خالى كنند پاك مى شود, و همچنين است اگر سه مرتبه از بالا, آب در آن بريزند,بطورى كـه تـمـام اطـراف آن را بـگيرد, و در هر دفعه آبى كه ته آن جمع مى شود بيرون آورند, واحتياط مستحب آن است كه در هر دفعه ظرفى را كه با آن آبها را بيرون مى آورند آب بكشند.
مساله 156 - اگر مس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند, ظاهرش پاك مى شود.
مـساله 157 - تنورى كه به بول نجس شده است , اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بريزند بطورى كه تمام اطراف آن را بگيرد پاك مى شود.
و در غير بول اگر بعد از برطرف شدن نجاست يك مرتبه به دستورى كه گفته شد آب در آن بريزند, كافى است .
و بهتر است كه گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند, بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند.
مـسـاله 158 - اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست , يك مرتبه در آب كر ياجارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود و در فرش و لباس و ماننداينها بايد آن را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود.
مـسـالـه 159 - اگـر بـخـواهـنـد چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند, چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد, يك مرتبه ديـگـر كه آب روى آن بريزند پاك مى شود, و فرقى نيست كه بول خشك شده باشد يا ترباشد.
ولى در آب كـر و جـارى شـسـتـن يكبار كافى است .
و فرقى بين بول انسان و حيوان و اقسام حيوانات نمى باشد.
ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه , فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد (و غـساله آبى است كه معمولا در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى شود خودبخود يا به وسيله فشار مى ريزد).
مـسـاله 160 - اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده نجس شود, چنانچه يك مرتبه آب روى آن بـريـزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود ولى احتياط مستحب آن است كه يك مرتبه ديگر هم آب روى آن بريزند و در لباس و فرش و مانند اينها فشار لازم نيست .
مـسـاله 161 - اگر چيزى به غير بول نجس شود, چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بـريـزنـد و از آن جـدا شـود, پـاك مى گردد.
و نيز اگر در دفعه اولى كه آب روى آن مـى ريـزنـد نـجـاسـت آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد, پاك مى شود.
ولى در هر صورت لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.
مـسـاله 162 - اگر حصير نجس را كه با نخ بافته شده , در آب كر يا جارى فرو برند, بعد ازبرطرف شدن عين نجاست , پاك مى شود.
مـسـالـه 163 - اگـر ظـاهـر گـندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود به فرو بردن در كر وجارى , پاك مى گردد.
و اگر باطن آنها نجس شود پاك نمى گردد.
مساله 164 - اگر انسان شك كند كه آب نجس به باطن صابون رسيده يا نه , باطن آن پاك است .
مـسـالـه 165 - اگـر ظـاهـر برنج و گوشت يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد, چنانچه آن را درظـرفـى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى شود, و ظرف آن هم پاك مـى گردد.
ولى اگر بخواهند لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بكشند بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى ريزند آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند, تاغساله اى كه در آن جمع شده بيرون بريزد.
مساله 166 - لباس نجسى را كه به نيل و مانند آن رنگ شده , اگر در آب كر يا جارى فرو برندو آب پـيـش از آن كـه بـواسـطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد اگر آبى كه موقع فشاردادن بيرون مى آيد مضاف نباشد پاك مى شود.
مـسـالـه 167 - اگر لباسى را در كر يا جارى آب بكشند و بعد مثلا لجن آب در آن ببينند,چنانچه بدانند كه آب به جاهاى نجس رسيده است آن لباس پاك است .
مـسـالـه 168 - اگـر بـعـد از آب كشيدن لباس و مانند آن خورده گل يا اشنان در آن ديده شود درصـورتـى كـه بـدانـد كـه خورده گل يا اشنان با آب شسته شد, پاك است , ولى اگر آب نجس به باطن گل يا اشنان رسيده باشد ظاهر گل و اشنان , پاك و باطن آنها نجس است .
مساله 169 - هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمى شود.
ولى اگر بويا رنگ نـجـاسـت در آن مـانـده باشد اشكال ندارد.
پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند, پاك مى باشد, اما چنانچه بواسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره هاى نجاست در آن چيز مانده , نجس است .
مساله 170 - اگر نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك مى شود و بيرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نيست .
مـساله 171 - غذاى نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد, پاك مى شود.
مساله 172 - اگر موى سر و صورت زياد باشد و با آب قليل آب بكشند بايد فشار دهند كه غساله آن جدا شود.
مساله 173 - اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل , آب بكشند, اطراف آنجا كه متصل به آن است و معمولا موقع آب كشيدن آن جا نجس مى شود در صورتى كه آبى كه براى پاك شدن محل نجس مى ريزند به آن اطراف جارى شود با پاك شدن جاى نجس پاك مى شود.
وهم چنين است اگر چيز پـاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هر دو آب بريزند.
پس اگربراى آب كشيدن يك انگشت نجس , روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنهابرسد, بعد از پاك شدن انگشت نجس , تمام انگشتها پاك مى شود.
مساله 174 - گوشت و دنبه اى كه نجس شده مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى شود.
وهمچنين است اگر بدن يا لباس , چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند.
مـسـالـه 175 - اگـر ظـرف يـا بـدن نـجـس باشد و بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى از رسـيـدن آب بـه آنها كند, چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند, بايد چربى را برطرف كنند تاآب به آنها برسد.
مـساله 176 - چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست , اگر زير شيرى كه متصل به كر است يك دفعه بشويند پاك مى شود, و نيز اگر عين نجاست در آن باشد, چنانچه عين نجاست آن ,زير شير يا بـوسـيـلـه ديگر برطرف شود, و آبى كه از آن چيز مى ريزد بو يا رنگ يا مزه نجاست به خود نگرفته باشد با آن شير پاك مى گردد.
اما اگر آبى كه از آن مى ريزد بو يا رنگ يا مزه نجاست گرفته باشد بـايـد بـه قـدرى آب شـير روى آن بريزند تا در آبى كه از آن جدا مى شود, بويا رنگ يا مزه نجاست نباشد.
مـسـاله 177 - اگر چيزى را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست رااز آن برطرف كرده يا نه آن چيز پاك است .
مـساله 178 - زمينى كه آب روى آن جارى نمى شود اگر نجس شود با آب قليل پاك نمى گردد.
ولى زمينى كه روى آن شن يا ريگ باشد - چون آبى كه روى آن مى ريزند از آن جدا شده و در شن و ريگ فرو مى رود - با آب قليل پاك مى شود, اما زير ريگها نجس مى ماند.
مـساله 179 - زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى رود اگرنجس شود با آب قليل , پاك مى گردد ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود وچنانچه آبى كـه روى آن ريخته اند از سوراخى بيرون رود همه زمين پاك مى شود, و اگر بيرون نرود جايى كه آبـهـا جمع مى شود نجس مى ماند.
و براى پاك شدن آن جا بايد گودالى بكنند كه آب در آن جمع شود, بعد آب را بيرون بياورند و گودال را با خاك پاك پر كنند.
مساله 180 - اگر ظاهر نمك سنگ و مانند آن نجس شود, با آب كمتر از كر هم پاك مى شود.
مساله 181 - اگر شكر آب شده نجس را قند بسازند و در آب كر يا جارى بگذارند پاك نمى شود.
2 - زمين مساله 182 - زمين به سه شرط, كف پا و ته كفش نجس را پاك مى كند.
اول : آن كه زمين پاك باشد.
دوم : آن كه خشك باشد.
سوم : آن كه اگر عين نجس مثل خون وبول , يـا مـتـنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد بواسطه راه رفتن يا ماليدن پابه زمين برطرف شود.
و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش و مانند اينها باشد و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه , كف پا و ته كفش نجس , پاك نمى شود, و اگر به واسطه غيرراه رفتن نجس شده باشد بواسطه راه رفتن پاك نمى شود.
مـسـالـه 183 - كف پا و ته كفش نجس , بواسطه راه رفتن روى آسفالت و روى زمينى كه باچوب فرش شده محل اشكال است , بلكه پاك نشدن اقوى است .
مساله 184 - براى پاك شدن كف پا و ته كفش , بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راه بروند,اگرچه به كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين نجاست برطرف شود.
مـسـالـه 185 - لازم نـيـسـت كـف پـا و ته كفش نجس , تر باشد بلكه اگر خشك هم باشد به راه رفتن پاك مى شود.
مـساله 186 - بعد از آن كه كف پا يا ته كفش نجس , به راه رفتن پاك شد مقدارى از اطراف آن هم كه معمولا به گل آلوده مى شود اگر زمين يا خاك به آن اطراف برسد پاك مى گردد.
مساله 187 - كسى كه با دست و زانو راه مى رود, اگر كف دست يا زانوى او نجس شود زمين آن را پاك مى كند.
و همچنين است ته عصا و ته پاى مصنوعى و نعل چهارپايان و چرخ ‌اتومبيل و درشكه و مانند اينها.
مـسـالـه 188 - اگر بعداز راه رفتن ذره هاى كوچكى از نجاست كه ديده نمى شود, در كف پا ياته كفش بماند بايد آن ذره ها را هم برطرف كرد, ولى باقى بودن بو و رنگ اشكال ندارد.
مساله 189 - توى كفش و مقدارى از كف پا كه به زمين نمى رسد بواسطه راه رفتن پاك نمى شود و پـاك شـدن كف جوراب بواسطه راه رفتن , محل اشكال است , ولى اگر كف جوراب از پوست باشد بوسيله راه رفتن پاك مى شود.
3 - آفتاب مساله 190 - آفتاب , زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كاربرده شده , و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيده اند و جزء ساختمان حساب مى شود با شش شرط پاك مى كند.
اول : آن كـه چـيـز نـجـس بـطـورى تـر بـاشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود, پس اگر خـشك باشد بايد به وسيله اى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.
دوم : آن كه اگر عين نجاست در آن چـيـز بـاشـد پـيـش از تـابـيـدن آفـتـاب آن را بـرطـرف كـنند.
سوم : آن كه چيزى از تابيدن آفـتـاب جـلـوگـيـرى نكند, پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند, آن چيز پاك نمى شود, ولى اگر ابر بقدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نـكـنـداشـكال ندارد.
چهارم : آن كه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند پس اگر مثلا چيز نـجـس بواسطه باد و آفتاب خشك شود پاك نمى گردد, ولى اگر باد بقدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده , اشكال ندارد.
پنجم : آن كه آفتاب مقدارى از بنا وساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته , يك مرتبه خشك كند, پس اگر يك مرتبه بر زمين وساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند, و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد, فقطروى آن پاك مى شود و زير آن نجس مى ماند.
ششم : آن كه ما بين روى زمين يا ساختمان كه آفتاب به آن مى تابد با داخل آن , هوا يا جسم پاك ديگرى فاصله نباشد.
مساله 191 - پاك شدن حصير با آفتاب محل اشكال است ولى درخت و گياه به واسطه آفتاپ پاك مى شود.
مساله 192 - اگر آفتاب به زمين نجس بتابد, بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بـوده يا نه , يا ترى آن بواسطه آفتاب خشك شده يا نه , آن زمين نجس است , و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب , عين نجاست از آن برطرف شده يا نه , يا شك كندكه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه .
مـسـالـه 193 - اگـر آفـتـاب بـه يـك طـرف ديـوار نجس بتابد, طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پـاك مـى شـود, مـگـر آنـكـه ديـوار بـه حدى ضخيم است كه خارج از معمول و متعارف باشد كه تبعيت خشك شدن با خورشيد صادق نباشد.
4 - استحاله مـسـالـه 194 - اگـر جـنـس چـيـز نـجس به طورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى در آيد پـاك مـى شـود, و مـى گويند استحاله شده است .
مثل آنكه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد.
ياسگ در نمكزار فرو رود و نمك شود, ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمى شود.
مـسـالـه 195 - كـوزه گـلـى و مـانند آن كه از گل نجس ساخته شده نجس است , و پاك شدن چوب نجس به واسطه ذغال شدن خالى از وجه نيست .
مساله 196 - چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه نجس است .
مـسـاله 197 - اگر شراب بخودى خود يا بواسطه آن كه چيزى مثل سركه و نمك در آن ريخته اند سركه شود پاك مى گردد.
مـسـالـه 198 - شـرابـى كـه از انـگـور نـجـس درسـت كنند, به سركه شدن پاك نمى شود, بلكه اگـرنـجـاسـتـى هـم از خـارج بـه شراب برسد احتياط واجب آنست كه بعد از سركه شدن از آن اجتناب نمايند.
مساله 199 - سركه اى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند نجس است .
مـسـالـه 200 - اگـر پوشال ريز انگور يا خرما داخل آنها باشد و سركه بريزند ضرر ندارد.
و نيزاگر پيش از آن كه خرما و كشمش و انگور سركه شود خيار و بادنجان و مانند اينها در آن بريزند اشكال ندارد.
5 - كم شدن دو سوم آب انگور مـسـاله 201 - آب انگورى كه جوش آمده پيش از آن كه ثلثان شود, يعنى دو قسمت آن كم شود و يك قسمت آن بماند نجس نيست , ولى خوردن آن حرام است , ولى اگر ثابت شود كه مست كننده است حرام و نجس مى باشد, و فقط به سركه شدن پاك و حلال مى شود.
مـسـاله 202 - اگر مثلا در يك خوشه غوره يك دانه يا دو دانه انگور باشد چنانچه به آبى كه ازآن خـوشـه گرفته مى شود آبغوره بگويند و اثرى از شيرينى در آن نباشد و بجوشد, پاك وخوردن آن حلال است .
مساله 203 - چيزى كه معلوم نيست غوره است يا انگور, اگر جوش بيايد حرام نمى شود.
6 - انتقال مـسـالـه 204 - اگـر خـون بـدن انـسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد, يعنى حيوانى كه وقـتـى رگ آن را بـبـرنـد خون از آن جستن مى كند به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برود و خـون آن حـيـوان حـسـاب شـود پـاك مـى گـردد, و اين را انتقال گويند.
پس خونى كه زالو از انسان مى مكد چون خون زالو به آن گفته نمى شود و مى گويند خون انسان است نجس مى باشد.
مساله 205 - اگر كسى پشه اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مـكـيده يا از خود پشه مى باشد, پاك است و همچنين است اگر بداند از او مكيده ولى جزوبدن پـشه حساب شود, اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه بقدرى كم باشد كه بگويندخون انسان است , يا معلوم نباشد كه مى گويند خون پشه است يا خون انسان , نجس مى باشد.
7 - اسلام مساله 206 - اگر كافر شهادتين بگويد, يعنى بگويد: اشهد ان لا اله الا اللّه و اشهد ان محمدارسول اللّه مسلمان مى شود و بعد از مسلمان شدن , بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است .
ولى اگر مـوقع مسلمان شدن عين نجاست با رطوبت مسريه به بدن او بوده , بايد برطرف كند و جاى آن را آب بـكـشد, ولى اگر پيش از مسلمان شدن عين نجاست برطرف شده باشد ورطوبتى از آن باقى نمانده لازم نيست جاى آن را آب بكشد.
مـسـالـه 207 - اگـر مـوقـعى كه كافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس درمـوقـع مـسـلمان شدن در بدن او نباشد نجس است , ولى اگر در بدن او باشد پس از مسلمان شدن پاك مى باشد.
مـساله 208 - اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه , پاك است , ولى اگر بداند قلبا مسلمان نشده بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد.
8 - تبعيت مساله 209 - تبعيت آن است كه چيز نجسى بواسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود.
مـسـالـه 210 - اگر شراب سركه شود, ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن به آن جا رسيده پاك مى شود, و كهنه و چيزى هم كه معمولا روى آن مى گذارند اگر به آن رطوبت نجس شـود, پـاك مـى گـردد.
بلكه اگر موقع جوشيدن , سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود,بعد از سركه شدن پشت ظرف هم پاك مى شود.
مـسـاله 211 - تخته يا سنگى كه روى آن ميت را غسل مى دهند و پارچه اى كه با آن عورت ميت را مـى پـوشـانـنـد و دسـت كسى كه او را غسل مى دهد و همينطور كيسه و صابونى كه با آن شسته مى شود بعد از تمام شدن غسل پاك مى شود.
مـسـالـه 212 - كسى كه چيزى را با دست خود آب مى كشد اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود بعد از پاك شدن آن چيز دست او هم پاك مى شود.
مـسـاله 213 - اگر لباس و مانند آن را با آب قليل , آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تاآبى كه روى آن ريخته اند جدا شود, آبى كه در آن مى ماند پاك است .
مساله 214 - ظرف نجس را كه با آب قليل آب مى كشند, بعد از جدا شدن آبى كه براى پاك شدن , روى آن ريخته اند, قطره هاى آبى كه در آن مى ماند پاك است .
9 - برطرف شدن عين نجاست مـسـالـه 215 - اگـر بـدن حـيـوان بـه عـين نجس مثل خون , يا متنجس مثل آب نجس , آلوده شـود,چـنـانـچه آنها برطرف شود بدن آن حيوان پاك مى شود.
و همچنين است باطن بدن انسان مـثـل تـوى دهـان و بـيـنـى .
مثلا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود, آب كشيدن توى دهان لازم نيست .
و همچنين اگر دندان مصنوعى خون دهان به آن برسد.
مساله 216 - اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد, چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده آن غذا پاك است .
و همچنين اگر خون به آن برسد لازم نيست آن را آب بكشد.
مساله 217 - جايى را كه انسان نمى داند از ظاهر بدن است يا باطن آن , اگر نجس شود لازم نيست آب بكشد اگرچه آب كشيدن احوط است .
مـسـالـه 218 - اگـر گـرد و خـاك نـجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند, چنانچه هر دو خـشك باشند نجس نمى شود, و اگر گرد و خاك يا لباس و مانند اينها تر باشد بايد محل نشستن گرد وخاك را آب بكشند.
10 - استبراء حيوان نجاستخوار مـسـالـه 219 - بـول و غـائط حـيـوانـى كـه بـه خوردن نجاست انسان عادت كرده نجس است و اگربخواهند پاك شود بايد آن را استبراء كنند, يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخواربه آن نـگـويـنـد, نگذارند نجاست بخورد.
و بايد شتر نجاستخوار را چهل روز, و گاو را بيست روز, و گـوسـفند را ده روز و مرغابى را پنج روز, و مرغ خانگى را سه روز, از خوردن نجاست جلوگيرى كنند.
11 - غائب شدن مسلمان مـسـالـه 220 - اگـر بـدن يـا لـبـاس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او اسـت نجس شود و آن مسلمان غائب گردد اگر عين نجاست برطرف شده باشد و انسان احتمال بـدهـدكـه آن چـيـز را آب كـشـيده يا بواسطه آن كه مثلا آن چيز در آب جارى افتاده , پاك شده است اجتناب از آن لازم نيست .
مساله 221 - اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده پاك شده است , يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند, آن چيز پاك است , بلكه اگر يك نفر عادل يا يك نفر مورد اطمينان پاك شدن آنـرا خـبـر دهـد, آن چـيز پاك است .
و همچنين است اگر كسى كه چيز نجسى دراختيار او است بگويد آن چيز پاك شده , يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد, اگر متهم به بى مبالاتى نباشد اگرچه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه .
مساله 222 - كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد و لباس هم در تصرف او باشداگر بگويد آب كشيدم , آن لباس پاك است .
مـسـالـه 223 - اگـر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمى كند مى تواند به گمان اكتفا نمايد.

احكام ظرفها

مساله 224 - ظرفى كه از پوست سگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن ازآن ظرف كـه بـاعـث نجس شدن آن چيز شود حرام است , و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل وكارهايى كه لازم است با چيز پاك انجام داد استعمال كنند.
مساله 225 - خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها, حرام است ولى استعمال آنها در زينت اطاق حرام نيست , و نگاه داشتن نيز حرام نمى باشد.
مساله 226 - ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مى گيرند حرام نيست .
مـسـالـه 227 - خـريـد و فـروش ظـرف طـلا و نـقـره و پول عوضى هم كه فروشنده مى گيرد حرام نيست .
مـسـالـه 228 - گـيره استكان كه از طلا يا نقره مى سازند اگر بعد از برداشتن استكان , ظرف به آن گـفـتـه شود,استعمال آن چه به تنهائى و چه با استكان , حرام است و اگر ظرف به آن گفته نشود,استعمال آن مانعى ندارد.
مساله 229 - استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره داده اند اشكال ندارد.
مـسـالـه 230 - اگـر فـلـزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند استعمال آن مانعى ندارد.
مـساله 231 - اگر انسان غذائى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد اين استعمال جـايـز اسـت ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جايز نيست اين استعمال حرام مى باشد.
مـسـالـه 232 - اسـتـعـمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن اگر از طلا يا نقره باشداشكال ندارد و همچنين عطردان و سرمه دان و مثل اينها.
مـساله 233 - استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد و براى وضو و غسل هم در حال تقيه مى شود ظرف طلا و نقره را استعمال كرد, بلكه گاهى واجب است .
مساله 234 - استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره است يا از چيز ديگر اشكال ندارد.
وضو مساله 235 - در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها رامسح كنند.
مساله 236 - درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى - جايى كه موى سر بيرون مى آيد - تاآخر چانه شست , و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مى گيرد بايد شسته شود, و اگر مـخـتصرى از اين مقدار را نشويد وضو باطل است .
و براى آن كه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.
مساله 237 - اگر صورت يا دست كسى كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد بايد ملاحظه كند كـه مـردمـان معمولى تا كجاى صورت خود را مى شويند, او هم تا همانجا را بشويد و اگردست و صـورتـش هـر دو بـر خلاف معمول باشد ولى با هم متناسب باشند لازم نيست ملاحظه معمول را بكند بلكه به دستورى كه در مساله پيش گفته شد وضو بگيرد, و نيز اگر در پيشانى اومو روئيده يا جلوى سرش مو ندارد بايد به اندازه معمول پيشانى را بشويد.
مساله 238 - اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب اوهست كه نمى گذارد آب به آنها برسد, چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد, بايد پيش ازوضو وارسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.
مساله 239 - اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد بايد آب را به پوست برساند, و اگر پيدانباشد شستن مو كافى است , و رساندن آب به زير آن لازم نيست .
مـساله 240 - اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيدا است يا نه , بنابر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.
مـسـالـه 241 - شـسـتـن تـوى بـيـنى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى شود واجـب نـيست , ولى براى آن كه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده واجب اسـت مـقـدارى از آنـهـا را هـم بشويد.
و كسى كه نمى دانسته بايد اين مقدار را بشويد اگر نداند دروضوهايى كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه , نمازهايى كه خوانده صحيح است .
مـسـاله 242 - بايد صورت را بنابر احتياط واجب از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالابشويد بنابر احتياط واجب وضو باطل است , و دستها را بايد از مرفق به طرف سر انگشتان بشويد.
مـساله 243 - اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد, چنانچه ترى دست بقدرى باشدكه بواسطه كشيدن دست , آب كمى بر آنها جارى شود كافى است .
مساله 244 - بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سرانگشتها بشويد.
مساله 245 - براى آن كه يقين كند آرنج را كاملا شسته بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد.
مساله 246 - كسى كه پيش از شستن صورت دستهاى خود را تا مچ شسته , در موقع وضو بايدتا سر انگشتان را بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوى او باطل است .
مـسـاله 247 - در وضو, شستن صورت و دستها, مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جايز و مرتبه سوم و بـيشتر از آن حرام مى باشد, و اگر با يك مشت آب , تمام عضو شسته شود و به قصدوضو بريزد يك مرتبه حساب مى شود چه قصد بكند يك مرتبه را, يا قصد نكند.
مـساله 248 - بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند, و لازم نيست با دست راست باشد يا از بالا به پائين مسح نمايد.
مساله 249 - يك قسمت از چهار قسمت سر كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى باشد, و هرجاى ايـن قسمت را به هر اندازه مسح كند كافى است , اگر چه احتياط مستحب آن است كه ازدرازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته , مسح نمايد.
مـساله 250 - لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است .
ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلا شانه كند به صورتش مى ريزد,يا به جاهاى ديگر سر مى رسد, بايد بيخ موها را مسح كند, يا فرق سر را بازكرده پوست سر رامسح نمايد, و اگر موهايى را كه به صورت مى ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى رسد جلوى سرجمع كند و بر آنها مسح نمايد, يا بر موى جاهاى ديگر سر, كه جلوى آن آمده مسح كند باطل است .
مـسـالـه 251 - بـعـد از مـسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سر يكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كند.
مساله 252 - پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است , ولى بهتر, بلكه احوط آن است كه باتمام كف دست , روى پا را مسح كند.
مساله 253 - اگر در مسح پا همه دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد صحيح است .
مـساله 254 - در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد, و اگر دست را نگهدارد وسر يا پا را بـه آن بـكـشد وضو باطل است , ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سر يا پا مختصرى حركت كند اشكال ندارد.
مـساله 255 - جاى مسح بايد خشك باشد.
و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نـكند مسح باطل است .
ولى اگر ترى آن بقدرى كم باشد كه رطوبتى كه بعد از مسح در آن ديده مى شود بگويند فقط از ترى كف دست است اشكال ندارد.
مساله 256 - اگر براى مسح , رطوبتى در كف دست نمانده باشد نمى تواند دست را با آب خارج , تر كند, بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد.
مساله 257 - اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد, مى تواند سر را با همان رطوبت مسح كند, و براى مسح پاها از اعضاء ديگر وضو رطوبت بگيرد.
مـساله 258 - مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است , ولى اگر به واسطه سرماى شديديا تـرس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد, مسح كردن بر آنهااشكال ندارد, و اگر روى كفش نجس باشد بايد چيز پاكى بر آن بيندازد و بر آن چيز مسح كند.
مساله 259 - اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح , آن را آب بكشد بايد تيمم نمايد.
وضوى ارتماسى مساله 260 - وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو, با مراعات شستن از بالا به پايين در آب فرو برد, ليكن براى اين كه مسح سر و پاها با آب وضو باشد,بايستى در شستن ارتـماسى دستها, قصد شستن وضويى , هنگام بيرون آوردن دستها از آب باشد, و يا اين كه مقدارى از دسـت چپ را, باقى گذارد, تا آن را با دست راست , ترتيبى بشويد, يا پس از بيرون آوردن از آب براى بار دوم به صورت ترتيبى بشويد.
مـسـالـه 261 - در وضـوى ارتـمـاسـى هـم بايد صورت و دستها از بالا به پائين شسته شود, پس اگروقتى كه صورت و دستها را در آب فرو مى برد قصد وضو كند بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند,بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج بيرون آورد.
مـسـالـه 262 - اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهداشكالى ندارد.
دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است