س 530 - اگـر شـخص روزه دار در طول روز با همسرش ملاعبه , و به تصور اينكه روزه اش باطل شـده اسـت , آن را افـطـار كند تكليفش چيست ؟
آيا فقط بايد قضاى روزه اش را بگيرد, يا علاوه بر قضاى روزه , كفاره نيز بر او واجب مى شود؟
آيا يك كفاره كافى است ,يا كفاره جمع بايد بدهد؟
ج - قضا واجب , و يك كفاره كافى است .
15/12/73
س 531 - اگر عمل جماع با همسر در ماه مبارك رمضان , بعد از افطار, دبرا انجام بگيرد, آيا بر زن هـم غسل واجب است ؟
نيز اگر غسل نكند؟
و فردايش بدون غسل روزه بگيرد آيا روزه اش صحيح است يا خير؟
اگر صحيح نيست , كفاره دارد يانه ؟
ج - بر زن هم غسل واجب مى شود, لذا روزه آن روز باطل است و قضا و كفاره هم دارد.30/4/69
س 532 - اذا كانت فترة ايام جهلها و اول سن بلوغها و تكليفها تاركة للصوم , فهل تجب عليها كفارة الافـطار العمدي مع القضا ام يجب القضاء خاصة من دون كفارة ؟
و ايضالو كانت تصوم , لكنها كانت تتناول المفطر احيانا, جهلا بالكفارة , فما هو حكمها الان ؟
ج - القضاء واجب , اما الكفارة فمبنية على الاحتياط, بل على الاقوى في الجهل عن تقصير بالكفارة مع العلم بالمفطرية .
5/1/75
س 533 - اينجانب در زمان تحصيل در دبيرستان و دانشگاه , به هنگام امتحانات كه همزمان با ماه مـبـارك رمـضان بود, به علت ضعف , جهالت و اينكه حقيقتا در صورت روزه دار بودن , موفقيت و درس خواندن برايم ميسر نبود, از گرفتن روزه خوددارى كردم , وقضاى آن را نيز به جا نياوردم , ايـنك حدود ده سال , به طور مرتب روزه گرفته , درصددجبران روزه هاى قبلى هم هستم , لذا با تـوجـه بـه ايـنـكـه گـرفتن روزه هاى گذشته (كه تقريبا15 سال مى شود) برايم مقدور نيست , راهنمايى فرماييد اولا روزه هاى نگرفته (كه حدودا450 روز است ,) بايد با كفاره جبران شود؟
ثانيا: در صـورتـى كه بخواهم هزينه آن را محاسبه كنم (با توجه به عدم توانايى مالى و داشتن تصميم به پرداخت آن به صورت اقساط),چگونه بايد عمل كنم ؟
ج - قـضـاى همه روزها قطعا بر شما واجب است , و بايد به تدريج در ايام سال بگيريد, و براى اينكه تـاءخـيـر در قضا شده , بايد براى هر روز 750 گرم گندم يانان به فقير بدهيد, و دادن پول آن به فـقـيـر كفايت نمى كند, مگر آنكه وكيل درخريد باشد, و اطمينان داشته باشيد كه با آن پول , نان مـى خرد, لكن , احتياطآن است كه در صورت توان كفاره افطار عمدى هم را بپردازيد (يعنى براى هـرروز شصت فقير را غذا بدهيد), اما چون قدرت نداريد, ساقط است , لكن هرگاه و بى گاه چند نـفر فقير را نهار يا شام , يا به هر فقير 750 گرم گندم بدهيد, ولى آنچه كه مسلم است , همان دو امر قبلى است .
24/5/69
س 534 - كـسـى كـه در سال اول بلوغ , به خاطر ندانستن يا عدم قدرت , روزه نگرفته است , حال وظـيـفـه او چـيـسـت ؟
آيا قضا كافى است , يا كفاره هم لازم است ؟
در صورت علم وقدرت حكم چيست ؟
ج - در صـورت عـلـم و قدرت , بايد كفاره بدهد, اما در صورت ندانستن يا عدم قدرت , قضا واجب است .
3/5/75
س 535 - ايـنـجـانـب در سـال اول بـلوغم , در ماه رمضان مسافرتى برايم پيش آمد, ومى دانستم هركس كه بخواهد مسافرت كند, بايد روزه را بخورد, اما نمى دانستم كه بايد ازحد ترخص بگذرد, لـذا بنده در ميان شهر, قبل از اينكه به حد ترخص برسم , روزه را باطل كردم , آيا كفاره دارد يا نه ؟
در ضمن ملتفت نبودم كه اگر روزه را باطل كنم , كفاره دارد وخيال كردم كه فقط قضا دارد.
ج - فقط قضا دارد, و احتياط در دادن كفاره است .
22/9/69
س 536 - فردى در اوايل سن بلوغ , در يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان محتلم مى شود, و تا اذان صـبـح با تاءخير عمدى , غسل نمى كند, و علت غسل نكردن او اين است كه اولا چون در اوايل سن بـلوغ است , خجالت مى كشد, و كراهت دارد نزد پدر و مادر اظهاركند كه محتلم شده است , چون مـتاءسفانه پدر و مادرها بعيد مى دانند فرزندشان در اين سن محتلم شود, و ثانيا اين فرد در فرض مـذكـور, كـامـلا جاهل به كفاره بوده است (يعنى اگر مى دانست كه بر اين عملش كفاره مترتب مـى شـود, يقينا و صد در صد قبل از اذان به هر نحوى كه ممكن بود, غسل مى كرد), در ضمن اين فرد با فرض مذكور, تلاش براى تيمم هم كرده است , ليكن چون صعيد را تشخيص نمى داده است , و كلا احكام تيمم را به طور صحيح نمى دانسته , تيمم هم نكرده , به اين خيال كه شايد تيمم باطل باشد, و مؤثرنباشد, در اين مورد وظيفه چيست ؟
ج - در فـرض سـؤال , چون جاهل به مساءله بوده , و جهلش هم به حساب اوايل تكليف بودن , جهل عن قصور محسوب مى شود, ظاهرا زيادتر از قضا بر اوواجب نيست .
1/12/75
س 537 - آيـا در مـاه مبارك رمضان , مى توان به ساعاتى كه براى افق صبح از طرف بعضى مراكز براى اصفهان اعلام مى شود, يا به تقويمهاى نوشته شده , عمل كرد؟
ج - رعـايت احتياط در روزه نسبت به سپيده صبح , مطلوب است , يعنى تااطمينان به طلوع فجر پـيـدا نـشـده , هر چند خوردن و آشاميدن جايز است , لكن احتياط كردن در امساك در زمان شك نـيكوست , اما نسبت به مغرب , تااطمينان به دخول وقت پيدا نكرده , بايد امساك كند, و خوردن و آشـامـيدن باشك در دخول وقت , افطار عمدى است , و نسبت به نماز هم اطمينان به دخول وقت لازم است , و تقويم يا غير آن , حكمش تابع حصول اطمينان است .
30/2/74 كفاره روزه
س 538 - كفاره افطار عمدى يك روز ماه رمضان , چقدر است ؟
ج - كفاره افطار عمدى روزه ماه رمضان , يكى از اين سه چيز است : الف - آزادكردن يك برده , ب - روزه گرفتن دو ماه پى در پى , ج - اطعام شصت مسكين .
30/4/69
س 539 - در اين زمان كه بنده براى آزاد كردن موجود نيست , آيا اسقاط مى شود؟
ج - اسقاط مى شود.26/11/75
س 540 - بـه عـرض شـمـا مى رسانم كه 4 سال متوالى , در دوران نوجوانى ام , در موردروزه هايم كفاره جمع بر من واجب شده است , در ضمن به عرضتان مى رسانم كه من هنوزازدواج نكرده ام , و درآمد مستقلى هم ندارم , و فعلا قصد ادامه تحصيل دارم , خواهشى كه از شما دارم اين است كه مرا هر چه سريعتر راهنمايى بفرماييد, چون واقعا محتاج راهنمايى شما هستم .
ج - كـسـى كـه كـفـاره روزه رمضان بر او واجب شده , بايد آن را بپردازد, و چنانچه برايش ممكن نباشد, بايد استغفار كند, و هر وقت برايش ميسر شد, كفاره رابدهد.3/4/75
س 541 - نـسـبـت به ترديد شخص در رابطه با پرداخت ياعدم پرداخت كفاره روزه سال قبل نظر حضرت عالى چيست ؟
باتوجه به اينكه قبلا مقلد امام بوده ام , معيار محاسبه چه سنى است ؟
ج - آن مقدار از كفاره كه در پرداخت آن شك دارد, بايد پرداخت شود, تا يقين به برائت ذمه حاصل شـود, و مـعيار در بلوغ , زمان تقليد است , يعنى كسى كه قبلا مقلد امام بوده , بايد به مبناى 9 سال (اگر در آن زمان 9 سال داشته ,) عمل كند.23/7/74
س 542 - در بـاب كفاره روزه ماه مبارك رمضان , سه دستور وجود دارد: اطعام شصت فقير, يا دو ماه روزه گرفتن , يا يك بنده آزاد كردن , بنده كه فعلا وجود خارجى ندارد, و فقطاطعام مى ماند و روزه گرفتن , آيا به جاى طعام دادن به فقير مى شود به ايشان پول داد يافقط بايد اطعام كرد؟
ج - در كـفـارات منحصرا بايد به فقرا نان , گندم و امثال اين دو ازاطعمه داده شود, و بدل كفايت نـمـى كـنـد, مـگـر آنـكه پول را به او بدهد كه او وكالتا طعام تهيه كند و وثوق به تهيه هم حاصل باشد.21/2/76
س 543 - آيا بر كسى كه استمناء مى كند, كفاره جمع واجب مى شود؟
ج - اگر در ماه مبارك رمضان باشد, كفاره جمع واجب مى شود.26/11/75
س 544 - اگـر عـمدا روزه نذرى معين را بخورم , آيا علاوه بر كفاره , قضاى آن هم واجب است يا نه ؟
ج - قضا واجب است .
30/11/74
س 545 - در مـورد كـفـاره جمع , آيا مى توان به جاى دو ماه روزه گرفتن يا به شصت فقيرطعام دادن , پول معينى را هم داد تا كفاره برطرف شود؟
ج - پول كفايت از كفاره اطعام نمى كند, كما اينكه اطعام شصت مسكين هم دركفاره جمع كفايت از دو مـاه روزه پـى در پى نمى كند, و بايد دانست كه اگر يك ماه و يك روز از دو ماه را پى در پى روزه گرفت , بقيه را مى تواند به طور متفرق بگيرد.7/11/75
س 546 - اگر كفاره تاءخير قضاى ماه رمضان را نپردازد, آيا بعد از گذشت چند سال به آن اضافه مى شود, يا همان كفاره اول كافى است ؟
ج - يك مد از طعام كافى است .
س 547 - كفاره تاءخير در حال حاضر, چقدر است ؟
ج - 750 گرم گندم يا نان .
11/1/74 احكام روزه قضاء و روزه استيجارى
س 548 - شـخـصى تمام ماه مبارك ديوانه بوده آيا رفع قلم از ديوانه , قضاى روزه رابرمى دارد, يا مثل زن حائض و مريض بايد قضاى روزه را بگيرد؟
ج - چـون مـكـلف به تكليف فعلى نبوده , و رفع قلم شده , قضاندارد, ولى حايض مكلف است , لكن عذر دارد نه رفع حكم , به علاوه كه مساءله در آنجا مورد نص است .
28/2/76
س 549 - روزه هـايى را كه انسان به علت غفلت در ايام نوجوانى و اوان تكليف نگرفته ,به چه شكل بايد جبران كرد (به خصوص اگر تعداد آنها را هم به خاطر نداشته باشد)؟
ج - بايد قضاى آنها را بگيرد, و براى تاءخير در قضا بايد براى هر روز, 750 گرم گندم , برنج يا نان هـم به فقير بدهد و احتياطا هر مقدار هم كه مى تواند به عنوان كفاره افطار عمدى , فقرا را اطعام كـنـد (يـعـنـى بـراى هر يك روز 60 نفر),لكن نبايد خود را در اين امر به زحمت بيندازد, بلكه به مقدارى كه برايش سهل و بدون مشقت است , انجام دهد, خداوند, غفار, بخشنده و مهربان است ,و نسبت به مقدار روزه ها كه گرفته شده , مى تواند به حداقل (يعنى آنچه كه به آن يقين دارد,) اكتفا كند.16/12/71
س 550 - اينجانب در سال 1354 دچار مريضى شدم , و تاكنون كه حدود 14 سال مى گذرد, موفق نشده ام كه روزه ماه مبارك رمضان را بگيرم , تكليف اينجانب چيست ؟
ج - در صـورتى كه مريضى شما از ماه رمضان به ماه رمضان ديگر رسيده , روزه آن ماه رمضان قضا نـدارد, امـا اگـر از مـاه رمـضان تا رمضان ديگر بهبودى پيداكرده ايد, و مى توانستيد قضا را به جا آوريـد, قـضـا واجب است , و براى نگرفتن روزه , به خاطرمرض ممتد, بايدبراى هرروز يك مدطعام به فقيربدهيد.28/4/68
س 551 - دختر بچه اى 12 ساله , از مرجعى كه بلوغ را 9 سالگى مى دانسته , تقليدمى كرده , و در آن زمـان بـه دليل بيمارى , تعدادى از روزه هاى خود را خورده است , حال پس از رحلت آن مرجع , از شما تقليد مى كند, با توجه به نظر شما درباره سن تكليف دختر, آيابايد قضاى روزه هاى نگرفته را بگيرد, يا از گردن او ساقط است ؟
ج - اگر بيمارى اش تا رمضان ديگر ادامه پيدا كرده , قضا ندارد, والا بايد قضاكند, و فتواى اينجانب از زمان تقليد به بعد براى او حجت است .
14/12/74
س 552 - در رژيـم گـذشـتـه من نماز مى خواندم , و روزه مى گرفتم , اما نمى دانم از سن يازده سـالـگى تا 29 سالگى كه انقلاب شد, آن هفت روزى كه ايام قاعدگى بود, روزه اش راگرفته ام يا نه ؟
يادم مى آيد بعضى وقتها روزه قضا مى گرفتم , ولى يقين ندارم كه تمامش راگرفته ام يا نه , در ضـمـن حـسـاب كرده ام كه مجموعش 133 روز است , حالا هم به درد معده مبتلايم , و نمى توانم روزه بـگـيـرم , در ضـمـن , در زمان رژيم گذشته من از مراجع كسى رانمى شناختم , و رساله اى نداشتم , مدت چند سال هم به روستاهاى اطراف شهرمان مى رفتم , و كلاس تدريس داشتم , صبح مى رفتم , و عصر بر مى گشتم , نمى دانم آن موقع نمازم را چگونه مى خوانده ام , در ضمن روزه هم مـى گـرفـتم , پدر نداشتم , مادرم هم اطلاع زيادى از مسايل اسلامى نداشت , رژيم هم ضد اسلام بود, حالا كه در سن 38 سالگى هستم , تكليفم چيست ؟
در ضمن از انقلاب به بعد حجاب را رعايت مى كنم , و به دستورات اسلام نيز در حد اطلاعاتم عمل مى كنم .
ج - تـمام آنچه را كه از شما قضا شده (يعنى 133 روز روزه كه در سؤال آمده ),بايد قضا كنيد, مگر مـقـدارى كـه مـطـمـئن هـسـتيد قضا كرده ايد, راجع به گذشته ,تمام نمازها محكوم به صحت است .
17/11/69
س 553 - شخصى 26 ساله هستم , و تاكنون تعدادى از روزه ها را نگرفته ام , از سال 59كه به تكليف رسـيدم , تا سه سال , وقتى روزه مى گرفتم , بيمار مى شدم , به ناچار يا به چندفرسخى مى رفتم , يا هـمـان طـور روزه را مى خوردم , بعد مساءله سربازى كه پيش آمد, به محل خدمت رفتم , آنجا نيز چـون شرايط مطلوب را نداشت , و زياد مرخصى مى آمدم , روزه را مى خوردم , ولى در مرخصى كه شـايد 1 ماه رمضان بود, بعضى را گرفتم , و بعضى را باسفر به چهار فرسخى يا بدون آن خوردم , و بـعـد از آن تـا سال 67 كه چهار سال مى شود, هرسال بعد از گرفتن مقدارى روزه , و گاهى 7 و گاهى 21 روز بيمار مى شدم , ولى از اين به بعدخداوند قدرت روزه گرفتن را به من عطا فرمود, و سال 68 و 69 راگرفتم , لذا از شماخواهش مى كنم كه با توجه به اينكه تعداد روزه هاى نگرفته را در سـنـيـن بـعـد از تكليف يقينا نمى دانم , (از 64 به بعد را مى دانم ,) بفرماييد بايد چه بكنم , و آن مقدارى را كه بر ذمه من است , چطور بايد ادا كنم ؟
آيا بايد كفاره بدهم يا خير؟
ج - اگـر مريضى , ناراحتى و احتمال ضرر و مريض شدن در اثر روزه , از ماه رمضان تا رمضان سال بـعـد ادامـه داشـته , قضا ندارد, ولى براى هر روز يك مدطعام بايد به فقير بدهيد, و روزه آخرين رمضان را كه بعد از آن بهبودى حاصل شده , اگر تا رمضان بعدى نگرفته ايد بايد قضا كنيد, و براى هـر روز هم يك مدطعام (يعنى 750 گرم نان يا گندم ) به عنوان كفاره تاءخير قضا بايد بپردازيد, امـاروزه هايى كه عمدا و بدون سفر و يا بدون عذر افطار كرده ايد علاوه بر قضا وكفاره تاءخير قضا كـفـاره افـطـار عـمـدى هـم دارد (كـفـاره عمدى عبارتست از 60 روزروزه با شرايط مذكور در رسـاله هاى عمليه , يا 60 نفر فقير را غذا دادن ), و اگر بارفتن به مسافرت باطل كرده باشيد, فقط قضا دارد, و نسبت به روزهايى كه شك داريد, بنا را بر قدر متيقن و دست كم بگذاريد.
س 554 - كسى كه روزه قضاى رمضان خويش را گرفته , اگر سهوا چيزى بخورد,روزه اش باطل مى شود يا خير؟
ج - خوردن چيزى سهوا, مبطل هيچ روزه اى نيست .
15/4/73
س 555 - شخصى در ماه رمضان مريض بود, و روزه نگرفت , بعد از ماه رمضان , اول ماه ذى القعده فوت كرد, آيا فديه براو يا بر ورثه او واجب است يا خير؟
ج - با فرض ادامه مرض , نه قضا واجب است نه فديه , و با فرض خوب شدن , به اندازه روزه هايى كه تـوان قـضـا را داشـتـه , قـضـا واجب است , لكن چون قضا تارمضان ديگر به تاءخير نيفتاده , كفاره ندارد.13/2/75
س 556 - شخصى به دليل بيمارى زخم معده , از سن 18 سالگى و به تشخيص پزشك , تا 36 سالگى روزه نـگـرفـته , و كفاره 10 سال آن را داده است , و بقيه را بدهكارمى باشد, دو سالى هم هست كه مـى تواند روزه بگيرد, آيا كفاره اين روزها را بايد پرداخت كند؟
آيا قبل از سفر حج بايد بگيرد يا بعد از آن ؟
ج - فديه و كفاره ايام بيمارى را تلاش كند تا قبل از سفر حج بپردازد, تاهنگامى كه به زيارت خانه خدا مى رود, حق اللّه بر ذمه اش نباشد.
س 557 - كـسـانـى كـه بـه خاطر عذرى مانند سفر, مريضى يا غير آنها, روزه را نگرفته اند وتا ماه رمضان ديگر قضاى آن را به جا نياورده اند, آيا كفاره اى به عهده آنهاست يا نه ؟
ج - آرى , و كفاره هر روز هم مدى از طعام (750 گرم گندم , نان يا برنج ) است , ودادن قيمت آن به فقير كفايت نمى كند, مگر آنكه او را در خريدن طعام وكيل كند, و مورد وثوق هم باشد.
س 558 - تـكـليف دخترانى كه سالهاى اول بلوغ را روزه نگرفته اند (به دليل اينكه والدين , آنها را مـنع مى كرده اند و مى گفته اند كه شما قدرت بر روزه ندارى ), و اين افراداكنون به خاطر ندارند كـه آيا در آن موقع , قدرت داشته اند يا نه , و آيا مساءله وجوب روزه وكفاره را مى دانسته اند يا خير؟
آيا علاوه بر قضا, كفاره هم بايد بدهند؟
در صورت لزوم كفاره , آيا بايد به ترتيب باشد, يا اينكه حتى با داشتن قدرت بر روزه كفاره (حتى اگر بسيارمشقت آور هم باشد), مى توانند دادن كفاره مالى را انتخاب كنند؟
ج - بـا فـرض شـك در اينكه روزه برايشان باعث ضعف مفرط و زياده از حدمتعارف مى شده يا نه , ظـاهـرا قضا ندارد, مگر روزه ماه رمضانى كه تا ماه رمضان ديگر مطمئن بوده اند كه در اين مدت , زمانى بوده كه مى توانسته اند روزه بگيرند و نگرفته اند كه در اين صورت , قضا دارد, اما كفاره افطار عـمدى , تعلق نمى گيرد, چون عمد در افطار روزه واجب از ماه رمضان , ثابت نيست , لكن احتياط در دادن يك مد طعام است .
4/11/71
س 559 - آيا من كه خود روزه قضا دارم , مى توانم اول روزه پدرم را قضا كنم يا خير؟
ج - در جايى كه قضاى روزه پدر بر پسر بزرگ واجب باشد, مانعى ندارد.15/2/76
س 560 - آيا شخصى كه روزه قضا دارد, مى تواند براى ميت اجير شود؟
ج - مانعى ندارد, و مى تواند.5/5/75
س 561 - كـسـى كـه روزه استيجارى گرفته , و بعدازظهر عمدا روزه خودش را باطل كرده ,چه وظيفه اى دارد (يعنى كفاره دارد يا نه )؟
ج - بايد به جاى آن روز, يك روز ديگر روزه بگيرد, و كفاره هم ندارد.15/4/73
س 562 - اگـر در روزه اسـتـيـجارى نام ميت را نداند, يا فراموش كند, آيا مى تواند به قصدهمان كسى كه برايش اجير شده (ولو اسمش را نمى داند), نيت كند يا دانستن اسم لازم است ؟
ج - هـمـيـن كـه روزه را جـهـت نـيـابـت از مـوجر مى گيرد, كافى است , و دانستن اسم او لازم نيست .
4/10/75 احكام روزه مسافر
س 563 - آيا در قصر و اتمام نماز و گرفتن روزه و نگرفتن آن تفاوتى وجود دارد يا نه ؟
ج - مـسـافـرى كـه بـايـد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند, نبايدروزه بگيرد, و مـسـافرى كه نمازش را تمام مى خواند (مثل كسى كه زيادمسافرت مى كند, و كثيرالسفر است , و مسافرت براى او امرى سهل و عادى است , يا سفر او سفر معصيت است ), بايد در سفر روزه بگيرد.
س 564 - مـدت يك سال است كه جهت انجام كار به بيش از مسافت شرعى رفت وآمد مى كنم , و مـاهـانـه تنها يك روز مرخصى دارم , و در ايام ديگر نيز قبل از ظهر به مقصد(وطن ) نمى رسم , آيا مى توانم روزه بگيرم يا خير؟
ج - در فرض مرقوم , روزه صحيح است .
25/4/69
س 565 - ايـنـجـانـب پـاسـدارم , و هـر روز از شهرستان زرند تا مركز استان كرمان , به فاصله 75 كيلومتر, براى انجام كار رفت و آمد مى كنم , و تاكنون نماز و روزه خود را چون كرمان را محل كار خـود قـرار داده ام , بـه طور كامل گرفته ام , اگر زمانى براى انجام كار سپاه به كرمان نروم (يعنى روز تـعـطـيـل بـاشـد), و بـراى گردش و يا انجام امور شخصى به كرمان بروم , حكم نماز و روزه اينجانب چگونه است ؟
ج - نـماز و روزه شما در كرمان و در همه مسافرتها تمام است , و فرقى بين سفرشغلى و غيرشغلى نـيست , و كسى كه كثيرالسفر است , تا 10 روز در يك جانمانده , بايد نماز را تمام بخواند, و اگر 10 روز ماند, نماز او در سفر اول شكسته ودر سفر بعدى تمام است .
6/6/75
س 566 - در مـاه مـبـارك رمـضان به يزد و كرمان , به مدت چهار يا پنج روز, مسافرت مى كنم , و روزه ماه رمضان را هم مى گيرم , چه صورت دارد؟
ج - چنانچه شغل شما مسافرت نباشد, يا كثيرالسفر نباشيد, روزه شما باطل است .
7/9/73
س 567 - آيـا شـخصى كه بايد در ماه رمضان نماز را شكسته بخواند, مى تواند روزه نذرى بگيرد يا خير؟
ج - در ماه رمضان نمى تواند هيچ روزه ديگرى بگيرد.8/2/75
س 568 - آيـا ملاك در درست بودن روزه براى كسى كه بعد از ظهر حركت مى كند,بيرون رفتن بعدازظهر از خانه است يا بيرون رفتن بعدازظهر از بيرون شهر و مادون حدترخص ؟
ج - مـلاك , خـانه و زندگى است , يعنى هنگام زوال ظهر بايد در خانه و محل زندگى باشد, و در مسير سفر نباشد, تا روزه آن روزش درست باشد.
س 569 - مـسـافرى كه بعدازظهر وارد محل خود مى شود, ولى در سفر روزه خود را افطارنكرده است , آيا مى تواند در وطن افطار كند؟
يا حق افطار ندارد, و روزه را بايد تمام كند؟
ج - گرفتن روزه بر او جايز نيست , و روزه اش هم باطل است , و قضا دارد, لكن امساك از مفطرات مستحب است .
14/11/75
س 570 - سـربازى در پايگاه محل خدمت خود در ماه مبارك رمضان , بيست روز روزه مى گيرد, پـس از بـيـسـت روز به او گفته مى شود: شما در صورتى مى توانستيد روزه بگيريد كه قبل از ماه رمـضـان 31 روز ثـابـت در ايـن محل بوده باشيد, لذا از فرداى بيست روز, روزه راافطار كنيد, و نمازتان را هم شكسته بخوانيد, و قضاى بيست روزه گرفته شده را هم بايدبه جا آوريد, با توجه به اينكه مدت ده روز قصد كرده بوده , آيا اين روزه ها را بايد قضا كند؟
ج - بـا فـرض اينكه مطمئن بوده ده روز به بالا در آن محل مى ماند, روزه وقصدش هر دو درست است .
9/10/71
س 571 - اگـر فـرد روزه دار پـيـش از ظهر به مكانى كه فاصله آن تا وطنش بيش از چهارفرسخ است , برود, و تا پيش از ظهر به وطن خود برسد, روزه اش چه حكمى دارد؟
ج - چـنـانچه افطار نكند, و به وطن خود يا به جايى كه مى خواهد ده روز در آنجابماند, برگردد, روزه او صحيح است .
4/1/76
س 572 - شـخـصى كه قبل از ظهر در ماه مبارك رمضان , مسافر بوده , اگر قبل از اذان به جايى رسيده كه اذان شهر را مى شنود, و ديوارهاى آن را مى بيند, ولى هنوز وارد شهرنشده , آيا روزه آن روزش صحيح است يا خير؟
ج - هـر چـنـد احـتـيـاط مستحب درگرفتن روزه و قضاى آن است , لكن ظاهراروزه اش درست نـيـست , و حق افطار دارد, و لذا احوط و اولى براى كسى كه مطمئن است يا شك دارد كه قبل از ظهر وارد شهر مى شود يا نه , آن است كه روزه خود را در همان حال سفر افطار كند.
س 573 - در صـورتـى كه تكليف مكلف در بعضى موارد, جمع بين قصر و اتمام باشد,آيا مى تواند روزه بگيرد يا نه ؟
و اگر گرفت و در ماه رمضان بود, آيا لازم است بعدا آن را قضاكند يا خير؟
ج - جاهايى كه احتياطا بين نماز قصر و اتمام جمع مى شود, نسبت به روزه هم جمعش به گرفتن روزه و قضاى آن است .
13/2/75
س 574 - اگـر شـخـص كـثـيـرالـسـفـر كـه مـقـلـد حـضـرت عـالـى است , به خاطر جهل به فـتـواى حضرت عالى , در حال سفر روزه خود را افطار كند, وظيفه اش چيست ؟
آيا فقط قضا دارد, ياكفاره هم برعهده اوست ؟
ج - چون اين گونه جهل ها معمولا عن قصور است نه از روزى تقصير, فقط قضادارد, و كفاره بر او واجب نيست , و مرفوع است , چرا كه مردم در آنچه كه نمى دانند, در سعه اند, به شرط عدم تقصير, كه مورد سؤال نيز چنين است .
كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست
س 575 - پيرزنى كه در سن 60 سالگى به علت مريضى , ضعف بدن و توصيه پزشكان روزه نگرفته است , و از اين پس هم روزه گرفتن برايش ضرر دارد, تكليفش چيست ؟
آيا كفاره بر او لازم است ؟
ج - روزه بـر پـيـرمـرد و پـيرزن اگر طاقت روزه گرفتن نداشته باشند, و روزه براى آنها مشقت داشته باشد, واجب نيست , و كفاره هم ندارد.17/9/71
س 576 - آيـا گرفتن روزه بر زن باردار اگر به حدى ضعيف باشد كه در ماههاى اول درصورت روزه گرفتن , احتمال آسيب رسيدن به جنين يا خود او در بين باشد, واجب است ياخير؟
ج - بـا احـتمال ضرر و آسيب به جنين در رحم و يا به مادر از ناحيه روزه ,خوردن روزه جايز, بلكه واجب است , و گرفتن چنين روزه اى مسقط تكليف نيست , ناگفته نماند كه محض احتمال ضرر, براى خوردن روزه كافى است , ونيازى به اطمينان و حجت شرعيه نيست .
12/2/69
س 577 - زنـى كـه به بچه شير مى دهد, و شير او هم نسبتا كم است , و دايه هم نيست تابراى اين طـفـل بگيرد, و خودش هم اگر روزه بگيرد براى طفلش ضرر دارد, آيا اين زن بايدروزه بگيرد يا نه ؟
ج - روزه بر او واجب نيست , ولى براى هر روز, بايد يك مد (750 گرم ) گندم ,جو و مانند اينها به فـقـير بدهد, و بعدا قضاى آن را هم تا سال ديگر بگيرد و اگرتا سال ديگر نگرفت بايد براى تاءخير قضاء روزه هم براى هر روز يك مد ازطعام از باب كفاره تاءخير به فقير بدهد.30/7/78
س 578 - خـانـمهايى كه به علت حاملگى يا شيردادن بچه , روزه نمى گيرند, آياروزه هايى را كه نگرفته اند, بايد قضا كنند؟
ج - روزه هاى فوت شده قضا دارد, و براى هر روز هم بايد يك مد طعام بدهند,و اگر قضا به تاءخير افتد, بايد يك مد هم به عنوان كفاره تاءخير بدهند.4/3/68
س 579 - آيـا زنـى كـه به خاطر حمل يا شير دادن , روزه خود را افطار, و بعد از رمضان آن را قضا كرده , كفاره اى به عهده اوست يا خير؟
ج - بـراى هـر روز بـايـد مدى از طعام بپردازد, كما اينكه اگر روزه را تا رمضان ديگر نگرفت , بايد براى هر روز علاوه بر اينكه قضا بر عهده اش است , دو مدطعام بپردازد.
روزه هاى حرام و مكروه
س 580 - روزه روز عاشورا و روز عيد قربان چه حكمى دارد؟
ج - روزه روز عيد قربان حرام , ولى روزه گرفتن در روز عاشورا مكروه است .
24/12/75
س 581 - اگـر روزه مـوجب درد چشم نباشد, لكن قدرت بينايى چشم را مقدارى كم كند,آيا باز هم واجب است يانه ؟
ج - نـبـايد روزه گرفت , چون روزه با احتمال ضرر هم ساقط است , چه رسد به اطمينان به ضرر, مـگـر آنـكـه كـم شدن قدرت بينايى چشم به قدرى كم باشد كه مورد اعتنا قرار نگيرد, و ضرر به حساب نيايد.4/1/75
س 582 - شـخصى ناراحتى معده و ورم روده دارد, و دلش هم مى خواهد كه روزه بگيرد,ولى در اثر ضعف و عدم قدرت و توانايى , نمى تواند روزه بگيرد, تكليفش چيست ؟
ج - شـخصى كه مريض است , و احتمال ضرر مى دهد, نبايد روزه بگيرد, و بايدبراى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.6/12/71
س 583 - ايـنـجـانب دخترى هستم كه در اثر ضعف پا, به دكتر مراجعه كردم , و نظر دكتربر كم خـونـى بنده بود, به همين جهت از ترس مريض شدن , آن سال روزه نگرفتم , حال تكليف اينجانب چيست ؟
ج - هـر زمان كه احتمال ضرر داده ايد و مى دهيد, روزه بر شما واجب نيست , واگر عذرتان از ماه رمـضانى تا ماه رمضان ديگر ادامه پيدا كند, قضا نيز ندارد,لكن بايد براى هر روز يك مد طعام (10 سير گندم ) به فقير بدهيد.7/11/68
س 584 - دخـتـرى كـه به حد بلوغ رسيده است , و به واسطه ضعف بنيه نمى تواند در ماه مبارك رمضان روزه بگيرد, و بعد از ماه رمضان تا سال ديگر نيز نمى تواند قضا كند,حكمش چيست ؟
ج - دخـتـرى كـه بـه سـن سـيزده سالگى (كه سن بلوغ است ,) رسيده است ,تكليفش مانند بقيه مكلفين است , لذا اگر از ماه رمضان تا رمضان ديگرنتوانست به خاطر ضعف مفرط بنيه , روزه اش را قـضا كند, قضا از او ساقط است ,لكن براى هر روز بايد يك مد طعام (750 گرم گندم ) به فقير بدهد.14/1/75
س 585 - ايـنـجانب مبتلا به ضعف اعصابم , و به درستى نمى دانم كه آيا روزه گرفتن واقعا برايم ضـرر دارد يـا نـه , لـكـن مقدارى مشقت به همراه دارد, و در حين روزه داشتن مقدارى وضعيت عصبى ام خراب مى شود, آيا روزه بر من واجب است ؟
ج - خوف از ضرر و احتمال ضرر موجب جواز افطار است , لذا روزه بر چنين شخصى واجب نيست , و اگر روزه بگيرد, و بعد معلوم شود كه برايش مضر بوده ,صحتش محل اشكال است .
6/12/71
س 586 - آيـا احـتـمـال ضرر و بيمارى , مجوز افطار است , يا اطمينان به ضرر و بيمارى هم لازم است ؟
ميزان در مقدار ضرر چيست ؟
ج - احتمال عقلايى به ضرر و بيمارى مجوز است , و اطمينان لازم نيست , ومعيار, خوف از ضرر و بـيـمارى است , و ميزان , مقدارى است كه متعارفا تحمل نمى شود, و بايد غير از ضررى باشد كه بر حسب طبع , در اثر روزه , براى همه روزه داران , محقق مى شود.4/10/75
س 587 - آيـا افطار كردن روزه ماه مبارك رمضان و نگرفتن آن به خاطر مريضى ,منوط به اجازه دكتر است يا منوط است به اينكه خودش احتمال عقلايى درباره ضرربدهد؟
ج - مـعيار, تشخيص خود مكلف و خوف از ضرر است , به اين معنا كه اگر خودش احتمال دهد كه روزه بـرايـش ضـرر دارد, و احتمالش هم عقلايى و متعارف باشد(مانند) اينكه با استناد به گفته پزشك يا با تجربه حال خود احتمال دهد),روزه بر او واجب نيست , و بايد افطار كند.
س 588 - گـرفتن روزه براى كسى كه خوف از شدت گرفتن بيمارى در پايان ماه رمضان دارد, چه حكمى دارد؟
ج - واجب نيست .
27/10/74
س 589 - روزه هايى كه انسان آنها را گرفته , و بعدا فهميده كه برايش ضرر داشته است ,و بيمارى وى نيز طول كشيده , و در نتيجه قضاى آنها هم برايش ضرر داشته است , چه حكمى دارد؟
ج - قضا ندارد, و چيزى هم بر او نيست .
6/12/71
س 590 - اگر كسى به علت ترس از ضرر روزه نگيرد, و در نظر مردم هم ترس او به جابوده است , ولـى بـعـدا بـفـهـمـد كه شايد مى توانسته است كه روزه بگيرد, تكليف او در موردروزه هاى سال گذشته چيست ؟
ج - اگر ترس از ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته , روزه هاى آن ماه رمضان قضا ندارد, و فقط فديه دارد, يعنى بايد براى هر روز 750 گرم گندم يابرنج بدهد.آرى , قضاى ماه رمضانى كه قـبل از رسيدن ماه رمضان ديگر متوجه شده كه برايش ضرر ندارد, بر او واجب است , و بايد قضاى آن رابگيرد.6/4/68 روزه هاى مستحب
س 591 - بـنـده در روز 25 ذى القعده (يوم دحوالارض ), نظر به استحباب مؤكد روزه ,نيت روزه كـردم , ولى متاسفانه قبل از اذان صبح كه بيدار شدم , محتلم شده بودم , و چون كشيك بودم و در سـر كـار, دسترسى به حمام نداشتم , لذا تيمم بدل از غسل كرده , خوابيدم ,و بعد از اذان هم وضو گـرفتم , و با توجه به ضيق وقت با همان لباسها نماز خواندم , و آن روزرا روزه گرفتم , آيا روزه و نماز من صحيح بوده است ؟
ج - در روزه مـسـتحبى بقا بر جنابت , ولو عمدا, تا اذان صبح موجب بطلان روزه نيست , و با فرض تيمم براى روزه مستحبى و بقاى عذر و گرفتن وضو, نماز هم صحيح است , و تطهير بدن و لباس براى نماز به هر مقدارى كه ممكن است ,واجب , و در غير صورت امكان , نماز به همان نحو صحيح است .
3/6/75
س 592 - براى گرفتن روزه مستحبى آيا رضايت زن (همسر) لازم است ؟
ج - گـرفتن روزه مستحبى مرد, هيچ نيازى به رضايت زن ندارد, اما روزه مستحبى گرفتن زن بدون رضايت شوهر, جايز نيست .
7/7/74
س 593 - روزه مـسـتـحبى فرزند بدون اذن پدر و مادرى كه منظورشان از منع فرزند,دلسوزى است , و نيز روزه مستحبى زن بدون اجازه شوهر, چه حكمى دارد؟
ج - روزه مـسـتـحبى اولاد اگر اسباب اذيت پدر و مادر يا جد شود, جايز نيست ,بلكه اگر اسباب اذيـت آنـان نشود, ولى او را از گرفتن روزه مستحبى منع كنند,احتياط واجب آن است كه روزه نگيرد, اما زن اگر به واسطه گرفتن روزه مستحبى , حق شوهرش از بين برود, نبايد روزه بگيرد, و هـمچنين اگر شوهر اورا از گرفتن روزه مستحبى نه براى اذيت كردن منع كند, بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند.1/7/78
س 594 - اگر كسى قبل از اذان صبح از خواب برخيزد, و محتلم شده باشد, و دسترسى به آب هم نداشته باشد, آيا با تيمم بدل از غسل مى تواند روزه مستحبى بگيرد؟
ج - مانعى ندارد, و اصولا در روزه مستحبى حتى بقاى بر جنابت عمدى مضرنيست .
6/6/75 مسائل متفرقه روزه
س 595 - اگـر دوسـتى سفيه يا دوستانى ديگر براى اينكه ما را به خوردن روزه مستحبى مجبور كـنـنـد, چـيـزى را بـه ما تعارف كنند, آيا باز مستحب است كه اجابت كنيم , و روزه استحبابى را بخوريم يا نه ؟
ج - استحباب دارد.30/11/74
س 596 - شخصى روزه استحبابى مى گيرد, و دوست او به او شكلاتى تعارف مى كند,آيا مى تواند بگيرد و مصرف كند؟
آيا اين فرض هم از موارد استحباب اجابت برادر مؤمن است يا نه ؟
ج - اگر اجابت كند, ثواب بيشترى كسب كرده است .
30/11/74
س 597 - آيـا زن مـى تواند براى اينكه روزه هاى ماه رمضان را بگيرد, قرص بخورد تاعادت نشود؟
روزه اش چگونه است ؟
ج - اين كار جايز, و روزه اش صحيح است .
س 598 - اگر زن در ماه مبارك رمضان خود را آرايش كند, اشكالى دارد؟
ج - بلامانع است .
20/12/69 اعتكاف
س 599 - مـنـظـور از مـسـاجد جامع جهت اعتكاف , چه مساجدى است ؟
آيا مى شود كه يك شهر داراى چند مسجد جامع باشد؟
ج - مـسجد جامع مسجدى عمومى است كه محل اجتماع عامه مردم است , واختصاص به اهل يك مـحـلـه يـا گروهى خاص يا زمانى خاص نداشته باشد, وممكن است در يك شهر, چندين مسجد جامع وجود داشته باشد.20/3/76
س 600 - در شـهرهاى بزرگ مانند تهران هر محله اى براى خود مسجدى دارد, وبعضى از آنها هم از اهـمـيـت خاصى از حيث رفت و آمد و اجتماع مردم برخوردار است , آياچنين مساجدى مسجد جامع شهر محسوب مى شوند تا اعتكاف در آنها صحيح باشد؟
ج - مـعـيـار, جـامـعيت براى شهر است نه جامعيت براى محله , لذا اگر جامعيت براى شهر محرز نشود, اعتكاف صحيح نيست .
20/3/76
س 601 - آيـا شخص معتكف جهت انجام غسل مستحبى در حال اعتكاف , مى تواند ازمسجد خارج شود؟
ج - مانعى ندارد.20/3/76
س 602 - آيا معتكف مى تواند براى شركت در دروس حوزه , از مسجد خارج شود؟
ج - اگر ضرورت داشته باشد, مانعى ندارد.5/10/75
س 603 - آيـا شـخـص معتكف مى تواند براى شركت در نماز جمعه , از مسجد محل اعتكاف خارج شود؟
ج - بـيـرون رفتن شخص معتكف از مسجد, جهت كارهاى مطلوب و مرغوب شرعى كه متوقف بر خروج از مسجد است (و نماز جمعه هم در راس آن اعمال است ), مانعى ندارد.12/4/75
س 604 - آيـا افـراد مـعـتكف جهت شركت در راهپيمايى ها و تظاهرات , مى توانند ازمسجد خارج شوند؟
ج - بيرون رفتن از مسجد براى تظاهرات مشروع در نظام جمهورى اسلامى ,جايز است ,و با نرفتن , انسان خود را از ثوابى زياد, يا از يك فرض و واجب سياسى دينى , محروم كرده است .
1/2/76 احكام خمس ـ درآمد كسبى
س 605 - چـنـد بـرادر بـاهـم زنـدگـى و كـار مـى كـنـنـد, و از نـفع كار, يك ميليون روپيه به دسـت مـى آورنـد, و بـا آنكه خانه و منزل هم داشته اند, براى سود بيشتر خانه ديگرى ساختند, آيا به اين خانه مازاد بر احتياج , خمس تعلق مى گيرد؟
ج - به منافعى كه انسان از راه كسب به دست مى آورد, و مازاد بر هزينه زندگى است , خمس تعلق مى گيرد, اگر چه خانه باشد, بنابر اين , خمس خانه مذكوررابايد بپردازند.25/9/70
س 606 - بـرادرم از ژاپن پولهايى فرستاده است , آيا تنها همان پولهايى كه در بانك مانده , و نزديك بـه سـال شـده را بـايـد حـساب كرد و خمس آن را داد, يا بايد صبر كرد تا وقتى كه خودش بيايد, سرمايه اى براى مغازه اش بر دارد, و باقى مانده را حساب كند؟
ج - در آمد كسب , پس از اينكه سال بر آن گذشت , متعلق خمس است .
28/8/70
س 607 - دانشجوى خارج از كشورم , و هر شش ماه , مبلغى از طرف وزارت علوم , به عنوان مقررى ارزى به حسابم واريز مى شود, اين مقررى در مقابل تعهدى است كه به وزارت خانه مربوطه داده ام تـا پـس از فـراغـت از تـحصيل , دوبرابر مدت تحصيل در اختيارآنها باشم , آيا مبلغ اضافى اين پول متعلق خمس است يانه ؟