back page fehrest page next page

ج - مـايع ايجاد شده در مرحله اصلى اگر مضاف باشد و در اثر امتزاج به آن آب گفته نشود, بلكه بـگويند آب نيست محكوم به نجاست است و براى پاك شدن آن علاوه بر اتصال به آب كر يا جارى , امتزاج هم - على الاقوى - لازم است .
امااگر به آن آب گفته شود آب مطلق است (هر چند داراى آلودگى و تيرگى باشد),و اگر تغيير حاصل در آن مستند به اعيان نجسه مانند بول و غائط باشد نيزمانند فرض قبل نجس مباشد, اما اگر تغيير مذكور, استنادش معلوم نباشد,محكوم به طهارت است كه به هر حال اعلام نجس بودن آن - اگر براى زراعت به كار رود - واجب نيست .
21/10/75

كفار و اهل كتاب

س 79 - طهارت و نجاست اهل كتاب , كافر حربى , مشرك , لامذهب و كسى كه مسلمان است ولى احكام اوليه طهارت و نجاست را رعايت نمى كند, را بيان نماييد.
ج - كـفار معاند مطلقا نجس اند, اما غير معاندين از آنها كه عامه كفار مى باشنداظهر عدم نجاست آنان است بلكه عامه كفار حتى حربى آنان كه به خاطر اسلام و اعتقاد مسلمانان با آنان نمى جنگند بـلـكـه بـراى جـهـات ديـگرى مى جنگندمعاند دينى نمى باشند و محكوم به نجاست نيستند .
اما معاشرت با مسلمان لاابالى - ولو در مثل غذا خوردن - مانعى ندارد, چون نجس شدن غذا يا غيرآن منوط به علم و يقين صد در صد است كه معمولا حاصل نمى شود.12/6/78
س 80 - مـسـلم است كه اديان ديگر غير از دين اسلام پيروانشان نجس اند, آيا كشيشان مسيحى و يهودى هم نجس اند يا نه ؟
ج - تـنـهـا كفار معاند نجس مى باشند, اما غيرمعاند آنان كه اكثريت آنها اين گونه مى باشند اظهر طهارت و عدم نجاست آنان است .
1/6/78
س 81 - چـنـانـچـه شـخـصى بخواهد طفلى را كه احتمال مى دهد والدينش از اهل كتاب اند, به فرزندى بپذيرد, حكم طهارت طفل پيش از رسيدن به بلوغ چگونه است ؟
ج - اگـر در بـلاد اسلامى باشد محكوم به اسلام است و در غير بلاد اسلامى محكوم به حكم اسلام نمى باشد گرچه محكوم به طهارت مى باشد.5/6/78
س 82 - نـظـر شما در مورد لمس بدن مرطوب كافر چيست ؟
آيا در اين خصوص بين اهل كتاب و ديگر كفار فرقى وجود دارد؟
بدن خشك چطور؟
ج - كـفـار غـيـر مـعـاند مطلقا پاك مى باشند و اما معاند از آنها با تماس با بدن مرطوب آنان اگر رطـوبـت مسريه باشد بدن انسان نجس مى شود, والا به محض ملاقات , نجاست حاصل نمى شود و در اين حكم فرقى بين اهل كتاب و ديگركفار نيست .
13/6/78
س 83 - آيا زرتشتيها جزء اهل كتاب و پاك محسوب مى شوند؟
ج - اهـل كـتـاب بودن زرتشتى ها ثابت نيست , لكن به هر حال غير معاند آنها (كه عامه آنها چنين مى باشند) پاك و طاهرند.11/6/78
س 84 - بـا تـوجـه بـه اينكه در آينده معلم خواهم بود, حكم برخوردم با اقليتهاى مذهبى وافراد مسيحى چگونه است ؟
آيا آنها پاك اند؟
و آيا دعوت آنها را بپذيرم ؟
ج - غـيـر معاند آنان كه غالبا هم چنين مى باشند پاك مى باشند و به هر حال برخورد فرد مسلمان بـايـد خـوب و سازنده باشد و نيز پذيرش دعوت آنها اگرمنجر به اكل و شرب نجس نشود, اشكال ندارد.18/6/78
س 85 - ما هو رايكم الشريف في طهارة اهل الكتاب ؟
ج - هم كغيرهم من الكفار الغير المعاند فى الطهارة مع عدم العناد و الا يحكم بنجاستهم .
13/6/78
س 86 - آيا اقليتهاى مذهبى (مانند ارامنه و زرتشتيها) پاك اند يا نجس ؟
آيا ازاغذيه فروشيهاى آنان مى توان مواد غذايى خريد؟
ج - كـفار غير معاند محكوم به طهارت مى باشند و در اين جهت فرقى بين داشتن كتاب و نداشتن آن نـيست , مواد غذايى آنان كه از گوشت حيوان ومشتقات آن نباشد, محكوم به طهارت است , و نـاگـفـتـه نـمـاند كه ترك خريد ازاغذيه فروشيهايى كه صاحبان آن مسلمان نيستند فوق العاده مطلوب ونيكوست .
13/6/78
س 87 - در زمـان كـنـونـى كـافر حربى بر چه كسى صادق است تا احكام كافر حربى را برآنها بار كنيم ؟
ج - كـفارى كه در حال جنگ يا ضرر زدن به مسلمانان و نيز مشغول جاسوسى ,فساد و تبليغ عليه مسلمين اند, كافر حربى محسوب مى شوند.22/7/74
س 88 - على اللهى ها از نظر شريعت مقدس چگونه هستند با توجه به اينكه بعضى ازآنها توجهى به نماز ندارند؟
ج - همه كسانى كه شهادتين را بر زبان جارى مى كنند, محكوم به اسلام اند,مگر آنكه ثابت شود كه پـيـامـبـر اكـرم (ص ) را - نـعوذباللّه - از طريق انكار ضرورى دين تكذيب مى كنند .
البته تحقيق از عـقـايـدشـان لازم نـيـسـت و نـبـايد انسان خود را به دردسر بيندازد, و همين قدر كه شهادتين مـى گـويـند, محكوم به اسلام اند, و بايد آنها را به خاطر بالا رفتن آمار مسلمين و عظمت و شكوه اسلام در زمره مسلمانان دانست .
12/6/78
س 89 - تنها معاندين از كفار كه به نظر جديد حضرتعالى محكوم به نجاست مى باشند,اين حكم آيا به صورت فتوا است يا احتياط؟
ج - در معاند مشرك بنا بر اقوى و در معاند غيرمشرك از كفار بنا بر احتياطواجب است .
11/6/78
س 90 - به نظر مبارك حضرتعالى بابيها و بهاييان حكم كافر را دارند يا مرتد؟
ج - اگـر نـطـفه آنها در حال اسلام احدالابوين منعقد شده و بعد از بلوغ اظهاراسلام نموده , بعدا بهايى شده اند مرتد فطرى اند, والا اگر هم پدر و هم مادر آنهاحين انعقاد نطفه كافر بوده اند و آنان هم تبعا بهايى بزرگ شده اند حكم ديگركفار اصلى را دارند.24/4/75
س 91 - آيا بابيها و بهاييان حكم كافر حربى را دارند يا كافر ذمى را؟
ج - اگـر دولـت بـه آنها امنيت داده باشد حكم كافر مؤتمن را دارند و نمى توان به مال و جان آنها تـعـرض نـمـود, والا كـافـر حـربـى انـد, بـه ايـن مـعـنـى كه با پرداخت جزيه در ذمه اسلام قرار نمى گيرند.24/2/75
س 92 - مـتـاءسفانه با وجود فرقه ضاله بهائيت , مسلمين ضعيف الايمان مبتلا به معاشرت با ايشان شده اند, لطفا بفرماييد رفت و آمد و شركت در مراسم ايشان و دعوت آنها به مراسم خود (مخصوصا مراسم ترحيم كه غالبا در مساجد برپا مى گردد,) چه حكمى دارد؟
ج - معاشرت با آنها در صورتى كه ترويج روش باطل آنها باشد, يا در مؤمنين ضعيف الايمان اثر سوء بـگـذارد, جـايـز نـيست و نيز اعمال مرقومه در سؤال قطعاموجب ترويج باطل , حرام و از معاصى كبيره است و نبايد انجام گيرد.1/2/75
س 93 - مـادر زن بنده بهايى بوده و به اين علت از پدر زنم طلاق گرفته است , با توجه به اين كه ايشان تا به حال از عقايد باطله اش دست نكشيده است و هيچ كس را نيز ندارد كه به او رسيدگى كند, بنده و همسرم مجبوريم كه با ايشان معاشرت كنيم , بفرماييد كه آيااين معاشرت اشكال دارد يـا نـه ؟
و آيا همسر بنده بايد با ايشان قطع رابطه نمايد يا نه ؟
و درصورت لزوم قطع رابطه , چطور مـى تـواند حق فرزندى را ادا نمايد؟
دست زدن او به ظروف وغذا چه حكمى دارد؟
اگر با دست و پاى تر روى فرش بنشيند, آيا فرش نجس مى شود ياخير؟
ج - حقوق فرزندى را بايد رعايت نمود, و با چنين مادرانى چه نيكوست كه تاحد اعلا مهربانى شود, تـا نـسبت به اسلام و مسلمين خوش بين گردند, و از نظرطهارت و نجاست در حكم بقيه كفارند يعنى اگر معاند دينى نباشند محكوم به طهارت و الا نجسند.18/6/78
س 94 - معاشرت با مرتد يا مرتده با هدف ارشاد و بدون آن چگونه است ؟
ج - معاشرت براى ارشاد مانعى ندارد, و همه احكام كافر بر مرتد بارمى شود.30/7/75
س 95 - آيـا مـا كـه شـيـعه دوازده امامى هستيم , در رابطه با طلب مغفرت يا شركت درمجالس تـرحـيـم اشخاصى كه به نوعى ائمه (ع ) راقبول ندارند, و يا اينكه ائمه را بطور كلى رد مى نمايند و مى گويند, خدا و قرآن كافى است , اجازه داريم يا خير؟
ج - بـايـد از اين گونه فرق موجوده اهل بدع فاصله گرفت , و آنها را به مردم معرفى و به نحوى با آنها رفتار كرد كه در جامعه منزوى گردند .
شركت درمجالس ساير فرق مسلمين (اهل سنت ) نه تنها جايز بلكه ممدوح نيزهست .
25/1/71
س 96 - آيـا تـمـاس بـا اهل سنت و معاشرت با ايشان كه امامت و عصمت ائمه اطهار(ع )و رجعت ايشان را انكار مى كنند, جايز است ؟
ج - محكوم به طهارت اند و معاشرت با آنها همانند معاشرت با ساير مسلمين ,جايز و مطلوب است .
آرى , نواصب و آنان كه عداوت و دشمنى با اهل بيت دارندو دشمنى را اظهار مى نمايند, محكوم به نجاست اند.20/6/75
س 97 - اگـر شـخـصى بدون اينكه به يقين برسد كه فرضا دين اسلام بر حق است , وبدون اينكه بـخـواهـد رسـالـت پـيـامبر(ص ) را انكار نمايد, صرفا به دليل اينكه خانواده وى مسلمان بوده اند, مسلمان شده , بخواهد دين ديگرى (مثلا مسيحيت ) را انتخاب ومسلمانى را ترك كند, آيا مى توان به او مرتد گفت ؟
اگر جواب مثبت است حكم چنين فردى چيست ؟
و نيز تكليف آيه لا اكراه فى الدين چه مى شود؟
ج - كـسـى كـه مـعـتقد به خداوند سبحان و پيامبر اكرم (ص ) در حال تحقيق مى باشد به او مرتد اصطلاحى گفته نمى شود و احكام خاصه بر او مترتب نمى گردد و اكراهى در دين نمى باشد ولى اگـر خـدا يا رسالت پيامبر(ص ) را به نحوى انكار كند كه برگردد به بى احترامى و هتك و تكذيب پيامبر(ص ) ونسبت غلط دادن به ميليونها مسلمان , مرتد مى گردد.19/7/78
س 98 - كـدام يك از اقسام مرتد (ملى و فطرى ) اگر توبه كنند, توبه آنها قبول مى شود؟
آيا بعد از توبه بدن آنها پاك مى گردد؟
ج - هر دو قسم مرتد (ملى و فطرى ) ((2)) اگر توبه كنند توبه آنها قبول مى شود وبعد از توبه بدن آنها پاك است .
9/3/76
س 99 - غـذا خـوردن و مـعـاشرت با كفار و نيز استفاده از پانسيون , آشپزخانه , وسايل آشپزخانه و وسايل حمام آنها چگونه است ؟
ج - اسـتـفـاده از وسـائل و امـكـانات غير مسلمان مانعى ندارد, چون بنا بر قول به نجاست علم به نجاست با شرايط آن - مخصوصا در زمان ما كه از دستكش وماشينهاى لباسشويى و ظرفشويى و از آبـهـاى لـولـه كـشـى شده استفاده مى شود- حاصل نمى گردد .
و اما بنا بر نظر اخير اينجانب كه طـهـارت كـافـر غـيـرمـعـاند است نبود مانع واضح مى باشد و ناگفته نماند كه غالب بلكه عامه كـفـارحـتى حربى آنان كه به خاطر اسلام و اعتقاد مسلمانان با آنان نمى جنگند بلكه براى جهات ديگرى مى جنگند معاند دينى نمى باشند و محكوم به نجاست نيستند .
آرى , گوشت و متعلقات آن در بـلاد كـفـار محكوم به ميته بودن و نجس است , همان طرز كه عدم استفاده از ظروف آنان كه احـتـمـال خـوردن چـيـز نـجـس در آنـهـا داده مـى شـود (مثل ميته شرعى , شراب و...) مطوب مى باشد.12/6/78
س 100 - در دانشگاه محل تحصيل (در كشور انگلستان ) از پيروان مسيحيت وغيرمسيحيت حضور دارند, لذا غالبا از جهت طهارت احتياط مى كنم , به علاوه اهل سنت هم وجود دارند كه رغبتى به مـعـاشـرت آنها ندارم , استفاده از غذا, لمس دست تر و سايراشياء نزد آنها, چه صورتى دارد؟
لطفا براى حل مشكل مؤمنين پاسخ مشروحى مرقوم فرماييد.
ج - بـنـا بـر قـول بـه نجاست چون غالبا - اگر نگوييم دائما - يقين به تماس بدن كفار با رطوبت مسريه به مواد غذايى ولو آنچه كه خود آنها تهيه اش مى كنند,مخصوصا با وسايل پيشرفته امروزى حاصل نمى شود, لذا هر چيز كه از دست آنها و در دست آنهاست , محكوم به طهارت است و چگونه يـقين صد در صد - بافرض استفاده از دستگاههاى تهيه غذا, آب لوله ها, دستكشها و غيره -حاصل مـى شـود؟
! بـنـابراين شما خود را گرفتار نجس بودن نكنيد, چرا كه همه چيز معمولا محكوم به طـهـارت اسـت .
بـعـلاوه كـه كفار غيرمعاند به نظر اخيراينجانب نجس نمى باشند .
آرى , خوردن گوشت و مشتقات آن كه در دست آنهاست , حرام و خود اين مواد نجس است , لذا حتما بايد از آنها اجتناب كرد.12/6/78
س 101 - نظر حضرتعالى درباره طهارت يا عدم طهارت اهل كتاب چيست ؟
نيزبفرماييد معاشرت و دوستى و هم سفره شدن مسلمين با ايشان جايز است يا خير؟
ج - تنها معاند از آنها مانند ديگر معاندين از كفار محكوم به نجاست اند, لكن معاشرت با غيرمعاند از آنـهـا مـانـعـى نـدارد, اما بايد مواظب بود كه غذاى نجس وياگوشت و مشتقات آن كه در دست آنهاست و از بازار مسلمين تهيه نشده ,خورده نشود, چرا كه ميته , نجس و حرام است .
1/2/75
س 102 - شـخـص مـسـلـمـانى منكر امورى پذيرفته شده در اسلام كه ماوراى حس و ماده است , مـى بـاشـد, و خـلاصـه آنـكـه مسائلى را كه تاكنون علم ثابت نكرده , قبول ندارد و علناهم اظهار مى كند .
1 - آيا همسر او با اينكه فرزندى در خانه ندارد, و از اين جهت مسؤوليتى متوجه او نيست , مـى تـواند باچنين مردى شرعا زندگى كند؟
2 - آيا اقوام ودوستان او مى توانند به آن خانه رفت و آمد و از خوراكيها و آشاميدنيهاى آن استفاده كنند ويا در آن خانه نماز بخوانند؟
ج - تـا شهادتين را بر زبان جارى مى كند, دقت زيادى در افكار و عقايد اوننماييد, چنين فردى به محض اقرار به شهادتين محكوم به اسلام است و حكم ديگر مسلمانان را دارد.25/2/74
س 103 - اگـر فـرد يـا افـرادى در فـكـر و گـفـتـار اعـتـقـاد بـه وحـدانـيـت خداى متعال و رسالت نبى اكرم (ص ) داشته و حتى شيعه باشند, ولى نسبت به دستورات شريعت مقدسه مثل نماز, روزه و.. .
بى توجه باشند و آنها را رعايت نكنند, آيا بايد از آنها پرهيز كرد؟
در موردمسائل عمومى و مـتـعارف زندگى شخصى و اجتماعى نحوه برخورد با اين گونه افراد ازجهت نجاست و طهارت چگونه است ؟
ج - از نـظـر معاشرت بين آنها و ديگر مسلمانها فرقى نيست .
آرى , انسان بايدمواظب خود باشد تا تـحـت تـاءثـيـر قـرار نـگـيـرد, كـمـا ايـنكه امر به معروف و نهى ازمنكر, با تحقق شرايط, واجب است .
25/7/74
س 104 - بـا توجه به اينكه ما در زندان كشورى غير اسلامى دربنديم و پنهان كردن عقايد براى ما ضرورى است , و از طرفى طبخ و تهيه غذا توسط افراد غيرمسلمان صورت مى پذيرد, و تهيه غذاى ديگر توسط افراد مسلمان براى ما ممكن نيست , بفرماييدمصرف غذاى مذكور براى ما تا چه حدى جايز است و چه حكمى دارد؟
ج - مـخـفـى نمودن عقايد در اين گونه موارد نه تنها جايز, بلكه واجب و لازم است , و استفاده از غـذاى مـذكـور هم علاوه بر مشكوك بودن طهارت ونجاستش , به حكم گرفتارى مانعى ندارد و جايز است .
11/6/72
س 105 - كـمك گرفتن براى امور خيريه از شخصى كه متهم به پيروى از مسلك شيخيه است , و نيز معاشرت و غذا خوردن با او چه حكمى دارد؟
ج - اگر ترويج او نباشد و خودش هم سوء استفاده اى از كمكش ننمايد, مانعى ندارد.22/12/69

مطهرات

س 106 - براى پاك كردن آب قليل آيا بايد حتما آن را با آب كر ممزوج كنيم ؟
ج - امتزاج شرط است .
18/1/74
س 107 - آب لوله گاهى اوقات بر اثر استعمال مواد شيميايى (مثل كلر), همانند شيرسفيد و پس از مدتى صاف مى شود, وضو و تطهير با آن چطور است ؟
آيا اين آب , مضاف است ؟
ج - ايـن گونه آبها آب مطلق اند, چون اگر آن را براى كسى ببرند يا كسى آن راببيند, مى گويد: آب آورد و يـا آب است و آب بودن از آن عرفا صحت سلب ندارد, يعنى نمى گويند: آب نداريم , آب نـيـسـت , بـه عـلاوه بـا شـك در صدق آب مطلق , چون قبلا مطلق بوده , آثار اطلاق آب به حكم استصحاب مترتب است ,و با آبهاى ديگر فرقى ندارد.8/3/76
س 108 - آبـى كه درصد نمك آن به حدى زياد است كه قابل نوشيدن نمى باشد (مثل آب درياها و آب بـعضى از چاهها كه وقتى بر بدن مى ريزد, بعد از خشك شدن آثار نمك بربدن باقى مى ماند), حكم آب مطلق را دارد يا آب مضاف را؟
ج - در حكم آب مطلق است , مگر آنكه نمك يا مواد ديگرى غير از نمك در آن به اندازه اى زياد باشد كه ديگر به آن آب گفته نشود.8/3/76
س 109 - در مـنـزل مـا چـاه آبـى از قديم بوده كه از آب آن براى خوردن و ديگر مصارف استفاده مـى شـده اسـت .
يـك سـال قـبل در نزديكى اين چاه آب , چاهى براى مستراح حفرنموده و جهت فاضلاب از آن استفاده مى كنند, آيا استفاده از آب چاه سابق براى خوردن وتطهير چيزهاى نجس و غير آن اشكال دارد يا خير؟
ج - اگر بو, مزه و رنگ آب چاه به واسطه مجاورت با چاه مستراح تغيير نكرده باشد چاه آب پاك و اسـتـفـاده از آن , از جـهـت شـرعـى مانعى ندارد, ولى از نظربهداشتى منوط به نظر كارشناسان بهداشت مى باشد.9/3/76
س 110 - در مـنزل براى شستن لباسهاى چرك و نجس از ماشين رختشويى استفاده مى كنيم كه 50 لـيتر آب ظرفيت دارد, و توسط شير آب , داخل آن آب مى ريزيم , در ضمن تا پايان چرخش , آب بـه انـدازه شـير سماور داخل آن مى ريزد, آيا در زمانى كه ماشين درحال چرخش است , آبى كه از داخل ماشين ترشح مى كند, پاك است يا نجس ؟
ج - مادامى كه آب شير داخل ماشين مى شود, آب داخل ماشين پاك است وترشح آن نجس نيست , چون متصل به آب كر و معتصم به آن است .
22/10/71
س 111 - بـا توجه به سؤال قبل , براى نجس شدن آب داخل ماشين آيا بايد رنگ , بو ومزه هر سه با هم تغيير نمايد و يا اگر يكى از اين سه نشانه هم پيدا شود, آب نجس مى شود؟
ج - اگر بو, يا رنگ و يا مزه آب داخل ماشين به واسطه عين نجس تغيير كند,نجس مى شود, ولى تغيير حاصل به واسطه متنجس , مانند شيره نجس , باعث نجاست نمى شود, و آب معتصم و متصل به كر بر طهارت خود باقى است .
22/10/71
س 112 - آيا آسفالت و موزاييك مطهر كف كفش يا پاى نجس است يا نه ؟
ج - آسفالت پاك كننده نيست .
17/11/71
س 113 - اجـزاى وسـايل نقليه مثل چرخهاى درشكه و طاير ماشين , موتور و دوچرخه ,به واسطه عبور بر روى زمين پاك مى شود يا نه ؟
ج - آرى , پاك مى شود.28/2/76
س 114 - يـكـى از مطهرات آفتاب است , آيا تابش مستقيم لازم است يا تابش آفتاب ازپشت شيشه هم كفايت مى كند؟
ج - كفايت مى كند.9/3/76
س 115 - شـخص مسيحى پس از بحثها و تلاشهاى فراوان , زمانى كه آمادگى گفتن شهادتين را پيدا مى كند, و دين مقدس اسلام را قبول مى نمايد, آن رابه زبان خارجى (غيرعربى ) بر زبان جارى مـى كـنـد, آيـا گـفـتن شهادتين به زبان خارجى (انگليسى ) اشكالى دارد يا حتما بايد شهادت به يگانگى خداوند و رسالت رسول گرامى , حضرت محمد(ص )را به زبان عربى جارى ساخت ؟
ج - به هر زبانى شهادتين را بگويد, پاك و احكام اسلام بر او مترتب مى شود.19/3/75

طريقه پاك كردن چيزهاى نجس

س 116 - اگر قرآن نجس شود, و بدانيم كه اگر آن را بشوييم خراب مى شود تكليف چيست ؟
ج - در فرض سؤال , آب كشيدن ورق قرآن در صورتى كه نجس شده باشد,واجب است .
23/2/75
س 117 - آيا دهانى كه به واسطه خون دهان يا نجاست بيرون از آن نجس شده , باخوردن آب كر يا جارى پاك مى شود؟
ج - دهان , محكوم به طهارت است .
17/4/74
س 118 - دندان مصنوعى اعم از ثابت و غيرثابت و نيز موادى كه با آن دندان را پرمى كنند, آيا جزء باطن است كه با ملاقات به نجاست نياز به تطهير ندارد, يا آنكه درصورت ملاقات با خون يا غير آن بايد تطهير شود؟
ج - دندان مصنوعى تا زمانى كه در دهان قرار دارد, نجس نمى شود.9/3/76
س 119 - شخصى كه تمام بدنش خيس است , اگر قسمتى از بدنش با نجاست ملاقات كرد آيا تمام بدنش نجس مى شود و بايد آن را آب بكشد يا اگر فقط محل ملاقات را آب بكشد كافى است ؟
ج - تمام بدن نجس نمى شود, لذا صرف آب كشيدن محل ملاقات كافى است ,مگر اينكه به واسطه رطوبت مسريه به جاهاى ديگر بدن هم سرايت كرده باشد.8/3/76
س 120 - اگـر بـه واسـطه زخمى كه در سر هست , تمام بدن نجس شود آيا مى توان ازگردن به پايين را تطهير كرد؟
ج - آرى , چون در نجس شدن سرايت لازم است , و بالاى گردن - هر چندنجس باشد - اما رطوبت مسريه ندارد, و بنابر فرض خشك است .
7/3/76
س 121 - در رساله علميه آمده است كه اگر از شى ء متنجس عين نجس ازاله شود, فقطرنگ آن باقى بماند و پاك نشود, در صورتى كه آن شى ء پس از ازاله عين نجس شسته شود, پاك مى گردد, چـنـانكه استحضار داريد, امروزه مواد شيميايى سفيد كننده اى (مانندوايتكس ) در دسترس است كـه حـتـى رنـگ نـجاست را هم برطرف مى كند, آيا لازم است رنگ نجاست هم با اين گونه مواد برطرف شود يا آنكه حكم سابق به قوت خود باقى است ؟
ج - حـكـم سابق به قوت خود باقى است , چون رنگ باقى مانده از خون , خون نمى باشد, و حكم به طـهـارت مـسـتند به عدم قدرت ازاله آن نيست تا با قدرت حاصله از كاربرد مواد شيميايى تغيير كند.2/1/76
س 122 - آيـا بـراى تـطهير موى سر خانمها و نيز ريش آقايان نياز به فشار دادن - به منظور خارج شدن غساله - هست يا خير؟
ج - در تطهير موى سر و صورت نيازى به فشار دادن براى خروج غساله نيست , مگر اينكه مو زياد و پـرپـشـت بـاشد, كه در اين صورت بايد فشار داد تاغساله خارج شود, و در اين حكم فرقى بين آب قليل و كثير نيست .
7/3/76
س 123 - فـرشـى كـه قـسمتى از آن نجس شده , آيا بايد با آب كر يا آب جارى تطهيرشود, يا آنكه مى توان آن را به وسيله آب قليل هم تطهير نمود؟
در فرض دوم , طريقه آن را بيان فرماييد؟
ج - در فـرش خـصـوصـيتى نيست و مى توان قسمت متنجس را مثل بدن يا لباس با آب قليل هم تـطـهـيـر نمود, و اگر چيزى با بول نجس شود چنانچه يك مرتبه آب روى آن ريخته و از آن جدا شـود, در صـورتـى كـه چـيـزى از بول در آن نمانده باشد, با ريختن يك مرتبه ديگر آب بر آن پاك مـى شود, ولى در لباس و فرش ومانند اينها بايد بعد از هر دفعه آب ريختن فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد,و اگر چيزى با غير بول نجس شود, چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بـريـزند و از آن جدا شود, پاك مى گردد, نيز اگر در دفعه اول كه آب روى آن مى ريزند, نجاست آن برطرف شود, و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد پاك مى شود, ولى در هـر صـورت لـبـاس و فـرش ومـانـند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد, چه با آب قليل تطهيرنمايند چه با آب جارى .
8/3/76
س 124 - در مـثـل لـبـاس و فـرش كه در طهارت آن مى فرماييد بايد فشار داد تا غساله آن خارج گردد, اگر كسى فشار دادن را ترك و لباس را آويزان كند يا بگذارد تا غساله آن خودبه خود خارج شود طهارت آن چه حكمى دارد؟
ج - در تـطـهـير شرط است كه معظم غساله با عصر (فشار دادن ) يا هر عملى ديگر خارج شود, لذا آويزان كردن لباس كفايت نمى كند.7/3/76
س 125 - اگـر مـوكـتـى كـه به كف اطاقها مى چسبانند, نجس شود, آيا بايد آن را كنده وتطهير نمايند يا راه ديگرى براى تطهير آن وجود دارد؟
ج - نيازى به كندن نيست , بلكه بعد از ازاله عين نجاست اگر آب را با فشار به وسيله شيلنگ روى آن بـريـزنـد و يا فشار دهند به طورى كه آب درون آن خارج شود, پاك مى شود و آن آبها هم چون غساله آب لوله و مخزنهاى بزرگ است پاك مى باشد و غساله آب قليل نجس است .
1/7/78
س 126 - عين نجاستى كه قابل هضم نيست , مثل دانه خاكشير يا هسته يا پوست ميوه , اگر بعد از آب كشيدن در كهنه بچه پيدا شود, خود كهنه پاك است يا نه ؟
ج - چون ظاهرش پاك مى شود, سبب نجاست لباس نمى شود.9/4/72
س 127 - آيا زمينى كه با آجر يا سنگ مفروش شده , اگر با بول و غيره نجس شود, پس از آنكه آب شيلنگ به آن وصل شد پاك مى گردد؟
آيا نياز است كه غساله آن جمع شود؟
تطهير زمين مذكور به وسيله آب قليل چگونه است ؟
ج - بـه وسيله آب كر يا جارى پاك مى شود و نيازى به جمع كردن غساله نيست و نيز زمين مذكور با آب قليل هم پاك مى شود, ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود, و چنانچه آبى كه روى آن ريخته اند از سوراخى بيرون رود, همه زمين پاك مى شود, و اگر بيرون نرود, محلى كه در آن آب غـسـالـه جـمـع مـى شـود, نجس است و مى توان آن را به اين صورت پاك كرد كه ابتدا آب غـسـالـه را به وسيله ظرف يا پارچه اى جمع نموده , سپس آب پاكى روى آن بريزند وجمع كنند تا پاك شود.8/3/76
س 128 - آيا موزاييك , سنگ و آسفالت كه با بول نجس و سپس با خشك شدن به وسيله آفتاب پاك مى شود, بايد براى پاك شدن اول خيس و بعد خشك گردد؟
ج - هرگاه خورشيد رطوبت آن را خشك كند, پاك مى شود.17/4/74
س 129 - اگر آفتاب بر در و ديوارى كه نجس شده , بتابد آيا آنها را پاك مى كند يا نه ؟
ج - اگر با تابش آفتاب خشك شود پاك مى شود, با اين شرط كه هنگام تابش آفتاب - ولو با ريختن آب - تر باشد.14/5/69
س 130 - دربـاره مـساءله 855 رساله توضيح المسائل حضرت عالى اين سؤال مطرح مى شود كه آيا بول پسربچه نجس نيست ؟
اگر هست , حكم آن چيست ؟
ج - آنچه كه در مساءله 855 آمده , مربوط به حكمى خاص - يعنى زنى كه پرستار پسر بچه است , و بـيـش از يـك لباس ندارد, هرگاه شبانه روزى يك بارلباس خود را آب بكشد, مى تواند با آن لباس نماز بخواند - است , وگرنه بول اومانند بول ديگر انسانها نجس است .
19/2/78
س 131 - اينجانب كه از آزادگان و جانبازان جنگ تحميلى ام , در سال 61 به اسارت نيروهاى بعثى درآمدم , و در جبهه جنگ از ناحيه دست چپ (از مچ تا انگشتان ) آسيب ديدم , با توجه به اينكه براى طـهـارت بـايـد بـا دست چپ طهارت نمود, چون بنده مجروح بودم و امكان نداشت با دست چپ طـهـارت نمايم , با دست راست طهارت مى نمودم و اين موضوع پس از آزادى , به فراموشى سپرده شـد, تـا اينكه چند وقت پيش در مجلسى نشسته بودم و فردى فرمود كه نمازهاى آن وقت را بايد قضا نمايم , حال حضرتعالى نظرخود را براى اينجانب مرقوم فرماييد؟
ج - نـمـازهـاى شما درست است , و تطهير نمودن با دست چپ شرط صحت نمازنيست , و تنها به عنوان يكى از كارهاى خوب مطرح است .
3/5/75
س 132 - شخصى دچار ناراحتى دستگاه تناسلى است به نحوى كه بعد از هر بار دفع ادرار قطراتى از او خـارج مـى شود, به گونه اى كه براى هر نماز محل را پاك و لباس را عوض مى كند, تكليف او چيست ؟
ج - بـايـد بـعـد از بـول اسـتـبراء نمايد, و اگر بعد از آن رطوبتى از او خارج و مايه شك شد, اعتنا نكند.20/9/68
س 133 - بنده پس از بول نمودن براى اينكه يقين نمايم چيزى در مجرى نمانده است , يك بار و يا دو بار به طور كامل استبرا نموده ,و بعد وضو گرفته و مشغول نماز شده ام ,اما در سجده يا جاهاى ديـگـر نـمـاز بـاز هـم آبـى خـارج گـرديده است , از سويى اينجانب وذى ومذى و امثال اينها را نـمى فهمم , بفرماييد اگر پس از هر بار استبرا به طور كامل , آبى خارج شود چه زياد و چه كم , چه در نماز و چه در مواقع ديگر, پاك است يا خير؟
ج - آبـى كـه بـعد از بول و استبرا از انسان خارج مى شود, اگر شك دارد كه بول است يا آب ديگر, پاك است .
17/2/75
س 134 - آيـا لازم اسـت كه خانمها (با توجه به اينكه معمولا هنگام ادرار مايع لزجى ازرحم ايشان خـارج مـى شـود,) براى تطهير محل بول , بر آن دست بكشند؟
اگر تطهير با آب لوله متصل به كر صورت گيرد چگونه است ؟
ج - هر گاه يقين به خروج مايعى لزج پيدا كنند, براى تطهير محل بايد دست بكشند, و يا به وسيله فـشـار آب يـا چيز ديگر يقين پيدا كنند كه لزوجت از بين رفته است , ناگفته نماند كه زنها استبرا ندارند.1/4/76
س 135 - فـرزنـد مـا كه حدود 7 سال دارد, هر بار كه به مستراح مى رود, از او سؤال مى كنيم : آيا خـودت را تـطـهـير كرده اى ؟
و او هم جواب مى دهد: بله .
آيا جواب او براى اثبات طهارتش كفايت مى كند, يا اينكه بايد او را تطهير كرد؟
ج - چـنـانـچـه بـا شيلنگ و امثال آن كه متصل به آب لوله كشى شده است , خود راتطهير نمايد, دسـتـش به خاطر اطمينان از پاك شدنش محكوم به طهارت است ,و به هر حال حكم به طهارت داير مدار اطمينان است .
22/10/71

احكام وسواسى

س 136 - نـظـر حضرتعالى درباره وسواس اين است كه فرد وسواسى نبايد به اين حالت خود اعتنا كند, بول و خون براى فرد وسواسى نجس است يا خير؟
ج - وسواسى نبايد به يقين خود اعتماد نمايد, و حتى اگر يقين به خون بودن يابول بودن پيدا كند برايش پاك است , مگر آنكه ديگران بگويند كه بول يا خون است .
28/12/72
س 137 - بنده مدت زيادى است كه به مسائل مربوط به نجاست و طهارت خيلى اهميت مى دهم و هميشه دچار شك و ترديد هستم , مثلا از زير دوش حمام كه بيرون مى آيم , باز شيلنگ را به خود مـى گـيـرم , و يـا ايـنكه مرتب يادم مى رود كه دستم را آب كشيده ام , و در غسل و وضو زياد شك مى كنم , به صورتى كه برايم زجرآور شده است , وگاه افرادى را صدا مى كنم تا شاهد باشند كه من صورتم را آب كشيده ام يا نه ! لطفا مراراهنمايى كنيد.
ج - شـمـا نبايد به شك , بلكه به يقين خود به نجاست اعتنا كنيد, و بايد همه چيز و همه جا را پاك بدانيد.11/3/74
س 138 - مـتـاءسـفـانه به دليل ابتلا به وسواس و ديدن اينكه مثلا در فلان دستشويى عمومى در مـحـل كـار, در اطراف سنگ دستشويى و محل قرار گرفتن پاها عين نجاست وجود داشته است , احـسـاس مـى كنم كه زمين آنجا و گاهى حتى تمام آسفالت خيابانها, وهمچنين زمين محل كار نـجس شده است , مدتهاست كه به همين دليل نتوانسته ام روى زمين بنشينم , و يا اگر وسايلم بر روى زمين افتاده , قبل از آب كشيدن مورداستفاده قراردهم , تكليف چيست ؟
ج - هـمـه چـيز و همه جا براى شما پاك است , و مثل عامه مردم عمل كنيد تاان شاءاللّه نجات پيدا كـنيد, و به وسوسه هاى شيطان اعتنا ننماييد, و بنا را براين بگذاريد كه مى خواهم با لباس نجس و بدن نجس نماز بخوانم , تا شيطان شما رارها كند, تكليف شما همين است .
17/12/75
س 139 - گـفـتـار شخص وسواسى در خصوص پاك يا نجس بودن اشيا (خصوصا درمورد نجس بودن ) چه حكمى دارد؟
ج - گفتار شخص وسواسى قابل اعتنا نيست , و نبايد به آن ترتيب اثر داده شود.27/10/74
س 140 - جـوانـى هـسـتم متاءهل كه حدود 9 سال است كه دچار بيمارى مهلك وسواس شده ام , هـنـگام اداى نماز بعضى اوقات تا يك ساعت قادر به گفتن تكبيرة الاحرام نيستم وبارها نمازم به دليل همين بيمارى قضا شده است , دقيقا هنگام گفتن تكبير دچار وسواس مى شوم و در بين آن , آن را رها مى كنم و مجددا از نو.. .
گاهى تا چندين بار, با وجود اينكه مى دانم پروردگار حكيم هيچ گـاه بـنـدگان خود را به سختى و مشقت نينداخته است , احكام اسلام بسيار ساده و سهل است , ولـى قادر به انجام وظيفه ام نيستم , و گاهى نمازم به دليل طول دادن غسل قضا مى شود, بااينكه براى شستشوى خويش خيلى سريع عمل مى كنم ,براى غسل آب فراوانى مصرف مى نمايم (با علم با اينكه تنها يك صاع آب براى غسل كافى است ), آيا بنده مصداق كثيرالشك هستم يا خير؟
چگونه از ايـن گرفتارى مى توانم نجات پيدا كنم (زيرا آثار سوء عمل خويش را در فرزند خردسال خويش مى بينم , چرا كه وقتى كه مى خواهد به نماز بايستد, دچار گيجى مى شود)؟
ج - شـما نبايدبه هيچ شكى اعتنا نماييد, و هميشه طرف درست بودن رابگيريد, و بلكه به يقين به بـطـلان عـمـل هـم اعتنا ننماييد .
وظيفه شرعى شماهمان اعتنا نكردن به شك و يقين است , به شـيطان بگوييد كه مى خواهم عملم باطل باشد, و مى خواهم با همين عمل باطل به جهنم بروم , تا شيطان از شمادور گردد.7/7/72

مسائل متفرقه طهارت و نجاست

س 141 - محلهاى عمومى مثل پاركها, هتلها و امثال آن كه به پاك بودن آنها مشكوك هستيم , چه حكمى دارند؟
ج - محكوم به طهارت است .
2/8/75
س 142 - آيا مى توان آبى را كه از آبكش كردن برنج به دست مى آيد, در چاه توالت ريخت ؟
ج - مانعى ندارد.14/5/69
س 143 - آيا لازم است كه چاههاى فاضلاب آشپزخانه از چاه فاضلاب دستشويى وحمام جدا باشد يـا خـيـر؟
و در صـورت لزوم جدا بودن چاهها, باز هم توسط لوله هاى فاضلاب شهر و يا ماشينهاى فـاضـلاب آنـها را با هم مخلوط مى كنند, آيا با توجه به اين موضوع باز هم احتياج به جدا بودن اين چاهها از هم هست يا خير؟
آيا شرعا اشكال دارديا خير؟
ج - بـهـتر اين است كه چاههاى مذكور يكى نباشد, و در صورت تداخل چاهها,بايد از ريختن اشياء محترمه , از قبيل نان , غذا, برنج و غيره , به چنين چاههايى جلوگيرى نمايند, تا احترام نان و بركت محفوظ بماند.25/2/74
س 144 - در تـحـريـرالـوسيله , در بخش نجاست , فرموده اند: و نيز دهان انسان با فروبردن چيز نـجس يا متنجس كه خورده , پاك مى شود آيا اين مساءله شامل نجاستى غير ازخون نيز مى شود؟
يـعنى چنانچه مسكرى نوشيده و يا غذاى نجسى خورده باشد, به صرف فرو رفتن , فضاى دهان كه دندانها در آن قرار دارد, پاك مى شود؟
ج - در احكام فضاى باطن دهان فرقى بين انواع نجاسات نيست .
4/11/71
س 145 - اگـر زمـينى سنگ فرش شده يا لباسى با بول يا غير آن نجس شود, آن مقدارآبى كه به صـورت قـطـره هنگام شستن با آب كر, در برخورد اول با زمين يا لباس پخش مى شود چه حكمى دارد؟
ج - پاك است .
26/2/75
س 146 - ترشحى كه در بعضى از توالتها به لباس انسان سرايت مى كند, چه حكمى دارد؟
ج - پاك است , مگر آنكه يقين صد درصد پيدا كند كه عين نجس سرايت كرده است .
4/7/74
س 147 - رطـوبـتـى كـه در توالت از زير كفش به جوراب مى رسد, و عين نجاست در آن مشهود نيست , نجس است يا خير؟
ج - چـون نـجـاسـت آن رطـوبـت مشكوك است , محكوم به طهارت مى باشد لذامنجس نيست و جوراب و كفش نيز محكوم به طهارت است .
12/11/74
س 148 - چرمهايى كه از كشورهاى خارجى وارد مى شود, پاك است يا نجس ؟
ج - چـرم بـر دو قسم است : 1 - چرمى كه از پوست حيوان ساخته شده , اين قبيل چرمها چنانچه از كـشورهاى مسلمان وارد شده باشد, محكوم به طهارت است , و آنچه كه از بلاد كفر وارد مى شود, مـحـكـوم به ميته بودن و نجس است مگر آنكه شرعا احراز شود كه تذكيه به دست مسلمان انجام شـده اسـت .
2 -چـرمـهـاى مـصـنـوعـى كه از اجزاى حيوان ساخته نشده , اين قبيل چرمها اگر يـقـيـن نـشـود كـه از چـيـز نـجـس سـاخته شده , يا با نجاست ملاقات كرده , محكوم به طهارت است .
8/3/76
س 149 - آيـا استفاده از دستشوييهايى كه آنها را كاملا به طرف قبله ساخته اند, حرام است يا خير؟
معمولا عده اى هستند كه از اين موضوع اطلاعى ندارند, و به آنجا مى روند,آيا گفتن به افراد لازم است , و يا اينكه بايد آن دستشوييها را خراب كنند و از نو بسازند؟
ج - رو بـه قـبـله نشستن فرد در حال قضاى حاجت , حرام است و اگر دستشويى رو به قبله باشد عوض كردن آنها با فرض قدرت براى كسى كه مى خواهد از آنهااستفاده كند, واجب است , و بايد به مـسـؤولـين ذى ربط مساءله را تذكر داد, اماگفتن به ديگران كه جنبه اعلام موضوع دارد, واجب نيست , بلكه بايد اعلام رااگر باعث به زحمت افتادن آنها مى شود, ترك كرد.14/11/75
س 150 - اگر از بدن انسان جايى بريده و يا زخم شود, پس از آب كشيدن آن , آيا روى زخم و محل بـريدگى (كه بسته شده و خشك مى شود, و گاه قهوه اى يا قرمز رنگ است ويقين به خون بودن آن نيست ) نجس است ؟
اگر در همان حال خشكى , مجددا آن را آب بكشيم پاك است ؟
ج - تا يقين به خون بودن آن نداشته باشيد, نجس نيست .
2/8/75
س 151 - اگـر جـايى از بدن انسان خراشيده , يا پوستى از آن جدا شود كه موجب سوزش گردد, محل آن چه حكمى دارد؟
پاك است يا خير؟
ج - پاك است , مگر آنكه خون بيرون بيايد.2/8/75
س 152 - ميهمانى بر شخصى وارد و غذايى آماده مى شود, ميزبان فضله اى در غذامى بيند, ولى به ميهمان نمى گويد, و چند سال از آن مدت مى گذرد, آيا بايد ميزبان به ميهمان بگويد كه در چند سال قبل چنين بود يا نه ؟
ج - اعلام لازم نيست .
1/2/74

back page fehrest page next page