ج - تـابـع عـرف مـحل است , هر چند با توجه به اين كه قدرت خريد ريال آن روز رابدهكار است و قـدرت خـريـد هـم مـعادل سكه اش معلوم شده , همان سكه را بدهكاراست و ثمره اى در اختلاف
نيست .
10/2/
74 س 591 - شـيـربـهـا (پـولى كه پدر و مادر دختر براى خودشان مى گيرند) و پولى كه براى تهيه
جهيزيه مى گيرند, چه حكمى دارد؟
ج - اگر جزء مهريه باشد, منعى ندارد.
4/7/
75 س 592 - چـون طـرح الـحـاق يـك تـبـصـره به ماده (1082) قانون مدنى در خصوص مهريه , در
كميسيون امور قضايى و حقوقى مجلس شوراى اسلامى مطرح مى باشد.
به لحاظ اهميت مطلب و
جنبه هاى فقهى آن تقاضا دارد نظر شريف خود را تفصيلاجهت بهره بردارى مرقوم فرماييد؟
ج - بـعـيـد نـيست اگر نگوييم كه ظاهر است آن كه در مثل باب مهر و ثمن مبيع و مواردكلى و
اشـتـغـال ذمـه بـه نـقـد رايج , مافى الذمه نقد است با ماليتش كه همان قدرت خريددر آن زمان
مـى باشد, چون همان قدرت , عامل رغبت است و موجب ماليت و آن هم به تبع عين مضمون است .
والا يـك قطعه كاغذ منقوش نه قيمتى دارد و نه مورد رغبت .
وواضح است كه برپايه قدرت خريد
هـم مـالـيـت اسكناس ده تومانى از پنجاه تومانى جداو ممتاز مى گردد.
بناء على هذا در مفروض
سـؤال و باب مهر, آنچه را كه زوجه طلبكاراست و ذمه زوج به آن مشغول است همان مقدار از نقد
رايـج اسـت كـه در عقد آمده باقدرت خريد در آن زمان و امروز هم بايد از نقد رايج از باب مهر به
قـدرى پـرداخت گردد كه همان قدرت خريد را تامين نمايد تا از عهده ضمانت به مثل عرفى كه
اصـل درضـمـان و بـرائت ذمـه اسـت بـيـرون آمده باشد.
به علاوه كه پرداخت مثل اصطلاحى و
مـابـه التفاوت هم محقق گشته و به نظر معروف كه ضمان در مثلى به مثل و در قيمى به قيمت
هـم عـمـل شـده .
و ناگفته نماند كه اگر مساله تناسب با افزايش شاخص قيمت ها وتغيير قدرت
خريد برگردد عرفا به همان مقدار بدهكارى و مقدار مضمون و مورد ذمه ,مطلب تمام است .
و الا
بـايد راهى ديگر را كارشناسان و نمايندگان معظم پيدا نموده وتصويب نمايند.
و آنچه به نظر اين
جـانـب به طور ساده مى رسد اين كه , معيار و شاخص را مثل طلا قرار داده كه مردم هم معتقدند
اخـتـلاف قـيمت ها را با آن مى توان معلوم نمود, يعنى اگر با صد تومان در ده سال قبل ده مثقال
طـلا مـى توان خريد و مهريه صدتومان بوده , امروز زوجه طلبكار مقدار پول و نقد رايجى است كه
بتوان آن مقدار طلا راخريدارى نمود.
30/7/
1375 س 593 - اگـر يـكـى از زوجين قبل از دخول از دنيا برود, چگونگى پرداخت مهر را به زوجه يا به
ورثه او معين فرماييد:
ج - در صورتى كه زوج قبل از دخول از دنيا برود اقوى پرداخت تمام مهر است به زوجه مثل طلاق
بـعـد از دخـول و يـا مردن زوج بعد از دخول .
آرى , در صورتى كه زوجه قبل از دخول از دنيا برود
اقـوى تـنـصيف مهر است , يعنى نصف مهر را به ورثه زوجه پرداخت مى كنند و خود زوج هم از آن
نصف مثل بقيه اموال زوجه ارث مى برد.
تمكين , اطاعت , نشوز و نفقه
س 594 - پس از عقد در صورت دست تنگى زوج در پرداخت مهريه , آيا زن مى تواند به اين دليل كه مهريه را دريافت نكرده تمكين ننمايد؟ و در صورت عدم تمكين آيا زن ناشزه است ؟
ج - در صـورتـى كـه مـهر مدت دار نباشد, زوجه مى تواند تا قبل از اخذ مهر تمكين ننمايد.
و معسر
بودن زوج اثرى در اين حكم ندارد, كما اين كه فرقى بين تمكين بضع وغيربضع نمى باشد.
و چون
تـمـكـين نكردن به اعتبار حق شرعى است , نشوز صدق نمى كند.
ولكن اگر پس از عقد, دخول و
آمـيزش - ولو براى يك مرتبه - محقق شده باشد, تمكين بر زوجه واجب و طلبكار مهر مى باشد.
و
تمكين نكردن بعد از آن سبب نشوز مى گردد.
23/9/
75 س 595 - 1 - تمكين چيست ؟ اطاعت چيست ؟
2 - خروج از تمكين به چه تحقق مى يابد؟ خروج از اطاعت چطور؟
3 - حقوق شرعى هر يك از زن و شوهر را بيان نماييد.
4 - حد ممنوع استمتاع هر يك از زن و شوهر از همديگر چيست ؟
ج 1 - آنچه از اطاعت واجب است تمكين زن براى شوهر در استمتاع , و برطرف نمودن آنچه مانع از
اسـتـمـتاع يا كمال آن است , مانند از بين بردن هر چه كه موجب تنفر شوهرشود, و آرايش نمودن
خود, با فرض درخواست شوهر.
ج 2 - نشوز و خروج از تمكين به ترك اطاعت از زوج در موارد مذكور فوق و يا خروج ازمنزل بدون
اجازه -در مواردى كه اذن لازم است - و با منع شوهر تحقق مى يابد.
ج 3 - به رساله عمليه مساله 2414 به بعد مراجعه شود.
ج 4 - حـد مـمـنـوعـى حـسـب بـسـيـارى از فتاوا وجود ندارد.
هر چند نظر اين جانب غير ازآن
است .
18/3/
71 س 596 - زنـى مى گويد: چون استقلال مالى دارد و حقوق بگير است و طبعا در هفته چندين روز
تـدريـس دارد, نيازى به كسب اجازه از شوهر نداشته و به خاطر همين ,اگر بخواهد منزل خواهر,
پدر, برادر, فاميل و يا بخواهد هر جاى ديگر برود نيازى به مجوز و رضايت شوهر ندارد.
و اعتقادش
بر اين است كه حكم خانم هايى كه شاغل هستند با خانم هايى كه خانه دار هستند فرق مى كند و در
هيچ موردى اجازه و يارضايت شوهر برايشان ملاك نيست , لطفا حكم اين مورد را بفرماييد؟
ج - در وجـوب تـمـكين براى زوجه فرقى بين شاغل و غيرشاغل نيست و زنى كه عقددائمى شده
نـبـايـد بـدون اجـازه شـوهر در مواردى كه مانع استمتاع و يا خلاف شئون مردو يا خلاف سكن و
آرامش باشد از خانه بيرون رود.
27/7/
75 س 597 - اگر آميزش براى زن ضرر داشته باشد, مى تواند از قبول آن خوددارى كند؟
ج - مـريـضـى زن كـه مـانـع نـزديـكى باشد, سبب نشوز نمى گردد, چون منع زن به خاطرعذر
است .
31/3/
75 س 598 - مردى كه زنى را به عقد دايم خود درآورده است , ولى بنابر شرايطى بگويد سه ماه ديگر
تو را به خانه مى برم و دختر فعلا در خانه پدرى زندگى مى كند.
1 - اجازه رفتن به راههاى دور و نزديك با پدر است يا شوهر؟
2 - حق خرج زن با پدر است يا شوهر؟
3 - اگـر مـرد راضـى نباشد زن با بستگان درجه يك خود رابطه داشته باشد, حكم رعايت زن چه
مى باشد؟
ج - چـون زوجـه حـق مـطـالبه مهرحال را قبل از دخول دارد و مرد هم نفقه نمى دهد,بنابراين ,
اختيار خارج شدن از منزل دست خودش مى باشد.
آرى , زوج در هر زمان حق تمكين و بردن زوجه
را دارد, كما اين كه زن هم تا قبل از دخول حق مطالبه مهرحال را دارد.
7/3/
74 س 599 - آيـا نـاشـزه شـدن , مـعـصيت دارد؟ و اگر زن ناشزه مسافرت نمايد سفر و نمازوى چه
صورتى دارد و هرگاه سفر او براى كسب درآمد باشد كاسبى و درآمد او چه حكمى دارد؟
ج - مـسـافـرت زن بـدون اذن شـوهر در مواردى كه اذن لازم است و در حال نشوز حرام وسبب
تماميت نماز است , ولى درآمد كسبى , حلال مى باشد.
19/11/
73
متعه يا صيغه
مساله 600 - صيغه كردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحيح است .
مـسـالـه 601 - زنـى كه صيغه مى شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند,عقد و
شرط او صحيح است و شوهر فقط مى تواند لذتهاى ديگر از او ببرد, ولى اگر بعدا به نزديكى راضى
شود, شوهر مى تواند با او نزديكى نمايد.
مساله 602 - زنى كه صيغه شده اگرچه آبستن شود حق خرجى ندارد.
مساله 603 - زنى كه صيغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى برد, وشوهر هم از او ارث
نمى برد.
مساله 604 - پدر و جد پدرى مى توانند براى محرم شدن , يك ساعت يا دو ساعت زنى را به عقد پسر
نـابـالـغ خود درآورند, و نيز مى توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن ,به عقد كسى درآورند
ولى بايد آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد, بلكه بايد داراى مصلحت هم باشد.
س 605 - دخـتر باكره اى كه بر اثر زنا بكارت خود را از دست داده است آيا براى صيغه شدن نياز به
اذن ولى و پدر خود دارد يا نه ؟
ج - چون بكارت با ازدواج از بين نرفته , در حكم باكره است و شرطيت اذن پدر و ولى به حال خود
باقى است .
18/2/
75 س 606 - دخـتـرى كـه حدود 35 سال سن دارد و خودش كار مى كند و سرپرست خويش است آيا
مى تواند به صيغه كسى درآيد؟
ج - در عقد موقت اذن ولى شرط است و اگر ولى نداشته باشد با فرض اين كه رشيده است , مانعى
ندارد, ولى بايد براى ثبت و اجراى صيغه عقد موقت به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه , گناه و
موجب پشيمانى است .
27/7/
75 س 607 - مـادرى كـه قـيم دختر نابالغ خود است , آيا مى تواند او را به عقد موقت كسى درآورد؟ و
اگر نمى تواند آيا صيغه جارى شده باطل است يا خير؟
ج - عقد موقت دختر نابالغ تنها با اجازه پدر و يا جد پدرى و يا حاكم شرع , آن هم بافرض مصلحت ,
صـحيح است , بلكه در حاكم , به علاوه از مصلحت , وجود مفسده درترك , نيز لازم است , و اما قيم
مـنصوب از طرف حكومت , كه مورد سؤال است , چنين حقى را ندارد و صيغه اش باطل است , و در
اين حكم فرقى بين مادر و غير اونيست .
13/3/
76
احكام نگاه كردن , حجاب و پوشش
مـساله 608 - نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است .
و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است , ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى
نـدارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى باشد و نگاه كردن به صورت و بدن و موى
دخـتـر نـابـالـغ اگر به قصد لذت نباشد و بواسطه نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد
اشكال ندارد, ولى بنابر احتياط بايد جاهايى را كه مثل ران و شكم معمولا مى پوشانند نگاه نكند.
مساله 609 - زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلكه احتياط واجب آن است كه بدن
و مـوى خـود را از پـسرى هم كه بالغ نشده ولى خوب و بد را مى فهمد و به حدى رسيده كه مورد
نظر شهوانى است بپوشاند.
مساله 610 - نگاه كردن به عورت ديگرى حرام است , اگرچه از پشت شيشه يا درآيينه يا آب صاف
و مانند اينها باشد.
و احتياط واجب آن است كه به عورت بچه مميز هم نگاه نكنند, ولى زن و شوهر
مى توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.
مساله 611 - مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگرنگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر
با قصد لذت حرام است .
س 612 - نگاه كردن بدون شهوت به زنان , با پوشش غيراسلامى و در كشورهاى اسلامى غير ايران ,
چگونه است ؟
ج - بـا فرض مسلمان بودن فرد, نگاه به بدن آنها و هر چه موجب فساد مى گردد, حرام است , ولى
نگاه عادى به صورت , بدون قصد لذت را نمى توان گفت حرام است .
6/2/
74 س 613 - حكم نگاه كردن به زنان خارجى غيرمسلمان يا عكس و فيلم آنان ,چيست ؟
ج - نـگـاه بـه زنـان نـامـحرم خارجى غيرمسلمان اگر از روى شهوت و ريبه نباشد, و نگاه هم به
مقدارى از مو و بدنش باشد كه برهنه بودنش متعارف است , نمى توان گفت حرام است .
28/10/
74 س 614 - زنانى كه در اداره كار مى كنند و اغلب با نامحرم سر و كار دارند, چه حكمى دارد؟
ج - با رعايت كامل حجاب و پاى بند بودن به موازين شرعى , مانعى ندارد.
21/8/
74 س 615 - نگاه كردن دختران به دبير مرد, پسران به دبير زن , چه حكمى دارد؟
ج - هر چند نظر به صورت بدون لذت بردن و بدون ترتب مفسده ظاهرا جايزمى باشد, لكن كمال
دقت بر اكتفا به ضرورت لازم است .
22/3/
72 س 616 - آيـا جايز است براى امور آموزشى در دانشگاه , پسران و دختران جوان دركنار يكديگر و يا
عده اى از پسران جوان پشت سر دختران جوان بنشينند؟
ج - دورى كردن از اين گونه اعمال در حد توان , مخصوصا در نظام جمهورى اسلامى لازم است ,
بـلـكـه در كـنـار يـكـديـگـر قـرار گـرفـتـن كـه زمينه تهمت و مفاسد را آماده مى سازد, حرام
مى باشد.
14/6/
74 س 617 - ديدن موى سر يا مصافحه كردن با خواهر زن , بدون قصد لذت و ريبه ,چه حكمى دارد؟
ج - حرام است و خواهرزن نامحرم است .
8/1/
76 س 618 - امروزه در شهرهاى بزرگ بيرون بودن مقدارى از موى سر امرى عادى شده , آيا مى توان
از ايـن رو كـه اين مقدار از موى سر عرفا بيرون است , به آن نگاه كرد: همانند برخى قبائل كه موى
سر زنان آنها معمولا مقدارى در معرض ديداست ؟
ج - نمى توان در اين گونه موارد حكم به جواز نمود, و بايد در عمل و فتوا احتياط كرد.
6/11/
75 س 619 - در شـهـر مـا رسـم اسـت كه در مراسم ازدواج بعد از اجراى عقد, داماد به مجلس زنانه
مـى رود, و جـلـو ديـد حـاضران كه همه دختر و زنان جوان هستند - دركنار عروس آرايش كرده
نشسته و روى عروس را باز مى كند و طلا به دست و گردن او مى آويزد و هر يك شيرينى در دهان
ديـگرى مى گذارد وگاهى هم از آن دو فيلم گرفته مى شود و وضعيت طورى است كه خيلى از
افـراد حـاضر ممكن است به گناه دچار شوند, آيا حضور در اين مجالس اشكال دارد؟ و در صورت
مـثـبـت بـودن جواب گناهش به گردن چه كسى است ؟ و اگر كسى مطمئن باشد كه به گناه
نمى افتد, آيا به شركت مجاز است ؟
ج - بـه طـور كـلـى بودن زنان و مردان نامحرم در يك مكان , چه مجلس عقد و عروسى باشد چه
مـجلس ديگر, به خاطر اين كه منشا فساد است , و حدود و ثغور عفتها وحجب ها شكسته مى شود,
حرام است .
و حاضر شدن در اين گونه محافل به خاطرجهات ذكر شده در سؤال گناه و معصيت
اسـت .
و دادن فيلمهاى ذكر شده در سؤال به افراد غيرمطمئن و يا كسانى كه عزب هستند و هنوز
ازدواج نـنـمـوده ظـاهرا به حكم منشا فساد بودن , حرام مى باشد و حضور زن آرايش شده در بين
زنان , اگر همراه باموسيقى هاى حرام و مبتذل و ترويج فرهنگ غرب نباشد, و در مجلس عروسى
باشد,ظاهرا مانعى ندارد.
13/10/
72 س 620 - اگـر در مـراسـم ازدواج , عـروس با حجاب كامل باشد و تنها صورت ايشان بيرون باشد,
عـكـس و فـيـلم بردارى به وسيله برادر شوهر و يا نامحرم ديگر از نظرشرعى چه حكمى دارد؟ در
ضـمـن اگـر عكس زن بدون حجاب را محرمى بردارد, آيادادن فيلم آن به عكاس نامحرم جهت
ظهور و چاپ اشكالى دارد؟
ج - در مـراسم ازدواج , اگر عروس آرايش كرده باشد كه معمولا هم چنين است , عكس بردارى و
فـيـلـم بـه وسـيـله نامحرم خلاف است و نبايد انجام گيرد.
و عكسى كه به وسيله محرم گرفته
مى شود ظاهر كردنش به وسيله نامحرم , اگر باعث فساد و آبرو ريزى نباشد, مانعى ندارد.
2/3/
71 س 621 - آيـا حـجـاب جـزء ضرورى دين است يا جزء ضرورى مذهب ؟ و حكم افرادبى اعتناء به آن
چيست ؟ و رفت و آمد با اين گونه افراد به چه صورت مى باشد؟
ج - حـجـاب ظـاهـرا جـزء ضروريات دين است و وظيفه , برابر آنان ارشاد است و نصيحت ,با همه
شرايط نهى از منكر كه در رساله هاى عمليه نوشته شده .
و رفت و آمد اگرموجب ترويج بى حجابى
نباشد, و خود شخص هم تحت تاثير قرار نگيرد, مانعى ندارد.
20/10/
73 س 622 - نـمايان بودن زير گلو و مقدارى از مو و برآمدگى هاى سينه و قسمتهايى ازپايين بدن
براى هنرپيشه هاى زن , چه حكمى دارد؟
ج - زن همه بدنش عورت مى باشد و ان النساء عورة و برزن واجب است كه تمام بدن را بپوشاند.
و
تـنـهـا مـوضعى كه وجوب ستر آن و عدمش مورد اختلاف بين فقها است ,گردى صورت است و
دستان تا مچ , هر چند تحقق احتياط به نظر همه آنان پوشانيدن آنها هم مى باشد.
6/11/
75 س 623 - بعضى در خصوص حجاب بانوان مى گويند: نزد پسرهاى زير 15 سال ,رعايت حجاب به
طور كامل لازم نيست , آيا صحيح است ؟
ج - زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند, بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موى
خود را از پسرى كه بالغ نشده , ولى خوب و بد را مى فهمد و به حدى رسيده كه مورد نظر شهوانى
است , بپوشاند.
2/8/
71 س 624 - اسـتفاده كردن از مواد خوشبو كننده براى بانوان هنگام رفت و آمد درخيابانها و معابر و
مغازه ها, چه حكمى دارد؟
هـمـچـنين آيا زن مى تواند با اجازه شوهر خود, آرايش كرده و با استفاده از ادكلن و غيره , به جمع
نامحرمان بيايد؟ اگر چنين كند و شوهرش اين طور بخواهد, زن چگونه بايد رفتار نمايد؟
ج - آرايش نمودن زن , در انظار عمومى و نامحرمان جايز نمى باشد.
23/7/
75 س 625 - آيـا سـرمـه كشيدن يا ابرو چيدن , انگشتر طلا در دست داشتن , حناى دست , جزء زينت
زنان محسوب مى گردد كه پوشش آن لازم باشد؟
ج - صـورت و دسـت محل زينت محسوب نمى گردد, ولى آرايش نمودن و خود را درديد مردان
بيگانه قرار دادن كه موجب فساد در جامعه گردد, حرام مى باشد.
20/10/
73
احكام اولاد
عقيقه , حضانت
س 626 - والدين مى توانند از گوشت عقيقه فرزندشان بخورند؟ ج - مادر بلكه پدر نبايد بخورند و كراهت دارد.
و براى مادر كراهت شديدتر دارد.
س 627 - چگونگى مصرف گوشت عقيقه را بيان فرماييد و بعضى مى گوينداستخوانها و پوستش
را بايد در كيسه كرد و دفن نمود, آيا اين گونه كارها موجب تضييع مال و حرام نمى باشد؟
ج - گـوسـفـند عقيقه كه ذبح كردند كفايت مى كند چه گوشتش را بپزند و به مؤمنين بدهند يا
نـپـخـتـه بـين آنان تقسيم كنند و حتى مى توان براى مجالس عزادارى و يا غيرآن مصرف نمود و
مستحب است يك ران آن را به قابله بدهند و بهتر آن است كه استخوان را پيش از پختن نشكنند و
امـا اسـتـخـوان آن را در كـيسه يا پوست آن نمودن وزير خاك دفن كردن دليل و وجهى ندارد و
تضييع مال است و حرام , بلكه خود دفن استخوان به قصد استحباب مشكل است .
س 628 - زنـى كـه مـنحرف است و با رابطه نامشروع محكوم به 75 ضربه شلاق شده ,در صورت
جدايى از شوهر دختر سه ساله اش را مى توان به او سپرد, تا حضانت كند؟
ج - مـادرى كـه صـلاحـيـت حـضانت كودك را ندارد, چه از جهت جسمى و چه از جهت فكرى و
اخلاقى , نمى تواند متكفل حضانت و سرپرستى باشد.
14/10/
75 س 629 - آيـا پدر شرعا مجاز است كه مادر مطلقه را از ديدار فرزندش كه تحت حضانت پدر است ,
محروم نمايد؟
ج - جلوگيرى از صله رحم گناه و معصيت است , و پدر چنين حقى ندارد.
8/4/
74 س 630 - پـس از فوت شوهر, همسر او حضانت صغار را به عهده دارد.
و براى نگاه دارى و زحمتى
كه متحمل مى شود, سواى نفقه , اجرت اين امر را طلب مى كند,آيا زن چنين حقى دارد؟
ج - اجـرت المثل (اجرت متعارفه ) عمل را طلب دارد و بايد به او پرداخت شود, مگرآن كه خودش
مايل به نگه دارى فرزند باشد و حاضر به جدا شدن از خود نيست كه در اين صورت چيزى طلبكار
نمى باشد.
29/1/
73 س 631 - شوهرى داشتم كه به رحمت خدا رفته است و از او دو بچه دارم , حال قصد ازدواج دارم ,
ولـى بـه هـيچ وجه قصد رهاكردن فرزندان خود را ندارم , ليكن خانواده شوهرم قصد دارند با زور
فرزندانم را از من بگيرند, حال بفرماييد آيا چنين حقى دارند؟
ج - حـسـب شـرع و قـانـون حق نگه دارى طفل بعد از فوت پدر, مطلقا با مادر است , اماولايت و
سرپرستى بر اموال از آن پدر بزرگ .
7/3/
69
احكام شيردادن
مساله 632 - اگر زنى بچه اى را با شرايطى كه در مساله (2476) گفته خواهد شد, شيردهد, آن بـچـه به اين عده محرم مى شود: اول : خود زن و آن را مادر رضاعى مى گويند.
دوم :شوهر زن كه
شير مال اوست و او را پدر رضاعى مى گويند.
سوم : پدر و مادر آن زن هرچه بالا روند, اگرچه پدر
و مـادر رضـاعـى او باشند.
چهارم : بچه هايى كه از آن زن به دنيا آمده اند,يا به دنيا مى آيند.
پنجم :
بچه هاى اولاد آن زن هرچه پايين روند, چه از اولاد او به دنياآمده , يا اولاد او آن بچه ها را شير داده
بـاشـنـد.
ششم : خواهر و برادر آن زن اگرچه رضاعى باشند.
يعنى بواسطه شير خوردن , با آن زن
خواهر و برادر شده باشند.
هفتم : عمو و عمه آن زن اگرچه رضاعى باشند.
هشتم : دايى و خاله آن
زن اگـرچه رضاعى باشند.
نهم : اولادشوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است , هر چه پايين روند,
اگرچه اولاد رضاعى او باشند.
دهم : پدر و مادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است , هرچه بالا
رونـد.
يازدهم : خواهرو برادر شوهرى كه شير مال او است اگرچه خواهر و برادر رضاعى او باشند.
دوازدهـم : عمو وعمه و دايى و خاله شوهرى كه شير مال او است هرچه بالا روند, اگرچه رضاعى
باشند.
ونيز عده ديگرى هم كه در مسائل بعد گفته مى شود, بواسطه شيردادن محرم مى شوند.
مـساله 633 - اگر زنى بچه اى را با شرايطى كه در مساله 2476 گفته مى شود شيردهد, پدر آن
بـچـه نـمـى تـواند با دخترهايى كه از آن زن به دنيا آمده اند ازدواج كند.
و نيزنمى تواند دخترهاى
شـوهـرى را كـه شير مال او است براى خود عقد نمايد, بلكه احتياطواجب آن است كه دخترهاى
رضـاعـى او را هـم بـراى خود عقد ننمايد ولى جايز است بادخترهاى رضاعى آن زن ازدواج كند.
اگـرچـه احـتياط مستحب آن است كه با آنان ازدواج نكند, و نگاه محرمانه يعنى نگاهى كه انسان
مى تواند به محرم هاى خود كند به آنان ننمايد.
مساله 634 - اگر زنى بچه اى را با شرايطى كه در مساله 2476 گفته مى شود شيردهد, شوهر آن
زن كه صاحب شير است به خواهرهاى آن بچه محرم نمى شود, ولى احتياط مستحب آن است كه با
آنان ازدواج ننمايد, و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادرآن بچه محرم نمى شوند.
مـساله 635 - اگر زنى بچه اى را شير دهد, به برادرهاى آن بچه محرم نمى شود.
ونيز خويشان آن
زن به برادر و خواهر بچه اى كه شير خورده محرم نمى شوند.
مـساله 636 - اگر انسان با زنى كه دخترى را شير كامل داده ازدواج كند و با آن زن نزديكى نمايد
ديگر نمى تواند آن دختر را براى خود عقد كند.
مـسـالـه 637 - اگر انسان با دخترى ازدواج كند, ديگر نمى تواند با زنى كه آن دختر راشير كامل
داده ازدواج نمايد.
مـساله 638 - انسان نمى تواند با دخترى كه مادر, يا مادر بزرگ انسان او را شيركامل داده ازدواج
كـند.
و نيز اگر زن پدر انسان از شير پدر او دخترى را شير داده باشد,انسان نمى تواند با آن دختر
ازدواج نمايد و چنانچه دختر شير خوارى را براى خود عقد كندبعد مادر يا مادر بزرگ يا زن پدر او
از شير همان پدر, آن دختر را شير دهد, عقد باطل مى شود.
مـساله 639 - با دخترى كه خواهر, يا زن برادر انسان از شير برادرش او را شير كامل داده نمى شود
ازدواج كرد, و همچنين است اگر خواهر زاده يا برادر زاده , يا نوه خواهر يا نوه برادر انسان آن دختر
را شير داده باشد.
مـسـالـه 340 - اگر زنى بچه مردى را شير دهد آن مرد نمى تواند دختران ديگر آن زن يا دختران
شـوهـر آن زن را كـه صـاحب شير است , بگيرد لكن اگر مادرى , بچه داماد خود راشير دهد عدم
بطلان نكاح دخترش با داماد خالى از قوت نمى باشد, چه بچه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او
بـاشـد و اگر زنى بچه پسر خود را شير دهد, زن پسرش كه مادرآن طفل شيرخوار است بر شوهر
خود حرام نمى شود.
مساله 641 - اگر زن پدر دخترى , بچه شوهر آن دختر را از شير آن پدر شير دهد,عدم بطلان نكاح
آن دختر با شوهر خود خالى از قوت نمى باشد چه بچه از همان دختر يا اززن ديگر شوهر او باشد.
س 642 - خانمى ضمن اين كه بچه خود را شير مى دهد, برادر شوهر خود را به مدت چهارماه شير
داده است و برادر شوهر او فرزند رضاعى اش محسوب مى گردد,حكم رابطه زن و شوهر چيست ؟
ج - زن بـه خـاطر شيردادن به برادر شوهر خود, ازدواجش به هم نمى خورد و سبب حرمت زن به
شوهر نمى گردد - ناگفته نماند كه شير دادن زن از پستان به طور كلى (درمفروض سؤال و غير
آن ) مكروه است - و تركش سزاوار است .
4/7/
75 س 643 - مـادر بنده مدعى است كه بنده از زن عمويم در اول تولد شير خورده ام ولى مقدارش را
نـمـى دانـد.
از زن عـمـويم پرسيدم , ايشان يادش نيست و مى گويد: على فرض صحت يكى دوبار
بـيـشتر شير نخورده ايد.
باتوجه به اين كه بعضى احتياطمى كنند, آيا بنده مى توانم با دختر عمويم
ازدواج كنم يا خواهر رضاعى بنده محسوب مى شود و ازدواج با او صحيح نيست ؟
ج - در مفروض سؤال محرميت حاصل نشده , و رضاع محقق نگشته و احتياط هم احتياط ارشادى
اسـت به آينده كه مبادا كشف خلاف شود, و مورد مفروض هم با وضع مرقوم كشف خلاف نخواهد
شد.
3/10/
75 س 644 - ايـن جـانب يكى از نوادگان شخصى مى باشم كه او (پدر بزرگ من ) دوهمسر داشت و
مـن نـوه پـسرى زن اول وى مى باشم .
و از زن دوم پدر بزرگم كه مادربزرگ ناتنى مى باشد شير
خورده ام و اكنون با دختر عمه تنى خودم ازدواج كرده ام ,آيا اين ازدواج صحيح است ؟
ج - چـون ازدواج انـجـام شـده مـيـان دخـتـر عـمه و پسر دايى تنى بوده اشكال شرعى ندارد, و
شيرخوردن پسر (زوج ) از زن پدر بزرگ مانع از عقد بادختر عمه نمى باشد,بلكه در صورتى مانع از
عـقـد مـى بـاشـد كـه پـسـر با دخترى كه با هم ازدواج كرده اند, ازمادر بزرگ ناتنى شير خورده
باشند.
3/10/
70 س 645 - آيا خواهر مى تواند به برادر كوچك خود شير بدهد؟ و اگر شير بدهد آيازن بر شوهر خود
حرام مى شود؟
ج - حرام نمى باشد, هر چند احتياط و اولويت در ترك است .
20/10/
73 س 646 - زنـى شـوهـر كرده و در خانه شوهرش پسر بچه اى به دنيا آورده , بعدا بچه وشوهرش به
عـلـت مجهولى فوت كردند.
اكنون اين زن شير در پستان دارد و شوهردوم اختيار كرده .
در خانه
شوهر دوم پسر بچه اى را براى شير دادن مى پذيرد و باشير شوهر اول بزرگش مى كند بعد از چند
سـال زنـدگى در خانه شوهر دوم دختربچه اى به دنيا مى آورد و بين شير شوهر اول و شوهر دوم
چهار الى پنج سال فاصله بوده , آيا اين پسر و دختر برادر و خواهر مى شوند؟
ج - بـا هـم مـحـرم مـى گردند, چون همه دختران نسبى زن شيردهنده به فرزند رضاعى آن زن
محرم مى باشند.
گرچه صاحب شير قبلى غير از پدر فعلى باشد.
27/8/
74
شرايط شير دادنى كه علت محرم شدن است
مساله 647 - شير دادنى كه علت محرم شدن است هشت شرط دارد: اول : بچه شير زن زنده را بخورد, پس اگر از پستان زنى كه مرده است شير بخورد فايده ندارد.
دوم : شـير آن زن از حرام نباشد, پس اگر شير بچه اى را كه از زنا به دنيا آمده به بچه ديگر بدهند,
بواسطه آن شير, بچه به كسى محرم نمى شود.
سوم : بچه شير را از پستان بمكد, پس اگر شير را در گلوى او بريزند نتيجه ندارد.
چهارم : شير, خالص و با چيز ديگر مخلوط نباشد.
پنجم : شير از يك شوهر باشد.
پس اگر زن شير دهى را طلاق دهند, بعد شوهرديگرى كند و از او
آبـستن شود و تا موقع زاييدن , شيرى كه از شوهر اول داشته باقى باشد ومثلا هشت دفعه پيش از
زايـيدن از شير شوهر اول و هفت دفعه بعد از زاييدن از شير شوهردوم به بچه اى بدهد, آن بچه به
كسى محرم نمى شود.
شـشـم : بـچه بواسطه مرض شير را قى نكند و اگر قى كند, بنابر احتياط واجب كسانيكه بواسطه
شير خوردن به آن بچه محرم مى شوند, بايد با او ازدواج نكنند, و نگاه محرمانه هم به او ننمايند.
هـفـتم : پانزده مرتبه , يا يك شبانه روز بطورى كه در مساله بعد گفته مى شود شير سيربخورد يا
مـقدارى شير به او بدهند كه بگويند از آن شير استخوانش محكم شده وگوشت دربدنش روييده
اسـت بـلـكـه اگر ده مرتبه هم به از شير دهند, احتياط مستحب آن است كسانى كه بواسطه شير
خوردن او به او محرم مى شوند, با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند.
هشتم : دو سال بچه تمام نشده باشد واگر بعد از تمام شدن دو سال , او را شير دهند به كسى محرم
نـمـى شـود, بـلكه اگر مثلا پيش از تمام شدن دو سال , چهارده مرتبه و بعد از آن ,يك مرتبه شير
بخورد, به كسى محرم نمى شود, ولى چنانچه از موقع زاييدن زن شير ده بيشتر از دو سال گذشته
باشد و شير او باقى باشد و بچه اى را شير دهد آن بچه به كسانى كه گفته شد, محرم مى شود.
مـسـالـه 648 - بـايد بچه در بين يك شبانه روز غذا يا شير كس ديگر را نخورد ولى اگركمى غذا
بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد و نيز بايد پانزده مرتبه را از شيريك زن بخورد و
در بـيـن پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد و در هر دفعه بدون فاصله شير بخورد ولى اگر در
بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمى صبر كند كه از اولى كه پستان در دهان مى گيرد تا وقتى
سير مى شود يك دفعه حساب شود اشكال ندارد.
مساله 649 - اگر زن از شير شوهر خود بچه اى را شير دهد, بعد شوهر ديگر كند و ازشير آن شوهر
هـم بـچه ديگر را شير دهد آن دو بچه به يكديگر محرم نمى شوند, اگر چه بهتر است با هم ازدواج
نكنند و نگاه محرمانه به يكديگر ننمايند.
مساله 650 - اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد, همه آنان به يكديگر و به شوهر و به
زنى كه آنان را شير داده محرم مى شوند.
مساله 651 - اگر كسى چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايطى كه گفتيم ,بچه اى را شير
دهد , همه آن بچه ها به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مى شوند.
مـسـالـه 652 - اگـر كسى دو زن شير ده داشته باشد و يكى از آنان بچه اى را مثلاهشت مرتبه و
ديگرى هفت مرتبه شير بدهد آن بچه به كسى محرم نمى شود.
مـساله 653 - اگر زنى از شير يك شوهر پسر و دخترى را شير كامل بدهد خواهر وبرادر آن دختر
بخواهر و برادر آن پسر محرم نمى شوند.
مـسـالـه 654 - زنـى كـه بـرادر انـسان را شير داده به به انسان محرم نمى شود, اگر چه احتياط
مستحب آن است كه با او ازدواج نكند.
مـسـالـه 655 - انـسـان نمى تواند با دو خواهر, اگر چه رضاعى باشند يعنى بواسطه شيرخوردن ,
خواهر يكديگر شده باشند ازدواج كند, و چنانچه دو زن را عقد كند و بعد بفهمدخواهر بوده اند, در
صـورتـى كـه عـقـد آنـان در يك وقت بوده هر دو باطل است و اگر در يك وقت نبوده عقد اولى
صحيح و عقد دومى باطل مى باشد.
مـساله 656 - اگر زن از شير شوهر خود كسانى را كه بعدا گفته مى شود شير دهد,شوهرش بر او
حـرام نـمـى شود, اگر چه بهتر آن است كه احتياط كنند: اول : برادر و خواهر خودرا.
دوم : عمو و
عـمـه و دايى و خاله خود را.
سوم : اولاد عمو و اولاد دايى خود را.
چهارم : برادرزاده خود را.
پنجم :
بـرادر شوهر, يا خواهر شوهر خود را.
ششم : خواهرزاده خود, يا خواهرزاده شوهرش را.
هفتم : عمو و
عمه و دايى و خاله شوهرش را.
هشتم : نوه زن ديگر شوهرخودرا.
مـسـاله 657 - اگر كسى دختر عمه يا دختر خاله انسان را شير دهد به انسان محرم نمى شود ولى
احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با او خود دارى نمايد.
مـسـالـه 658 - مردى كه دو زن دارد , اگر يكى از آن دو زن , فرزند عموى زن ديگر راشير دهد,
زنى كه فرزند عموى او شير خورده , به شوهر خود حرام نمى شود.
س 659 - دخترى مدت سه ماه پراكنده , يعنى روزى يك يا دو بار از زنى شيرخورده و در اين مدت
گـاهى اتفاق افتاده كه ده روز يا كمتر اصلا از آن شيرنخورده , آيا اين دختر با شوهر و پسرهاى آن
زن محرم است ؟
ج - در مـفـروض سـؤال , رضـاعى كه از خوردن شير پديد مى آيد, و سبب ايجاد حرمت مى گردد,
ظاهرا تحقق پيدا نكرده , چون نه 24 ساعت منحصرا از شير آن زن خورده , ونه 15 بار پشت سر هم
و بدون فاصله شدن شير ديگرى , و نيز اطمينان نيست به اين كه شيرهايى را كه خورده در ساختن
گوشت و سفت شدن استخوان مستقلا تاثيرداشته است .
5/7/
74 س 660 - نـوزاد دخترى كه چند روزه بوده به مدت چهار ماه و اندى شير مادرپدرمان را خورده ,
حال سؤالاتى برايم مطرح مى باشد:
1 - آيا آن دختر به برادران پدر حقير (عموهايم ) كه كوچكتر از پدرم مى باشندمحرم است يا خير؟
2 - آيا خواهران آن دختر كه با پدرم شيرخورده , بر پدر و عموهايم محرمند؟
3 - آيا عمه ام به فرزندان آن دختر شيرخورده محرم است ؟
4 - آيا عمه ام به فرزندان خواهر آن دختر شيرخورده محرم است ؟
5 - آيا فرزندان پدرم به خواهران آن دختر شيرخورده محرم هستند؟
ج 1 - دختر مذكور در سؤال به عموهاى شما محرم است , كوچك تر از پدر شما باشنديا بزرگ تر.
ج 2 - خواهر آن دختر به پدر, و عموهاى شما محرم نمى باشد.
ج 3 - عمه شما نيز به فرزندان آن دختر محرمند.
ج 4 - عمه شما به فرزندان خواهر آن دختر محرم نمى باشند.
ج 5 - فرزندان پدر شما به خواهر دخترى كه شيرخورده نيز محرم نمى باشند.
9/2/
70 س 661 - زنـى هستم كه از اولاد محروم مى باشم , و بچه دار نمى شوم .
مى خواهم كودكى را بزرگ
كـنـم و مشكل محرميت دارم در اين سالها زنان قرصهايى را مى خورندكه مثل زنان زايمان كرده
داراى شـيـر مـى شـونـد.
اگر با اين شير كودكى رابزرگ كنم , آياآن كودك با من محرم مى شود؟
ضمنا, خانم برادرم حدود شش ماه است كه فرزندخود را از شير گرفته است اينك اگر بخواهد از
ايـن قـرصها بخورد تا مجددا شيردارشود و اين بچه از آن شير بنوشد, آيا آن كودك به من كه مادر
خوانده او مى شوم ,محرم مى گردد؟
ج - شـيـر حـاصـل از غـيـر ولادت و در لبن بدون ولادت , به اجماع شيعه موجب رضاع وحرمت
نمى گردد.
و مساله از متفردات اماميه است .
12/4/
73 س 662 - در صـورتـى كـه بـخـواهيم بچه اى را به فرزند خواندگى بگيريم , از نظر شرعى مسائل
محرميت و ازدواج چگونه است ؟ و در صورتى كه يك پسر و يك دختر به خانه بياوريم , محرم شدن
آنها به هم و مساله ازدواج آن دو درآينده چه مى شود؟
ج - اگـر بـه هر دوى آن پسر و دختر يك زن شير بدهد (با تحقق شرايط رضاع ), به همديگر محرم
مـى شـونـد, چـون بـرادر و خـواهـر رضـاعـى مى گردند.
و اما بچه پسر را بايدخواهر يا زن برادر
مـادرخـوانده يا فرزندان آنها شير دهند تا خاله رضاعى و يا عمه رضاعى محسوب , و محرم شوند و
پـدر خـوانده دختر بچه را به خواهرش يا زن برادرش يا فرزندان آنها مى دهد تا شير دهند تا عمو يا
دايى رضاعى محسوب , و محرم گردند.
مسائل متفرقه شير دادن
مـسـالـه 663 - براى شير دادن بچه بهتر از هر كس مادر او است و سزاوار است كه مادربراى شير دادن از شـوهر خود مزد نگيرد و خوب است كه شوهر مزد بدهد.
و اگر مادربخواهد بيشتر از دايه
مزد بگيرد, شوهر مى تواند بچه را از او گرفته و به دايه بدهد.
مـساله 664 - مستحب است از زنها جلوگيرى كنند كه هر بچه اى را شير ندهند, زيراممكن است
فراموش شود كه به چه كسانى شير داده اند و بعدا دو نفر محرم با يكديگرازدواج نمايند.
مساله 665 -كسانى كه بواسطه شير خوردن , خويشى پيدا مى كنند مستحب است يكديگر را احترام
نـمـايـند, ولى از يكديگر ارث نمى برند و حقهاى خويشى كه انسان باخويشان خود دارد براى آنان
نيست .
مساله 666 - درصورتى كه ممكن باشد, مستحب است بچه را دو سال تمام شيربدهند.
مـساله 667 - اگر بواسطه شير دادن , حق شوهر از بين نرود, زن مى تواند بدون اجازه شوهر, بچه
كـس ديـگـر را شـير دهد, ولى جايز نيست بچه اى را شير دهد كه بواسطه شيردادن به آن بچه به
شـوهـر خود حرام شود.
مثلا اگر شوهر او دختر شير خوارى را براى خودعقد كرده باشد زن نبايد
آن دخـتر را شير دهد, چون اگر آن دختر را شير دهد خودش مادرزن شوهر مى شود و بر او حرام
مى گردد.
مـسـالـه 668 - اگر كسى بخواهد زن برادرش به او محرم شود, بايد دختر شير خوارى را مثلا دو
روزه بـراى خود صيغه كند و در آن دو روز با شرايطى كه در مساله 2476 گفته شدزن برادرش
آن دختر را شير دهد.