اول : آن كـه در بـين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود, مثلا در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است .
دوم : آن كـه در بـيـن نماز عمدا يا سهوا يا از روى ناچارى , چيزى كه وضو يا غسل راباطل مى كند پـيـش آيد, مثلا بول از او بيرون آيد, ولى كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غايط خوددارى كـنـد, اگر در بين نماز بول يا غايط از او خارج شود چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شـد رفتار نمايد نمازش باطل نمى شود, و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود, در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد, نمازش صحيح است .
سوم : از مبطلات نماز آن است كه مثل بعض كسانى كه شيعه نيستند دستها را رويهم بگذارد.
چـهـارم : از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد, آمين بگويد ولى اگر اشتباهايا از روى تقيه بگويد, نمازش باطل نمى شود.
پنجم : از مبطلات نماز آن است كه عمدا يا از روى فراموشى پشت به قبله كند, يا به طرف راست يا چـپ قبله برگردد, بلكه اگر عمدا بقدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است ,اگر چه به طرف راست يا چپ نرسد, نمازش باطل است .
شـشـم : از مـبطلات نماز آن است كه عمدا كلمه اى بگويد كه از آن كلمه قصد معنى كنداگر چه معنى هم نداشته باشد و يك حرف هم باشد بلكه اگر قصد هم نكند بنابر احتياطواجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتى كه دو حرف يا بيشتر باشد, ولى اگر سهوا بگويدنماز باطل نمى شود.
هفتم : از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدى است و چنانچه سهوا هم با صدا بخندد يالبخند بزند نمازش باطل نمى شود.
هـشتم : از مبطلات نماز آن است كه براى كار دنيا عمدا با صدا گريه كند, ولى اگر براى كار دنيا بـى صـدا گـريـه كند اشكال ندارد ولى اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند, آهسته باشد يا بلند, اشكال ندارد, بلكه از بهترين اعمال است .
نـهـم : از مـبطلات نماز كارى است كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هواپريدن و مانند اينها, كم باشد يا زياد, عمدا باشد يا از روى فراموشى .
ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره كردن به دست اشكال ندارد.
دهـم : از مبطلات نماز, خوردن و آشاميدن است , اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى خواند.
يـازدهـم : از مـبـطـلات نـماز شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است .
دوازدهـم : از مـبـطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمدا يا سهوا كم يا زياد كند, يا چيزى را كه ركن نيست عمدا كم يا زياد نمايد.
س 395 - آيـا مـادر در حـيـن نـماز مى تواند طفل شيرخوارش را در بغل بگيرد؟ و نيزسوار شدن بچه ها بر پشت نمازگزار با آنكه رعايت طهارت و نجاست را نمى كنند, چه صورت دارد؟ ج - اشـكـالـى ندارد, مى تواند او را بغل كند تا آرام شود, لكن بايد از حالت نمازگزارخارج نشود و سوار شدن آنها بر پشت نمازگزار, هر چند در طهارت و عدم طهارت آنهاشك دارد, نماز را باطل نمى كند.
14/6/ 74 س 396 - اشـاره كـردن بـه بـچـه در نماز و نيز نوازش كردن او آيا مبطل است ؟همچنين آيا بلند كردن صدا هنگام قرائت تا ديگرى متوجه مطلبى شود, اشكال دارد؟ ج - اشـاره كـردن بـه بچه و نوازش او, مبطل نيست , مگر آنكه آن قدر زياد باشد, و به نحوى انجام گـيرد كه محوكننده صورت نماز باشد, بلند كردن صدا هم مانعى ندارد, مگردر جايى كه قرائت آهسته حمد و سوره , واجب باشد.
19/12/ 75 س 397 - بستن چشمها در نماز, اگر به اين نيت باشد كه حواسش بيشتر متوجه نماز باشد, اشكال دارد يا خير؟ ج - نماز, صحيح است .
8/2/ 75

مواردى كه مى شود نماز واجب را شكست

مـسـاله 398 - شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است , ولى براى حفظ مال وجلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.
مـسـالـه 399 - اگـر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظمالى كه نگهدارى آن واجب مى باشد, بدون شكستن نماز ممكن نباشد بايد نماز رابشكند ولى شكستن نماز براى مالى كه اهميت ندارد مكروه است .

شكيات

شـكـيات نماز 23 قسم است : هشت قسم آن شكهايى است كه نماز را باطل مى كند و به شش قسم آن نبايد اعتنا كرد و نه قسم ديگر آن صحيح است .

شكهاى باطل

مساله 340 - شكهايى كه نماز را باطل مى كند از اين قرار است : اول : شـك در شـمـاره ركعتهاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر, ولى شك درشماره ركعتهاى نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمى كند.
دوم : شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى .
سوم : آن كه در نماز چهار ركعتى شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر.
چهارم : آن كه در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم , شك كند كه دوركعت خوانده يا بيشتر (تفصيل اين مساله در صورت چهارم مساله 1191 مراجعه شود.
) پنجم : شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج .
ششم : شك بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش .
هفتم : شك در ركعتهاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است .
هـشـتم : شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش , چه پيش از تمام شدن سجده دوم باشد يا بـعد از آن .
ولى اگر بعد از سجده دوم شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر ازشش براى او پيش آيـد احتياط مستحب آن است كه بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند وبعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
مـساله 341 - اگر يكى از شكهاى باطل كننده براى انسان پيش آيد, نمى تواند نمازرا به هم بزند, ولى اگر بقدرى فكر كند كه شك پا برجا شود به هم زدن نماز مانعى ندارد.

شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد

مساله 342 - شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد از اين قرار است : اول : شـك در چـيـزى كه محل به جا آوردن آن , گذشته است , مثل آن كه در ركوع شك كندكه حمد را خوانده يا نه .
دوم : شك بعد از سلام نماز.
سوم : شك بعد از گذشتن وقت نماز.
چهارم : شك كثيرالشك يعنى كسى كه زياد شك مى كند.
پنجم : شك امام در شماره ركعتهاى نماز در صورتى كه ماموم شماره آنها را بداند وهمچنين شك ماموم در صورتى كه امام شماره ركعتهاى نماز را بداند.
ششم : شك در نماز مستحبى .
1 - شك در چيزى كه محل آن گذشته است مساله 343 - اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه ,مثلا شك كند كه حمد خوانده يا نه , چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهدنشده , بايد آنچه را كه در انـجام آن شك كرده به جا آورد, و اگر مشغول كارى كه بايد بعد ازآن انجام دهد شده به شك خود اعتنا نكند.
مساله 344 - اگر در حالى كه به سجده مى رود شك كند كه ركوع كرده يا نه , يا شك كند كه بعد از ركوع ايستاده يا نه , بايد به شك خود اعتنا نكند.
مـسـالـه 345 - اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را به جا آورده يا نه , بايد اعتنانكند ولى اگر شك كند كه سجده را به جا آورده يا نه , بايد برگردد و به جا آورد.
2 - شك بعد از سلام مـسـالـه 346 - اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه , مثلا شك كندركوع كرده يا نه , يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت به شك خود اعتنا نكند, ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد, مثلا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت , نمازش باطل است .
3 - شك بعد از وقت مـسـالـه 347 - اگـر بـعـد از گـذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه , يا گمان كند كـه نخوانده , خواندن آن لازم نيست , ولى اگر پيش از گذشتن وقت , شك كند كه نماز خوانده يا نه , يا گمان كند كه نخوانده , بايد آن نماز را بخواند بلكه اگر گمان كند كه خوانده , بايد آن را به جا آورد.
4 - كثير الشك (كسى كه زياد شك مى كند) مـساله 348 - اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند, يا در سه نماز پشت سر هم مثلا در نماز صـبـح و ظـهـر و عصر شك كند, كثيرالشك است و چنانچه زياد شك كردن اواز غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد, به شك خود اعتنا نكند.
مـسـالـه 349 - كثيرالشك اگر در به جا آوردن چيزى شك كند, چنانچه به جا آوردن آن نماز را بـاطل نمى كند, بايد بنا بگذارد كه آن را به جا آورده , مثلا اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه , بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است , و اگر به جا آوردن آن نماز را باطل مى كندبايد بنا بگذارد كه آن را انـجـام نـداده مثلا اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مى كند بايد بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است .
س 350 - بـنده در اكثر نمازها, به دليل پرت شدن حواس , بين ركعات يك , دو وسه , يا چهار شك مى كنم , آيا كثير الشك هستم ؟ ج - به شك خود اعتنا نكنيد, و بنا را بر دلخواه و نفع خود بگذاريد.
22/12/ 69 5 - شك امام و ماموم مـسـالـه 351 - اگر امام جماعت در شماره ركعتهاى نماز شك كند مثلا شك كند كه سه ركعت خـوانده يا چهار ركعت , چنانچه ماموم يقين يا گمان داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است , امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست و نيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد كه چند ركعت خوانده است و ماموم در شماره ركعتهاى نماز شك كند, بايد به شك خود اعتنا ننمايد.
6 - شك در نماز مستحبى مساله 352 - اگر در شماره ركعتهاى نماز مستحبى شك كند, چنانچه طرف بيشترشك , نماز را بـاطـل مى كند, بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلا اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خواند يا سـه ركـعـت , بـايـد بـنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشترشك , نماز را باطل نـمـى كـند, مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند, نمازش صحيح است .
مساله 353 - اگر در يكى از كارهاى نافله شك كند, خواه ركن باشد يا غير ركن ,چنانچه محل آن نگذشته , بايد به جا آورد و اگر محل آن گذشته , به شك خود اعتنانكند.
شكهاى صحيح شك بين در حال بنابرتكليف 21 و 3نشسته (بعد از ذكر3 مى گذارد يك بعد از نماز 1 ركعت نماز احتياط واجب سجده دوم )ركعت ديگر مى خواندايستاده يا 2 ركعت نشسته بجا آورد 22 و 4نشسته (بعد از ذكر4 مى گذاردبعد از نماز 2 ركعت نماز احتياط واجب سجده دوم )و نماز را تمام مى كندايستاده بجا آورد.
23 و 3 و 4نشسته (بعد از ذكر4 مى گذاردبعد از نماز 2 ركعت نماز احتياط ايستاده (واجب سجده دوم )و 2 ركعت نشسته بجا آورد تذكر: اگـر بـعدازسجده اول يا پيش از تمام شدن ذكرواجب سجده دوم يكى ازسه شك بالا براى نمازگزار پيش آيد مى تواند نمازرا رهاكند ودوباره بخواند.
شك بين در حال بنابرتكليف 44 و 5نشسته (بعد از ذكر4 مى گذاردبعد از نماز 2 سجده سهو بجا آورد.
واجب سجده دوم )نماز را تمام مى كند 35 و 4در هر كجاى نماز4 مى گذاردبعد از نماز 1 ركعت نماز احتياط ايستاده نماز را تمام مى كنديا 2 ركعت نشسته بجا آورد.
46 و 5ايستاده بايد بنشيند و تشهدبعد از نماز 1 ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند و سلام دهديا 2 ركعت نشسته بجا آورد.
37 و 5ايستاده بايد بنشيد وتشهدبعد از نماز 2 ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند و سلام دهدبجا آورد.
38 و 4 و 5ايستاده بايد بنشيند و تشهدبعد از نماز 2 ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند و سلام دهدو دو ركعت نشسته بجا آورد.
59 و 6ايستاده بايد بنشيد و تشهدبعد از نماز 2 سجده سهو بخواند و سلام دهدبجا آورد.

نماز احتياط

مـسـاله 354 - كسى كه نماز احتياط بر او واجب است بعد از سلام نماز بايد فورا نيت نمازاحتياط كـنـد و تـكـبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است , بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دوركعت نماز احتياط بـر او واجب است بعد از دو سجده , يك ركعت ديگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
مساله 355 - نماز احتياط سوره و قنوت ندارد, و بايد نيت آن را به زبان نياورند واحتياط مستحب آن است كه سوره حمد و بسم اللّه آن را هم آهسته بگويند.

سجده سهو

مساله 356 - براى سه چيز بعد از سلام نماز, انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعدا گفته مى شود به جا آورد: اول : آن كه در بين نماز, سهوا حرف بزند.
دوم : آن كه يك سجده را فراموش كند.
سوم : آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت و در دو مـورد هم احتياط واجب آن است كه سجده سهو بنمايد اول در جايى كه نبايدنماز راسلام دهد مثلا در ركعت اول سهوا سلام بدهد دوم آن كه تشهد را فراموش كند.
مساله 357 - اگر انسان اشتباها يا به خيال اين كه نمازش تمام شده حرف بزند بايددو سجده سهو به جا آورد.
مـساله 358 - اگر در جايى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهوا بگويد: السلام علينا وعلى عباد اللّه الصالحين يا بگويد: السلام عليكم بايد دو سجده سهو بنمايد, ولى اگراشتباها مقدارى از اين دو سلام را بگويد, يا بگويد السلام عليك ايها النبى و رحمة اللّه و بركاته احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.
مـساله 359 - اگر در جايى كه نبايد سلام دهد اشتباها هر سه سلام را بگويد دوسجده سهو كافى است .
س 360 - اگـر انـسـان فـراموش كند, و سجده سهو را انجام ندهد, نقل شده است كه هر وقت به يادش آمد, بايد آن را انجام دهد, آيا منظور, اين است كه در هر حالتى كه بود (مثلا بى وضو يا بدون چادر و يا بدون سجده گاه صحيح ), مى تواند آن را به جاآورد؟ سجده سهو چند تاست ؟ ج - شـرايـط نـمـاز و سجده در سجده سهو, معتبر نيست , لذا مى تواند - ولو بدون وضوهم - آن را انجام دهد, اما احتياط در مراعات است , و نيز سجده سهو, در همه جا, دوسجده است .
16/11/ 68 س 361 - در نـماز, هنگامى كه بايد سلام بدهد, از روى فراموشى , نه از روى شك در ركعات , بلند شود, نماز چه حكمى دارد؟ ج - نـشستن به جاى ايستادن و بالعكس , اگر از روى فراموشى باشد, مضر به نمازنيست , لذا نماز درست است , لكن احتياط در هر نشستن و ايستادن بى جا, به جاآوردن سجده سهو است .
27/10/ 70 دستور سجده سهو مساله 362 - دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فورا نيت سجده سهوكند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد: بـسم اللّه وباللّه و صلى اللّه على محمد و آله يا بسم اللّه و باللّه اللهم صل على محمدوآل محمد ولى بـهـتـر اسـت بگويد بسم اللّه و باللّه السلام عليك ايها النبى و رحمة اللّه وبركاته بعد بايد بنشيند و دوبـاره بـه سـجده رود و يكى از ذكرهايى را كه گفته شد بگويد وبنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.

قضاى سجده و تشهد فراموش شده

مـسـالـه 363 - سـجـده و تـشـهـدى را كـه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را به جا مـى آورد,بايد تمام شرايط نماز: مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن وشرطهاى ديگر را داشته باشد.
مـسـاله 364 - اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند, مثلا يك سجده ازركعت اول و يك سـجده از ركعت دوم فراموش نمايد, بايد بعد از نماز, قضاى هر دو را باسجده هاى سهوى كه براى آنها لازم است به جا آورد, و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام يك آنها است .
مساله 365 - اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه , واجب نيست قضا نمايد.

كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز

مـسـاله 366 - هر گاه چيزى از واجبات نماز را عمدا كم يا زياد كند, اگر چه يك حرف آن باشد, نماز باطل است .
مساله 367 - اگر بواسطه ندانستن مساله , چيزى از اجزاء نماز را كم يا زياد كند اگرآن جزء ركن نباشد نمازش صحيح است اگر جاهل قاصر باشد, والا به احتياط واجب , نمازباطل است .
مساله 368 - اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده يا بدون وضو ياغسل مشغول نماز شـده , بـايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند, و اگر بعد ازنماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مساله 369 - اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده , يا پشت به قبله يا به طرف راست يا به طرف چپ قبله به جا آورده , بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

نماز مسافر

مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط, شكسته به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند: شرط اول : آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد.
مـسـالـه 370 - كـسـى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است , اگر چه رفتن او كمتر ازچهار فرسخ هم باشد, بايد نماز را شكسته بخواند.
مـساله 371 - اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند چه همان روز و شب بخواهد برگردد يا غير آن روز و شب .
مساله 372 - اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ كمتر باشد, يا انسان نداند كه سفراو هشت فرسخ اسـت يـا نه , نبايد نماز را شكسته بخواند و چنانچه شك كند كه سفر اوهشت فرسخ است يا نه , در صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقت دارد, بايد نمازش راتمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احـتـياط واجب بايد تحقيق كند كه اگر دو عادل يا يك ثقه بگويند, يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است نماز را شكسته بخواند.
شـرط دوم : آن كـه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد, پس اگر به جايى كه كمتر از هـشـت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آن جا قصد كند جايى برودكه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود, چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته , بايدنماز را تمام بخواند.
ولى اگر بـخـواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا مقدارى برود كه بابرگشتن هشت فرسخ باشد, بايد نماز را شكسته بخواند.
شرط سوم : آن كه در بين راه از قصد خود برنگردد, پس اگر پيش از رسيدن به چهارفرسخ از قصد خود برگردد يا مردد شود و آنچه رفته با برگشت هشت فرسخ نباشد, بايدنماز را تمام بخواند.
شرط چهارم : آن كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد, يا ده روز يا بيشتر در جايى بماند پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ ازوطنش بگذرد, يا ده روز در محلى بماند, بايد نماز را تمام بخواند.
شـرط پـنـجم : آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفركند, بايد نـمـاز را تـمـام بخواند.
و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد, مثل آن كه براى اوضرر داشته بـاشـد, يـا زن بـدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد, بايد نماز را شكسته بخوانند.
شـرط ششم : آن كه از صحرانشينهايى نباشد كه در بيابانها گردش مى كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند, وصحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.
شـرط هفتم : آن كه كثيرالسفر نباشد, بنابر اين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان ومانند اينها, اگر چه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند, در غير سفر اول بايد نماز راتمام بخوانند.
ولى در سفر اول اگر چه طول بكشد, نمازشان شكسته است .
شـرط هـشـتـم : آن كه بحد ترخص برسد يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز درآن جا بـمـانـد, بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد درهوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست بقدرى دور شود كـه مناره ها و گنبدها را نبيند, يا ديوارها هيچ پيدا نباشد, بلكه همين قدركه ديوارها كاملا معلوم نباشد كافى است .
س 373 - آيا مسافر مى تواند نماز ظهر و عصر را به طور شكسته , در اول وقت و درمحل كارش به جا آورد, يا اينكه بايد نماز را به تاخير بيندازد و در وطن , به طورتمام بخواند؟ ج - اگر در محل كار, شكسته بخواند, مانعى ندارد, و افضليت اول وقت را هم درك كرده است .
س 374 - وظيفه معلمانى كه در هر هفته , 3 يا چهار روز در محدوده 30 كيلومترى تدريس دارند, نسبت به نماز و روزه چيست ؟ ماموران دولت كه در هفته 4 يا 5 روزبراى رسيدگى سفر مى كنند, چطور؟ ج - نماز و روزه آنها, چون كثيرالسفرند, تمام و صحيح است , مگر اينكه ده روز درجايى بمانند, كه با اين فرض , در سفر اول , نماز آنها, شكسته , و در سفرهاى بعدى ,تمام است , به شرط آنكه ماموران دولتى در هر سفر, مقدار مسافت شرعى را طى كنند.
24/12/ 74 س 375 - كثير السفر به چه كسى گفته مى شود؟ همچنين اگر كثير السفر ده روز درجايى يا در وطن خود بماند, نمازش چگونه است ؟ ج - كـثير السفر كسى است كه زياد مسافرت مى كند به گونه اى كه در يك محل ده روزيا بيشتر نمى ماند, چنين كسى اگر ده روز در جايى بماند, سفر اول نماز او شكسته , وسفر دوم , تمام است .
15/4/ 73 س 376 - آيـا خـارج شـدن از حـد تـرخص , مضر به قصد اقامه است يا خير؟ يعنى اگركسى مثلا مـى خـواهـد در قـم ده روز بـماند, و مى داند كه روزها براى چندين مرتبه به جمكران مى رود (يا مقدارى از شب ها, اما خوابگاه و محل اقامتش قم است ), آياقصد اقامه اش صحيح است يا خير؟ ج - خروج در مسيرى مادون مسافت شرعيه (كمتر از چهار فرسخ ), مضر به اقامه نيست , لكن اگر قصد دارد ولو يك شب را در خارج از محل قصد اقامت بماند, قصداقامه اش محقق نمى شود.
س 377 - چـنانچه فردى دو وطن داشته باشد (يكى محل تولد و ديگرى محل زندگى ), اما بنابر لـحاظ مصلحت شغلى , در شهرى ديگر, چندين سال زندگى كند, ووضعيت كارى او به گونه اى بـاشـد كـه نـتـوانـد قصد ده روز كند, و برايش هم مشخص نباشد كه در چه زمانى به وطن خود بازمى گردد, تكليف نماز و روزه او چيست ؟ ج - در هر سه جا, نمازش تمام است , چون وطن در دو محل قرار گرفته است , و محل اشتغال هم در حكم وطن است .
19/11/ 73 س 378 - فـاصـلـه وطـن شخص تا اول شهرى كه قصد رفتن به آن را دارد, به اندازه سفر شرعى (5/22 كـيلومتر) نيست , اما وى قصد رفتن به محل خاصى در داخل همان شهر را دارد كه مسافت آن نقطه تا وطن , بيش از سفر شرعى است , وظيفه اش نسبت به نماز و روزه چيست ؟ اگـر قـصد رفتن به شهر فوق را داشته باشد, اما مكان خاصى مورد نظرش نباشد, ودر عين حال , بيش از سفر شرعى را در داخل شهر طى كند, آيا حكمش نسبت به مساله فوق , متفاوت است ؟ ج - در فرض سؤال , مسافت طى شده , مسافت شرعى و نماز, قصر مى شود, اما درفرض دوم سؤال , نماز, تمام است .
6/1/ 76 س 379 - بـراى كـسـى كـه از شـهرى به شهرى ديگر مسافرت مى كند, ابتداى سفر ازكجاست ؟ همچنين انتهاى سفر كه در صورت صدق مسافت شرعى , نماز, شكسته مى شود, كجاست ؟ ج - ابتداى مسافت , بيرون شهر (يعنى جايى كه خارج شهر محسوب مى شود) است , وآخر مسافت , جاى معين شهر است , اگر مقصد همان جا باشد, مثلا اگر در بيمارستان شهر كار داشته باشد, آخر مـسـافـت , هـمان بيمارستان است , و اگر مى خواهد به شهرى (مثلا به قم يا مشهد براى زيارت و سياحت ) برود, آخر مسافت , اول شهر مقصد است .
13/2/ 75 س 380 - بـه نـظر جناب عالى , ملاك شكسته شدن نماز مسافر چيست ؟ آيا به نظرشما فرقى بين بلاد كبيره و غيركبيره درباره نماز مسافر هست يا نه ؟ ج - هـر كـسى كه مسافرت او زياد باشد, به نحوى كه حداقل ده روز در يك جا نمى ماند,حتى در سـفـرى كه مربوط به سفرهاى قبلى و كارهاى آن نباشد, نمازش , تمام وروزه اش , صحيح است , و بـلاد كـبـيره - اگر محقق شود - حكمش با ساير بلاد متفاوت است , لكن تهران بزرگ هم از بلاد كبيره نيست , و بين آن و شهرهاى ديگر ايران ,تفاوتى از حيث وطنيت و غير آن نيست .
4/7/ 74 س 381 - زنـى اهـل شـهرى , وهمسر او اهل شهرى ديگر, و محل زندگى آنها, شهرسومى است , حـكـم نـمـاز و روزه اين زن در شهر و وطن همسرش , چگونه است ؟ آيارفتن اين زن به تبعيت از همسر, اعراض از وطن خودش , محسوب مى شود ياخير؟ ج - چـون بر حسب جريان عادى , بناست با همسرش و در محل زندگى او, زندگى كند,لذا اگر نسبت به محل زندگى شوهر قصد توطن كند, وطن او محسوب مى شود, و اگرقصد توطن نكند, و بـناست بعد از مدتى و يا در آينده اى نامعلوم , به جاى ديگر بروند,چنين محلى , كه مدتى بنادارد در آنجا زندگى كند براى آنها در حكم وطن است , امامحل زندگى قبلى , كه برحسب طبع براى زندگى به آنجا برنمى گردد, از وطنيت خارج است اما در وطن اصلى همسرتان نماز شما شكسته است .
8/2/ 76

نماز قضا

مساله 382 - كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جاآورد, اگر چه در تـمـام وقت نماز خواب مانده يا بواسطه مستى نماز نخوانده باشد, ولى نمازهاى يوميه اى را كه زن در حال حيض يا نفاس نخواند, قضا ندارد.
مساله 383 - اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى كه خوانده باطل بوده , بايد قضاى آن را بخواند.
مساله 384 - كسى كه نماز قضا دارد, بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فورا آن را به جا آورد.
س 385 - مـقـدارى نـمـاز قضا دارم , ولى تعداد آنها را نمى دانم , و حتى در موردتعداد آنها دچار وسواس مى شوم , چه وظيفه اى دارم ؟ ج - مقدار يقينى و حداقل را قضا كنيد.
6/2/ 73 س 386 - شـخصى دچار سكته مغزى شده و به كلى اختلال حواس پيدا كرده , به طوريكه خوب و بـد و كـم و زيـاد را درسـت تـشخيص نمى دهد, اين فرد نمازهايش راكه مى خواند, گاهى در دو ركـعتى سلام مى دهد, و گاهى بعد از اتمام نماز, دوباره شروع به خواندن حمد و سوره مى كند و درست نمى تواند نمازهايش را بخواند, و بعداز چهار سال كه با اين وضع بسر مى برد, فوت مى كند, آيا نماز و روزه هايش را بايدبراى او قضا كرد يا نه ؟ ج - نماز و روزه , با اختلال حواس , واجب نيست , و تكليف , ساقط است .
چون شرطتكليف , سلامتى حواس است , و چون بر خودش واجب نبوده است , قضايش هم برورثه واجب نيست .
4/11/ 71 س 387 - آيا مى شود بر فرض , يك سال فقط قضاى نماز صبح را خواند, سال بعدقضاى نماز ظهر و...
تا 5 سال ؟ آيا اين پنج سال به حساب يك سال نماز قضاست ,گرچه ترتيب رعايت نشده است ؟ ج - قـضـاى يـك سـال نـمـاز صبح مانعى ندارد, اما نسبت به نماز ظهر و عصر و مغرب وعشا كه بـيـنشان ترتيب هست , رعايت ترتيب لازم است .
يعنى يك سال ظهر و عصربخواند كه ترتيب لازم بـيـن ظهر و عصر مراعات شده باشد, و به همين نحو نسبت به مغرب و عشا, پس يك سال ظهر و يك سال عصر و يك سال مغرب و يك سال عشادرست نيست .
30/3/ 74

نماز جماعت

مـسـالـه 388 - مستحب است نمازهاى واجب خصوصا نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا, خصوصا براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى شنود بيشتر سفارش شده است .
مساله 389 - در روايتى وارد شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند, هرركعت از نماز آنـان ثـواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چـه بـيـشتر شوند, ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا به ده نفر برسند وعده آنان كه از ده گذشت , اگـر تـمـام آسـمـانـهـا كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن وانس و ملائكه نويسنده شوند, نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.
مـسـالـه 390 - در نـماز جماعت بايد بين ماموم و امام پرده و مانند آن كه پشت آن ديده نمى شود فـاصـله نباشد و همچنين است بين انسان و ماموم ديگرى كه انسان بواسطه او به امام متصل شده اسـت , ولى اگر امام مرد و ماموم زن باشد چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و ماموم ديگرى كه مرد است و زن بواسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشكال ندارد.
مساله 391 - اگر در ركعت دوم اقتدا كند, قنوت و تشهد را با امام مى خواند و احتياطآن است كه مـوقع خواندن تشهد انگشتان دست و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها رابلند كند, و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند, و اگر براى سوره وقت ندارد, حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند, يا نيت فرادى كند ونمازش صحيح است , ولى اگر در سجده به امام برسد, بهتراست كه احتياطا نماز را دوباره بخواند.
مـساله 392 - اگر موقعى كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتى است اقتدا كند, بايددر ركعت دوم نـمازش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به مقدارواجب بخواند و بـرخـيـزد, و چـنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد, يك مرتبه بگويد و در ركوع يا سجده , خود را به امام برساند.
مـسـالـه 393 - اگـر امام در ركعت سوم يا چهارم باشد و ماموم بداند كه اگر اقتدا كند وحمد را بـخـوانـد بـه ركوع امام نمى رسد, بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود,بعد اقتدا نمايد.
مـساله 394 - اگر در ركعت سوم يا چهارم امام اقتدا كند, بايد حمد و سوره را بخواند واگر براى سـوره وقـت نـدارد, بايد حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند,ولى اگر در سجده به امام برسد, بهتر است كه احتياطا نماز را دوباره بخواند.
س 395 - مسجدى است دو طبقه و تازه ساخت و در دست تعمير و تكميل به نحوى كه هيچ گونه ارتـبـاط بـين آن دو طبقه نبوده , و فضايى كه در مساجد ديگرمرسوم است كه افراد پايين از بالا و بـالـعكس قابل رؤيت اند, وجود ندارد, و قرار است كه خانمها, در طبقه اول و آقايان در طبقه دوم مستقر شوند (البته جايگاه امام جماعت , جهت اقامه نماز, در طبقه دوم است ), اولا: در فرض فوق , نماز خانمهاصحيح است يا خير؟ در صورت عدم صحت , حكم نمازهاى خوانده شده چيست ؟ثانيا: با توجه به عدم وجود روزنه و محل ارتباط و اتصال بين دو طبقه , اشكالى براى نماز جماعت ايجاد مى شود يا خير؟ ثالثا: در صورت پوشيده بودن سقف طبقه اول وبودن امام جماعت در آن كه محل اسـتقرار خانمهاست , نماز آقايان چه صورتى دارد؟رابعا: در صورت ايجاد روزنه و محل رؤيت بين دو طبقه , بردن خانمها در طبقه اول چه حكمى دارد؟ ج - نماز زنها در طبقه پايين , حكم جماعت را ندارد, و جماعتش هم باطل است .
چون امام جماعت بـالاتـر از مـامـومين است , لكن با جهل به مساله و اينكه در جماعت شرطاست امام بالاتر از ماموم نـباشد, نمازشان در حكم فرادا و صحيح است , مگر آنكه ركنى كم يا زياد كرده باشند, كه نمازشان بـاطـل اسـت و اعـاده و قضا هم دارد, و به هرحال نماز جماعت مردان , در طبقه فوقانى , كه امام جـمـاعـت هـم در هـمان طبقه بوده ,صحيح است .
و اگر در طبقه فوقانى كه بدون روزنه است , خانمها نماز جماعت بخوانند,و ماموم باشند, مانعى ندارد, چون وجود حايل بين زنها و مردها, مضر بـه جـمـاعـت نـيـسـت , ولـى اقتداء مردان در طبقه فوقانى , به خاطر وجود حايل و نبود رؤيت و ديـد,بـاطـل اسـت , و خـلاصه در نماز جماعت , نبودن حايل براى مردان , و بالا نبودن موقف امام جماعت از مامومين مطلقا (چه مامومين مرد باشند يا زن ) شرط است .
7/10/ 74

شرايط امام جماعت

مساله 396 - امام جماعت بايد بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و عادل و حلال زاده باشد و نماز را بطور صحيح بخواند و نيز اگر ماموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد واقتدا كردن بچه مميز كه خـوب و بـد را مى فهمد به غيربالغى كه در حد بالايى از سن تميز ودرك است و از بديها هم پرهيز دارد, مانعى ندارد لكن اقتداء بزرگسالان به چنين غيربالغ ‌هايى مطابق با احتياط نمى باشد.
مـساله 397 - امامى را كه عادل مى دانسته , اگر شك كند به عدالت خود باقى است يانه , مى تواند به او اقتدا نمايد.

احكام جماعت

مـسـالـه 398 - مـوقـعـى كه ماموم نيت مى كند, بايد امام رامعين نمايد.
ولى دانستن اسم اولازم نيست , مثلا اگر نيت كند اقتدا مى كنم به امام حاضر, نمازش صحيح است .
مساله 399 - ماموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند, ولى اگرركعت اول يا دوم او و ركعت سوم يا چهارم امام باشد, بايد حمد و سوره را بخواند.
مـسـالـه 400 - مـاموم نبايد تكبيره الاحرام را پيش از امام بگويد بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.
مساله 401 - اگر ماموم پيش از امام عمدا هم سلام دهد نمازش صحيح است .
مساله 402 - ماموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى شود, كارهاى ديگر آن مانندركوع و سجود را بـا امـام يـا كـمـى بعداز امام به جا آورد.
و اگر عمدا پيش از امام يا مدتى بعد ازامام انجام دهد, معصيت كرده ولى نمازش صحيح است اما اگر در دو ركن پشت سر هم ازامام جلو يا عقب بيفتد بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند اگر چه بعيدنيست نمازش صحيح باشد و فرادى نمايد.
س 403 - اگر زنى با وجود منع شوهر از حضور او در نماز جماعت , در نماز شركت كند, آيا نمازش صحيح است يا خير؟ ج - نمازش صحيح است .

نماز آيات

مساله 404 - نماز آيات كه دستور آن بعدا گفته خواهد شد بواسطه چهار چيز واجب مى شود: اول : گـرفـتـن خـورشيد, دوم : گرفتن ماه , اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود وكسى هم از آن نترسد.
سوم : زلزله اگر چه كسى هم نترسد.
چهارم : رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى كه بيشتر مردم بترسند كه بنابر احتياط واجب بايدبراى اينها هم نماز آيات بخوانند.
مـساله 405 - اگر از چيزهايى كه نماز آيات براى آنها واجب است بيشتر از يكى اتفاق بيفتد, انسان بـايـد براى هريك از آنها يك نماز آيات بخواند, مثلا اگر خورشيدبگيرد و زلزله هم بشود, بايد دو نماز آيات بخواند.
مـسـالـه 406 - چيزهايى كه نمازآيات براى آنها واجب است , در هر شهرى اتفاق بيفتد, فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست ,ولى اگر مكان آنها بقدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود, نماز آيات بر آنهاهم واجب است .
مساله 407 - از وقتى كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى كند انسان بايد نماز آيات را بخواند و بنابر احتياط واجب , بايد بقدرى تاخير نيندازد كه شروع به باز شدن كند.

دستور نماز آيات

مـسـالـه 408 - نـماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد و دستور آن اين است كه انـسـان بـعد از نيت , تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند, و به ركوع رود و سر از ركوع بـردارد, دوبـاره يـك حـمد و يك سوره بخواند باز به ركوع رود تا پنج مرتبه وبعد از بلند شدن از ركـوع پـنـجـم دو سـجـده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.