مساله 388 - خانه كعبه كه در مكه معظمه مى باشد قبله است , و بايد روبروى آن نمازخواند, ولى كـسى كه دور است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مى خواند كافى است و همچنين است كارهاى ديگرى كه مانند سربريدن حيوانات , بايد رو به قبله انجام گيرد.
مـسـاله 389 - نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و اگر انسان در اين دو حال , نماز مستحبى بخواند لازم نيست رو به قبله باشد.

پوشانيدن بدن در نماز

مساله 390 - زن بايد در موقع نماز, تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مى شود و دستها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست .
اما براى آن كه يقين كـند كه مقدار واجب را پوشانده است , بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.

لباس نمازگزار

مساله 391 - لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول : آن كـه پـاك بـاشد.
دوم : آن كه مباح باشد.
سوم : آن كه از اجزاء مردار نباشد.
چهارم :آن كه از حيوان حرام گوشت نباشد.
پنجم و ششم : آن كه نمازگزار اگر مرد است , لباس اوابريشم خالص و طلاباف نباشد و تفصيل اينها در مسائل آينده گفته مى شود.
شرط اول مـساله 393 - لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى عمدا با بدن يا لباس نجس نمازبخواند, نمازش باطل است .
مساله 393 - اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعدازنماز بفهمد نجس بوده نماز اوصحيح است , ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد, دوباره آن نماز رابخواند.
مساله 394 - اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و دربين نماز يا بعدازآن يادش بيايد, بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مـسـالـه 395 - كسى كه درپاك بودن بدن يا لباس خودشك دارد, چنانچه نمازبخواندوبعدازنماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده , نماز اوصحيح است .
مـساله 396 - اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نمازبخواند وبعدازنماز بفهمد پاك نشده , نمازش صحيح است .
شرط دوم مـسـالـه 397 - لـبـاس نمازگزار كه ساتر است بايد مباح باشد وكسى كه مى داند پوشيدن لباس غـصـبى حرام است , اگر عمدا درلباس غصبى نماز بخواند, بايد آن نماز را بالباس غيرغصبى اعاده نمايد.
مساله 398 - كسى كه مى داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ,ولى نمى داند نمازراباطل مى كند, اگر عمدا بالباس غصبى نمازبخواند بايد آن نماز را بالباس غيرغصبى بخواند.
مـساله 399 - اگر باعين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس ساتر بخرد,نمازخواندن در آن لـباس باطل است و همچنين است اگر به ذمه بخرد ودرموقع معامله قصدش اين باشد كه ازپولى كه خمس يا زكاتش رانداده بدهد.
شرط سوم مـسـاله 400 - لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده اى كه خون جهنده دارد,يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى كند, نباشد.
بلكه اگر ازحيوان مرده اى كه مانند ماهى , خون جهنده ندارد لباس تهيه كند, احتياط واجب آن است كه با آن نمازنخواند.
شرط چهارم مـسـالـه 401 - لـبـاس نـمـازگـزار بـايـد ازحـيـوان حـرام گوشت نباشد واگر مويى ازآن هم همراه نمازگزار باشد, نماز او باطل است .
شرط پنجم مـسـاله 402 - پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام ونماز با آن باطل است , ولى براى زن درنماز وغير نماز اشكال ندارد.
مساله 403 - پوشيدن لباس ابريشمى براى زن درنماز و غيرنماز اشكال ندارد.
مـساله 404 - مردو زن خودرا به شكل وشمايل يكديگر درآوردن با پوشيدن البسه وياغيرآن بدون غـرض عـقـلايـى حرام است لكن احتياط مستحب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولى اگر با آن شكل و شمايل نماز بخواند نمازش باطل نمى باشد.
س 405 - گـاهـى لـباس زنان به گونه اى است كه سايه اى از بدن يا موى آنها پيداست ,آيا چنين حالتى براى نماز اشكال دارد يا خير؟ ج - اگر حجاب و ساتر به نحوى باشد كه بدن ديده شود, كافى نيست .
16/11/ 68 س 406 - آيـا چـادر در نـمـاز شـرط است يامى توان نماز را با مانتو, روسرى و مقنعه خواند؟ و نيز بفرماييد در اين باره بين نماز فرادى و جماعت فرقى هست يا خير؟ ج - آنچه كه براى زن نمازگزار شرط است , پوشيدن كل بدن , غير از وجه و كفين است ,لكن چادر بهترين وسيله پوشش براى بانوان است .
1/2/ 75 س 407 - اگـر مـادرى جلوى پسرش كه مشغول نماز خواندن است , نماز بخواند, نمازاين دو نفر چه صورتى دارد؟ آيا نماز هر دو باطل است ؟ ج - تقدم زن بر مرد در نماز فرادى , هر چند موجب بطلان نماز مرد نيست , لكن مكروه است , يعنى ثواب نماز كمتر مى شود, و كراهت متوجه كسى است كه نماز را درمرحله بعد شروع كرده , و اگر هر دو با هم شروع كنند, نماز هر دو كراهت دارد.
7/1/ 76

مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد

مساله 408 - درسه صورت كه تفصيل آنها بعدا گفته مى شود, اگر بدن يا لباس نمازگزارنجس باشد, نماز او صحيح است : اول : آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه دربدن او است لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوم : آن كه بدن يالباس او به مقدار كمتر از درهم (كه تقريبا به اندازه يك اشرفى مى شود) به خون آلوده باشد.
سوم : آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند, ودردوصورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد, نماز اوصحيح است .
اول : آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد.
دوم : آن كه لباس زنى كه پرستار بچه است نجس شده باشد.
مـسـالـه 409 - اگر دربدن يا لباس نمازگزار, خون زخم يا جراحت يا دمل باشد,چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت اسـت , تـا وقـتـى كـه زخـم يـا جـراحت يا دمل خوب نشده است ,مى تواند با آن خون نماز بخواند وهـمـچـنـين است اگر چركى كه باخون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته اند ونجس شده ,دربدن يالباس اوباشد.
مـسـاله 410 - اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد, به رطوبت زخم نجس شود, جايز نـيـسـت بـا آن نـمـاز بـخواند.
ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولا به رطوبت زخم آلوده مى شود, به رطوبت آن نجس شود,نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
مساله 411 - كسى كه بدنش زخم است , اگر دربدن يا لباس خود خونى ببيند و ندانداز زخم است يا خون ديگر, با آن نماز خواندن مانعى ندارد.
مـسـالـه 412 - زنى كه پرستار بچه پسر است و بيشتر از يك لباس ندارد, هرگاه شبانه روزى يك مـرتـبه لباس خود را آب بكشد, اگرچه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود, مى تواند با آن لـبـاس نـماز بخواند, ولى احتياط مستحب آن است كه لباس خودرا در شبانه روز يك مرتبه براى اولـين نمازى كه لباسش پيش از آن نجس شده آب بكشدو نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ناچار اسـت كه همه آنها را بپوشد.
چنانچه شبانه روزى يك مرتبه به دستورى كه گفته شده همه آنها را آب بكشد كافى است .

چيزهايى كه درلباس نمازگزار مكروه است

مساله 413 - چند چيز درلباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است : پـوشـيـدن لباس سياه و چرك وتنگ و لباس شرابخوار ولباس كسى كه ازنجاست پرهيزنمى كند و لباسى كه نقش صورت دارد ونيز بازبودن تكمه هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد مكروه مى باشد.

مكان نمازگزار

مكان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول آنكه مباح باشد.
مساله 414 - كسى كه درملك غصبى نماز مى خواند اگرچه روى فرش و تخت ومانند اينها باشد, نمازش باطل است ولى نماز خواندن در زيرسقف غصبى و خيمه غصبى مانعى ندارد.
مـساله 415 - كسى كه درمسجد نشسته , اگر ديگرى جاى او را غصب كند و درآن جانماز بخواند بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را درمحل ديگرى بخواند.
مـسـالـه 416 - اگـر صـاحب ملك به زبان , اجازه نمازخواندن بدهد و انسان بداند كه قلباراضى نيست , نماز خواندن درملك او باطل است .
واگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضى است نماز صحيح است .
مـسـالـه 317 - شـرط دوم آن كـه مكان نمازگزار بايد بى حركت باشد واگر بواسطه تنگى وقت ياجهت ديگر ناچار باشد درجائى كه حركت دارد, مانند اتومبيل و كشتى و ترن نمازبخواند, بقدرى كـه ممكن است بايد درحال حركت چيزى نخواند و اگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.
شرط سوم آن كه درجايى كه سقف آن كوتاه است و نمى تواند درآن جا راست بايستد,يابه اندازه اى كـوچـك است كه جاى ركوع و سجود ندارد, نماز نخواند و اگرناچار شود كه درچنين جايى نماز بخواند بايد بقدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را به جا آورد.
شـرط چـهـارم آن كه مكان نمازگزار اگر نجس است به طورى ترنباشد كه رطوبت آن به بدن يا لـبـاس او برسد ولى جايى كه پيشانى را برآن مى گذارد اگر نجس باشد درصورتى كه خشك هم باشد نماز باطل است , و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلانجس نباشد.
مـسـالـه 318 - اگـر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد و باهم وارد نماز شوند, بهتر آن است كه نماز را دوباره بخوانند.
شـرط پـنجم آنكه جاى پيشانى نمازگزار ازجاى زانوهاى او, بيش ازچهار انگشت بسته ,پست تر يا بلندتر نباشد,واحتياط واجب آن است كه از سر انگشتان پاهم بيشتر ازاين پست و بلندتر نباشد.
مـسـاله 319 - بودن مرد و زن نامحرم درجاى خلوت جايز نيست , و احتياط درنمازنخواندن درآن جا است ليكن اگر خواند نمازش باطل نيست .

جاهايى كه نماز خواندن درآنها مستحب است

مـسـاله 320 - درشرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است , كه نماز را درمسجدبخوانند و بهتر ازهـمـه مـسـجـدها مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلم و بعد مـسجد كوفه و بعداز آن مسجد بيت المقدس و بعداز مسجد بيت المقدس , مسجد جامع هرشهر و بعداز آن مسجد محله و بعداز مسجد محله , مسجد بازاراست .
مساله 321 - براى زنها نمازخواندن درخانه , بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتراست ولى براى درك فـضـيـلـت جماعت و ساير اسباب فضيلت كه مثل نمازجماعت باشدخواندن درمسجد بهتر است .
مـسـالـه 322 - نماز در حرم امامان عليهم السلام مستحب , بلكه بهترازمسجد است و نماز درحرم مطهر حضرت امير المؤمنين عليه السلام برابر دويست هزار نماز است .
مساله 323 - زياد رفتن به مسجد و رفتن درمسجدى كه نمازگزار ندارد مستحب است و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد, مكروه است درغيرمسجد نماز بخواند.
مـساله 324 - مستحب است انسان باكسى كه درمسجد حاضر نمى شود غذا نخورد,و دركارها با او مشورت نكند, وهمسايه او نشود, واز او زن نگيرد و به او زن ندهد.

جاهايى كه نماز خواندن درآنها مكروه است

مـسـاله 325 - نماز خواندن درچند جا مكروه است و ازآن جمله است : حمام , زمين نمكزار, مقابل انـسـان , مـقـابـل درى كه باز است , درجاده و خيابان وكوچه اگر براى كسانى كه عبور مى كنند زحمت نباشد, وچنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست .
مقابل آتش و چراغ , درآشپزخانه وهـرجـا كـه كـوره آتـش باشد, مقابل چاه و چاله اى كه محل بول باشد, روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد, مگر آن كه روى آن پرده بكشند, وياآنكه بودن آن عكس از حيث ترويج مذهب و يـا يـادآورى شـهـداء و بزرگان و مانند آنهاكراهت وكمى ثواب نماز را جبران كند.
در اطاقى كه جنب در آن باشد, درجايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد, مقابل قبر, روى قبر, بين دوقبر, درقبرستان .

احكام مسجد

مـسـالـه 326 - نـجـس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است و هركس بفهمد كه نجس شده است بايد فورا نجاست آن را برطرف كند.
و احتياط واجب آن است كه طرف بـيـرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند, واگر نجس شود نجاستش رابرطرف نمايند, مگر آن كه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.
مـسـالـه 327 - اگـر نـتواند مسجد را تطهير نمايد, يا كمك لازم داشته باشد و پيدانكند, تطهير مـسجد بر او واجب نيست , ولى اگر بى احترامى به مسجد باشد بنابر احتياطواجب , بايد به كسى كه مى تواند تطهير كند اطلاع دهد.

اذان و اقامه

مساله 328 - براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى يوميه اذان و اقامه بگويندولى درنماز جـمـاعت عيد فطر و قربان , مستحب است سه مرتبه بگويند الصلاة و درنمازهاى واجب ديگر و يا فراداى فطر و قربان سه مرتبه الصلاة را به قصد رجاء بگويد.
مـسـاله 329 - مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مى آيد يا پيش از آن كه بندنافش بيفتد, درگوش راست او اذان و درگوش چپش اقامه بگويند.
مـسـاله 330 - اذان هيجده جمله است : اللّه اكبر چهار مرتبه اشهد ان لا اله الا اللّه اشهد ان محمدا رسـول اللّه , حـى عـلـى الصلوة حى على الفلاح , حى على خير العمل , اللّه اكبر, لا اله الا اللّه هريك دومرتبه , و اقامه هفده جمله است يعنى دومرتبه اللّه اكبر از اول اذان و يكمرتبه لا اله الا اللّه از آخر آن كم مى شود وبعد از گفتن حى على خير العمل بايددومرتبه قد قامت الصلوة اضافه نمود.
مـسـالـه 331 - اشـهد ان عليا ولى اللّه جزء اذان و اقامه نيست ولى خوبست بعد ازاشهد ان محمدا رسول اللّه , به قصد قربت گفته شود.

ترجمه اذان و اقامه

اللّه اكـبـر يـعـنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند.
اشهد ان لا اله الا اللّه يعنى شـهادت مى دهم كه غير خدايى كه يكتا وبى همتا است خداى ديگرى سزاوارپرستش نيست اشهد ان محمدا رسول اللّه يعنى شهادت مى دهم كه حضرت محمد بن عبداللّه صلى اللّه عليه و آله وسلم پيغمبر و فرستاده خدا است .
اشهد ان عليا اميرالمؤمنين ولى اللّه يعنى شهادت مى دهم كه حضرت على عليه الصلاة والسلام امير المؤمنين وولى خدا برهمه خلق است .
حـى عـلـى الصلوة يعنى بشتاب براى نماز.
حى على الفلاح يعنى بشتاب براى رستگارى .
حى على خـيـر الـعمل يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است .
قد قامت الصلوة يعنى به تحقيق نماز برپاشد.
لا اله الا اللّه يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا وبى همتا است .
مساله 332 - درپنج نماز اذان ساقط مى شود: اول : نماز عصر روز جمعه .
دوم : نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذى حجه است .
سوم : نماز عشاء شب عيد قربان , براى كسى كه در مشعر الحرام باشد.
چهارم : نمازعصر وعشاء زن مستحاضه .
پنجم : نمازعصر وعشاى كسى كه نمى تواند ازبيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند و دراين پنج نـمازدر صورتى اذان ساقط مى شود كه با نماز قبلى فاصله نشود يا فاصله كمى بين آنهاباشد, ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.
مساله 333 - اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد, ولى درجماعت زنان اگرزن اذان و اقامه بگويد كافى است .
س 334 - گفتن اذان و اقامه در نمازهاى مستحبى , به قصد قربت چگونه است ؟ درنمازهاى قضا شـده يـومـيـه , نماز آيات و وحشت چطور؟ آيا در نماز قضاى پدر و مادر,اذان و اقامه لازم است يا خير؟ ج - گفتن اذان و اقامه براى خواندن نمازهاى واجب يوميه و قضاى آنها, مستحب وبراى نمازهاى مـستحبى , حرام است , و در نماز آيات به جاى اذان و اقامه سه مرتبه گفتن الصلاة به قصد اميد ثواب , مستحب است .
12/11/ 74

واجبات نماز

واجبات نماز يازده چيز است : اول : نـيـت , دوم : قـيـام يعنى (ايستادن ), سوم : تكبيرة الاحرام يعنى گفتن اللّه اكبر در اول نماز, چـهـارم : ركـوع , پـنجم : سجود, ششم : قرائت , هفتم : ذكر, هشتم : تشهد, نهم : سلام ,دهم : ترتيب , يازدهم : موالات يعنى پى درپى بودن اجزاء نماز.
مـسـالـه 335 - بـعضى از واجبات نماز ركن است , يعنى اگر انسان آنها را به جا نياورد,يا درنماز اضافه كند عمدا باشد يا اشتباها, نماز باطل مى شود.
وبعضى ديگر ركن نيست ,يعنى اگرعمدا كم يـا زيـاد شـود, نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباها كم يا زياد گردد نمازباطل نمى شود, و ركن نماز پنج چيز است : اول : نيت .
دوم : تكبيرة الاحرام .
سوم : قيام درموقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع , يعنى ايستادن پيش از ركوع .
چهارم :ركوع .
پنجم : دوسجده .
نيت مـسـالـه 336 - انـسان بايد نماز را به نيت قربت , يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد, ولازم نـيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نمازظهر مى خوانم قربة الى اللّه .
مساله 337 - اگر درنمازظهر يادرنماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم ومعين نكند, ظـهـر اسـت ياعصر, نماز او باطل است .
ونيز كسى كه مثلا قضاى نمازظهر بر اوواجب است , اگر دروقـت نـمـاز ظهر بخواهد آن نمازقضا يا نمازظهر را بخواند, بايد نمازى راكه مى خواند, درنيت معين كند.
مـسـاله 338 - انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد, پس اگر در بين نماز بطورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى , نداند چه بگويد, نمازش باطل است .
مـساله 339 - انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند, پس كسى كه رياكند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند, نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد, يا خدا و مردم هردو را درنظر بگيرد.
تكبيرة الاحرام مساله 340 - گفتن اللّه اكبر در اول هرنماز واجب و ركن است و بايد حروف (اللّه ) وحروف (اكبر) و دوكـلـمـه (اللّه و اكـبر) را پشت سرهم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود واگربه عربى غلط بگويد, يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست .
مـسـاله 341 - احتياط واجب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش ازآن مى خواند, مثلا به اقامه يا به دعايى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.
مـسـالـه 342 - مـوقـع گفتن تكبيرة الاحرام , بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا درحالى كه بدنش حـركـت دارد, تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است , و چنانچه سهوا حركت كندبنابراحتياط واجب بايد اول , عملى كه نماز را باطل مى كند انجام دهد ودوباره تكبير بگويدو احتياط مستحب آن است كه نماز را تمام كند ودوباره اعاده نمايد.
مـسـالـه 343 - تـكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر بـواسـطـه سـنگينى يا كرى گوش يا سروصداى زياد نمى شنود, بايد طورى بگويدكه اگر مانعى نباشد بشنود.
مساله 344 - اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يانه , چنانچه مشغول خواندن چيزى شده , به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده , بايد تكبير را بگويد.
قيام (ايستادن ) مـسـالـه 345 - قـيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند ركن است , ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره وقيام بعدازركوع ركن نيست و اگر كسى آنرا از روى فراموشى ترك كند, نمازش صحيح است .
مـسـاله 346 - واجب است پيش از گفتن تكبير و بعداز آن مقدارى بايستد تايقين كند كه درحال ايستادن تكبير گفته است .
مـسـالـه 347 - موقعى كه ايستاده است , بايد بدن راحركت ندهد و به طرفى خم نشودو به جايى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد, يا درحال خم شدن براى ركوع پاهاراحركت دهد اشكال ندارد.
مـسـالـه 348 - موقعى كه انسان درنماز مى خواهد كمى جلو يا عقب رود, ياكمى بدن را به طرف راسـت يـاچـپ حـركـت دهـد, بـايد چيزى نگويد ولى بحول اللّه و قوته اقوم و اقعدرا بايد درحال برخاستن بگويد و درموقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بى حركت باشد بلكه احتياط واجب آن است كه در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى نماز, بايد بدنش آرام باشد.
قرائت مساله 349 - در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه , انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.
مـسـالـه 350 - اگـر حـمـد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعداز رسيدن به ركوع بفهمد نمازش صحيح است .
مـسـالـه 351 - اگـر پـيش از آن كه براى ركوع خم شود, بفهمد كه حمد و سوره رانخوانده بايد بـخـوانـد.
و اگـر بـفهمد سوره را نخوانده , بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمدحمد تنها را نـخـوانده , بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند, و نيز اگر خم شود وپيش از آن كه به ركـوع بـرسـد, بـفـهمد حمد وسوره , يا سوره تنها, يا حمد تنها را نخوانده ,بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
مساله 352 - زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند, ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود بنابراحتياط واجب بايد آهسته بخواند.
مساله 353 - انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ قسم نمى تواند صحيح آن را ياد بگيرد بايد هرطور كه مى تواند بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعت به جا آورد.
مـسـاله 354 - در ركعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند يا سه مرتبه تسبيحات اربـعه بگويد يعنى سه مرتبه بگويد سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الااللّه و اللّه اكبر و اگر يك مرتبه هـم تـسـبيحات اربعه بگويد كافى است و مى تواند دريك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد و بهتر است در هردو ركعت تسبيحات بخواند.
مساله 355 - درتنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.
مـساله 356 - بر مردو زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز, حمد ياتسبيحات را آهسته بخوانند.
ركوع مساله 357 - در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى گويند.
مساله 358 - كسى كه نشسته ركوع مى كند, بايد بقدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
مـساله 359 - انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است ولى واجب آن است كه به قدر سه مرتبه سبحان اللّه يا يك مرتبه سبحان ربـى العظيم و بحمده كمتر نباشد.
مساله 360 - در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب , بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند بگويد بنابراحتياط واجب , آرام بودن بدن لازم است .
مـسـالـه 361 - اگـر پـيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذكرركوع را بگويد, نمازش باطل است .
مـسـالـه 362 - بعد از تمام شدن ذكر ركوع , بايد راست بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سـجده رود و اگر عمدا پيش از ايستادن , يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رودنمازش باطل است .
سجود مساله 363 - نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب , بعد از ركوع دوسجده كند و سـجـده آن اسـت كـه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سردو انگشت بزرگ پاها را برزمين بگذارد.
مـسـالـه 364 - دو سـجـده روى هـم يك ركن است كه اگر كسى درنماز واجب عمدا يا ازروى فراموشى هردو را ترك كند, يا دوسجده ديگر به آنها اضافه نمايد, نمازش باطل است .
مـساله 365 - درسجده هر ذكرى بگويد كافى است ولى واجب آن است كه مقدار ذكراز سه مرتبه سـبـحـان اللّه يـا يك مرتبه سبحان ربى الاعلى و بحمده كمتر نباشد و مستحب است سبحان ربى الاعلى و بحمده را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.
مـسـاله 366 - درسجود بايد به مقدار ذكر واجب , بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكرمستحب هم , اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده اند بگويد, آرام بودن بدن لازم است .
مساله 367 - اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمدا ذكرسجده را بگويد يا پيش از تمام شدن ذكر عمدا سر از سجده بردارد, نماز باطل است .
مساله 368 - جاى پيشانى نمازگزار بايد ازجاهاى زانوهايش پست تر و بلندتر ازچهار انگشت بسته نـباشد, بلكه احتياط واجب آن است كه جاى پيشانى او از جاى انگشتانش پست تر و بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد.
مساله 369 - مهر يا چيز ديگرى كه برآن سجده مى كند, بايد پاك باشد, ولى اگرمثلا مهر را روى فرش نجس بگذارد, يا يك طرف مهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد اشكال ندارد.
مساله 370 - مستحب است زنها آرنجها و شكم را در وقت سجده بر زمين بگذارندو اعضاى بدن را به يكديگر بچسبانند.
س 371 - بعضى اوقات در سجده اول پيشانى دوبار به مهر مى خورد, آيا دو سجده حساب مى شود؟ ج - يك سجده محسوب مى شود چون عود قهرى بوده و عود قهرى كالعدم است .
27/2/ 74 س 372 - گـاهـى در پـيـشـانى انسان جوشهايى پيدا مى شود كه هنگام سجده دردمى گيرد آيا مـى تـوان در سـجـده صورت را كج روى مهر گذاشت ؟ و اگر بعد از برداشتن سر از سجده , مهر آلوده به خون جوشها شود نماز چه حكمى دارد؟ ج - در سـجـده , لازم نيست تمام پيشانى روى محل سجده و مايصح السجود عليه باشد بلكه بعض پيشانى هم كفايت مى كند, و لكن غيرپيشانى كفايت نمى كند على هذاكج گذاشتن پيشانى مانعى ندارد, و اما نسبت به آلوده شدن مهر, بعد از نجس شدن نمى توان روى موضع نجس سجده نمود, چـون يـكـى از شـرايـط سجده و نماز پاك بودن محل سجده است و خون جراحت كه كمتر از يك درهـم اسـت بـه حـكـم معفو بودن كمتراز يك درهم مبطل صلاة نمى باشد, و اما اگر در سجده بـعدى محل سجده را نجس مى كند نمى توان با آن نماز خواند, بخاطر اينكه محل سجده بايد پاك باشد.
27/2/ 76

چيزهايى كه سجده برآنها صحيح است

مـساله 373 - بايد بر زمين و چيزهاى غيرخوراكى كه از زمين مى رويد, مانند چوب وبرگ درخت سـجـده كـرد و سجده برچيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن برچيزهاى مـعـدنـى مـانند طلا ونقره و عقيق و فيروزه باطل است اما سجده كردن برسنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.
مـسـالـه 374 - سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى شود سجده كرد.
مساله 375 - سجده بر انواع كاغذ هر چند از چيزى مانند پنبه ساخته شده كه سجده بر آن صحيح نبوده جائز و مانعى ندارد.
مساله 376 - براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيدالشهداء عليه السلام مى باشد, بعد از آن خاك , بعد از خاك سنگ و بعد از سنگ گياه است .
مـسـالـه 377 - اگر در سجده اول , مهر به پيشانى بچسبد و بدون اين كه مهر را بردارددوباره به سجده رود اشكال دارد.
بلكه نماز باطل است و بايد اعاده كند.
مـساله 378 - سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مى باشد و بعضى از مردم عوام كه مقابل قـبـر امـامـان عـليهم السلام پيشانى را به زمين مى گذارند, اگر براى شكرخداوند متعال باشد, اشكال ندارد و گرنه حرام است .
س 379 - اگـر در بـين نماز چيزى كه سجده بر آن جايز است , مفقود شود, و براى سجده چيزى پيدا نشود, آيا مى توان به ناخن سجده كرد؟ ج - اگر وقت وسعت دارد, بايد نماز را قطع , و چيزى كه سجده بر آن صحيح است , پيداكرد و نماز را دو مـرتـبـه خـواند, و اگر وقت , ضيق است , و يا با قطع كردن هم نشود چيزى كه سجده بر آن صـحيح است , پيدا و بر آن سجده كرد, در اين صورت , بايد به مراتبى كه در مساله 1079 از توضيح المسائل بيان كرده ايم , مراجعه و عمل شود.
30/4/ 74 س 380 - حـكـم سجده كردن بر سيمان , موزاييك , كاشى , آهك و گچ پخته وهمچنين تيمم بر آنها را بيان فرماييد.
ج - سـجده كردن بر سيمان , موزاييك , كاشى و همانند آنها كه در اثر تغيير و تحولهاى زياد ظاهرا زمين بر آنها صدق نمى كند, درست نيست , اما آهك , گچ پخته شده و مانندآنها مثل آهك و گچ خام سجده بر آنها جايز است , و تيمم بر موارد ذكر شده , حكم سجده بر آنها را دارد.
28/2/ 76

سجده واجب قرآن

مساله 381 - در هريك از چهار سوره والنجم , اقراء, الم تنزيل و حم سجده يك آيه سجده است , كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد, بعداز تمام شده آن آيه , بايد فوراسجده كند و اگر فراموش كرد, هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد.
مـسـالـه 382 - اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى خواند, از ديگرى هم بشنودچنانچه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورده يك سجده كافى است .

تشهد

مـسـالـه 383 - در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظـهـر و عـصـر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند يـعـنـى بگويد: اشهد ان لااله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد.
مساله 384 - اگر تشهد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده , بـايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و اگر در ركوع يا بعداز آن يادش بيايد, بايد نماز راتمام كند و بعداز سلام نماز, تشهدرا قضا كند, و بنابر احتياط واجب براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد.
مساله 385 - مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد, رانها را به هم بچسبانند.
س 386 - اگـر شخصى در ركعت سوم نماز, هنگامى كه در ركوع است و يا بعد از آن ,متوجه شود كه در ركعت دوم , تشهد را نخوانده است , چه كار بايد بكند؟ ج - بـعـد از اتـمـام نـماز, بدون اينكه رو از قبله بگرداند, ابتدا بايد قضاى تشهد را بخواند,و بعد از قضاى تشهد, دو سجده سهو هم به جا آورد.
20/2/ 76

سلام نماز

مـسـالـه 387 - بـعـداز تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بـگـويد: السلام عليك ايها النبى و رحمة اللّه و بركاته و بعد از آن بايد بگويد: السلام عليكم و احوط اسـتـحـبـابى آن است كه ورحمة اللّه و بركاته را اضافه نمايد, يا بگويد, السلام علينا و على عباداللّه الصالحين .

ترتيب

مـسـاله 388 - اگر عمدا ترتيب نماز را به هم بزند, مثلا سوره را پيش از حمد بخواند, ياسجود را پيش از ركوع به جا آورد, نماز باطل مى شود.
مـساله 389 - اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد, مثلاپيش از آن كه ركوع كند دو سجده نمايد, نماز باطل است .
مـسـالـه 390 - اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست به جا آورد, مثلا پيش از آن كه دو سجده كند تشهد بخواند, بايد ركن را به جا آورد و آنچه رااشتباها پيش از آن خوانده دوباره بخواند.

موالات

مساله 391 - انسان بايد نماز را با موالات بخواند, يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجودو تشهد را پـشـت سر هم به جا آورد و چيزهايى را كه در نماز مى خواند بطورى كه معمول است پشت سر هم بخواند و اگر بقدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مى خواندنمازش باطل است .

قنوت

مـسـالـه 392 - در تمام نمازهاى واجب و مستحب پيش از ركوع ركعت دوم , مستحب است قنوت بـخـواند, و در نماز وتر با آن كه يك ركعت مى باشد, خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است , و نـماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيدفطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.

ترجمه نماز

1 - ترجمه سوره حمد بـسـم اللّه الـرحـمـن الـرحـيـم , يـعـنى ابتدا مى كنم به نام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحـم مـى كـنـد و در آخـرت بـر مـؤمـن رحـم مـى نـمـايـد.
الـحـمدللّه رب العالمين يعنى ثنا مـخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است .
الرحمن الرحيم يعنى در دنيا بـرمؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى كند.
مالك يوم الدين يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قـيـامت است .
اياك نعبد و اياك نستعين يعنى فقط تو را عبادت مى كنيم وفقط از تو كمك مـى خـواهيم .
اهدنا الصراط المستقيم يعنى هدايت كن ما رابه راه راست كه آن دين اسلام است .
صـراط الـذيـن انـعـمـت عليهم يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جـانـشـينان پيغمبران هستند غير المغضوب عليهم ولاالضالين يعنى نه به راه كسانى كه غضب كرده اى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.
2 - ترجمه سوره قل هواللّه احد بـسم اللّه الرحمن الرحيم : قل هواللّه احد, يعنى بگو اى محمد(ص ) كه خداوند خدايى است يگانه .
اللّه الصمد يعنى خدايى كه از تمام موجودات بى نياز است .
لم يلد و لم يولد, فرزند ندارد و فرزند كسى نيست .
ولم يكن له كفوا احد يعنى هيچ كس ازمخلوقات , مثل او نيست .
3 - ترجمه ذكر ركوع و سجود و ذكرهايى كه بعد از آنها مستحب است سـبـحان ربى العظيم و بحمده , يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و مـن مـشغول ستايش او هستم , سبحان ربى الاعلى و بحمده يعنى پروردگار من كه از همه كس بـالاتر مى باشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش اوهستم , سمع اللّه لمن حـمـده يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مى كند,استغفراللّه ربى و اتوب اليه يعنى طلب آمرزش و مغفرت مى كنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او باز گـشـت مـى نمايم , بحول اللّه و قوته اقوم و اقعد يعنى به يارى خداى متعال و قوه او بر مى خيزم و مى نشينم .
4 - ترجمه قنوت لاالـه الااللّه الـحـليم الكريم , يعنى نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى همتايى كه صاحب حلم و كرم است , لااله الاللّه العلى العظيم يعنى نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يـكـتـاى بـى همتايى كه بلند مرتبه و بزرگ است .
سبحان اللّه رب السموات السبع و رب الارضين السبع , يعنى پاك و منزه است خداوندى كه پروردگارهفت آسمان و پروردگار هفت زمين است .
و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم ,يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانهاو زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است .
والحمدللّه رب العالمين , يعنى حمدو ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است .
5 - ترجمه تسبيحات اربعه سـبـحـان اللّه و الـحـمـد للّه و لاالـه الااللّه و اللّه اكـبر, يعنى پاك و منزه است خداوند تعالى وثنا مخصوص اوست و نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى بى همتا, و بزرگتر است ازاين كه او را وصف كنند.
ترجمه تشهد و سلام الـحـمـدللّه اشـهـد ان لاالـه الااللّه وحده لاشريك له , يعنى ستايش مخصوص پروردگاراست و شهادت مى دهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است وشريك نداردو اشهد ان مـحـمـدا عـبـده و رسـولـه , يعنى شهادت مى دهم كه محمد صلى اللّه عليه و آله بنده خدا و فـرسـتـاده اوسـت اللهم صل على محمد و آل محمد, يعنى خدايارحمت بفرست بر محمد و آل مـحـمد و و تقبل شقاعته وارفع درجته , يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نـزد خـود بـلـنـد كن السلام عليك ايها النبى ورحمة اللّه و بركاته , يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحـمت و بركات خدا بر تو باد.
السلام عليناو على عباد اللّه الصالحين , يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او, السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته , يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند برشما مؤمنين باد.

صلوات بر پيغمبر

مـسـاله 393 - هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله وسلم مانند محمد و احـمد, يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود,اگر چه در نماز باشد, مستحب است صلوات بفرستد.

مبطلات نماز

مساله 394 - دوازده چيز نماز را باطل مى كند و آنها را مبطلات مى گويند: