احكام بانوان

مطابق با فتاواى مرجع عاليقدر حضرت آية اللّه العظمى صانعى مدظله العالى


احكام تقليد - سن بلوغ

بسم اللّه الرحمن الرحيم الـحـمـدللّه رب العالمين , والصلاة والسلام على خير خلقه محمد وآله الطاهرين , و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين .
مـسـالـه 1 - مـسلمان بايد به اصول دين يقين داشته باشد, ولى در احكام غير ضرورى دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل به دست آورد, يا از مجتهد تقليدكند يعنى به دستور او رفتار نمايد, يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده اسـت , مـثـلا اگـر عده اى از مجتهدين عملى را حرام مى دانند و عده ديگر مى گويند حرام نـيست آن عمل را انجام ندهد, و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى دانند آن را به جا آورد, پـس كـسـانـى كه مجتهد نيستند ونمى توانند به احتياط عمل كنند واجب است از مجتهد تقليد نمايند, بلكه براى كسانى كه مى توانند به احتياط عمل كنند اولى و احوط تقليد و ترك عمل به احتياط است .
مـسـالـه 2 - تقليد در احكام , عمل كردن به دستور مجتهد است , و از مجتهدى بايدتقليد كرد كه بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد.
و نيز بنابراحتياط واجب بايد از مـجـتـهدى تقليد كرد كه حريص به دنيا نباشد و از مجتهدين ديگراعلم باشد, يعنى در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدين زمان خود استادتر باشد.
مساله 3 - مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت : اول : آن كه خود انسان يقين كند, مثل آن كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم رابشناسد.
دوم : آن كـه دو نـفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند مجتهدبودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند, به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.
سـوم : آن كـه عـده اى از اهـل عـلم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند, و از گفته آنان اطمينان پيدا مى شود مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.
مساله 4 - به دست آوردن فتوى , يعنى دستور مجتهد چهار راه دارد: اول : شنيدن از خود مجتهد.
دوم : شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند.
سـوم : شـنـيـدن از كـسـى كـه مـورد اطـمـينان و راستگوست .
چهارم : ديدن در رساله مجتهد درصورتى كه انسان به درستى آن رساله , اطمينان داشته باشد.
س 5 - وضـعيت جوانان مسلمانى كه به واسطه گرايش به مسائل روشنفكرى , تقليداز مجتهدان را قبول ندارند, و اعمالشان بدون تقليد از مجتهد است , چگونه است ؟ ج - در صـورتـى اعمالشان صحيح است كه موافق با فتواى مجتهدى باشد كه وظيفه آنها تقليد از اوست , والا صحيح نيست .
3/6/ 75 س 6 - تقليد ابتدايى از مرجع تقليدى كه فوت شده است , چه حكمى دارد؟ ج - جايز نيست , چون تقليد ابتدايى از ميت است .
19/6/ 75 س 7 - آيـا كـسـى بـدون دلـيـل شـرعى , مثلا از روى دلخواه يا رعايت بعضى ملاحظات سياسى , مى تواند مرجع تقليد خود را عوض كند؟ ج - عـدول از مـجـتـهدى به مجتهد ديگر براى جهات ذكر شده در سؤال , جايز نيست .
آرى , اگر اعلميت مجتهد ديگر احراز شود, بنابر احتياط واجب , بايد به او رجوع كرد.
2/8/ 75 س 8 - اگـر دخترى مقلد حضرت امام (ره ) يا يكى از فقهاى عظام (رهم ) بوده كه سن تكليف را 9 سـالگى مى دانند, آيا اكنون براى تدارك نماز و روزه هاى قضا شده مى تواند فتواى حضرت عالى را ملاك قرار داده , سن 13 سالگى را شروع تكليف بداند؟ ج - اگـر قـبـلا بـه سـن 9 سالگى رسيده , و تقليد نموده است , بايد نماز و روزه قضا شده راطبق فتواى مرجع فوت شده به جا آورد.
8/3/ 76 س 9 - دخـتـر بچه اى 11 ساله از يكى از مراجعى كه مرحوم شده تقليد مى نموده , و در آن زمان به دلـيـل ضـعـف و بـيـمارى تعدادى از روزه هاى خود را نگرفته است , حال پس از رحلت ايشان , از حضرت عالى تقليد مى كند, با توجه به فتواى حضرت عالى در مورد بلوغ دختران (كه سن بلوغ را 13 سال قمرى تمام مى دانيد,) آيا بايد روزه هاى نگرفته را قضاكند يا آنكه قضا از او ساقط است ؟ ج - به شرط آنكه بيمارى و ضعف تا سال ديگر, ادامه داشته باشد, ساقطاست .
4/2/ 76 س 10 - آيا اگر مرجع تقليد زن و شوهرى در يك منزل , با هم فرق كند, اشكال دارديا خير؟ ج - مـانـعى ندارد, و هر كس از هر مجتهدى كه او را داراى شرايط مى داند, تقليد كند,بين خود و خدا معذور است .
27/4/ 69 س 11 - نظر مبارك حضرت عالى در خصوص سن تكليف دختران چيست ؟ ج - شـرايـط بـلوغ براى دختران روييدن موى خشن بالاى عورت يا عادت زنانه , و بانبودن يكى از اينها, تمام شدن 13 سال قمرى است .
8/2/ 76 س 12 - سن بلوغ دختران را سيزده سالگى بيان فرموده ايد, آيا رعايت حجاب وانجام فرايض نيز از همين سن بر دخترانى كه از حضرت عالى تقليد مى كنند, واجب است ؟ ج - آرى , بين فرايض و غير آن فرقى نيست , ولى در مساله حجاب خصوصيت عفت وحياء اجتماعى و مقررات آنها مساله اى خاص و با اهميت است .
29/5/ 74

احكام طهارت

آب مطلق و مضاف

مـسـالـه 13 - آب يـا مطلق است يا مضاف : آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند,مثل آب هـنـدوانه و گلاب , يا با چيزى مخلوط باشد, مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند, و غير اينها آب مطلق است , و آن بر پنج قسم است : اول : آب كر.
دوم : آب قليل .
سوم : آب جارى .
چهارم : آب باران .
پنجم : آب چاه .
1 - آب كر مساله 14 - آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر يك سه وجب و نيم است بريزند آن ظرف را پركند بنابر احتياط واجب .
و وزن آن از صد و بيست وهشت من تبريز بيست مثقال كمتر است و به حسب كيلوى متعارف بنابر اقرب 419/377كيلوگرم مى شود.
مـساله 15 - اگر عين نجس مانند بول و خون به آب كر برسد چنانچه بواسطه آن بو يارنگ يا مزه آب تغيير كند آب نجس مى شود, و اگر تغيير نكند نجس نمى شود.
مساله 16 - اگر بوى آب كر بواسطه غير نجاست تغيير كند, نجس نمى شود.
مساله 17 - اگر عين نجس مانند خون به آبى كه بيشتر از كر است برسد و بو يا رنگ يا مزه قسمتى از آن را تـغـيـير دهد, چنانچه مقدارى كه تغيير نكرده كمتر از كر باشد تمام آب نجس مى شود, و اگر به اندازه كر يا بيشتر باشد فقط مقدارى كه بو يا رنگ يا مزه آن تغيير كرده نجس است .
مـساله 18 - اگر مقدارى از آب كر يخ ببندد و باقى آن بقدر كر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مى شود, و هر قدر از يخ هم آب شود نجس است .
مساله 19 - كر بودن آب به سه راه ثابت مى شود: اول : آن كه خود انسان يقين كند.
دوم : آن كه دو مرد عادل خبر دهند.
سوم : آنكه يك مرد مورد اطمينان و راستگو خبر دهد.
2 - آب قليل مساله 20 - آب قليل آبى است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد.
مساله 21 - اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد نجس مى شود, ولى اگر از بالا با فشار روى چيز نجس بريزد مقدارى كه به آن چيز مى رسدنجس , و هر چه بالاتر از آن است پـاك مـى باشد, و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالارود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پائين نجس نمى شود و اگر نجاست به پايين برسدبالا نجس مى شود.
مساله 22 - آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گـردد, نـجـس اسـت , و هـمچنين بنابر اقوى بايد از آب قليلى هم كه بعد ازبرطرف شدن عين نجاست , براى آب كشيدن چيز نجس روى آن مى ريزند و از آن جدامى شود, اجتناب كنند.
ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شويند با پنج شرط پاك است : اول : آن كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نـگرفته باشد.
دوم : نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد.
سوم : نجاست ديگرى مثل خون يا بول , با غـائط بـيرون نيامده باشد.
چهارم :ذره هاى غائط در آب پيدا نباشد.
پنجم : بيشتر از مقدار معمول , نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد.
3 - آب جارى مساله 23 - آب جارى آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .
مـسـاله 24 - آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد, چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
4 - آب باران مساله 25 - اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست يك مرتبه باران بباردجائى كه باران به آن برسد پاك مى شود.
و در فرش و لباس و مانند اينها فشار لازم نيست ولى باريدن دو سه قطره فائده ندارد, بلكه بايد طورى باشد كه بگويند باران مى آيد.
مـسـاله 26 - زمين نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مى شود.
و اگر باران بر زمين جارى شود و به جاى نجسى كه زير سقف است برسد, آن را نيز پاك مى كند.
5 - آب چاه مساله 27 - آب چاهى كه از زمين مى جوشد, اگرچه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد, تـا وقـتـى بـو يـا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است , ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها, مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده , از آب آن بكشند.

احكام آبها

مـسـاله 28 - آب مضاف كه معنى آن گفته شد, چيز نجس را پاك نمى كند, وضو و غسل هم با آن باطل است .
مساله 29 - اگر ذره اى نجاست به آب مضاف برسد نجس مى شود, ولى چنانچه ازبالا با فشار روى چـيـز نـجـس بـريزد, مقدارى كه به چيز نجس رسيده نجس , و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مـى باشد.
مثلا اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بريزند,آنچه به دست رسيده نجس , و آنـچه به دست نرسيده پاك است , و نيز اگر مثل فواره بافشار از پايين به بالا برود اگر نجاست به بالا برسد, پائين نجس نمى شود.
مـسـالـه 30 - اگر چيز نجس را در آب كر يا جارى فرو برند, آبى كه از آن مى ريزد يا بافشار دادن بيرون مى آيد پاك مى باشد.
مـسـالـه 31 - آبـى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه , پاك است .
و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه نجس است .

احكام تخلى

(بول و غائط كردن ) مـساله 32 - واجب است انسان وقت تخلى و مواقع ديگر, عورت خود را از كسانى كه مكلفند, اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند, و همچنين از ديوانه مميز و بچه هاى مميز كه خوب و بد را مى فهمند, بپوشاند ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را ازيكديگر بپوشانند.
مساله 33 - موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن , يعنى شكم و سينه رو به قبله وپشت به قبله نباشد.
مساله 34 - اگر براى آن كه نامحرم او را نبيند, مجبور شود رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند, بايد رو بـه قـبله يا پشت به قبله بنشيند, و نيز اگر از راه ديگر ناچار باشد كه رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند مانعى ندارد.
مساله 35 - در چهار جا تخلى حرام است : اول : در كوچه ها و معابر, چون مستلزم ايذاء و اضرار به عابرين مى باشد.
دوم : در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است .
سوم : در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است مثل بعضى از مدرسه ها.
چهارم : روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى احترامى به آنان باشد.
مـسـاله 36 - مخرج بول با غير آب پاك نمى شود, و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول يك مرتبه بـشويند كافى است , ولى زنها و همچنين كسانى كه بولشان از غير مجراى طبيعى مى آيد, احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند, ولى در غير آب قليل مانندآبهاى لوله كشى مطلقا يكبار كافى است .

نجاسات

مـسـالـه 37 - نجاسات يازده چيز است : اول بول , دوم غائط, سوم منى , چهارم مردار,پنجم خون , شـشـم و هـفـتـم سگ و خوك , هشتم كافر معاند دينى , نهم شراب , دهم فقاع ,يازدهم عرق شتر نجاست خوار.
1 و 2 - بول و غائ ط مـساله 38 - بول و غائط انسان و هر حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد كه اگر رگ آن را بـبـرنـد, خون از آن جستن مى كند, نجس است , ولى فضله حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارند پاك است .
س 39 - آبـهـايـى كه از خانمها در موقع ملاعبه و بازى كردن و هيجان و يا بطورعادى و معمولى خارج مى شود, از لحاظ نجاست و طهارت چه حكمى دارد؟ ج - محكوم به طهارت است .
2/1/ 76 س 40 - آيـا لازم اسـت كـه خانمها (با توجه به اينكه معمولا هنگام ادرار مايع لزجى از رحم ايشان خـارج مـى شـود,) براى تطهير محل بول , بر آن دست بكشند؟ اگرتطهير با آب لوله متصل به كر صورت گيرد چگونه است ؟ ج - هر گاه يقين به خروج مايعى لزج پيدا كنند, براى تطهير محل بايد دست بكشند,و يا به وسيله فـشـار آب يـا چيز ديگر يقين پيدا كنند كه لزوجت از بين رفته است ,ناگفته نماند كه زنها استبرا ندارند.
1/4/ 76 س 41 - ترشحى كه در بعضى از توالتها به لباس انسان سرايت مى كند, چه حكمى دارد؟ ج - پاك است , مگر آنكه يقين صد درصد پيدا كند كه عين نجس سرايت كرده است .
4/7/ 74 3 - منى مساله 42 - منى حيوانى كه خون جهنده دارد, نجس است .
4 - مردار مـسـالـه 43 - مـردار حـيوانى كه خون جهنده دارد, نجس است , چه خودش مرده باشديا به غير دسـتورى كه در شرع معين شده , آن را كشته باشند.
و ماهى چون خون جهنده ندارد, اگرچه در آب بميرد, پاك است .
مـسـاله 44 - چيزهايى از مردار كه مثل پشم و مو و كرك و استخوان و دندان , روح نداشته اگر از غير حيوانى باشد كه مثل سگ نجس است , پاك مى باشد.
مـسـاله 45 - دواجات روان و عطر و روغن و واكس و صابون هر چند از بلادغيراسلامى مى آورند اگر انسان يقين به نجاست آنها نداشته باشد, پاك است .
س 46 - كـنـدن پـوسـت يـا زخم يا دندان و يا امور مشابه آنها چه حكمى دارد؟ آيااينگونه پوستها نجس اند؟ ج - اگـر ضـرر فـاحـش نـداشـتـه باشد, حرام نيست و قطعه هاى كوچك و ريز هم نجس نيست , برخلاف قطعه هاى بزرگ كه نجس است .
25/7/ 74 5 - خون مـساله 47 - خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد, يعنى حيوانى كه اگر رگ آن راببرند خون از آن جستن مى كند, نجس است , پس خون حيوانى كه مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد, پاك مى باشد.
مـساله 48 - اگر حيوان حلال گوشت را به دستورى كه در شرع معين شده بكشند وخون آن به مقدار معمول بيرون آيد, خونى كه در بدنش مى ماند, پاك است , ولى اگر به علت نفس كشيدن يا بواسطه اين كه سر حيوان در جاى بلندى بوده خون به بدن حيوان برگردد, آن خون نجس است .
مـسـاله 49 - خونى كه در تخم مرغ مى باشد نجس نيست , ولى به احتياط واجب بايداز خوردن آن اجـتـناب كند, و اگر خون را با زرده تخم مرغ يا به نحو ديگر به هم بزنند كه ازبين برود, خوردن زرده هم مانعى ندارد.
مـسـالـه 50 - خونى كه از لاى دندانها مى آيد, اگر بواسطه مخلوط شدن با آب دهان ازبين برود, پاك است , و فرو بردن آب دهان در اين صورت اشكال ندارد.
مساله 51 - زردابه اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مى شود, اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است , پاك مى باشد.
6 و 7 - سگ و خوك مـسـالـه 52 - سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى كنند حتى مو و استخوان و پنجه وناخن و رطوبت هاى آنها, نجس است ولى سگ و خوك دريايى پاك است .
8 - كافر معاند دينى مـسـالـه 53 - كـافـر يـعنى كسى كه منكر خداست , يا براى خدا شريك قرار مى دهد, ياپيغمبرى حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبداللّه (ص ) را قبول ندارد, يا در يكى از آنهاشك دارد, و كفار معاند مـطـلـقا نجس اند اما غيرمعاندين از آنها كه عامه كفار مى باشنداظهر عدم نجاست آنان است بلكه عـامـه كـفـار حتى حربى آنان كه به خاطر اسلام و اعتقادمسلمانان با آنان نمى جنگند بلكه براى جهات ديگرى مى جنگند معاند دينى نمى باشندو محكوم به نجاست نيستند.
مساله 54 - تمام بدن كافر معاند دينى , حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است .
مساله 55 - اگر پدر و مادر و جد و جده بچه نابالغ كافر معاند دينى باشند آن بچه هم نجس است , و اگر يكى از اينها مسلمان يا غيرمعاند باشد بچه پاك است .
مـسـاله 56 - كسى كه معلوم نيست مسلمان است يا نه پاك مى باشد.
ولى احكام ديگر مسلمانان را ندارد, مثلا نمى تواند زن مسلمان بگيرد.
مـساله 57 - اگر مسلمانى به يكى از دوازده امام دشنام دهد, يا با آنان دشمنى داشته باشد, نجس است .
س 58 - نـظـر حـضـرت عـالـى دربـاره طهارت يا عدم طهارت اهل كتاب چيست ؟ نيزبفرماييد معاشرت و دوستى و هم سفره شدن مسلمين با ايشان جايز است يا خير؟ ج - تنها معاند از آنها مانند ديگر معاندين از كفار محكوم به نجاست اند, لكن معاشرت با غيرمعاند از آنـهـا مـانـعـى نـدارد, اما بايد مواظب بود كه غذاى نجس و ياگوشت ومشتقات آن كه در دست آنهاست و از بازار مسلمين تهيه نشده , خورده نشود, چرا كه ميته , نجس و حرام است .
15/7/ 78 9 - شراب و فقاع و آبجو مـسـاله 59 - شراب و هر نوشيدنى ديگر كه انسان را مست مى كند, نجس است , و اگرمثل بنگ و حشيش , نوشيدنى نباشد اگرچه چيزى در آن بريزند كه روان شود, پاك است .
مساله 60 - انواع الكل ها كه مورد استفاده كارهاى صنعتى و درمانى قرار مى گيرد باشك در اينكه از نـوشيدنى هاى مست كننده مى باشد و يا در آن بكار رفته يا نه محكوم به طهارت است و تحقيق لازم نمى باشد.
مـسـاله 61 - اگر انگور و آب انگور به خودى خود جوش بيايد, حرام , ولى نجس نيست مگر آن كه مـعـلـوم شود كه مست كننده است , و اگر به واسطه پختن جوش بيايد خوردنش حرام است ولى نجس نيست .
مساله 62 - خرما و مويز و كشمش و آب آنها اگر جوش بيايند پاك , و خوردن آنهاحلال است .
مـسـالـه 63 - فـقاع كه از جو گرفته مى شود و به آن آبجو مى گويند نجس است , ولى آبى كه به دستور طبيب از جو مى گيرند و به آن ماءالشعير مى گويند پاك مى باشد.
س 64 - اسـتعمال ادكلنهايى كه از خارج مى آورند و نمى دانيم كه از چه موادى ساخته شده و چه كسى آنها را ساخته است , چه حكمى دارد؟ ج - چـون مـعـلوم نيست كه از چيز نجس ساخته شده و يا با نجس ملاقات كرده باشد,محكوم به طهارت است و تحقيق لازم نيست .
8/3/ 76

عرق جنب از حرام

مساله 65 - عرق جنب از حرام , نجس نيست , ولى احتياط واجب آن است كه با بدن يالباسى كه به آن آلوده شده , نماز نخوانند.
مـساله 66 - اگر انسان در موقعى كه نزديكى با زن , حرام است - مثلا در روزه ماه رمضان - با زن خود نزديكى كند بنابر احتياط واجب بايد از عرق خود در نماز اجتناب نمايد.

راه ثابت شدن نجاست

مـسـاله 67 - نجاست هر چيز از سه راه ثابت مى شود: اول آنكه خود انسان يقين كندچيزى نجس اسـت , و اگـر گـمان داشته باشد چيزى نجس است لازم نيست از آن اجتناب نمايد.
بنابراين غذا خـوردن در قـهوه خانه و مهمانخانه هايى كه مردمان لاابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى كنند, در آنها غذا مى خورند, اگر انسان يقين نداشته باشدغذايى را كه براى او آورده اند نجس اسـت اشـكـال ندارد.
دوم آن كه كسى كه چيزى دراختيار او است بگويد آن چيز نجس است , مثلا همسر انسان يا آشپز بگويد ظرف يا چيزديگرى كه در اختيار او است نجس مى باشد, سوم آن كه دو مرد عادل بگويند چيزى نجس است و نيز اگر يك نفر عادل يا موثق هم بگويد چيزى نجس است , بايد از آن چيزاجتناب كرد.
مـسـالـه 68 - چيز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه , نجس است , و چيز پاك را اگر شك كند نجس شده يا نه , پاك است .
و اگر هم بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن رابفهمد لازم نيست وارسى كند.

راه نجس شدن چيزهاى پاك

مساله 69 - اگر چيز پاك به چيز نجس برسد و هر دو يا يكى از آنها بطورى تر باشد كه ترى يكى به ديگرى برسد, چيز پاك نجس مى شود.
و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد, چيزى كه پاك بوده نجس نمى شود.
مـساله 70 - اگر چيز پاكى به چيز نجس برسد و انسان شك كند كه هر دو يا يكى ازآنها تر بوده يا نه , آن چيز پاك نجس نمى شود.
مـسـاله 71 - هرگاه شيره و روغن روان باشد همين كه يك نقطه از آن نجس شد,تمام آن نجس مى شود.
ولى اگر روان نباشد نجس نمى شود.
س 72 - قـسـمـتى از فرش منزل ما نجس است با اين وصف كه الان موضع نجاست معلوم نيست , فـرزنـدم - بـدون توجه به مطلب فوق - از روى فرش با پاى خيس عبوركرده است ؟ آيا پاى او كه معلوم نيست از روى قسمت نجس عبور كرده يانه , پاك است يانجس ؟ ج - پاى او پاك است , چون ملاقى - بالكسر - با شبهه محصوره نجس نيست .
8/3/ 76

احكام نجاسات

مـسـاله 73 - نجس كردن خط و ورق قرآن و جلد مخصوص آن حرام است , و اگر نجس شود بايد فورا آن را آب بكشند.
مـسـالـه 74 - گذاشتن قرآن روى عين نجس , مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس خشك باشد حرام است , و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى باشد.
مـسـالـه 75 - اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى خورد يا با لباس نجس نمازمى خواند لازم نيست به او بگويد.
مساله 76 - اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيزديگر كسانى كه وارد خانه او مى شوند با رطوبت بجاى نجس رسيده است , لازم نيست به آنان بگويد.
مـسـاله 77 - اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است , بايد به مهمان ها بگويد, امـا اگـر يـكـى از مـهـمـان ها بفهمد لازم نيست به ديگران خبر دهد, ولى چنانچه طورى با آنان مـعـاشـرت دارد كه مى داند كه به واسطه نگفتن , خود او هم نجس مى شود بايد بعد از غذا به آنان بگويد, تا خود نجس نشود.

مطهرات

مساله 78 - ده چيز, نجاست را پاك مى كند و آنها را مطهرات گويند: اول : آب , دوم : زمـيـن , سـوم : آفـتاب , چهارم : استحاله , پنجم : انتقال , ششم : اسلام ,هفتم : تبعيت , هـشـتم : برطرف شدن عين نجاست , نهم : استبراء حيوان نجاستخوار, دهم :غائب شدن مسلمان .
و احكام اينها بطور تفصيل در مسائل آينده گفته مى شود.
1 - آب مساله 79 - آب با چهار شرط, چيز نجس را پاك مى كند: اول : آن كه مطلق باشد, پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد, چيز نجس را پاك نمى كند, دوم : آن كـه پـاك بـاشـد, سوم : آن كه وقتى چيز نجس را مى شويند آب مضاف نشودو بو يا رنگ يا مزه نـجاست هم نگيرد, چهارم : آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس , عين نجاست در آن نباشد.
و پاك شـدن چـيـز نـجـس بـا آب قليل , يعنى آب كمتر از كر, شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعدا گفته مى شود.
مـسـالـه 80 - ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست , بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مـرتـبه است , اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است , ولى ظرفى را كه سگ ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده , بايد اول با خاك پاك , خاك مال كرد وبعد بنابر احتياط واجب , دو مـرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست , و همچنين ظرفى راكه آب دهان سگ در آن ريخته بنابر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاك مال كرد.
مـسـالـه 81 - ظرف نجس را با آب قليل , دو جور مى شود آب كشيد.
يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خـالـى كـنـنـد, ديـگـر آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.
مساله 82 - اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست , يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو بـرنـد كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود و در فرش و لباس و مانند اينها بايد آن را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود.
مساله 83 - اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند,چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود در صورتى كه بول در آن چيزنمانده باشد, يك مرتبه ديگر كه آب روى آن بريزند پاك مى شود, و فرقى نيست كه بول خشك شده باشد يا تر باشد.
ولى در آب كر و جـارى شستن يكبار كافى است .
و فرقى بين بول انسان و حيوان و اقسام حيوانات نمى باشد.
ولى در لـباس و فرش و مانند اينها بايد بعداز هر دفعه , فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد (و غساله آبى است كه معمولا در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى شود خودبخود يا به وسيله فشار مى ريزد).
مساله 84 - اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده نجس شود, چنانچه يك مرتبه آب روى آن بـريـزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود ولى احتياطمستحب آن است كه يك مرتبه ديگر هم آب روى آن بريزند و در لباس و فرش و ماننداينها فشار لازم نيست .
مساله 85 - اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود به فرو بردن دركر و جارى , پاك مى گردد.
و اگر باطن آنها نجس شود پاك نمى گردد.
مـسـالـه 86 - اگـر ظـاهر برنج و گوشت يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد, چنانچه آن را در ظـرفـى بـگـذارنـد و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى شود, و ظرف آن هم پاك مـى گردد.
ولى اگر بخواهند لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بكشند بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى ريزند آن را فشار دهند و ظرف راكج كنند, تا غساله اى كه در آن جمع شده بيرون بريزد.
مساله 87 - هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمى شود.
ولى اگر بو يا رنگ نـجـاسـت در آن مـانـده باشد اشكال ندارد.
پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند, پاك مى باشد, اما چنانچه بواسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره هاى نجاست در آن چيز مانده ,نجس است .
مساله 88 - اگر ظرف يا بدن نجس باشد و بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى ازرسيدن آب بـه آنـها كند, چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند, بايد چربى را برطرف كنند تا آب به آنها برسد.
مـسـالـه 89 - زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى روداگر نجس شود با آب قليل , پاك مى گردد ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود و چنانچه آبى كـه روى آن ريخته اند از سوراخى بيرون رود همه زمين پاك مى شود, واگر بيرون نرود جايى كه آبـهـا جمع مى شود نجس مى ماند.
و براى پاك شدن آن جا بايدگودالى بكنند كه آب در آن جمع شود, بعد آب را بيرون بياورند و گودال را با خاك پاك پركنند.
س 90 - در منزل براى شستن لباسهاى چرك و نجس از ماشين رختشويى استفاده مى كنيم كه 50 لـيـتر آب ظرفيت دارد, و توسط شير آب , داخل آن آب مى ريزيم , درضمن تا پايان چرخش , آب به اندازه شير سماور داخل آن مى ريزد, آيا در زمانى كه ماشين در حال چرخش است , آبى كه از داخل ماشين ترشح مى كند, پاك است يانجس ؟ ج - مادامى كه آب شير داخل ماشين مى شود, آب داخل ماشين پاك است و ترشح آن نجس نيست , چون متصل به آب كر و معتصم به آن است .
22/10/ 71 س 91 - اگر موكتى كه به كف اطاقها مى چسبانند, نجس شود, آيا بايد آن را كنده وتطهير نمايند يا راه ديگرى براى تطهير آن وجود دارد؟ ج - نيازى به كندن نيست , بلكه بعد از ازاله عين نجاست اگر آب را با فشار به وسيله شيلنگ روى آن بريزند و يا فشار دهند به طورى كه آب درون آن خارج شود, پاك مى شود.
8/3/ 76 س 92 - نـظـر حـضرتعالى درباره وسواس اين است كه فرد وسواسى نبايد به اين حالت خود اعتنا كند, بول و خون براى فرد وسواسى نجس است يا خير؟ ج - وسواسى نبايد به يقين خود اعتماد نمايد, و حتى اگر يقين به خون بودن يا بول بودن پيدا كند برايش پاك است , مگر آنكه ديگران بگويند كه بول يا خون است .
28/12/ 72 2 - زمين مساله 93 - زمين با سه شرط, كف پا و ته كفش نجس را پاك مى كند.
اول : آن كه زمين پاك باشد.
دوم : آن كه خشك باشد.
سوم : آن كه اگر عين نجس مثل خون و بول , يـا مـتـنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد بواسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود.
و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش ومانند اينها باشد و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه , كف پا و ته كفش نجس , پاك نمى شود, و اگر به واسطه غير راه رفتن نجس شده باشد بواسطه راه رفتن پاك نمى شود.
مساله 94 - لازم نيست كف پا و ته كفش نجس , تر باشد بلكه اگر خشك هم باشدبه راه رفتن پاك مى شود.
3 - آفتاب مـساله 95 - آفتاب , زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كار برده شده , و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيده اند و جزء ساختمان حساب مى شود باشش شرط پاك مى كند.
اول : آن كـه چـيز نجس بطورى تر باشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود, پس اگرخشك باشد بايد به وسيله اى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.
دوم : آن كه اگر عين نجاست در آن چيز باشد پيش از تابيدن آفتاب آن را برطرف كنند.
سـوم : آن كـه چـيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند, پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابرو مانند ايـنها بتابد و چيز نجس را خشك كند, آن چيز پاك نمى شود, ولى اگر ابر بقدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند اشكال ندارد.
چـهـارم : آن كـه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند پس اگر مثلا چيز نجس بواسطه باد و آفـتـاب خشك شود پاك نمى گردد, ولى اگر باد بقدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده , اشكال ندارد.
پنجم : آن كه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته , يك مرتبه خشك كند, پس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند,و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد, فقط روى آن پاك مى شود و زير آن نجس مى ماند.
شـشـم : آن كه ما بين روى زمين يا ساختمان كه آفتاب به آن مى تابد با داخل آن , هوا ياجسم پاك ديگرى فاصله نباشد.
5 - كم شدن دو سوم آب انگور مساله 96 - آب انگورى كه جوش آمده پيش از آن كه ثلثان شود, يعنى دو قسمت آن كم شود و يك قـسـمـت آن بـماند نجس نيست , ولى خوردن آن حرام است , ولى اگر ثابت شودكه مست كننده است حرام و نجس مى باشد, و فقط به سركه شدن پاك و حلال مى شود.
مـسـالـه 97 - اگر مثلا در يك خوشه غوره يك دانه يا دو دانه انگور باشد چنانچه به آبى كه از آن خـوشـه گرفته مى شود آبغوره بگويند و اثرى از شيرينى در آن نباشد و بجوشد,پاك و خوردن آن حلال است .
مساله 98 - چيزى كه معلوم نيست غوره است يا انگور, اگر جوش بيايد حرام نمى شود.
6 - انتقال مساله 99 - اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد, يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى كند به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برودو خون آن حيوان حساب شود پاك مى گردد, و اين را انتقال گويند.
پس خونى كه زالو ازانسان مى مكد چون خون زالو به آن گفته نمى شود و مى گويند خون انسان است نجس مى باشد.
مساله 100 - اگر كسى پشه اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مـكـيده يا از خود پشه مى باشد, پاك است و همچنين است اگر بداند از اومكيده ولى جزو بدن پـشه حساب شود, اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه بقدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است , يا معلوم نباشد كه مى گويند خون پشه است يا خون انسان , نجس مى باشد.
7 - اسلام مساله 101 - اگر كافر شهادتين بگويد, يعنى بگويد: اشهد ان لا اله الا اللّه و اشهد ان محمدا رسول اللّه مسلمان مى شود و بعد از مسلمان شدن , بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است .
ولى اگر مـوقع مسلمان شدن عين نجاست با رطوبت مسريه به بدن او بوده ,بايد برطرف كند و جاى آن را آب بـكـشد, ولى اگر پيش از مسلمان شدن عين نجاست برطرف شده باشد و رطوبتى از آن باقى نمانده لازم نيست جاى آن را آب بكشد.
8 - تبعيت مـسـالـه 102 - كسى كه چيزى را با دست خود آب مى كشد اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود بعد از پاك شدن آن چيز دست او هم پاك مى شود.
مـسـاله 103 - اگر لباس و مانند آن را با آب قليل , آب بكشند و به اندازه معمول فشاردهند تا آبى كه روى آن ريخته اند جدا شود, آبى كه در آن مى ماند پاك است .
9 - برطرف شدن عين نجاست مـسـالـه 104 - اگـر بـدن حيوان به عين نجس مثل خون , يا متنجس مثل آب نجس , آلوده شود, چنانچه آنها برطرف شود بدن آن حيوان پاك مى شود.
و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى .
مثلا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان ازبين برود, آب كشيدن توى دهان لازم نيست .
و همچنين اگر دندان مصنوعى خون دهان به آن برسد.
مساله 105 - اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد, چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده آن غذا پاك است .
و همچنين اگر خون به آن برسد لازم نيست آن را آب بكشد.

وضو

مساله 106 - در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها رامسح كنند.
مساله 107 - درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى - جايى كه موى سر بيرون مى آيد - تا آخر چانه شست , و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرارمى گيرد بايد شسته شود, و اگر مـخـتصرى از اين مقدار را نشويد وضو باطل است .
و براى آن كه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.
مـسـالـه 108 - شستن توى بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى شود واجب نـيـسـت , ولى براى آن كه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده واجب است مقدارى از آنها را هم بشويد.
و كسى كه نمى دانسته بايد اين مقدار را بشويد اگر نداند در وضوهايى كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه , نمازهايى كه خوانده صحيح است .
مـسـاله 109 - بايد صورت را بنابر احتياط واجب از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد بنابر احتياط واجب وضو باطل است , و دستها را بايد از مرفق به طرف سرانگشتان بشويد.
مـساله 110 - بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشويد.
مـسـاله 111 - بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند, و لازم نيست با دست راست باشد يا از بالا به پائين مسح نمايد.
مـسـاله 112 - لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است .
ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلا شانه كندبه صورتش مى ريزد, يا به جاهاى ديگر سر مى رسد, بايد بيخ موها را مسح كند, يا فرق سررا بازكرده پوست سر را مسح نمايد, و اگر موهايى را كه به صورت مى ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد, يا بر موى جاهاى ديگر سر, كه جلوى آن آمده مسح كند باطل است .
مـسـالـه 113 - بـعـد از مـسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را ازسر يكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كند.
مساله 114 - در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد, و اگر دست رانگهدارد و سر يا پا را بـه آن بكشد وضو باطل است , ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سريا پا مختصرى حركت كند اشكال ندارد.