ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه تعداد انبوهى از بهائيان كه با پيروزى انقلاب اسلامى تمام نقشه هاى بيت العدل را در ايران بر باد رفته مى ديدند و نسبت به اين مرام بى اعتقاد شدند، با ايجاد تسهيلات لازم ازطرف نظام جمهورى اسلامى به سوى مساجد حركت كرده و به صورت دسته جمعى و خانوادگى مسلمان شدند.

گفتارسوم وضعيت بين الملى بهائى گرى

بهائيت از زمان عباس افندى «جهان وطني» آغاز نمود و به دام كشورهاى امپرياليستى افتاد و در راستاى منافع آنان مورد استفاده قرار گرفت. به اين ترتيب دول خارجى مخصوصاً آمريكا و صهيونيست ها در صحنه بين المللى از آنان حمايت نموده و آنان را زير چتر حمايتى خويش قرار دادند. بهائيت نيز موجوديت خود را در اين وابستگى و حمايت مى داند و به آن تن داده است. به طورى كه سياستهاى پهلوى دوم در مورد آنان نشان داد، ابرقدرتها نيز در مقابل اين فرقه سياستى دوگانه دارند و گاهى آنها را محدود ساخته و از طريق جريانات موازى به آنها گوشمالى مى دهند تا از حدود خويش تجاوز نكنند و گاهى نيز به عنوان حربه اى عليه اسلام از آنها استفاده مى برند.

بعد از انقلاب اسلامى هر كدام از رؤساى جمهورى آمريكا به تناسب حال و موقعيت خود به حمايت از بهائيان پرداخته و ايران را به خاطر برخورد با آنان محكوم كرده است. براى نمونه ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا كه به مناسبت روز جهانى حقوق بشر سخن مى گفت، اظهار داشت: "درايران اعضاى فرقه بهائى را اعدام مى نمايند و تاكنون 198 بهائى اعدام و 717 نفر زندانى و ده هزار نفر بى خانمان و 25 هزار نفر وادار به خروج از كشور شده اند."

البته اين اولين بار نبود كه ريگان نسبت به سرنوشت وابستگان به فرقه سياسى بهائى در ايران اظهار تأسف مى كرد. وى در سال 1983 نيز طى بيانيه اى ضمن اخطار به ايران از تمامى كشورهاى جهان سوم خواست كه از ايران بخواهند از اعدام 22 بهائى كه به جرم جاسوسى براى اسرائيل دستگير شده بودند خوددارى نمايد.

آنچه اهميت دارد نفوذ اين گروه در كاخ سفيد و كنگره آمريكا و نوع فعاليت آنان است كه با وجود ادعاى آنها مبنى بر مذهبى بودن وسياسى نبودن، به خوبى نمايانگر وابستگى اين گروه به محافل امپرياليستى است.

كنگره امريكا نيز در جهت حمايت از بهائيان اقداماتى داشته است. در ادامه خبر فوق روزنامه كيهان چنين مى نويسد: «در 16نوامبر 1982 بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن پست پنج عضو كنگره آمريكا به ريگان پيشنهاد كردند كه با يك اقدام بين المللى از مجازات بهائيان در ايران جلوگيرى نمايد.» اين قطعنامه همچنين به امضاى سى و سه عضو سناى آمريكا رسيده بود.

ديگر كشورهايى كه از خدمات بهائيان در دوران شاه استفاده فراوان برده بودند نيز در صحنه بين المللى به حمايت از آنان پرداخته اند. گروههاى مخالف با جمهورى اسلامى ايران نيز كه در خارج به سر مى برند به حمايت از آنان مبادرت مى ورزند. همين روزنامه درهمين خبر چنين ادامه مى دهد: «علاوه بر آمريكا بسيارى از كشورهاى غربى از جمله انگليس، كانادا و اسرائيل نيز از حاميان پرو پا قرص اين فرقه سياسى در سازمان ملل و محافل سياسى به شمار مى روند. در دو سال اخيرنماينده اين فرقه در صحنة فعاليتهاى خود همدردى جديد يافته است كه سفير سيار مسعود رجوى در مراكز ديپلماتيك است. نماينده بهائيان در كنار كاظم رجوى كه چندماهى است در نيويورك از اين دفتر نمايندگى در سازمان ملل به دفتر ديگر و از اين ميهمانى به ميهمانى ديگرميرود و مى كوشد حمايت نمايندگان دولتها و محافل امپرياليستى را جلب كند، فعاليت مى نمايد.»

شبكه هاى خبرى وابسته به صهيونيزم نيز در اختيار تبليغات اين فرقه مى باشند و سمت وسوى تبليغات بيگانگان در مورد بهائيت تكيه بر مظلوميت آنان و حق آزادى عقيده مى باشد. اما چنان كه بيان شد با اين كه بهائيت با نظام جمهورى اسلامى ايران اختلاف مبنايى دارد، موضع گيرى جمهورى اسلامى ايران در مورد آنان در جهت محدود كردنشان و نه محو آنان بوده است به طورى كه تمام مقامات ايرانى بارها اعلام كرده اند هيچ كس به جرم داشتن عقايدش در جمهورى اسلامى مورد تعقيب و مجازات قرار نمى گيرد و در مورد مجازات برخى اعضاى اين فرقه سياسى نيز به وضوح اعلام شده كه اين عده صرفاً به جرم فعاليتهاى جاسوسى و خيانت مجازات مى شوند.»

در پاسخ به اظهارات ريگان جناب آقاى مهندس موسوى نخست وزير وقت ايران بياناتى را در جمع كاركنان كارخانجات توليدى بهمن اظهار داشت. وى درگوشه اى از سخنان خود گفت: «دفاع رئيس جمهورى آمريكا از يك فرقه جاسوسى يعنى بهائيت همان طور كه نشان دهندة ماهيت اين فرقه است كه در پايتخت بزرگترين جنايتكاران جهان مورد حمايت قرار مى گيرد در عين حال خشم و كينه آمريكا نسبت به انقلاب اسلامى را نمايان مى سازد».

نگاهى اجمالى به گزارشهاى هدفدار و غيرمنصفانه فرستادگان سازمانهاى حقوق بشر مثل گاليندوپول و كاپيتورن اين واقعيت را آشكار مى سازد كه همه ابزارهاى امپرياليستى و صهيونيستى دست به دست هم داده اند كه نظام اسلامى را وادار سازند اين اقليت را به رسميت بشناسد، يعنى كارى را كه رژيم شاه از ترس ملت نتوانست انجام دهد جمهورى اسلامى به آن مبادرت ورزد. اين مطلب ضمن اين كه ميزان حمايت آنان را از بهائيت مشخص مى كند نشان مى دهد كه قاعدتاً پشت پرده خبرهايى بسيار مهمتر از تضييع حقوق بشر در ايران است. اگر اين اخبار را در كنار قرينه هاى سركوب اقليتهاى مسلمان در جهان مانند سركوب مسلمانان و ديگر آزاديخواهان در جنوب لبنان، فلسطين اشغالى، اريتره، ‌آسياى جنوب شرقى و ديگر نقاط جهان قرار دهيم ، معناى روشنترى پيدا مى كند. مخالفت با تحصيل دختران محجبه در فرانسه، عدم اجازه به حضور بانوان با حجاب در ادارات و مدارس و دانشگاههاى تركيه و سكوت سازمانهاى حقوق بشر، مناديان آزادى خواهى واصالت انساني  در خارج از كشور مشتى است نمونه خروار.

بهائيت امروز يك تشكيلاتى بين المللى است مقر آن در اسرائيل است و بيشترين پيروان آن در آمريكا ساكن مى باشند. تشكيلات آنان در كليه كشورهاى جهان بخصوص كشورهاى آفريقايى و آسيايى شعبه دارد و به تبليغ خود مى پردازد.

نكته:

در دوران پهلوى بهائيت با تأسيس تشكيلات گسترده اى با مركزيت اسرائيل به تقويت خويش پرداخت. اين تشكيلات كه عضويت در آن به عنوان يك وظيفه دينى محسوب مى شد، موجب تقويت بهائيت در ايران و ديگر نقاط جهان گرديد.

پس از كودتاى 28مرداد سال 1332 ديكتاتورى قوى تر و موثرترى از ديكتاورى رضاشاه در ايران به كمك بيگانگان تأسيس شد. نقش دولت آمريكا و نماينده او در منطقه خاورميانه يعنى اسرائيل در اين حمايتها در درجه اول اهميت قرار دارد. از همين سالها ميدان عمل براى بهائيان به عنوان كارگزارانى مطمئن در دستگاههاى دولتى بيشتر شد كه عكس العمل مردم ايران و روحانيت را به دنبال داشت. انجمن حجتيه تأسيس شد و روحانيت نيز تحت زعامت آيت الله بروجردى به مقابله تبليغاتى با بهائيت پرداخت. مقابله هاى فيزيكى مردمى نيز در اين دوره صورت گرفت.

پس از فوت آيت الله بروجردى، دستگاه دولتى حركت ضد دينى خود را شدت بخشيد و لايحة انجمن هاى ايالتى و ولايتى را تقديم مجلس كرد. طرح انقلاب شاه و ملت نيز در همين سالها ريخته شد. اين اصلاحات، مقابله دستگاه دينى و بخصوص روحانيت معتقد به مداخله در امور سياسى را به دنبال داشت. نهضت 15 خرداد به رهبرى حضرت امام خميني(ره) به اين امتياز، ايشان از كشور تبعيد شدند. به علت جو ارعاب حاكم، حركتى در خور در مقابل اين تبعيد از جانب روحانيت و مردم صورت نگرفت و اين علامت خوبى براى شاه و حاميانش تلقى شد تا بر شدت دين زدايى بيفزايند. از اين رو از اين پس به كارگيرى مهره هاى بهائى در دستگاه دولتى بدون هيچ ابايى صورت گرفت هويدا براى مدت سيزده سال به سمت نخست وزيرى برگزيده شد. از اين سالها به بعد بر قدرت اين فرقه در ايران افزوده شد و هواداران آنان افزايش يافت.

شاه مى توانست براى كنترل بهائيت از نيروهاى مخالف آنان سود جويد. به اين دليل آنان را به عنوان گروهى بى خطر از لحاظ تعرض به منصب پادشاهى خويش بيش از پيش به كار گرفت. نتيجه خودسريهاى شاه و وابستگان به او از جمله بهائيان اين بود كه دين اسلام كه تا حد زيادى ازصحنه عملى زندگى مردم خارج شده بود در قلب يكايك آنان جوانه زده با فرياد رساى حضرت امام خميني(ره) در فرصتى استثنايى سربلند كند. به اين صورت انقلاب اسلامى شكل گرفت.

انقلاب اسلامى در نتيجه تقابل ميان روحانيت آگاه به زمان با پشتيبانى ملت و دستگاه دولتى شاه با پشتيبانى امپرياليزم به ظهور رسيد. در اين هنگامه بهائيت همراه جناح دولت بود. با غلبه مردم،‌بهائيت و استفاده از تفرقه ميان آنان و ملت مسلمان ايران در جهت تضعيف انقلاب اسلامى قرار گرفت اين طرح به اجرا گذاشته شد و در كنار اعدام يا زندانى شدن برخى از سران آنان به جرم جاسوسى توسط جمهورى اسلامى ايران، حركتهايى عليه اقشار پايين اين فرقه كه به جد از مداخله در امور سياسي  خوددارى مى كردند و حتى به گواهى اسناد ساواك از عضويت در حزب رستاخيز نيز سرباز مى زدند، صورت گرفت. در هيم اوان برخى از جوانان بهائى عليه سران به وابسته به اسرائيل و غرب مطالبى نوشتندو راه خود را از آنان جدا اعلام نمودند.

در سال 1362 تشكيلات بهائى بنا به غيرقانونى خوانده شدن آن از جانب دادستان انقلاب اسلامى،‌ خود را منحل اعلام كردو متعاقب آن در پى سخنرانى شديد حضرت امام (ره) عليه روحانيونى كه مداخله در امورسياسى را منع مى نمودند، انجمن حجتيه نيز اعلام انحلال كرد.

امروزه اين فرقه با مركزيت اسرائيل و بيشترين طرفدار در آمريكا در سطح جهان داراى سه شاخه اصلى است ومورد حمايت كشورهاى سلطه گر مى باشد. به نظر مى رسد علت حمايت كشورهاى فوق از آنان اين باشد كه نشر عقايد بهائيت يكى از وسايل مهم براى مقابله با حركتهاى اسلامى بخصوص در منطقه خاورميانه باشد.

با توجه به آنچه آمد مى توان نتيجه گرفت كه فرضيه يا نظريه تحقيق ما مبنى بر استفاده از جنبش بهائيت توسط قدرتهاى استثمارى براى شكستن كيان واقتدار دينى در ايران درست است، زيرا هر جا كه موضوع دين زدايى از نهاد سياست و يا جامعه مطرح بوده است، بهائيان نقش فعال داشته اند. هم در انقلاب مشروطه و هم در دوران پهلوى اين همكارى بين بيگانگان و بهائيت براى مقابله با ديانت و روحانيت به روشنى به چشم مى خورد. اين جنبش هم اكنون نيز در دنيا و درمنطقه خاورميانه و شمال آفريقا به عنوان يكى از ابزارهاى بالقوه فرهنگى در اختيار قدرتهاى بزرگ براى مقابله با حركتها و جنبشهاى اسلامى باشد.

«اسلام و مذهب مقدس جعفرى سدى است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده‌ آنها، چه راستى و چه چپى و روحانيت كه حافظ آن است سدى است كه با وجود آن اجانب نمى توانند به نحوى كه دلخواه آنهاست، با كشورهاى اسلامى و خصوص با كشور ايران رفتار كنند، لهذا قرنهاست كه با نيرنگهاى مختلف براى شكستن اين سد نقشه مى كشند، گاهى از راه مسلط كردن عمال خبيث خود بر كشورهاى اسلامى و گاهى از راه ايجاد مذاهب باطله و ترويج بابيت و بهائيت و وهابيت و گاهى از طريق احزاب انحرافى امروز كه مكتب بى اساس ماركس با شكست مواجه است و بى پايگى آن برملا شده است، عمال اجانب كه خود بر ضد مكتب آن هستند در ايران از آن ترويج مى كنند براى شكست وحدت اسلامى و كوبيدن قرآن كريم و روحانيت در ايران كه مهد تربيت اهل بيت عصمت و طهارت است و با زنده بودن اين مكتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوى غيرانسانى خود نمى رسند ناگزير هستند مذهب مقدس تشيع و روحانيت را كه پاسداران آن هستند، به هر وسيله تضعيف كنند و بكوبند.»

صحيفه نور، ج 1،مركز مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1361، ص 229