کتابهاى نوجوانان
شتر صالح
از سلسله داستانهاى
حيوانات در قران كه بوسيله حسين خانى ترجمه شده و نشر احرار آن را منتشر كرده است:
در روزى از روزها قوم
ثمود از پيامبرشان صالح خواستند كه براى آنها معجزه اى بياورد تا براى آنها ثابت
كند كه او فرستاده خداست تا به او ايمان بياورند...

داستان زندگى حضرت فاطمه سلام الله عليها
بازآفريده ء امير مهدى
مراد حاصل است و بوسيله محمد حسين صلواتيان تصويرگرى شده و كانون انتشارات پيام
نور آن را منتشر كرده است:
فاطمه(عليها سلام) در
كنار مارد فداكار و پدر مهربانش زندگى خود را شروع كرد. او هر چه بزگتر مى شد در
راه رفتن، حرف زدن و چهره شباهت بيشترى به پيامبر پيدا مى كرد.

موريانه ها
از مجموعه داستان
حيوانات در قران كريم (موريانه ها) توسط حسين خانى ترجمه شده. اين كتاب توسط نشر
احرار انتشار يافته:
حضرت سليمان نشست و بر
عصايش تكيه كرد . بعد خداوند فرشته مرگ را پيش او فرستاد....

هد هد سليمان
از سرى داستانهاى
حيوانات در قران كريم (هدهد سليمان) را حسين خانى ترجمه و نشر احرار منتشر كرده
است:
حضرت سليمان زبان پرندگان و حيوانات را به خوبى م دانست و با آنها
صحبت مى كرد و آنها نيز سخنان حضرت سليمان را مى فهميدند و دستوراتش را اجرا مى
كردند.

شميم بهاران
عنوان كتابى است كه محمد
نهاونديان نويسندگى و حكيمه رافق وند تصويرگرى و نشرآفاق انتشارآن را به عهده
داشته است. در بخشى از كتاب مى خوانيم:
عمو خيلى با محبت است.
با همه ى بديهايى كه مردم در حقش كردند، باز هم مثل يك پدر مهربان، آنها را از ياد
نمى برد.مثل خورشيد مى ماند كه با همه دورى اى كه از ما دارد، باز هم، همه از
روشنايى اش استفاده مى كنند.

نصايح پدرانه
اين كتاب را محمد انجم
شعاع با الهام از نهج البلاغه براى كودكان و نو جوانان تاليف كرده و ناشر آن
جامعه القران الكريم قم است:

غواص شجاع
نام كتابى است كه كنگره
سرداران شهيد استان خراسان به همكارى شبكه 2 سيماى جمهورى اسلامى ايران تنظيم شده
، در قسمتى از اين كتاب كه توسط نشرسخن گستر و براى گروه سنى ب . ج انتشار
يافته مى خوانيم:
جريان تند رودخانه اروند
باعث شده بود حسن نتواند مسير بازگشت را درست تشخيص دهد. او در منطقه گم شده
بود.......

لطايف( لبخندها) معصومين و بزرگان
محمد مظفرى مجموعه اى از
روايات و حكايات شيرين بحارالانواررا گردآورى نموده كه
براى گروه سنى ( د) مناسب است . اين كتاب را انتشارات لوح محفوظ منتشركرده است. در
بخشى از آن مى خوانيم:
گنجشك نر و ماده اى
مشغول گفتگو بودند. پرنده نر به همسرش گفت : چرا جواب خواهش مرا نمى
دهي؟
اگر بخواهى تاج سليمان
را با منقارم به دريا مى اندازم. حضرت سليمان كه شاهد ماجرا بود با تبسم به گنجشك
نر گفت...
