نظر هاميلتون الکساندر رُسکين گيب (1)

(1971 ـ 1895)

هيچ يک از جوامع بزرگ دينى هرگز به اين اندازه از يک روح جامع و همگانى برخوردار نبوده و يا اين که تا اين حد آمادگى نداشته که به اعضا و هواداران خود بالاترين درجه آزادى را عطا نمايد به شرطى که آن ها حداقل از نظر ظاهرى هم که شده تکاليف دينى را بپذيرد (2).
----------------
اسلام در درون دنياى متمدّن خارجى ، به عنوان خرافات خام طايفه هاى غارتگر راه نيافت بلکه به عنوان نيرويى اخلاقى معرّفى شد که احترام همگان را بر مى انگيخت و به منزله آيينى منطقى که مسيحيت روم شرقى و دين زرتشت را در ايران ـ يعنى هر يک از اين دوکيش را در سرزمين و خاستگاه خويش ـ مى توانست به مبارزه طلبد » (3).

1-HAMILTON.ALEXANDER.ROSKEEN.GIBB

2- درآمدى بر اسلام ، از آن مارى شيمل ، ص110.
3- اسلام ، بررسى تاريخى ، اثر هاميلتون گيب ، ترجمه منوچهر اميرى ، ص 24 ، چاپ تهران .