ابو ليلاى غفارى

گاهى يك اثر به ظاهر كوچك يا نقل يك روايت، بر اثر اهميتى كه دارد، سبب مى شود كه نام فردى در تواريخ ثبت گشته براى هميشه زنده بماند. "ابوليلاى غفارى" از اين گونه افراد بود، ما پس از كاوش و بررسى فراوان نام و شرح حال مسبوط وى را در كتب رجال پيدا نكرديم، ولى او حديثى از پيامبر (صلى الله عليه و آله) درباره فتنه ها و حوادث پس از وفات آن حضرت نقل كرده كه در كتب رجال با همان حديث معروف شده است. ابوليلاى غفارى مى گويد: از پيامبر (صلى الله عليه و آله) اسلام شنيدم فرمود: پس از من حوادثى رخ مى دهد كه مؤمنان در آن كاملاً آزمايش مى شوند و در اين فتنه ها بر شما لازم است از على بن ابى طالب (عليه السلام) پيروى كنيد. او نخستين كسى است كه به آئين من گرويده و نخستين كسى است كه روز رستاخيز با من ديدار خواهد نمود "به سيله او ميان حق و باطل فرق گذارده مى شود، او رهبر مؤمنان است و بر آنها حكومت مى كند، چنانكه مال و ثروت، پيشواى مردم دو دل و منافق است، و بر آنها حكومت مى نمايد" يكى از خطرناكترين مسائل براى يك مورخ و نويسنده، اين است كه در بيان حوادث تاريخى يا زندگى شخصيتهاى بزرگ بر اساس عقايد و نظريات شخصى خود داورى نموده و در مورد چگونگى حوادث يا انتقاد و تمجيد از فردي، از دريچه افكار شخصى خود بنگرد بديهى است اگر در بررسى هاى تحقيقى و تاريخى، اين روش معمول گردد، حقايق، پشت پرده اغراض و مقاصد شخصى پنهان مانده واقعيتها وارونه معرفى مى گردد و از اين رهگذر زيان هاى حيران ناپذيرى به جهان دانش و فرهنگ وارد مى شود "ابن عبدالبر" دانشمند معروف جهان تسنن در بيان شرح حال او ليلا دستخوش چنين اشتباهى شده است وى مى گويد: من اسم ابو ليلا را جائى نيافتم و بعد حديث گذشته را از وى نقل مى كند" و آن گاه يكى از روايان حديث را مورد انتقاد قرار داده مى گويد: نقل او قابل قبول و اعتماد نيست چون هم خود او شخص قابل اعتمادى نيست، و هم متن حديث نام مأنوس و ناشناخته است بى شك، اگر مضمون همين حديث درباره يكى از خلفا وارد شده بود نه تنها نامأنوس نبود بلكه قرائنى هم براى صحت آن تراشيده مى شد! ولى چون حديث درباره على (عليه السلام) است، افكار آلوده به غرض نمى تواند آنها را بپذيرد، بلكه مى كوشد فضائل و برترى هاى او را به بهانه هاى پوچى رد كند در صورتيكه مضمون حديث مزبور به طور متفرقه در كتب شيعه و سنى نقل شده است.