استاد سيّد متولى عبدالعال

آن زمان كه او تعليم و آموزش علوم و فنون اين كتاب مقدس را آغاز كرد، كودكى بيش نبود. شايد در آن ايام بر ذهن احدى خطور نمى كرد كه روزى اين كودك بتواند تلاوت هايى چنين زيبا اجرا كند. هنوز هفت سال بيشتر نداشت كه سه جز از اين كلام مقدس را حفظ بود و اين خود پيشرفتى عظيم در اين راستا بود. او چون ساير قاريان در آغاز كار به تقليد از اساتيد برجسته قرائت قرآن پرداخت. شايد تلاوت هاى اين قارى برجسته در كشور جمهورى اسلامى ايران هيچ گاه نمى توانست در ذهن مستمعين اين تصور را پديد آورد كه استاد، روزى مقلّد قاريان ديگر بوده است. در سال 1370 كه اين استاد و قارى ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به كشورمان سفر كردند، جذبه تلاوت هايشان بسيارى را شيفته ساخت. تا به آنجا كه خود استاد تحت تاثير واقع شدند.

آرى، استاد سيّد متولى عبدالعال يكى ديگر از قاريان برجسته كلام مقدس خدايند و چونان بسيارى از پيشكسوتان اين راه، عمرى را در اين مسير صرف كرده اند. تولد وى در خانواده اى متعهد و پايبند به مسائل عرفانى و دينى بود. مادرش كه محب عرفا و صوفيه بود از همان آغاز، نام سيّد را كه به يكى از عرفا و صوفيه بزرگ، سيد احمد البدوى متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نيز جز در اين راه گام ننهد. پدر وى متولى نام داشت. استاد از همان اوان كودكى براى تحصيل به مكتب رفته و در آنجا با وجود سن اندك 3 جز از قرآن را حفظ نموده و در اين راه پيشرفت شايانى كرد. وى همانند بسيارى از مبتديان اين طريقت، برحسب كوشش و طاقت صوت خويش، به تقليد از استاد عبدالباسط و استاد مصطفى اسماعيل مى پردازد. آن زمان كه او بيش از 12 سال سن ندارد به عنوان حافظ كل قرآن مطرح مى شود و در همين ايام نيز شيوه و احكام تجويد قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام مى ورزد.

استاد عبدالعال در 13 سالگى طريقه و روش خاصى براى خويش اتّخاذ نموده و سبك خويش را برمى گزيند زيرا بر اين عقيده است كه : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنين و آواى خاصى نهاده است و بر اين اساس هيچ گاه نمى تواند صوتى را به صوتى تشبيه نمود. آن زمان كه يك قارى پس از ممارست وپشتكار فراوان مى تواند قارى برجسته اى شود، بهتر آن است كه طريقه اى خاص خويش برگزيده و به اين ترتيب بر اين سبك كه نمايانگر شخصيت حقيقى اوست استوار بماند؛ زيرا الگو ساختن تلاوت خاصى در اوان كودكى وآغاز كار و تقليد از آن شيوه نيكويى است كه قارى مى تواند به اين طريق با پيشرفت خويش، سبك خاص خود را انتخاب كند. تلاوت به سبكى تقليدى از يك استاد، در واقع سبب معروفيت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقليد كننده و من باز توصيه مى كنم كه هر فردى براى خويش سبكى خاص داشته باشد.

استاد متولى در پاسخ به اين سؤال كه فراگيرى علم نغمات صوتى و مقامات الحان چگونه مى باشد بدين گونه پاسخ دادند: طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى بايد آن را يافت و جست و جو كرد. همان طور كه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون»  يعنى: و از اهل ذكر (يعنى علما و دانشمندان هر امّت) اگر نمى دانيد سؤال كنيد و بديهى است كه مقامات الحان خود داراى علمى پيچيده است و علمايى خاص خويش دارد كه براى يادگيرى اين علوم و فنون بايد از اهل آن و علماى آن تفحص نمود. تا به اين طريق بتوان از عهده تلاوت و عملى نمودن مقامات برآمده و به اجراى آنها پرداخت. به عنوان مثال: نغمات رست صبا و سه گاه چيست و چگونه بايد آن ها را در تلاوت اجرا نمود؟ به اين ترتيب مى توان هر دستگاهى را مرتب اجرا كرد. گذشته از اين ها بايد الحان را توام با احساس قلبى و منطبق بر معانى و مفاهيم قرآن كريم پياده كرده تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك كرده و لذت وافرى از اين امر ببرد در غير اين صورت دانستن موسيقى صرفاً به جهت زيبا ساختن صوت هيچ سودى نخواهد داشت.

استاد متولى عبدالعال در سال 1370 به كشور جمهورى اسلامى ايران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد جريان داشت عهده دار داورى مسابقات شدند. سپس با مسافرت هاى متعدد خويش به شهرهاى قم ، مشهد ، كرمان و يزد، شور و شوقى وصف ناپذير در محافل قرآنى به پا كرده و توانستند با تلاوت هاى زيباى خويش خيل بيشمارى را شيفته اين كلام مقدس سازند. تا بدانجا كه خود ايشان در خاطرات شان همواره به اين نكته اشاره دارند كه اين شور و عشق به قرآن و قاريان قرآن، در هيچ جا نمى توان بدين گونه شاهد بود. وى به حقيقت اينها را بالاترين اشتياق به كلام مقدس خداوند مى داند كه اين عشق، پير و جوان، زن و مرد نمى شناسد؛ عشقى كه از دل هايى پاك برخواسته و انظار را متعجب مى سازد. ايشان در سال 1370 به دعوت كانون قرآن كريم دانشگاه تهران در تالار فردوسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى اين دانشگاه به تلاوت قرآن كريم پرداخت كه خاطره آن تلاوت در ميان انبوه عاشقان كلام خداوند هرگز از اذهان فراموش نخواهد شد. طى مصاحبه اى كه راديو قرآن با استاد داشتند، ايشان ضمن توصيه هايى در باب قرائت قرآن و اهتمام به آن، علاقه خويش را براى مسافرت مجدد به ايران اعلام كردند. وى خواهان آن بودند تا در فرصتى مناسب سفرى ديگر به ايران داشته باشند چرا كه خاطرات مسافرت به ايران را از بهترين خاطرات خود مى دانند. 

استاد «سيد متولى عبدالعال»

 استاد «سيد متولى عبدالعال» از جمله قاريان بنام و مشهور كشور مصر مى باشد كه در دهه اخير به اوج شهرت خويش دست يافت و اين امر بواسطه تلاوتهاى بسيار زيباى اين استاد است كه توام با نغمات حزين و صداى گرم و نواى هيجان برانگيز و ملكوتى وى مى باشد . او در نزد قاريان كشور ايران و علاقمندان و شيفتگان كلام نورانى وحى هم اكنون از محبوبيت و شهرت بسيارى برخوردار است و نواى دلنشين و موزون تلاوت اين استاد در كشور اسلاميمان طرفداران بسيارى دارد .

اين استاد قارى ، در بهمن ماه سال 1370 بنا به دعوت اداره اوقاف و امور خيريه استان تهران سفر پربارى به ميهن جمهورى اسلامى ايران داشتند كه به مدت يك هفته در تهران برنامه تلاوت قرآن به همراه استاد «شحات محمد انور» داشتند . سپس در داورى هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد تهران جريان داشت شركت نمود و سپس در پى سفرهاى متعددى كه به شهرهاى مختلف ميهن اسلامى ما داشتند از قبيل:قم ، مشهد ، كرمان و يزد با تلاوتهاى زيبا و نغمات محزون خويش ، شور و حرارت خاصى به محافل نورانى قرآن ما بخشيد و عاشقان قرآن كريم ، حظ وافر از تلاوت اين استاد ارجمند كسب نمودند . مصاحبه اى كه در ذيل از نظر شما عزيزان مى گذرد ترجمه فارسى مصاحبه عربى با اين استاد مى باشد كه در شهرستان قم انجام گرفت :

  س1- استاد اول ضمن معرفى خودتان از شما مى خواهيم كه توضيح دهيد چگونه شروع به قرائت قرآن و حفظ آن نموديد و هنگامى كه شروع به تلاوت نموديد آيا سبك خاصى داشتيد يا از قارى ديگرى تقليد مى نموديد؟

  ج1: به نام خداوند بخشنده مهربان و با سلام و درود فراوان بر پيامبر گرامى اسلام و آل و اصحاب گراميش ؛ نام من : «سيد متولى عبدالعال» ، هنگامى كه براى اولين بار و تازه شروع به تلاوت قرآن كرده بودم كودكى بودم كه در مكتب تحصيل مى نمودم و وقتى كه 3 جزء از قرآن را حفظ نمودم در سن 7 سالگى به سر مى بردم و پيشرفت شايانى در حفظ قرآن نمودم؛ در آن زمان به قرائت برخى از قاريان قديمى عشق مى ورزيدم و از آنها به ميزان طاقت و كشش صوت خويش تقليد سبك مى نمودم ؛ يعنى اگر توانايى تقليد از «شيخ عبدالباسط» داشتم از او تقليد مى كردم و نيز اگر توانايى تقليد از لحن «شيخ مصطفى اسماعيل» كه بسيار مورد علاقه ام بود را داشتم از وى نيز تقليد مى نمودم. البته همان طور كه عرض كردم، برحسب توانايى صدايم كه خداوند تبارك و تعالى به من موهبت نمود. هنگامى كه حفظ كل قرآن كريم را در مدت پنج سال به اتمام رساندم در آن زمان نوجوانى 12 ساله بودم و احكام و قواعد تجويد و قراءات را آموختم؛ و در آن زمان به صورت جدى شروع به تلاوت قرآن نمودم و در محافل گوناگون از بنده دعوت به عمل مى آمد. من در 13 سالگى بودم كه طريقه و روش خاصى را براى خويش اتخاذ نمودم، زيرا كه خداوند سبحانه و تعالى براى هر انسان طنين و آواى خاصى را در صوتش قرار داده كه هيچ گاه نمى شود گفت كه صوت فلانى شبيه صوت ديگرى است.

هنگامى كه يك قارى بعد از تمرين و كار زياد بدل به قارى خوبى مى شود و مراحل بلوغ را پشت سر مى گذارد، بهتر است كه طريقه اى در قرائت را براى خود برگزيند كه نمايانگر حقيقى شخصيت خود باشد؛ از جهت يك قارى مسلط و ماهر، و تحت تاثير شخصيت ديگرى قرار نگيرد. ليكن در سنين كودكى شخص به صورت تفريحى و يا تمرينى و همچنين جهت آمادگى صدايش جذب صداى بخصوصى مى شود و صوت تلاوت يك قارى را ممكن است الگوى كار خويش قرار دهد و از او تقليد كند؛ كه باكى نيست و اشكالى ندارد، كما اين كه اكنون شما از صداى «شحات محمد انور» يا خود بنده «سيد متولى عبدالعال» خوشتان آيد و ما را دوست بداريد.

همه قراء بزرگ را نظير استاد «عبدالباسط» و «مصطفى اسماعيل» كه در اصل آنها بزرگان علم قراءات و اساتيد اصلى ما به حساب مى آيند، همچنين استاد «شعيشع» را شما دوست مى داريد و از الحان و نغمات آنها تقليد مى كنيد، ولى باز اين نكته را متذكر مى شوم و آن را ضرورى مى دانم كه عرض كنم: هنگامى كه قارى به سن بلوغ مى رسد و بزرگ مى شود، لازم است براى خود شيوه و طريقه خاصى را در تلاوت قرآن اتخاذ نمايد تا بواسطه آن شيوه قرائت و صوت خويش، در نزد ديگران شناخته و معروف شده گردد؛ بطورى كه هنگامى كه ديگران صدايش را بشنوند، همان شخص به واسطه صوت و آواى مخصوص خود در نظر مردم جلوه گر گشته و شناخته شود.

س2- وجه تسميه شما به «سيد» چيست؟و آيا نام شما «سيد» است يا «متولى»؟  لطفاً در اين مورد توضيح بفرماييد:

ج2 : اما سبب نامگذارى من به «سيد» اين است كه چونكه اغلب مادران صوفيها را دوست دارند، مانند استاد و سيد من: «سيد احمد البدوى» كه از رجال صوفيه است؛ به خاطر اين، مادر من ـ رحمه الله عليها ـ به خاطر علاقه و ارادتى كه نسبت به رجال صوفيه كه اكثراً عارف به حق خدا هستند داشت، مرا به اسم سيد و سرور من: «سيد احمد البدوى» به نام «سيد» نام گذارى كرد و اين نام را خود برايم انتخاب نمود. و متولى نام پدرم است، ما در كشور مصر نام «سيد» زياد داريم و قاريان معروف و اساتيد كه سنى از آنها گذشته باشد در صورتى كه افراد صالحى نيز باشند به كلمه «شيخ» مورد خطاب قرار مى گيرند. و جهت تكريم و احترام از آنها مثلاً به عنوان شيخ فلان و شيخ فلان نام مى برند و اين يك چيز رايج و متداولى در كشورمان مصر است.

س3- از استاد در مورد نغمات صوتى و مقامات الحان و چگونگى فراگيرى اين علم نيز سؤال شد كه ايشان در اين زمينه توضيح بسيارى دادند كه ما به مهمترين آنها در ذيل اشاره مى كنيم:

ج3: طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى، بايد آن را يافت و جستجو كرد. همان طور كه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» ترجمه: «و از اهل ذكر(يعنى علما و دانشمندان هر امت) اگر نمى دانيد سؤال كنيد». «سوره نحل آيه 43». بديهى است كه مقامات الحان، خود داراى علمى پيچيده است و علماى مخصوص به خود را دارد كه متخصص اين گونه موارد هستند و شما براى دستيابى به خواسته هاى خويش، از علماى اهل فن اين كار سؤال و بحث و جستجو كنيد و از آنان درس و تمرين بخواهيد تا هنگامى كه فلان مقام را اگر خواستيد بخوانيد از عهده اجراى آن به خوبى برآييد. و بدانيد اگر دستگاه: «بيات» و «رست» و «سه گاه» و غيره را اجرا مى كنيد، اينها چه هستند و چگونه بايد آنها را در تلاوت اجرا نمود. و همين طور از اهل معرفت و دانش علم تلقى كنيد، و هر دستگاهى را مرتب بخوانيد. و اين را بدانيد كه گذشته از اينها بايد الحان را با احساس قلبى و منطبق بر مبانى و مفاهيم آيات قرآن كريم پياده كرد تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك نمايد و لذت وافرى از اين امر ببرد و گرنه دانستن موسيقى صرفاً به خاطر زيبا كردن، هيچ فايده و اجرى ندارد.

س4ـ ضمن تشكر از بيانات شيواى جنابعالى لطفاً بفرماييد وقت مناسب جهت تمرين قرائت و صوت از نظر شما چه موقعى مى باشد؟

ج4 : همان طور كه سابقاً نيز گفته بودم؛ و من اين نكته را از علماى مخصوصش دانستم، وقت مناسب و افضل جهت تمرين، در صبح زود قبل از صرف صبحانه مى باشد. بنابراين قارى اول بايد عادت كند كه صبح زود از خواب برخيزد و پس از اقامه نماز به وقت، قبل از طلوع آفتاب حفظ آيات قرآن را مرور نموده و سپس حداقل به مدت 10 دقيقه يا 7 دقيقه جهت تمرين، قرآن تلاوت نمايد؛ قبل از صبحانه و با صوت متوسط تلاوت كند نه با صوت بلند و جواب لحن؛ و بدانيد كه اين تمرين بسيار خوبى براى صوت است.

س5ـ در آخر ضمن تشكر از شما كه جواب گوى سوالات ما و برادران قارى ديگر بوديد، نظر خودتان را در باره سفر اخيرتان و ديدار با ملت جمهورى اسلامى ايران بيان فرماييد؛ و مشاهدات خود را در اين زمينه از محافل قرآن بازگو نماييد.

ج5: اينجانب در مصاحبه با مجلات، روزنامه ها، صدا و سيما و خدمت رهبر معظم انقلاب عرض كردم در هيچ جاى دنيا مانند ملت ايران نديدم و در حد بسيار بالايى در عشق ورزيدن به قرآن و اهميت دادن به اين كتاب آسمانى در سطح عالم، ملت بى نظير و بى مانندى هستند و من اين را به چشم خويش مشاهده كردم يا حتى حالا مى توانم بگويم كه در حد كشورهايى كه بنده به آنها مسافرت نموده بودم اين را به عنوان واقعيت و بدون غلو عرض مى كنم كه از اين حيث ملت شما بى نظير است. بنده همانند اين مردم با ايمان كه دل هاى پاكى دارند و آحاد مردم شما را در هيچ جا مشاهده ننمودم، آنها به قرآن عشق مى ورزند چه جوان و پير و زن و مرد و حتى كودكان خردسال، و اين يك حقيقت است كه من مى گويم و قصد مبالغه ندارم. و بنده حاضرم هر وقتى از بنده دعوت بعمل آيد در سال هاى آينده باز هم به كشور ايران مسافرت نمايم و از خداوند منان خواستارم كه هر سال ما را موفق به ديدار شما عزيزان سازد. و خداوند ان شاء الله به همه ملت ايران رفاه و سعادت و خير فراوان ارزانى نمايد و به مسئولين محترم و قاريان خوب شما عزت و افتخار بيشترى نصيب فرمايد. و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.